افشای ریشههای مذهبی استراتژی آمریکا/جریان «صهیونیسم مسیحی» در دستگاه سیاسی آمریکا
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، دکتر علیرضا استادیان، پژوهشگر و فعال رسانه، درهفتمین نشست از سلسله نشستهای «تبیین شاخصهای قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با محوریت «نقش رسانه در تولید قدرت نرم»، تمدن نوین اسلامی را دغدغه رهبر شهید دانست و ابراز داشت: در حوزه تمدنشناسی، واژگان و تعاریف نظری فراوانی مطرح شده است که هر اندیشمند یا متفکری برداشت و تعریف خاص خود را از آن ارائه داده است. اما در بستر فکری و انقلابی ایران، واژهای به نام «تمدن نوین اسلامی» از سوی رهبر شهید مطرح شده و توسعه یافت.
وی در ادامه افزود: این مفهوم در واقع امتداد و تکامل مسیر اندیشهای امام خمینی است که به یک مکتب فکری منسجم و راهبردی تبدیل شده است. آنچه امروز در ذهن اندیشمندان دانشگاهی و حوزوی شکل گرفته، حاصل ترکیب مباحث تخصصی، نظری و عملی است که میتواند فرهنگ جامعه را هدایت کند. این مسیر نوین، به گونهای طراحی شده است که حوادث و ابتلائات را همتراز کرده و نقشههای دشمنان را باطل سازد. تعبیر «مردمسالاری دینی» یا نقش فعال مردم در عرصههای اجتماعی، نشاندهنده این حقیقت است که منظومه فکری امام و رهبری، ساحتی را آفریده که در آن مردم در غیاب امام زمان (عج) و در سایه ولایت فقیه، وظیفه خود را در هدایت مسیر درست انقلاب ایفا میکنند.
استادیان گفت: در اندیشه رهبر معظم انقلاب، گذارههای تمدن اسلامی دارای کلیدواژههایی بنیادین هستند که در گفتمان رسمی اسلامشناسی و انقلابی میدرخشند؛ از جمله حکومت اسلامی، عقلانیت سیاسی، مصلحتسنجی، توجه به متون دینی، و مبارزه با نظام سلطه. تمدنسازی در این نگاه، یک فرآیند پیوسته، مدرج و مرحلهبندی شده است. باور محوری این است که برای شناخت دقیق «تمدن نوین اسلامی»، راهی جز شناخت عمیق سنت اسلامی و شناخت پویای رقیب تمدنی (نظام جهانی غرب و آمریکا) وجود ندارد.
وی در ادامه تاکید کرد: در این راستا، تأکید بر واژه «دشمن» یا «رقیب»، به معنای جنگجویی صرف نیست، بلکه بیانگر شناخت جدی، اتکاء به خود و استقلال در مقابل سیاستهای توسعهطلبانه و دستاندازگرانه دشمنی است که منابع و اقتدار خود را به چنگ میآورد. این فهم درست برای مردم ایجاد میکند که با یک دشمن تمدنی روبرو هستند. وقتی مردم این عمق ماجرا را درک کنند، با وجود غمانگیز بودن حوادث، حیرانزده نمیشوند و میدانند که این توطئهها بخشی از جنگ نرم و رسانهای دشمن است. قدرت نرم تمدنی ایران، بخشی از آن ناشی از گفتمانسازی دقیقی است که رهبری معظم انقلاب انجام دادهاند.
پژوهشگر و فعال رسانه، با این حال، یک خلأ یا ضعف در این مسیر وجود دارد و آن عدم ارائه شناخت دقیق و کافی از لایههای پنهان دشمن است. به نظر میرسد رسانههای ما در توسعه و تبیین این مفهوم به طور کامل عمل نکردهاند. آمریکا و اسرائیل امروزه با استراتژی جدیدی ظاهر شدهاند که در آن خود را نه صرفاً یک قدرت سکولار یا سیاسی، بلکه حامل یک «دیدگاه دینی و مذهبی» خاص معرفی میکنند. برای مثال، لایههای دینی انحرافی و جریانهای مؤثر علیه ایران، پیوند ناگسستنی با صهیونیسم دارند. ترامپ، با وجود عدم وابستگی به کلیسای خاصی، پس از انتقال سفارت به قدس اشغالی، رسماً اعلام کرد که این اقدام را در راستای خواستههای «مسیحیت صهیونیسمی» انجام گرفته است. این نشان میدهد که رهبران آمریکا با رویکردی مبتنی بر الهیات صهیونیستی درعرصه حضور دارند.
وی ادامه داد: وقتی این لایه دینی به مخاطب داخلی و خارجی بیان نشود، روایتهای تحریفشده دشمن قدرت میگیرد. مانند ادعاهای شخصیتی مانند «روبیو» یا تحلیلگرانی که میگویند «ایرانیها فقط سر جنگ دارند» و تصمیمات ما برای دفاع را آخر لازمانی مینامند؛ این در حالی است که سیاستهای ما بر اساس منطق دفاعی و ملی است، نه پیشدستی یا آخرالزمانی بودن. ما در جبهه دفاع هستیم، اما دشمن ما را به تهاجم متهم میکند. حقیقت این است که حاکمان آمریکا و اسرائیل، به شدت تحت تأثیر گفتمانهای آخرالزمانی و مسیحیت صهیونیستی هستند، اما آن را در پشت پرده پنهان میکنند و خود را عقلانی و سکولار نشان میدهند.
استادیان گفت: اگر روایت پیشزمینه ذهنی تصمیمگیران در آمریکا برای مردم تبیین شود و تابوهای تقدسشده سیاست آمریکا شکسته شود، میتوان شک ایجاد کرد که آیا دولت آمریکا کاملاً عقلانی است یا خیر؟ این افشاگری میتواند تأثیر بسزایی در جهان عرب و میان اهل سنت داشته باشد. اگر مسلمانان جهان بدانند که هجوم علیه ایران نه تنها یک تجاوز ژئوپلیتیک، بلکه ریشه در برداشتهای کتاب مقدسی نادرست و خطرناک دارد، گفتمان ضدایرانی دشمن خدشهدار خواهد شد.
وی در ادامه خاطر نشان کرد: تعمیق این روایت میتواند به ائتلافسازی با جریانات معتدل و میانهرو در جهان اسلام کمک کند و قدرت نرم ایران را در برابر هجمههای فکری و رسانهای تقویت نماید. بنابراین، ضرورت دارد که با دقت علمی، لایههای پنهان مذهبی-ایدئولوژیک دشمن افشا شود تا از سوءتفاهمهای تاریخی و مذهبی جلوگیری گردد و راه برای همافزایی نیروهای مقاومت در جهان اسلام هموارتر شود.