یادداشت؛
کنش امت و بازدارندگی؛ بازخوانی یک تجربه تاریخی برای امروز
مجازات عاملان ترور امام شهید، نه یک انتقامِ صرف، بلکه سپری راهبردی برای جلوگیری از تکرار عاشوراهای بعدی است.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، اگر نگاهی به تاریخ اسلام و بهویژه سیر مواجهه حکومتهای اموی و عباسی با ائمه اطهار(ع) داشته باشیم، به یک قاعده مهم در مناسبات قدرت و جامعه دست مییابیم؛ اینکه کنش آگاهانه و مقتدرانه امت، میتواند دامنه رفتار حاکمان را محدود و هزینه اقدامات آنان را بهطور چشمگیری افزایش دهد.
نقطه آغاز این قاعده تاریخی را باید در واقعه عاشورا جستوجو کرد. شهادت جانسوز امام حسین(ع) و هتک حرمت بیسابقه نسبت به خاندان پیامبر(ص)، یکی از تلخترین رخدادهای تاریخ اسلام بود. اما عاشورا در همان نقطه پایان نیافت. موج بیداری اجتماعی، قیامهای متعدد توابین، مختار و دیگر حرکتهای خونخواهانه، اجازه نداد این جنایت بدون هزینه باقی بماند.
در میان این حرکتها، قیام مختار ثقفی جایگاه ویژهای دارد. هرچند درباره ابعاد تاریخی این قیام دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، اما اصل انتقام از بخش قابل توجهی از عاملان و مباشران فاجعه کربلا، این پیام را به حاکمان پس از یزید منتقل کرد که تعرض آشکار به امام معصوم(ع) میتواند هزینهای سنگین و ماندگار برای آنان به همراه داشته باشد.
همین افزایش هزینه سیاسی و اجتماعی، بهتدریج نوع رفتار حکومتها با ائمه اطهار(ع) را تغییر داد. اگرچه دشمنی با اهلبیت(ع) هرگز پایان نیافت و بسیاری از امامان شیعه نیز به شهادت رسیدند، اما در بسیاری از موارد، حکومتها تلاش کردند ظاهر اقدامات خود را حفظ کنند، مسئولیت مستقیم را پنهان سازند یا با شیوههای پیچیدهتر و کمهزینهتر اهداف خود را دنبال کنند. به بیان دیگر، آنان دریافتند که تکرار آشکار جنایتی مانند عاشورا، میتواند موجی از خشم عمومی و قیامهای انتقامجویانه را علیه آنان برانگیزد.
این تجربه تاریخی نشان میدهد که واکنش اجتماعی امت، صرفاً یک پاسخ احساسی نیست، بلکه میتواند به عاملی بازدارنده در برابر استمرار ظلم تبدیل شود. هنگامی که جامعه نشان دهد جنایت را فراموش نمیکند، مطالبه عدالت را رها نمیسازد و برای خون مظلوم هزینه میدهد، حاکمان نیز ناگزیر میشوند رفتار خود را با محاسبات جدیدی تنظیم کنند.
از این منظر، عاشورا تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه الگویی از تأثیر «کنش جمعی امت» بر معادلات قدرت است. اگرچه دشمنی با حق ممکن است ادامه یابد، اما هرگاه هزینه ظلم افزایش پیدا کند، دست ظالمان برای تکرار همان جنایت بستهتر خواهد شد و همین، یکی از مهمترین کارکردهای بازدارنده حضور آگاهانه و مطالبهگر مردم در طول تاریخ بوده است.
تطبیق تاریخی و مسئله امروز: معادله خونخواهی و صیانت از امامت
امروز نیز ما در همان دالان تاریخی و در برابر همان آزمون بزرگ قرار گرفتهایم. جبهه استکبار و تروریسمِ بینالملل، در جسارتی بیشرمانه، دست خود را به خونِ مطهر «امام شهید» آلوده کرده است. این واقعه، تکانهای سنگین بر پیکر امت بود، اما نباید در نقطه تشییع و سوگواری متوقف شود.
بر اساس همان منطقِ متقنِ تاریخی، خطای محاسباتی جبهه کفر در ترور امام جامعه، دقیقاً ناشی از این تصورِ باطل بوده است که جامعه دچار رخوت شده و توانِ بازدارندگی خود را از دست داده است. بنابراین، در شرایط کنونی، تنها راهِ بستنِ دستِ چدنی دشمن و ایجاد بازدارندگیِ مطلق، عبور از مرحلۀ شعار و ورود به عرصۀ «انتقام عینی و قصاص بدون تنازل» است.
امروز، استمرار تجمعات و خروش مردمی باید تبدیل به یک مطالبهگریِ سرسختانه برای «محاکمه، قصاص و نابودی تمامی عاملان، آمران و خطدهندگان این جنایت بزرگ» شود. در معادله قدرت، صلحطلبی در برابر ترور، چراغ سبزی برای ترورهای بعدی است.
قصاص؛ تنها سپرِ جانِ رهبری جامعه
بنابراین، فرجامِ منطقی این رستاخیز مردمی باید یک نتیجه آشکار باشد: تنها تضمینِ حقیقی برای صیانت از جانِ امامِ حاضر و رهبریِ بعدی جامعه، اجرای قاطعانه و بیرحمانه حکم قصاص علیه جنایتکاران است.
تا زمانی که تکتکِ دستهای دخیل در این ترور قطع نشوند و به سزای عمل خود نرسند، طمع دشمن برای ضربه زدن به عمود خیمه امت برطرف نخواهد شد. مجازات و قصاصِ پشیمانکننده تمامی عاملان این حادثه در زمان حاضر، نه فقط یک انتقام به تلافی گذشته، بلکه یک «سپر امنیتی راهبردی» برای حفظ جانِ امامِ بعدی و تثبیتِ اقتدار پایدارِ جبهه حق در آینده است. امت بیدار، این بار اجازه نخواهد داد که عاشورای دیگری تکرار شود.
ارسال نظرات