حجت الاسلام احمدی پرتو:
نظریههای اومانیستی از درک «ایمان» عاجزند
پژوهشگر مسائل اجتماع با اشاره به نقد غیرمستقیم شجاعیزند از سکوت جامعهشناسان ایرانی، تأکید کرد: آنها نه تنها انگیزه، بلکه توانایی لازم برای مطالعه جامعه فعلی را ندارند و نظریههای جامعهشناسی اومانیستی به دلیل ناتوانی در درک «ایمان» و «مقاومت مؤمنانه» باید از محافل آکادمیک ایران جمعآوری شوند.
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام محمدتقی احمدی پرتو، استاد جامعهشناسی، با اشاره به نقد غیرمستقیم شجاعیزند از سکوت جامعهشناسان ایرانی، تأکید کرد: آنها نه تنها انگیزه، بلکه توانایی لازم برای مطالعه جامعه فعلی را ندارند و نظریههای جامعهشناسی اومانیستی به دلیل ناتوانی در درک «ایمان» و «مقاومت مؤمنانه» باید از محافل آکادمیک ایران جمعآوری شوند.
علیرضا شجاعی زند دانشیار گروه جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس در برنامه تلویزیونی جریان با اشاره به حضور پرشور مردمی از دانشگاه ها خواست در تبیین این پدیده پیش قدم شوند.
متن یادداشت حجت الاسلام احمدی پرتو با اشاره به سخنان شجاعی زند به شرح ذیل است:
شجاعیزند خیلی محترمانه و غیرمستقیم، سکوت جامعهشناسان را نقد میکند و به آنها پیشنهاد میدهد از جامعهی ایرانی داده بردارند.
اما عمدهی جامعهشناسان ما انگیزهای ندارند. راستش را بخواهید توانی هم ندارند. جامعه در نگاه این افراد همیشه بهمثابهی یک متن مطالعه میشد. متن هم قابلیت تفسیر دارد. اگر این جماعت، تا حد زیادی قائل باشند به نظریهی مرگ مؤلف رولان بارت، آنوقت ناتوانی آنها عیانتر میشود. چطور؟
بارت نظریهپردازی فرانسوی بود که در مقاله «مرگ مؤلف» (1967) استدلال کرد معنای یک متن به نیت مؤلف وابسته نیست، بلکه توسط خواننده و زمینههای فرهنگی او شکل میگیرد. به عبارت دیگر، متن پس از آفرینش از مؤلف خود مستقل میشود و خواننده بهعنـوان خـالق جدیـد معنـا عمل میکند. این ایده مقابل رویکردهای تفسیری سنتی و ساختارگرا بود که نیت و انگیزه مؤلف را در فهم و تفسیر متن مؤثر میدانست.
با این توضیح، جامعهی ایرانی و به تعبیر بهتر «ملت مبعوث» و مردم برانگیخته، متنی نیست که بتوان از مؤلف تفکیکش کرد و نیت و انگیزهی آحاد را در تفسیرش دخالت نداد. زمینههای فرهنگی خواننده[جامعهشناس] هم تاب این میزان از درک اعجاز را ندارد. اصلا بابت همین هرجا گفته میشد مردم ایران مؤمن و دیندار هستند، بلافاصله جامعهشناسانی موضع میگرفتند و گوینده را به ندیدن واقعیت و انکار آن متهم مینمودند. درحالیکه در حقیقت خودشان منکر امری به نام "ایمان" بودند. حالا ایمانِ انکار شدهی مردم، به تعبیر فوکویی مکانمند شده و در بافت خیابان متعین گشته. بُهت ناشی از این اعجاز، حالاحالاها ادامه دارد.
نکته مهمی بود. باید بساط نظریه های جامعه شناسی اومانیستی که از درک حقیقت ایمان و مقاومت مؤمنانه عاجز است در جوامع آکادمیک ایران جمع شود.
وقتی دهها نظریه جامعه شناسی که برای وضعیت های بحرانی و فوق العاده ساخته شده اند در درک و تفسیر پدیده جنک تحمیلی سوم ابرقدرت ها علیه ایران ناتوان مانده اند، چه نیازی به ادامه این مسیر غلط وجود دارد؟ این جنگ پردهِ برداری از نمایشِ رسوایی شبه علم جامعه شناسی بود!
این جنگ برای عزیزان موشکی و..جنگ نظامی است و برای دانش آموزانِ دغدغه مند و طالبانِ حقیقت
بهترین فرصت برای انقلاب علیه نظریه های غلط جامعه شناسی و علوم اجتماعی.
ارسال نظرات