به همت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی؛
دومین نشست از سلسله نشستهای «هماندیشی علمی میراث کلامی رهبر شهید» برگزار شد
دومین نشست از سلسله نشستهای «هماندیشی علمی میراث کلامی رهبر شهید(ره)» به همت گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در قم برگزار شد.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، دومین نشست از سلسله نشستهای «هماندیشی علمی میراث کلامی رهبر شهید»، در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی واقع در شهر قم برگزار شد.
این نشست که توسط گروه کلام اسلامی و الهیات جدید پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ترتیب یافته بود، با حضور اساتید و پژوهشگران حوزه کلام و اندیشه اسلامی به صورت حضوری و برخط برگزار گردید.
در این نشست، اساتید حوزه کلام به ارائه مباحث تخصصی خود در حوزه میراث کلامی رهبر شهید پرداختند:

دکتر محمد محمدرضایی، استاد فلسفه دین دانشگاه تهران، با موضوع مواجهه با نواندیشی دینی، تأکید کرد: در منظومه فکری رهبر شهید، روشنفکری حقیقی نه در تقابل با دین و سنت، بلکه در پیوند با عقلانیت، تعبد، حقیقتطلبی و آگاهیبخشی به جامعه معنا مییابد.
دکتر محمدرضایی با بیان اینکه مفهوم «روشنفکری» در فرهنگ جدید، ریشه در اصطلاحات غربی دارد، اظهار داشت: در سنت فرهنگی ما بیشتر از واژههایی چون عالم، دانشمند و حکیم استفاده میشد، اما در معنای جدید، روشنفکر به کسی گفته میشود که توانایی تحلیل منطقی مسائل، فهم امور و بیان حقیقت را دارد و میتواند نسبت به آنچه توده مردم هنوز به آن التفات نیافتهاند، آگاهیبخشی کند.
وی افزود: البته از نگاه رهبر شهید، هر کسی که عنوان روشنفکر دارد، لزوماً از محتوای حقیقی روشنفکری برخوردار نیست. روشنفکر واقعی کسی است که از حقیقت دفاع کند، در برابر ظلم بایستد و جامعه را نسبت به واقعیتها آگاه سازد.
این استاد دانشگاه تهران با اشاره به تحلیلهای رهبر شهید از وضعیت روشنفکری در ایران پیش از انقلاب، گفت: به تعبیر ایشان، روشنفکری در آن دوره با آسیبهای جدی همراه بود و از جمله ویژگیهای آن میتوان به مخالفت با مذهب، گرایش به سنت و فرهنگ غربی و نوعی درسخواندگی متأثر از الگوهای غربی اشاره کرد.
وی ادامه داد: رهبر شهید معتقد بود معنای اصیل روشنفکری در این فضا دچار دگرگونی شده بود؛ زیرا روشنفکر حقیقی نه با دین و فرهنگ بومی سر ستیز دارد و نه در برابر سنتهای اصیل میایستد، بلکه در عین بهرهمندی از عقلانیت، با تعبد و ایمان نیز پیوند دارد.
دکتر محمدرضایی با اشاره به نمونههایی که رهبر شهید از روشنفکری دینی ارائه میکند، گفت: ایشان از شخصیتهایی چون ملاصدرا، امام خمینی(ره)، شهید مطهری، شهید بهشتی و دیگر متفکران متدین به عنوان مصادیق روشنفکری حقیقی یاد میکند؛ افرادی که هم اهل تفکر عقلانی بودند و هم در مقام عمل، مؤمن، متعبد و مدافع معارف اسلامی.
وی افزود: رهبر شهید برای نشان دادن امکان جمع میان عقلانیت و تعبد، به شخصیت ملاصدرا اشاره میکند و او را فیلسوفی میداند که تفکر عقلی عمیقش نهتنها او را از دیانت دور نکرد، بلکه به او تعبدی ژرف بخشید.
این استاد دانشگاه تهران، با اشاره به ریشههای تاریخی روشنفکری در ایران افزود: از نگاه رهبر شهید، بخشی از جریان روشنفکری در ایران، بهویژه از دوره قاجار، دچار نوعی تقلید سطحی از غرب شد و گمان کرد که لازمه پیشرفت، کنار گذاشتن دین، فرهنگ بومی، آداب و رسوم ایرانی و حتی تغییر ظواهر زندگی به سبک غربی است.
دکتر محمدرضایی تصریح کرد: این در حالی است که در منطق رهبر شهید، اسلام نهتنها مانع علم و عقلانیت نیست، بلکه انسان را به علمآموزی، حقیقتجویی و تبعیت از عقل دعوت میکند؛ از همین رو، مخالفت با فرهنگ دینی و اسلامی، در بسیاری موارد ناشی از ناآگاهی یا تأثیرپذیری تقلیدی از تجربه غرب بوده است.

