وقتی اینترنت نبود، عشق بود
به گزارش خبرگزاری رسا از تبریز، فروردینماه ۱۴۰۵، وقتی درختان روستای «حوریلر» شهرستان هوراند شکوفه میدادند و زمین از عطر باران بهاری تازه نفس میکرد، سکوت عجیبی بر نیمکتهای مدرسهها به دلیل شرایط جنگی «رمضان» و اجباری شدن آموزش مجازی حاکم بود. اما در این میان، یک معلم نفسِ بهار را شنید؛ نفسی که از میان قاب تبلتها و گوشیهای خاموش روستا بیرون نمیآمد.
وقتی اینترنت نبود، عشق بود
دراین شرایط خانم «فریبا قرشپور»، آموزگار مدرسه روستای حوریلر، با چشمانی که از دغدغه روشن بود، به این فکر کرد که خیابانهای روستا هنوز بوی بهار میدهد، اما خانه بسیاری از دانشآموزانش از آموزش خبری نیست.محدودیت دسترسی به اینترنت در روستای حوریلر و عدم امکان حضور آنلاین کودکان، این معلم دلسوز را به تصمیمی بزرگ واداشت: برگزاری کلاسهای حضوری در منزل شخصی خودش.
او با شروع رسمی سال تحصیلی در فروردینماه، در حالی که هنوز هوای بهاری هوراند با نسیم خنکی همراه بود، خانه خود را به مدرسهای گرم و صمیمی تبدیل کرد. تخته سیاهی در گوشه اتاق نصب شد، دفترها و مدادها مرتب چیده شدند و بوی گچ با بوی سبزه عید پیوند خورد.
بهار در کلاسِ بیاینترنت
دانشآموزانی که نمیتوانستند در «شاد» حاضر شوند، حالا هر روز صبح با کیفهایی بر دوش، راهی خانه معلمشان میشدند. در آن خانه کوچک، نه خبری از قطعی سرور بود، نه لگد زدن به مودم. فقط صدای گرم معلم، خندههای کودکانه و نوای «سلام، صبح بخیر» که جایش را به «سال نو مبارک» داده بود.
خانم قرشپور در آن روزهای بهاری، با درک عمیق از اهمیت تداوم آموزش، نشان داد که هیچکس در مسیر یادگیری عقب نخواهد ماند، حتی اگر اینترنت نباشد، حتی اگر مدرسهها تعطیل باشند، حتی اگر جنگ، سایه سنگینش را بر روستا انداخته باشد.
او معلمی کرد به سبک شکوفههای سیب؛ بیادعا، بیسروصدا و پر از طراوت.این حرکت ارزشمند که در نخستین روزهای بهار ۱۴۰۵ در شهرستان هوراند رقم خورد، یادآور این حقیقت است که «چراغ تعلیم و تربیت» هرگز خاموش نخواهد شد، چرا که معلمانی چون سرکار خانم فریبا قرشپور، با عشق و تعهد بیدریغ خود، مدرسه را به خانهها میبرند و خانه را مدرسه میکنند.
بهاری که معلمی از جنس ایثار، آن را ماندگار کرد.