کفشهای گِلی؛ وقتی احترام از آستانه چادر آغاز میشود
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، در ادبیات مردمپژوهی و سیرهنگاری اجتماعی، «جزئیات رفتاری در بحران» گاه بیش از سخنرانیها و تصمیمهای کلان، حامل پیامهای عمیق فرهنگی و ارزشی هستند. صحنههای پس از بحرانهای طبیعی، بهویژه زلزلهها، معمولاً به عرصهای تبدیل میشوند که در آن نوع مواجهه مسئولان با رنج مردم، بهدقت دیده و داوری میشود. در همین زمینه، روایتهایی از حضور میدانی رهبران سیاسی در مناطق آسیبدیده، بهعنوان بخشی از حافظه جمعی ثبت میشود؛ از جمله حضور میدانی حضرت آیت الله سید علی خامنهای و همراهانش در زلزله سرپلذهاب.
کتاب «در مسیر پدر»، در روایت بیستوسوم با عنوان «کفشهای گِلی»، به یکی از همین صحنههای میدانی در سال ۱۳۹۶ میپردازد؛ صحنهای که در آن، مواجهه مستقیم با مردم زلزلهزده، نه در قالب یک بازدید تشریفاتی، بلکه در دل چادرها و در میان خاک و گل روایت میشود. این روایت، بیش از آنکه بر حضور فیزیکی تمرکز کند، بر «نوع رفتار در آستانه ورود به حریم مردم» تأکید دارد.
«کفشهای گِلی»
سال ۱۳۹۶ بود و روزهای بعد از زلزلهی سرپلذهاب کرمانشاه.
پدر و پسر به چادرها سر میزدند. مردم تعارفشان میکردند داخل. هر چادری که مردش آنجا حاضر بود پدر اجازه میگرفت و وارد میشد؛ پسر هم پشت سر پدر. وقتی همه از چادر بیرون میآمدیم، گاهی محافظها کفشهای پدر را جلوی پایش میگذاشتند. پدر و محافظها و همراهها و دوربینبهدستها میرفتند؛ میماند آقازادهای که باید از میان گلوشل و زیر پای جمعیت کفشهایش را پیدا میکرد.«آقای قزلی تو هم دنبال کفشت میگردی؟»
لبخندش را جواب میدادم: «اگر پیدا کنیم هم این کفش دیگر کفش نمیشود.»بعضی محافظها و خبرنگارها در روستاهای دیگرِ آنجا به اقتضای شلوغی و شتاب، فهمیده یا نفهمیده با کفش وارد چادر زلزلهزدهها شده بودند؛ اما آن پدر و پسر (آیتالله العظمی سید علی خامنهای و آیتالله سید مجتبی خامنهای) حواسشان به نگهداشتن حرمت زیرانداز مردم هم بود.
برگرفته از: روایت مهدی قزلی (روزنامهنگار و نویسنده)
منبع: خبرگزاری فارس
این روایت در ظاهر، تصویری ساده از یک بازدید میدانی پس از زلزله ارائه میدهد، اما در لایه معنایی عمیقتر، به مسئله «حرمت فضاهای زیست مردم آسیبدیده» میپردازد. در چنین موقعیتهایی، هر رفتار کوچک—از نحوه ورود تا نوع تعامل—میتواند حامل پیام احترام یا بیتوجهی تلقی شود. تأکید روایت بر ورود بدون کفش به چادرها، در واقع بازتاب یک منطق فرهنگی است که حریم زندگی مردم را حتی در شرایط اضطرار نیز قابل احترام میداند.
در این میان، نکته برجسته روایت، تفاوت رفتار در یک موقعیت مشترک است؛ جایی که برخی همراهان به اقتضای سرعت و شلوغی، ناخواسته از این ظرافت عبور کردهاند، اما در مقابل، بر حفظ دقیق این مرز تأکید شده است. این تفاوت، از منظر اجتماعی، نشاندهنده اهمیت «رفتارهای جزئی اما معنادار» در شکلگیری تصویر عمومی از مسئولان است.
همچنین حضور میدانی در دل چادرهای زلزلهزدگان، آن هم در شرایطی که زمین پوشیده از گل و شلوغی ناشی از تجمع مردم است، نوعی همسطحسازی نمادین با زیست آسیبدیدگان را نشان میدهد؛ همسطحسازیای که در آن فاصلههای تشریفاتی به حداقل میرسد و مواجهه انسانی در مرکز قرار میگیرد.
بدین ترتیب، روایت «کفشهای گِلی» در کتاب «در مسیر پدر»، نه صرفاً گزارشی از یک بازدید پس از زلزله، بلکه بازخوانی یک الگوی رفتاری در مواجهه با بحران است؛ الگویی که در آن، احترام به حریم مردم، حتی در کوچکترین جزئیات رفتاری، بهعنوان بخشی از اخلاق حضور اجتماعی تعریف میشود.