حجتالاسلام حسین صدیقی، مدیر مجمع عالی حکمت کرمانشاه، با موضوع «کلام قرآنی در اندیشه رهبر شهید» به تبیین جایگاه قرآن در دانش کلام از منظر حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای (قدس سره) پرداخت.
حجتالاسلام صدیقی با اشاره به مقدماتی پیرامون وظایف علم کلام (تبیین، پاسخگویی به شبهات، اثبات و دفاع از عقاید) اظهار داشت: در طول تاریخ، رویکردهای مختلفی در دانش کلام شکل گرفته است؛ از عقلگرایی و خردگرایی تا رویکردهای فلسفی و اجتهادی. اما کمتر به «رویکرد قرآنی» به عنوان یک رویکرد متمایز و مستقل توجه شده است.
وی با اشاره به کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» به عنوان محوریترین اثر رهبر شهید در این زمینه، تصریح کرد: رهبر شهید در مقدمه این کتاب، نقدی اساسی به وضعیت موجود دانش کلام در جهان اسلام وارد میکنند. ایشان میفرمایند: «قرآن سند قاطع و تردیدناپذیر اسلام در بیشترین موارد، سهمی در روشنگری و راهگشایی نیافته و به جای آن، دقتها و تعمقات شبهعقلی یا روایات و منقولات ظنی، گاه با اعتباری بیشتر، میداندار و مسئول شناخته شده است.»
مدیر مجمع عالی حکمت کرمانشاه افزود: رهبر شهید نتیجه این «بریدگی از قرآن» را چنین بیان میکنند که «تدبر در آیات قرآن جای خود را به قرائت و تلاوتی سطحی و سرسری و فاقد نتیجه و ثواب دنیوی و یکسره برای پاداش و جزای اخروی داده است.»
وی با استناد به بیانات رهبر شهید در همان مقدمه، اظهار داشت: ایشان تأکید میکنند که برای استنباط و فهم اصول اساسی اسلام (که مسائل اعتقادی و کلامی از جمله آنهاست)، باید «مدارک و متون اساسی دین، اصل و منبع باشد؛ نه سلیقهها و نظریههای شخصی یا اندوختههای ذهن و فکر این و آن». و در این مسیر، «قرآن کاملترین و موثقترین سندی است که میتوان به آن متکی شد؛ که باطل را از هیچ سویی بدان راه نیست».
روششناسی رهبر شهید؛ تدبر ژرفپیما
حجتالاسلام صدیقی با اشاره به روش کار رهبر شهید در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» خاطرنشان کرد: ایشان روش خود را «تدبر ژرفپیما» در قرآن معرفی میکنند؛ روشی که خود قرآن ما را به آن فرمان داده است. هدف ایشان این بوده که «مهمترین پایههای فکری که اندیشه اسلامی را میسازد و از سازندهترین و زندهترین ابعاد آن است، در خلال آیات رسا و روشن قرآن جستجو شود» و ضمن تشریح و تبیین این پایهها، شیوه تدبر و تأمل در قرآن را به شنوندگان بیاموزد.
مدیر مجمع عالی حکمت کرمانشاه با اشاره به برخی از ویژگیهای برجسته رویکرد کلام قرآنی، گفت: قرآن به دلیل آنکه منبع مشترک میان همه مذاهب اسلامی است، میتواند نقش مؤثری در تعامل مثبت و کاهش اختلافات کلامی ایفا کند. همچنین شبهاتی که از سوی جریانهای انحرافی (مانند وهابیت و بهائیت) مطرح میشود و غالباً ریشه قرآنی دارد، با تکیه بر خود قرآن و با رویکرد «کلام قرآنی» بسیار بهتر و مستدلتر قابل پاسخگویی است.

حجتالاسلام محسن عبدالملکی، عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان، با موضوع جریان های تکفیری در منظومه فکری رهبر شهید ابعاد سهگانه اندیشههای رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص جریانهای تکفیری را تشریح و با تأکید بر اهمیت تقسیمبندی جامع ایشان، این محورها را شامل «فکر»، «سازمان و تشکیلات» و «فرد» دانست.
حجتالاسلام عبدالملکی، با اشاره به تعریف رهبر شهید از جریانهای فکری جهان اسلام به دو دسته «اسلام ناب محمدی» و «اسلام آمریکایی»، اولین محور سخنان خود را به تشریح این دو مفهوم اختصاص داد.
اسلام ناب محمدی: جامع، ضد استکبار، امتمحور
به گفته وی، از دیدگاه رهبر شهید، «اسلام ناب محمدی» اسلامی همهجانبه است که ابعاد فردی و اجتماعی را پوشش میدهد. این اسلام به دنبال تشکیل نظام و دولت اسلامی، ایستادگی در برابر استکبار به ویژه آمریکا، و پایبندی به حاکمیت اسلام است. وی افزود: «این اسلام، مردمسالاری اسلامی است که از آن، ابولهبها و ابوسفیانها در هراسند؛ پایهریز تمدن اسلامی و امتمحور است که به دور از مسائل تفرقهانگیز و اختلافات قومی و مذهبی عمل میکند و سیاست را جزء لاینفک خود با همراهی عقلانیت میداند.»
