وظیفه رسانه داخلی، تولید روایت بدل در چالشهای رسانهای
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام رضا رستمی، مسئول مرکز رسانه و فضای مجازی حوزههای علمیه، درهفتمین نشست از سلسله نشستهای «تبیین شاخصهای قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با محوریت «نقش رسانه در تولید قدرت نرم»، ضمن بیان نکاتی پیرامون جنگ روایت ها خاطر نشان کرد: در دنیای پیچیده امروز، مفهوم «جنگ ترکیبی» فراتر از درگیریهای نظامی صرف رفته و به این معناست که دشمن با بهرهگیری از تمامی ابزارهای آسیبرسان، به زانو درآوردن جامعه مخاطب را هدف خود قرار داده است. در این میان، «جنگ روایتها» به عنوان یکی از قدرتمندترین اضلاع این جنگ ترکیبی، به ابزاری برای تغییر و تحریف واقعیتها در ذهن مخاطب، مطابق با امیال و اهداف خاص تبدیل شده است.
مسئول مرکز رسانه حوزه ادامه داد: تحول رسانه در این عرصه را میتوان به سه دوره متمایز تقسیم کرد. در دوره اول، رسانهها عمدتاً نقش پوششی و انعکاسدهنده صرف وقایع را بر عهده داشتند و صرفاً به اطلاعرسانی رویدادها میپرداختند. در دوره دوم، رسانهها به ابزاری فعال در میدان نبرد تبدیل شدند و در کنار پوشش خبری، در جنگ روانی و پیشبرد اهداف میدانی، نقشی کلیدی ایفا میکردند. اما امروزه، شاهد ورود به دوره سوم هستیم؛ دورهای که رسانه نه تنها ابزار میدان، بلکه «محور میدان» است. در این مرحله، کل میدان و رویدادها به گونهای برنامهریزی و اجرا میشوند که روایت مطلوب شکل گرفته و ذهن مخاطب را به سمت و سویی خاص هدایت کنند. بسیاری از اقدامات صورت گرفته در درگیریهای اخیر، صرفاً با هدف شکلدهی به روایت مطلوب دشمن و اثبات «تسلط و اقتدار» انجام شده است.
وی افزود: در مواجهه با این چالش، وظیفه رسانه، تولید «روایت بدل» یا «ضد روایت» است. در مرکز رسانه حوزه، نزدیک به دو سال است که تلاشهایی در زمینه سواد روایت و تولید محتوا در این راستا صورت گرفته و پس از آغاز جنگ اخیر، این روند با تولید گزارشهایی با عنوان «روایتهای جنگ» و تولید ضد روایتها، با جدیت بیشتری پیگیری شده است. گزاره کلان در عرصه روایت که مد نظر ماست، بر تولید روایتهای متضاد با روایت دشمن و تبیین حقیقت استوار است.
رستمی تولید روایت را دارای چارچوب مشخص دانست و خاطر نشان کرد: خود فرآیند تولید روایت، دارای یک چارچوب و تکنیکهای خاصی است که باید به دقت مورد توجه قرار گیرد. چارچوب تولید روایت را میتوان در چهار مرحله اصلی خلاصه کرد: اول، «تولید مفهوم کلان روایت». این بدان معناست که هر خبر و رویدادی که در میدان رخ میدهد، باید به عنوان بخشی از یک پازل بزرگتر دیده شود که در نهایت به تکمیل یک تصویر کلی منجر میشود. به عنوان مثال، اگر گزاره کلان ما «مظلوم مقتدر» است، هر خبری که منتشر میکنیم باید در جهت تبیین مظلومیت خود و در عین حال، اقتدار ناشی از این مظلومیت باشد. این رویکرد تضمین میکند که تمامی محتواها در راستای یک هدف واحد و منسجم حرکت کنند.
وی ادامه داد: دوم، «نظام همبستگی روایتها» هر محتوای رسانهای باید با سایر مطالب منتشر شده همخوانی داشته باشد و در جهت تکمیل همان پازل کلان روایت حرکت کند. این همبستگی از پراکندگی پیام جلوگیری کرده و انسجام و یکپارچگی روایت را تضمین میکند. محتواهای متناقض یا نامرتبط، قادر به شکلدهی یک روایت قوی و تأثیرگذار نخواهند بود. سوم، «تعیین نظام علی روایت».
