«خبرنگاری، اخبار جعلی و اطلاعات غلط»؛ راهنمای یونسکو برای مقابله با بحران اختلال اطلاعاتی
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، کتاب خبرنگاری، اخبار جعلی و اطلاعات غلط، نوشته چریلین ایرتون و جولی پوزتی، با ترجمه علی احمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، از سوی انتشارات نشر علم منتشر شده است. این اثر در سال ۱۳۹۹ در تهران و در ۲۲۱ صفحه به چاپ رسیده و با زیرعنوان «دستنامهای برای آموزش روزنامهنگاری»، به عنوان یک منبع آموزشی برای تدریس روزنامهنگاری تدوین شده است.
این کتاب با پیشگفتاری از یونسکو آغاز میشود و در مقدمه، با طرح این پرسش که «چگونه اخبار جعلی را مدیریت کنیم؟» به بررسی مهمترین چالشهای روزنامهنگاری در عصر دیجیتال میپردازد.
اثر حاضر در قالب هفت درس تنظیم شده است. درس نخست با عنوان «چرا حقیقت، اعتماد و روزنامهنگاری اهمیت دارند»، درس دوم با موضوع «تفکر درباره اختلال اطلاعاتی؛ چارچوبهای اطلاعات غلط، اطلاعات گمراهکننده و اطلاعات مضر»، درس سوم با عنوان «تحول در صنعت خبر؛ فناوری دیجیتال، پلتفرمهای اجتماعی و گسترش اطلاعات گمراهکننده و اطلاعات غلط»، درس چهارم با موضوع «مقابله با اطلاعات غلط و اطلاعات گمراهکننده از راه سواد رسانهای و اطلاعاتی»، درس پنجم با عنوان «بررسی حقیقت و راستیآزمایی»، درس ششم با موضوع «راستیآزمایی رسانههای اجتماعی، ارزیابی منابع و محتوای بصری» و درس هفتم با عنوان «مبارزه با سوءاستفادههای آنلاین» تدوین شده است.
در مقدمه کتاب، نویسندگان با تأکید بر جایگاه حقیقت در حرفه روزنامهنگاری مینویسند که روزنامهنگاران همواره در جستوجوی حقیقت هستند، هرچند تضمین مطلق حقیقت امکانپذیر نیست. از نگاه آنان، روزنامهنگاری اخلاقی که بر ارزشهایی همچون شفافیت، پاسخگویی، استقلال، دقت و صحت اطلاعات استوار باشد، مهمترین ابزار مقابله با آنچه «عصر اختلال اطلاعاتی» نامیده میشود، به شمار میرود.
کتاب تأکید میکند که خبرنگار باید در برابر دولتها، گروههای فشار، منافع تجاری و سایر مراکز قدرت استقلال خود را حفظ کند و قواعد اخلاقی در گردآوری و تأیید اطلاعات، وجه تمایز روزنامهنگاری حرفهای از دیگر اشکال ارتباطات است. نویسندگان همچنین نقش دموکراسی در حمایت از روزنامهنگاری مستقل و تأمین منافع عمومی را از الزامات مقابله با بحران اطلاعاتی میدانند.
یکی از بخشهای مهم کتاب، درس سوم است که به پیامدهای اختلال اطلاعاتی برای صنعت خبر اختصاص دارد. در این بخش، از عواملی مانند همگرایی رسانهها، افزایش فشار برای تولید همزمان محتوا در چندین پلتفرم، کاهش فرصت انجام گزارشهای تحقیقی، ضعف فرایندهای ویراستاری و شتاب در انتشار اخبار به عنوان مهمترین چالشهای روزنامهنگاری امروز یاد شده است.
نویسندگان در این بخش مینویسند:
«ضربالاجلهای انتشار محتوا در فضای دیجیتال همواره «هماکنون» است که خود موجب بالا رفتن احتمال خطا میشود. اولین انتشار در فضای اجتماعی امری رایج است. خبرنگاران خبرهایشان را بر روی حسابهای شخصی خود یا رسانهشان در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند تا به تقاضای مخاطبانشان برای دریافت اخبار در زمان واقعی پاسخ دهند. اقداماتی از جمله پستگذاری در لحظه در توییتر، تصویرهای زنده فیسبوک و دیگر اقدامات روزنامهنگارانه که به نظارت سردبیری احتیاجی ندارد، (شبیه آنچه در پخش زنده تلویزیونی است)، ممکن است به طور بالقوه به ذهنیت «اول منتشر کن، بعد کنترل کن» بینجامد. وابستگی به تحلیلهای دادهای جزئی، به جای تمرکز بر دقایق توجه و زمان صرفشده بازدیدکنندگان وبسایت که نشانههای مفیدتری برای روزنامهنگاری بلند و باکیفیت است، به میزان کلیکخوری مقاله و تعداد بازدیدها توجه دارد و قیمت بالای تبلیغات دیجیتال، ترفندهای کلیکخوری را توجیه میکند. پیگیری انتشار فراگیر خبر به قیمت از دست دادن کیفیت و صحت آن تمام میشود و این مشکل با ماشینیشدن یادگیری نیز تشدید میشود.»