اسلام آمریکایی: تجلی تحجر و سکولاریسم
حجتالاسلام عبدالملکی در ادامه به تشریح «اسلام آمریکایی» پرداخت و گفت: رهبر معظم با استفاده از تعابیر مختلفی چون «اسلام سفیانی، مروانی، ابوجهل، ابوذر، ابولهب، اسلام ضعیف، اسلام مراسم و مناسک میانتهی، اسلام ارتباطی» و همچنین «اسلام سکولار» و «اسلام تحجر»، به تبیین ابعاد این جریان فکری پرداختند.
وی ادامه داد: از منظر ایشان، «اسلام سکولار» اسلامی است که با اصول آمریکایی تطبیق یافته و در آن، نظریههای غربی و مفاهیمی که به عنوان بت پذیرفته شدهاند، جایگزین مبانی دینی میشوند. در مقابل، «اسلام تحجر» که با رویکرد خرافی و ارتجاعی همراه است، اسلامی بردهوار در برابر دلار و حکام منطقه توصیف شده است. این اسلام، متعصب، فاقد درک حقایق معنوی، دچار جمود و واپسگرایی در ظواهر، و گاه در قالب «آخوندهای درباری» در شیعه نمود پیدا میکند. این اسلام، نسبت به جنایتهای صهیونیستی بیتفاوت بوده و با طاغوت و صهیونیسم سازش میکند، اما همواره با اسلام ناب سر ستیز داشته و در پی تکفیر و تفرقه میان امت است.
حجتالاسلام عبدالملکی با اشاره به اینکه «اسلام آمریکایی» در شاخه «تحجر»، مصداق بارز جریانهای تکفیری است، نامهایی چون وهابیت، داعش، و شاخههایی از القاعده مانند عطیه الله لیبی و ابومحمد مقدسی، و جبهه النصره را از جمله گروههایی دانست که ذیل این تعریف قرار میگیرند.
وی با اشاره به اینکه رهبر معظم انقلاب در تقسیمبندی جریانهای فکری جهان اسلام، از «اسلام ناب محمدی» و «اسلام آمریکایی» سخن گفتهاند، تصریح کرد: تفاوت این تقسیمبندی با برخی صورتبندیهای دانشگاهی و غربی در آن است که رهبر انقلاب، در مقام تحلیل و تطبیق، نسبتها را بهگونهای تعریف میکنند که جریانهایی همچون اخوانالمسلمین، در صورت وفاداری به مبانی فکری خود، الزاماً در زمره جریانهای تکفیری و تحجری قرار نمیگیرند.

کتر حسین رمضانی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با تأکید بر اینکه تمام میراث فکری رهبر معظم انقلاب اسلامی وجهی تمدنی دارد، گفت: از سخنرانیهای ایشان در مسجد امام حسن عسکری(ع) مشهد و مسجد کرامت تا آخرین فرمایشات ایشان در بهمنماه، همواره مضامین تمدنی، اجتماعی و انقلابی دیده میشود؛ مضامینی که بر پایه قرآن، سنت و عقلانیت شکل گرفته است.
وی در این باره اظهار کرد: مراجعه به مراتب مختلف فکری رهبر انقلاب از دهههای پیش از انقلاب تا پایان عمر شریف ایشان نشان میدهد که با یک نگاه جامعهمحور و کلنگر نسبت به معارف دینی مواجهیم؛ نگاهی که اسلام انقلابی را میشناسد، معرفی میکند و از آن بهعنوان یک مجاهد دفاع میکند. همین مبنا، دلیل همدلی و همگرایی عمیق ایشان با امام خمینی(ره) بهعنوان شاگرد، مرید و فرزند معنوی آن حضرت است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، با بیان اینکه خوانش خود را بر اساس مجموعهای از بیانات و آثار رهبر انقلاب ارائه میکند، تصریح کرد: به نظر من، جوهره معنای تمدن اسلامی در نگاه ایشان «توحید» است؛ یعنی اینکه همه افکار، حالات درونی، انگیزهها، رفتارها و ساختارهای نرم و سخت اجتماعی برای خدا تعریف میشوند.
وی با اشاره به یکی از سخنان رهبر انقلاب در سال ۱۳۷۳ با فرماندهان سپاه گفت: ایشان در آن سخنرانی تأکید میکنند اگر انسان راه خدا را پیدا کند و بیاموزد که کار را برای خدا انجام دهد، کار برای او آسان میشود که این منطق، بنیان شکلگیری تمدن اسلامی است؛ از معمار و کارگر گرفته تا فرمانده، سرباز، سنگرساز و حتی عالم دینی، همگی وقتی کار خود را برای خدا انجام دهند، در مسیر تمدنسازی قرار میگیرند.
