۲۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۹
کد خبر: ۸۱۹۸۵۸
در مسیر پدر (۲۲)؛

عکس حاشیه‌ساز؛ مواجهه با مردم در قاب‌های ساده

عکس حاشیه‌ساز؛ مواجهه با مردم در قاب‌های ساده
او با مهربانی ایستاد و یکی‌یکی با همه‌ی آن‌ها که می‌خواستند با پسر رهبرشان تصویری داشته باشند عکس انداخت؛ عکس‌های یک آدم خاص (آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای) با مردم معمولی، با گوشی‌های معمولیِ خود مردم، در بیمارستان معمولی رسالت تهران.

به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، در تجربه‌های اجتماعی مرتبط با جایگاه‌های سیاسی و خانوادگی در ساختارهای حکمرانی، یکی از نقاط حساس همواره «نحوه مواجهه با مردم در موقعیت‌های غیررسمی» است؛ موقعیت‌هایی که در آن، مرز میان حریم شخصی، جایگاه اجتماعی و توقعات امنیتی یا تشریفاتی به‌صورت هم‌زمان فعال می‌شود. در همین بستر، روایت‌هایی از سبک مواجهه حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای با مردم، به‌عنوان نمونه‌هایی از مدیریت این مرزهای حساس مطرح شده‌اند.

کتاب «در مسیر پدر»، در روایت بیست‌ودوم با عنوان «عکس حاشیه‌ساز»، به یکی از همین موقعیت‌ها در فضای بیمارستانی می‌پردازد؛ جایی که هم‌زمان عنصر عاطفه، اضطراب، صمیمیت و ملاحظات حفاظتی در هم تنیده شده و تصمیم‌گیری رفتاری را پیچیده می‌کند. محور روایت، نه صرفاً تولد یک فرزند، بلکه مواجهه با درخواست‌های صمیمانه کادر درمان برای ثبت یک یادگاری ساده است.

«عکس حاشیه‌ساز»

«این‌ها بدحجابن، یه وقت حاج آقا ناراحت نشن؟!»

این سؤالِ محافظ بود که از برادر خانم او پرسید. او و برادر خانمش در بیمارستان بودند. فرزند سومش به دنیا آمده بود و آن دو می‌خواستند بروند دنبال کارهای ترخیص که کادر اتاق عمل و سوپروایزر بخش آمدند تا با او عکس بگیرند.

محافظ که چشمش به سر و روی بعضی از آن خانم‌ها افتاد در گوش برادر خانم پچ‌پچ کرد. وقتی از خود او سؤال کردند گفت: «بگذارید عکس بگیرند.»

او با مهربانی ایستاد و یکی‌یکی با همه‌ی آن‌ها که می‌خواستند با پسر رهبرشان تصویری داشته باشند عکس انداخت؛ عکس‌های یک آدم خاص (آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای) با مردم معمولی، با گوشی‌های معمولیِ خود مردم، در بیمارستان معمولی رسالت تهران.

برگرفته از: روایت فریدالدین حداد عادل
منبع: برنامه‌ی تلویزیونی «پدر امت» شبکه دو

این روایت در ظاهر، صحنه‌ای ساده از یک بیمارستان را بازگو می‌کند، اما در سطح تحلیلی، به یکی از چالش‌های دائمی در زیست اجتماعی چهره‌های منتسب به قدرت اشاره دارد: تعارض میان نگاه حفاظتی و امکان ارتباط بی‌واسطه با مردم. پرسش اولیه محافظ، بازتاب منطق معمول امنیتی است که تلاش می‌کند هر موقعیت را از منظر ریسک و حساسیت اجتماعی تفسیر کند.

در مقابل این منطق، پاسخ کوتاه و صریح «بگذارید عکس بگیرند»، نوعی انتخاب آگاهانه برای کاهش فاصله اجتماعی و حذف حساسیت‌های غیرضروری را نشان می‌دهد؛ انتخابی که در آن، «ناراحتی احتمالی» جای خود را به «حق طبیعی ارتباط انسانی» می‌دهد. از این منظر، روایت نه درباره یک عکس یادگاری، بلکه درباره نحوه تعریف مرز میان شأن اجتماعی و زندگی روزمره است.

نکته قابل توجه دیگر، بستر روایت است؛ بیمارستانی عمومی در تهران، با ابزارهای ساده و شخصی ثبت تصویر، و بدون هیچ نشانه‌ای از تشریفات رسمی. این جزئیات، در کنار هم، تصویری از نوعی زیست غیرتمایزگذار را ترسیم می‌کند؛ زیستی که در آن، موقعیت خانوادگی به‌طور کامل به امتیازهای رفتاری تبدیل نمی‌شود و امکان تعامل مستقیم با مردم حفظ می‌گردد.

بدین ترتیب، روایت «عکس حاشیه‌ساز» در کتاب «در مسیر پدر»، فراتر از یک خاطره شخصی، به بازنمایی یک الگوی رفتاری در نسبت میان قدرت، خانواده و مردم می‌پردازد؛ الگویی که در آن، سادگی تعامل بر پیچیدگی ملاحظات مقدم می‌شود و تصویر نهایی، نه یک چهره دور از دسترس، بلکه یک حضور قابل دسترس در متن زندگی عادی مردم است.

 
ارسال نظرات
captcha