آیندهنگری در حکمرانی «ساختار» نیست، «فرهنگ» است/ مؤلفههای پنجگانه «هوش آیندهنگر»
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام احمد کوهی، استادیار و آینده پژوه در دهمین نشست از سلسله نشستهای «تبیین شاخصهای قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم»، با موضوع «تنظیم مرز قانون در فرهنگ؛ از تورم تقنینی تا حکمرانی هوشمند در عصر پلتفرمها» که به صورت مستقیم و زنده از طریق اتاق مجازی در خبرگزاری رسا برگزار شد، به تبیین مفهوم «هوش آیندهنگر» و نسبت آن با قانونگذاری و حکمرانی پرداخت.
وی با نقد رویکرد صرفاً بوروکراتیک به آیندهنگری اظهار داشت: ضرورت بلندنگاری در حکمرانی امری مسلم است، اما پرسش اساسی این است که آیا با اقدامات بوروکراتیک و ساختارسازیهای سازمانی میتوان آیندهنگری را تضمین کرد؟ اگر قوانین الزامآور بگذاریم، سیستم برنامهریزی سفت و سخت ایجاد کنیم و بودجه را کاملاً تابع برنامه کنیم، آیا اینها آیندهنگری و آیندهسازی را رقم میزند؟
حجت الاسلام کوهی با اشاره به تجربه چنددهه اخیر ایران تصریح کرد: تجربه نشان میدهد که به صرف ساختار، تدوین سند چشمانداز یا ایجاد یک سازمان با پشتوانه قانونی، آیندهنگری در یک مجموعه اتفاق نمیافتد. آیندهنگری نیاز به یک فرهنگ، نیاز به نهادینه شدن، نیاز به تغییر تفکر و تغییر نگاه دارد. آیندهنگری پیش از آنکه ساختار یا سند باشد، یک مدل تفکر است.
اسناد بلندمدت گاهی «قفلکننده» آیندهنگریاند
وی با بیان این که باید توجه شود که گاهی اسناد بلندمدت گاهی «قفلکننده» آیندهنگریاند، بیان داشت: اگر این مدل تفکر ایجاد شود، آنگاه سازمان و ساختار نیز میتوانند جای خود را پیدا کنند. اما به همان میزان که از این «ویلای فرهنگی» و تفکر دورتر باشیم، سازمانهای سفتوسخت کمتر اثر میگذارند؛ بلکه حتی بعضی اوقات میتوانند ما را از آیندهنگری دور کنند. همین سازمانها و اسناد بلندمدت میتوانند راه نگرش به آینده را قفل کنند به جای اینکه آینده را نزدیکتر و بهتر نشان دهند.
مصداق عینی «هوش آیندهنگر»
این استادیار و آینده پژوه در ادامه با اشاره به دوراندیشی امام شهید انقلاب اظهار داشت: شاید مدتها برخی باور نداشتند که رهبر معظم انقلاب تفکر دورنگر و آیندهنگر داشتند، اما الان پس از وقایع اخیر، بهتر میتوانیم دوراندیشیهای ایشان را ببینیم و بفهمیم. شخصیتی که از خیلی قبل چیزهایی را دیدند که دیگران نمیدیدند، تمهیداتی اندیشیدند و با صبر و حوصله و بدون نیاز به قانع کردن یا کنار زدن دیگران، مسیر را پیش بردند و رهبری و راهبری کردند.
«هوش آیندهنگر»
وی سپس به معرفی مفهوم «هوش آیندهنگر» و مؤلفههای پنجگانه آن پرداخت و تأکید کرد: این مهارت نه فقط در قانونگذاران و برنامهریزان، بلکه باید در مردم و مجریان قانون نیز توسعه یابد، زیرا مردم با مصرف قانون و انتظاراتی که پیدا میکنند، به شکلدهندگان قوانین بعدی تبدیل میشوند.
مؤلفههای پنجگانه هوش آیندهنگر
چشمانداز زمانی
حجت الاسلام کوهی بیان داشت: درک پیوسته از گذشته، حال و آینده. هر مسئله را باید در بستر زمان دید. از کجا شروع شده، اکنون در چه وضعیتی است و به کدام سو حرکت میکند.
وی با ذکر مثالی در این زمینه افزود: در قانونگذاری برای فضای مجازی، نباید صرفاً با یک درک ماهیتی ثابت برخورد کرد؛ بلکه باید دید این فضا از کجا آمده، اکنون کجاست، به چه سمتی میرود و آیا دارد یک تمدن متفاوت ایجاد میکند؟
گشودگی به بدیلها
استادیار و آینده پژوه ابراز کرد: توانایی دیدن عدمقطعیتها، سناریوهای مختلف و به چالش کشیدن باورهای مسلم، مهم است. ممکن است آینده شکل دیگری پیش رود. آیا برای آن شکل دیگر هم تصور و برنامهریزی داریم؟ باید برخی باورهای مسلم را به چالش بکشیم؛ مثلاً تاکنون توسعه را از طریق دریا دنبال نکردهایم، اما ممکن است امروز مسیر توسعه از دریا بگذرد.
ادراک سیستمی
وی بیان داشت: درک وابستگی متقابل عوامل و پیامدهای دستکاری هر یک. نباید تصور کنیم با تغییر یک عامل، بقیه عوامل دستنخورده باقی میمانند.
باور و عاملیت
حجت الاسلام کوهی با بیان این که باور به اینکه میتوانیم بر آینده تأثیر بگذاریم و صرفاً تماشاچی نیستیم، ابراز کرد: آسیب تخصصگرایی این است که هرچه متخصصتر میشویم و ابعاد پیچیده جهان را بیشتر میبینیم، باورمان به عاملیت خودمان کاهش مییابد و احساس میکنیم کاری از دستمان برنمیآید، درحالی که مردم عادی گاهی در این باور از متخصصان جلوترند.
دغدغه دیگران و نسلهای آینده
وی با بیان این که تغییر فرهنگی که باید اتفاق بیفتد این است که فقط خود و نسل حاضر را نبینیم، بلکه برای نسلهای آینده نیز بیندیشیم و برنامهریزی کنیم، اظهار داشت: اگر این دغدغه نباشد، انگیزه چندانی برای آیندهنگری نخواهیم داشت.
ضرورت برنامه توسعه برای هوش آیندهنگر
استادیار و آینده پژوه در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد: ما برای توسعه هوش آیندهنگر باید بتوانیم برنامهریزی کنیم، وضعیت موجود را در هر یک از این مؤلفهها بسنجیم و برای توانمندسازی در هر حوزه برنامه توسعه داشته باشیم. همچنین باید فرایندهای خود را بازطراحی کنیم تا این مؤلفهها در فرایندهای حکمرانی، قانونگذاری و اجرا نهادینه شوند.