۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۱
کد خبر: ۸۲۵۶۲۵

مدیریت توحیدی؛ بندگی در ساحت تدبیر راه نجات و الگوی حمکرانی در کشور

مدیریت توحیدی
مدیریت توحیدی یعنی تبدیل کردن ساختارهای اداری به «سنگر خدمت». اگر در هر دولت، اداره و وزارت‌خانه‌ای، مدیر باور داشته باشد که کارمند خداوند است، فساد، ناکارآمدی و تبعیض رخت برمی‌بندد.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، مدیریت توحیدی در منظومه فکری انقلاب اسلامی، نه یک روش اجرایی در کنار سایر متدولوژی‌های مدیریتی، بلکه زیربنایی‌ترین اصل «جهان‌بینی» حاکم بر کارگزار است. در این نگاه، مدیر نه یک تکنسین صرف، که «عبد» خداست و مدیریت او تداوم بندگی اوست. در پارادایم انقلاب اسلامی، مدیریت نه یک سازوکار اداری، که تجلی‌گاه «توحید» است. مدیریت توحیدی یعنی «مدیر» در هر سطحی، خود را عهده‌دارِ «امانت الهی» و در پیوند با قدرت لایزال خداوند بداند.این نوشتار به تبیین این مفهوم با تکیه بر کلام امام راحل (ره) و رهبر معظم انقلاب می‌پردازد.

۱. توحید به مثابه مبارزه (مبنای استراتژیک)

امام خمینی (ره) با نگاهی جامع به مفهوم توحید، آن را از یک مقوله صرفاً اعتقادی به یک کنش سیاسی-اجتماعی تبدیل کردند. امام خمینی (ره) در صحیفه نور، جلد ۵، صفحه ۱۵۴، در تبیین ماهیت نهضت می‌فرمایند: «حرف نو انقلاب ما توحید بود و توحید بی‌مبارزه اتفاق نمی‌افتد.» این جمله معروف ایشان، ناظر به همین حقیقت است که «لا اله الا الله» نفیِ هرگونه سلطه و طاغوت است. در ادبیات امام، «لا اله الا الله» نفیِ هرگونه اقتدارِ غیرالهی است. اگر مدیر، حقیقت توحید را باور داشته باشد، نمی‌تواند در برابر طاغوت‌های درونی و بیرونی سکوت کند.

در مدیریت انقلاب اسلامی، این بدین معناست که «تخصص» بدون «تعین و مرزبندی با دشمن»، مدیریت توحیدی نیست. مبارزه در مدیریت، به معنای نفیِ خودکامگی، نفیِ لیبرالیسمِ حاکم بر ساختارهای اداری غرب‌زده و اصرار بر عدالت‌خواهی است. مدیریت توحیدی یعنی مدیر در هر تصمیم، «رضایت الهی» را بر «رضایت لابی‌های قدرت» ترجیح دهد.

 به طور کلی مدیریت توحیدی در اینجا به معنای مبارزه با نفوذ، مبارزه با فساد و مبارزه با ساختارهای غیرعدالت‌خواهانه در مسیر خدمت به مردم است.

۲. مدیریت به مثابه امانت و خدمت 

رهبر شهید انقلاب با توجه به  نامه امیرالمؤمنین (ع) به مالک اشتر (نامه ۵۳ نهج‌البلاغه) به عنوان «منشور حکمرانی» است که می‌فرماید: «إِنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لَكَ بِطُعْمَةٍ وَ لَكِنَّهُ فِي عُنُقِكَ أَمَانَةٌ» (کار تو برای تو طعمه نیست، بلکه امانتی بر گردن توست).مدیریت را «بار سنگین امانت» ( ۱۴۰۱/۰۳/۰۴ بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی) و «خدمت به مردم» (۱۳۹۲/۰۶/۰۶ بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت دولت) که در روایت از  پیامبر گرامی اسلام (ص) آمده است: «الخَلقُ عِيالُ اللّهِ، فأحَبُّ الخَلقِ إلى اللّهِ مَن نَفعَ عِيالَ اللّهِ، و أَدْخَلَ على أهلِ بَيتٍ سُرورا؛مردم، عیال خداوند هستند. پس کسی از آنان در نزد خدا دوست داشتنی تر است که به عیال خدا سود برساند و اهل خانه ای را شاد گرداند. (عیال‌الله هستند) میدانند. ایشان بارها بر این نکته تأکید کرده‌اند که مدیر در تراز انقلاب اسلامی باید «مردمی»، «پاکدست» و «باورمند به نصرت الهی» باشد.

مدیریت توحیدی با «ایمان به سنت‌های الهی» گره خورده است: «نگاه به افق‌های دور و امید به وعده‌های الهی، موتور محرک مدیر انقلابی است.»

۳. شاخص‌های مدیریت توحیدی در انقلاب اسلامی

برای تحقق این الگو، سه شاخص کلیدی از کلام امامین انقلاب استخراج می‌شود:

الف) نفیِ سلطه‌پذیری (استقلال در تصمیم):

در مدیریت توحیدی، هیچ قدرت بین‌المللی حق دیکته کردن ندارد. امام (ره) می‌فرمودند: «ما باید این قدرت را داشته باشیم که در مقابل ظالم بایستیم». مدیریت انقلابی یعنی اتکا به ظرفیت‌های داخلی؛ چرا که توحید، قدرتِ لایزال الهی را برتر از هر کدخدا یا ساختار جهانی می‌داند.

ب) اخلاص، نفیِ خودمحوری و مردم سالاری

قرآن کریم می‌فرماید: «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» (سوره بینه، آیه ۵). مدیریت توحیدی یعنی مدیر به دنبال «نام» و «آب» نیست.مدیریت نباید آلوده به «خودنمایی» یا «حزب‌بازی» شود. کارنامه مدیریتیِ شهیدان رجایی و باکری، الگوی عینی این شاخص است. هر جا که «منیّت» وارد مدیریت شد، از مسیر توحیدی خارج شده‌ایم.

مدیریت توحیدی در نظام اسلامی، «مردم‌سالاری دینی» است. به تعبیر رهبر انقلاب، مسئول باید در میان مردم باشد و درد آن‌ها را لمس کند، چرا که خدمت به مردم، نوعی عبودیت است.

ج) باور به سنت‌های الهی (نصرت):

مدیر توحیدی، به «نصرت» ایمان دارد. رهبر انقلاب بارها بر لزومِ نگاهِ امیدوارانه تأکید کرده‌اند. «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ».( ۱۴۰۱/۰۴/۰۷ بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه) اگر مدیر در مسیر حق استقامت کند، خدا راه را باز می‌کند (سنت‌های الهی). مدیریت توحیدی یعنی بن‌بست‌شکنی با باور به قدرت لایزال الهی.

در نتیجه مدیریت توحیدی یعنی تبدیل کردنِ ساختارهای اداری به «سنگر خدمت». اگر در هر دولت، اداره و وزارت‌خانه‌ای، مدیر باور داشته باشد که کارمندِ خداوند است، فساد، ناکارآمدی و تبعیض رخت برمی‌بندد.

همان‌طور که امام (ره) فرمودند مدیریت توحیدی یعنی مبارزه، امروز مدیریت توحیدی یعنی «مبارزه با فساد»، «مبارزه با تنبلی»، و «مبارزه با ناامیدی».

حامد میرزاخان 

ارسال نظرات
captcha