در ادامه، کتاب به علل ساختاری اختلال اطلاعاتی در صنعت خبر میپردازد و از فروپاشی الگوهای سنتی کسبوکار رسانه، کاهش بودجه و نیروی انسانی اتاقهای خبر، افزایش فشار زمانی، کاهش کنترل کیفی، تحول دیجیتال رسانهها و گسترش سریع اطلاعات غلط در بستر شبکههای اجتماعی به عنوان مهمترین عوامل این بحران یاد میکند.
درس پنجم کتاب به موضوع راستیآزمایی اختصاص دارد و با مقالهای از الکسیوس مانزارلیس آغاز میشود. نویسنده در ابتدای این مقاله مینویسد:
«از سیاستمداران تا بازاریابان، از گروههای هوادار تا شرکتهای بازرگانی، همه کسانی که سعی دارند دیگران را قانع کنند، در حقیقت در پی تحریف، اغراق یا مبهم کردن اطلاعات هستند. این طرح در پی آموزش مخاطبان است تا بتوانند حقیقت ادعاها را تشخیص دهند و شواهد را به صورت انتقادی، بر اساس هنجارها و استانداردهای اخلاقی ارزیابی کنند»
کتاب در ادامه، تاریخچه رشد جریانهای راستیآزمایی در جهان را مرور میکند و اختصاص جایزه پولیتزر سال ۲۰۰۹ به پروژه «پولیتیفکت» را نقطه عطفی در گسترش روزنامهنگاری مبتنی بر راستیآزمایی میداند. همچنین موج دوم توسعه این جریان را همزمان با گسترش پدیده جهانی اخبار جعلی پس از سال ۲۰۱۶ معرفی میکند؛ زمانی که آسیبپذیری زیرساختهای اطلاعاتی آنلاین در برابر اطلاعات غلط و گمراهکننده بیش از گذشته آشکار شد.
نویسندگان همچنین تفاوت میان «بازبینی»، «راستیآزمایی» و «افشاگری» را تشریح کرده و توضیح میدهند که بازبینی بیشتر بر محتوای تولیدشده توسط کاربران، شواهد اولیه، شاهدان عینی، موقعیت جغرافیایی و جستوجوی معکوس تصاویر تمرکز دارد، در حالی که راستیآزمایی با اتکا به اطلاعات متخصصان، دانشگاهیان و نهادهای رسمی، صحت ادعاها را ارزیابی میکند. در این بخش، نمونههایی از تجربههای راستیآزمایی در کشورهایی مانند برزیل، ژاپن، کره جنوبی و کشورهای آمریکای لاتین نیز معرفی شده است.
درس پایانی کتاب به تهدیدهای آنلاین علیه روزنامهنگاران اختصاص دارد. نویسندگان با اشاره به گسترش اطلاعات غلط و گمراهکننده در شبکههای اجتماعی، توضیح میدهند که خبرنگاران و منابع خبری آنان گاه هدف عملیات سازمانیافتهای مانند ایجاد کمپینهای ساختگی، حملات هماهنگ اینترنتی، انتشار اطلاعات گمراهکننده، جعل هویت، تهدیدهای دیجیتال و افشای اطلاعات شخصی قرار میگیرند.
کتاب همچنین هشدار میدهد که در برخی کشورها، دولتها با استفاده از «جوخههای نفرتپراکن دیجیتال» تلاش میکنند موج انتقادها را کنترل کرده و آزادی بیان را محدود سازند. علاوه بر این، موارد متعددی از خشونت و آزار آنلاین علیه زنان روزنامهنگار، انتشار ادعاهای جعلی، تخریب اعتبار حرفهای، تهدید و ارعاب خبرنگاران و منابع خبری گزارش شده که هدف آن تضعیف اعتماد عمومی به روزنامهنگاران و بیاثر کردن گزارشهای تحقیقی است.
در جمعبندی، کتاب خبرنگاری، اخبار جعلی و اطلاعات غلط حاصل دانش و تجربه گروهی از کارشناسان برجسته بینالمللی در حوزه مقابله با اخبار جعلی است که با ابتکار یونسکو تدوین شده و بر نقش سواد رسانهای، راستیآزمایی و روزنامهنگاری اخلاقی در مقابله با بحران اختلال اطلاعاتی تأکید دارد.
این اثر برای استادان و دانشجویان علوم ارتباطات، روزنامهنگاران، فعالان رسانهای، احزاب سیاسی، ناظران انتخابات و تمامی افرادی که در رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی فعالیت میکنند، منبعی آموزشی و کاربردی به شمار میرود.