ابعاد نظریهپردازی در علوم اجتماعی و ضرورت تولید نظریه اسلامی
حجتالاسلام مجید مبینی مقدس، استاد حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، به تشریح ابعاد نظریههای علوم اجتماعی پرداخت و اظهار داشت: نظریههای علوم اجتماعی غرب مدرن بر مبادی معرفتی مشترکی استوارند که از منظر هستیشناسی، رویکردی سکولار؛ از منظر انسانشناسی، نگاهی اومانیستی؛ و از منظر معرفتشناسی، تأکید بر معرفت غیرشهودی دارند.
وی افزود: از حیث ارزششناسی نیز نظریههای علوم اجتماعی غرب مدرن بر ارزش بنیادین سودگرایی مبتنیاند و ارزشهایی همچون آزادی و برابری نیز در چارچوب همین مبنا تفسیر میشوند.
رویکردهای کلان در علوم اجتماعی
حجتالاسلام مبینی مقدس در ادامه به تشریح رویکردهای کلان در علوم اجتماعی پرداخت و گفت: بر اساس این مبادی معرفتی، در علوم اجتماعی با سه رویکرد کلان ـ یا به تعبیر رایج، سه پارادایم ـ مواجه هستیم. نخست، رویکرد اثباتی که انسان و جامعه را همچون نظامی ماشینی و قابل پیشبینی تلقی میکند و در پی کشف قوانین عام اجتماعی است. دوم، رویکرد تفسیری که انسان و جامعه را با تأکید بر عاملیت انسانی فهم میکند و در عین حال به نسبیبودن معرفت قائل است و تمایل چندانی به ارزشداوری درباره فرهنگها ندارد. از همین رو، برخی اندیشمندان غربی بر این باورند که باید امکان طرح دیدگاههای دینی، از جمله اسلام، نیز فراهم باشد.
وی افزود: اندیشمندان پارادایم تفسیری به دنبال فهم تفسیر کنشگران هستند؛ یعنی دریابند کنشگر چه معنایی برای رفتار خود قائل است. این فهم معمولاً از طریق روشهای کیفی، مانند مصاحبه عمیق، حاصل میشود. برای نمونه، ممکن است بر اساس ظاهرِ پوشش فردی، او مخالف دین یا نظام دینی تلقی شود؛ اما در گفتوگوی عمیق روشن می شود که معنای کنش او «بهروز بودن» است و چهبسا به تعبیر رهبر شهیدمان، دلبسته ارزشهای دینی و انقلابی نیز باشد.
تفاوت پارادایم اثباتی و تفسیری در علم ارتباطات
وی در ادامه به تفاوت این دو پارادایم در فهم ارتباطات اشاره کرد و گفت: در پارادایم اثباتی، ارتباط زمانی موفق تلقی میشود که مخاطب دقیقاً همان معنای مورد نظر فرستنده را دریافت کند؛ در غیر این صورت، ارتباط شکستخورده است.
حجتالاسلام مبینی مقدس افزود: در مقابل، پارادایم تفسیری بر این باور است که مخاطب میتواند معنایی متفاوت از مقصود فرستنده برداشت کند؛ زیرا او کنشگری خلاق است، نه دریافتکنندهای منفعل. مخاطب بر اساس ویژگیهای فردی و اجتماعی خود از متن معنا میسازد. برای مثال، هنگامی که فرستنده اعلام میکند «میخواهیم حقوق کارگران را افزایش دهیم»، ممکن است بخشی از مخاطبان از این پیام، افزایش تورم را برداشت کنند.
وی درباره تفاوت این دو پارادایم در چیستی هدف علم ارتباطات نیز بیان کرد: در پارادایم اثباتی، هدف اصلی تأثیرگذاری و اقناع مخاطب است و میزان تأثیر، شاخص موفقیت ارتباط بهشمار میرود؛ اما در پارادایم تفسیری، هدف اقناع نیست، بلکه هدف، فهم معنایی است که مخاطب از یک فیلم، نقاشی یا پیام گفتاری دریافت میکند.
امتداد فلسفه در علوم اجتماعی و امکان تولید پارادایم اسلامی
استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: این پارادایمها ریشه در فلسفه غرب دارند و در واقع، فلسفه در غرب در علوم اجتماعی امتداد یافته است؛ چه در حوزه نظریهپردازی و چه در عرصه روش تحقیق. برای نمونه، مکتب فلسفی پدیدارشناسی هم در نظریههای جامعهشناسی تأثیرگذار بوده و هم بهعنوان یک روش تحقیق کیفی در پژوهشهای اجتماعی بهکار گرفته میشود.
وی تأکید کرد: برای تولید علوم انسانی اسلامی نیز میتوان بر مبادی معرفتی اسلامی تکیه کرد و با بهرهگیری از ظرفیتهای فقه و فلسفه اسلامی ـ از جمله مکاتب فقهی قم و نجف و مکاتب فلسفی مشاء، اشراق و حکمت متعالیه ـ پارادایمهایی در علوم اجتماعی طراحی کرد و آنها را در عرصه نظریهپردازی و روش تحقیق امتداد داد.
منابع پیشنهادی
حجتالاسلام مبینی مقدس در پایان برای شناخت بهتر این رویکردهای کلان، مطالعه آثاری همچون جهانهای اجتماعی و روششناسی انتقادی حکمت صدرایی اثر استاد پارسانیا، فلسفه روش تحقیق در علوم انسانی اثر دکتر ایمان و پارادایمهای تحقیق در علوم انسانی نوشته نورمن بلیکی را پیشنهاد کرد.