تعهدات یکطرفه در دیپلماسی خطاست
حجتالاسلام میرعلی سیدرسولی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، با تحلیل ابعاد، پیامدها و عبرتهای تفاهمنامه اسلامآباد اظهار داشت: تجربه تفاهمنامه اسلامآباد بار دیگر این حقیقت تاریخی و راهبردی را اثبات کرد که خوشبینی مفرط به وعدههای مکتوب غرب و بهویژه آمریکا، بدون طراحی اهرمهای موازنهبخش، آوردهای جز هزینهتراشی برای کشور نخواهد داشت مهمترین درس این رخداد، لزوم خروج از انگارههای انتزاعی در سیاست خارجی و اتکا به اصل «اقدام متناظر، همزمان و گامبهگامِ واقعی» است.
وی در ارزیابی شفافیت سازوکارهای راستیآزمایی در این تفاهمنامه تصریح کرد: متأسفانه در طراحی تفاهمنامه اسلامآباد، سازوکار راستیآزمایی تعهدات آمریکا به هیچ عنوان متوازن، روشن و عملیاتی تدوین نشد در حالی که تعهدات جمهوری اسلامی ایران ماهیتی عینی، شفاف، قابل اندازهگیری و در دسترسِ نظارت طرف مقابل داشت، تعهدات طرف آمریکایی به بیانیههای کلی، وعدههای مبهم و روندهای دیوانسالارانه فرسایشی واگذار شد؛ امری که عملاً امکان سنجش دقیق، مؤثر و پیششرط قراردادن انتفاع اقتصادی ایران پیش از اجرای گامهای فنی را سلب کرد.
حجتالاسلام سیدرسولی به بررسی پیامدهای ناشی از عدم اجرای تعهدات واشنگتن پرداخت و افزود: بدعهدی و استنکاف آمریکا از انجام تعهداتش، علاوه بر تداوم فشارهای نامتقارن، موجب از دست رفتن زمان و تضعیف بخشی از سرمایههای راهبردی کشور میشود عدم تقارن در اجرا سبب میگردد هزینههای سیاسی و ژئوپلیتیکی به جمهوری اسلامی تحمیل شده و در مقابل، طرف پیمانشکن بدون پرداخت هیچگونه هزینهای، به استمرار راهبرد تحریم و زیادهخواهی ترغیب شود.
این پژوهشگر حوزوی در ادامه با تبیین رویکرد فقه سیاسی شیعه در مواجهه با نقض پیمانها خاطرنشان کرد: از منظر فقه اسلامی، وجوب وفای به عهد تا زمانی نافذ و لازمالاجراست که طرف مقابل نیز به تعهدات خود پایبند باشد؛ آیاتی نظیر «فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ» صراحتاً التزام متقابل را شرط تداوم عهد برمیشمارد. اگر طرف پیمانشکن به تعهداتش عمل نکند، حاکم اسلامی بر اساس قواعد بنیادینی چون «نفی سبیل»، قاعده «لاضرر» و مفاد آیه شریفه «وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةً فَانبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ»، از ولایت و اختیار شرعی برخوردار است که تعهدات را تعلیق، تعدیل یا بهطور کامل کانلمیکن اعلام کند و مانع از سیطره سیاسی و حقوقی دشمن گردد.
وی مهمترین عبرت تفاهمنامه اسلامآباد برای ارکان تصمیمگیری کشور را تغییر ریل از «توافقمحوری صرف» به «نتیجهمحوری پایدار» دانست و گفت: دستگاه محاسباتی نظام نباید فرآیند توافق را هدف غایی بداند، بلکه تنها سنجه اصالت هر پیمانی، انتفاع عینی و ملموس ملی است تا زمانی که تضمینهای ذاتی و بازگشتپذیر تدبیر نشود، هرگونه اعتماد به حسن نیت طرف مقابل خطای محاسباتی محسوب میشود.
حجتالاسلام سیدرسولی در جمعبندی این تجربه در قالب یک گزاره کلیدی اظهار داشت: بزرگترین خطای تفاهمنامه اسلامآباد، تفکیک تعهدات عینی و نقد ایران از اقدامات مبهم و نسیه آمریکا بود.
وی در پایان تأکید کرد: برای پیشگیری از تکرار چنین خسارتهایی در توافقات آتی، پیشنهاد مشخص ما بازتعریف بنیادین الگوی مذاکراتی است؛ به این صورت که اولاً اصل «راستیآزمایی میدانی و انتفاع عینی پیش از هر اقدام برگشتناپذیر» حاکم گردد، ثانیاً فرمول تعهدات متقابل بهگونهای زمانبندی و گره بخورد که در صورت کمترین تعلل یا استنکاف طرف مقابل، مسیر بازگشت به نقطه آغاز برای جمهوری اسلامی ایران کاملاً فوری، بیهزینه و بازدارنده باشد.