دکتر رمضانی ادامه داد: رهبر انقلاب در همان سخنرانی با طرح یک پرسش انکاری میپرسند آیا چنین ملت و کشوری از نظر زندگی دچار عقبماندگی میشود؟ و پاسخ ضمنی ایشان این است که اگر کارها برای خدا باشد، جامعه عقب نخواهد ماند. این نگاه، در واقع پاسخی عمیق به نظریههای عقبماندگی در مطالعات توسعه است و نشان میدهد که از منظر ایشان، فاصله گرفتن جامعه از روح توحیدی، علت اصلی عقبماندگیهاست.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، همچنین با اشاره به اینکه آثار مکتوب رهبر انقلاب نسبت به بیانات ایشان کمتر است، گفت: بخش مهمی از میراث فکری ایشان در قالب سخنرانیها و خطابهها ارائه شده است؛ با این حال، این آثار از انسجام نظری بالایی برخوردارند و از پراکندهگویی به دورند. در این بیانات میتوان خط سیر روشن اندیشه رهبر انقلاب را مشاهده کرد؛ اندیشهای که برای تمدن اسلامی، دین، عقلانیت، علم، اخلاق و حقوق مبتنی بر فقه اسلامی را ارکان اصلی میداند.

حجتالاسلام محمد کاشیزاده، عضو هیئت علمی گروه کلام و الهیات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، در تحلیلی درباره مفهوم «الهیات مقاومت» با تأکید بر ابعاد معنایی این واژه گفت: مقاومت در اصل به معنای ایستادگی و پایداری است، اما در لایههای مختلف معنایی میتواند مفاهیمی همچون عصیان، تمرد، مناظره، سرسختی، ضدیت و مقابله را نیز در بر بگیرد؛ بهویژه زمانی که از منظر ناظر یا حاکم به آن نگاه شود، ممکن است به صورت سرسختی، عدم انعطاف یا تقابل فهم شود.
عضو هیئت علمی گروه کلام و الهیات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، افزود: با این حال، در همه این معانی، یک عنصر مشترک وجود دارد و آن «ثبات» و «پایداری» است؛ همان پایهای که در ریشه لغوی این واژه نیز دیده میشود و با معنای قیام و ایستادن پیوند دارد.
وی با بیان اینکه در فرهنگ اسلامی، «مقاومت» معنای افزوده و عمیقتری پیدا میکند، اظهار کرد: در این چارچوب، مقاومت تنها ایستادگی نیست، بلکه ایستادگی «لِلّه» است؛ یعنی حرکتی که مبدا، پشتوانه، جهت و غایت آن الهی باشد. از این منظر، اگر انسان با اتکا و توکل بر خداوند، در مسیر امر الهی و برای هدفی الهی ایستادگی کند، این همان مقاومت در فرهنگ اسلامی است.
حجتالاسلام کاشیزاده تصریح کرد: «استقامت» و «مقاومت» در چنین نگاهی معنا مییابد و به حوزه الهیات اجتماعی نیز پیوند میخورد؛ زیرا مقاومت، صرفاً یک امر فردی نیست، بلکه زمانی به معنای دقیق خود میرسد که در مقام عمل، صورت اجتماعی و مردمی پیدا کند.
وی ادامه داد: الهیات مقاومت در حقیقت یک نظامواره توحیدی است که به ظهور یک کنش اجتماعی منجر میشود؛ یعنی جامعهای که بر توحید ثابتقدم بماند، ناگزیر به نفی عبودیت غیر خدا نیز میرسد. این همان معنایی است که در نخستین نوشتههای امام شهید درباره «توحید؛ نفی عبودیت غیر خدا» دیده میشود.
این استاد الهیات با اشاره به اندیشه امام شهید تأکید کرد: در نگاه ایشان، توحید فقط یک آموزه اعتقادی نیست، بلکه پیامدهای اجتماعی و سیاسی دارد؛ از جمله نفی طبقات اجتماعی و نفی هر نوع برتریطلبی مبتنی بر جایگاههای غیرالهی. در این منظومه، بالاترین مرتبه اجتماعی در جامعه ایمانی، بندگی خداوند است و رسول الهی نیز به عنوان بنده خدا شناخته میشود.
عضو هیئت علمی گروه کلام و الهیات پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، افزود: یکی از ارکان مهم این نگاه، پیوند مؤمنان با ولی الهی و اتصال آنان به خداوند متعال از طریق ولایت است؛ پیوندی که به جامعه ایمانی انسجام و هویت میبخشد.
ارسال نظرات