حجت الاسلام رستمی گفت: برای دستیابی به تأثیرگذاری و نفوذ عمیقتر روایت، باید نظامی علی تعریف کرد که به پرسشهای پیشینی و آتی مخاطب پاسخ دهد. به عبارت دیگر، روایت ما باید به گونهای طراحی شود که نه تنها به دغدغهها و سوالات فعلی مخاطب پاسخگو باشد، بلکه بتواند پیشبینیکننده و پاسخگوی برخی از ابهامات و سوالاتی باشد که در آینده برای او پیش خواهد آمد. این رویکرد، روایت را به یک راهنمای فکری برای مخاطب تبدیل میکند.
مسئول مرکز رسانه حوزه افزود: چهارم، «نظام چینش گزارهها» است یعنی گاهی اوقات، ترتیب و نحوه چینش اخبار و گزارهها، اهمیت بیشتری از خود محتوا پیدا میکند. نحوه ارائه اطلاعات، چیدمان تیترها و تقدم و تأخر در انتشار مطالب، میتواند تأثیر بسزایی در درک و پذیرش روایت توسط مخاطب داشته باشد. یک چینش هوشمندانه میتواند پیام را برجسته کرده و آن را در ذهن مخاطب ماندگار سازد.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: در کنار این چارچوب، «تکنیکهای القای روایت» نیز از اهمیت بالایی برخوردارند. این تکنیکها به کنشگران رسانهای کمک میکنند تا روایت مطلوب خود را به صورت مؤثرتری به مخاطب منتقل کنند. به عنوان مثال، زمانی که دشمن اقدام به حملهای میکند و قصد دارد غلبه خود را نشان دهد، وظیفه ما ایجاد یک مفهوم کلی و قرار دادن اخبار در ذیل آن است. میتوان روایت یک مسئول شهادتطلب را به گونهای روایت کرد که غم از دست دادن او، به شجاعت و شهامت تبدیل شده و به الگویی برای دیگران بدل شود.
حجت الاسلام رستمی با برشمردن تکنیک های روایت گری ادامه داد: در جنگ اخیر، تکنیکهای روایتگری متعددی به کار گرفته شد که در تیترهای خبری نیز قابل مشاهده بود. این تکنیکها شامل: شکستن هیمنه دشمن و حمله به هویت دینی و ملی ما: این رویکرد تلاش میکند تا تصویر دشمن را به عنوان یک نیروی شکستناپذیر خدشهدار کرده و در عین حال، بر هویتهای ریشهدار دینی و ملی تأکید نماید.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: روایت ترور مسئولان: روایت این وقایع، میتواند به منظور نشان دادن قساوت دشمن و همچنین مقاومت و پایداری نیروهای خودی به کار گرفته شود. روایت نبرد زمینی: نمایش جزئیات و واقعیتهای نبرد زمینی، به مخاطب در درک عمق درگیریها و تلاشهای صورت گرفته کمک میکند. روایت میدان دیپلماسی: تبیین تحرکات و دستاوردهای دیپلماتیک، میتواند تصویر دقیقی از تلاشها برای حل و فصل مسالمتآمیز و همچنین قدرت چانهزنی در عرصه بینالمللی ارائه دهد. روایت حمله به زیرساختها: افشای این حملات، میتواند چهره خشونتآمیز دشمن را نمایان کرده و عمق فاجعه انسانی و مادی را به تصویر بکشد.
مسئول رسانه حوزه افزود: در نهایت، آنچه که اهمیت دارد این است که رسانهها باید تمامی اخبار و رویدادها را ذیل یک الگوی منسجم تولید روایت قرار دهند. این انسجام، قدرت تحلیل و درک عمیقتر واقعیتها را برای مخاطب فراهم آورده و او را در برابر تحریف و وارونهسازی واقعیتها واکسینه میسازد. این فرآیند، نیازمند درک عمیق از تکنیکهای رسانهای، شناخت مخاطب و تعهد به حقیقت است تا بتوان در عرصه جنگ روایتها، پیروزمندانه عمل کرد.