۱۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۸
کد خبر: ۸۳۱۴۱۱
یادداشت اختصاصی؛

چرا «نخستین شهید محراب» هدف ترور فرقان قرار گرفت؟

ت
تبریز- آیت‌الله قاضی طباطبایی، نخستین شهید محراب، عالمی مجاهد بود که نه تبعید و زندان و سیلی زدن به مأمور ساواک با کتاب «المنجد» توانست او را از مبارزه بازدارد و نه ترور در شب عید قربان توانست نامش را از تاریخ آذربایجان پاک کند.

به گزارش خبرگزاری رسا از تبریز، تاریخ انقلاب اسلامی، تنها روایت روزهای پیروزی و حماسه نیست؛ روایت مردانی است که سال‌ها پیش از طلوع فجر انقلاب، در تاریکی استبداد ایستادند، هزینه دادند، تبعید شدند، زندان رفتند و سرانجام جان خویش را در راه ایمان و آرمانشان فدا کردند. مردانی که نه تهدید ساواک لرزه بر اراده‌شان انداخت و نه گلوله ترور توانست صدای حق‌طلبی‌شان را خاموش کند.

در میان این چهره‌های ماندگار، نام آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی‌طباطبایی، عالم مجاهد و نخستین شهید محراب انقلاب اسلامی، جایگاهی ویژه دارد؛ شخصیتی که نه‌تنها در شکل‌گیری نهضت اسلامی در آذربایجان نقشی محوری ایفا کرد، بلکه با شجاعت، صلابت علمی، روحیه انقلابی و نگاه وحدت‌گرایانه خود، به یکی از چهره‌های اثرگذار تاریخ معاصر تبریز تبدیل شد.

او از آن دست عالمانی بود که محراب را تنها جایگاه عبادت نمی‌دانست؛ محراب برایش سنگر دفاع از حقیقت، عدالت و آرمان‌های اسلامی بود. مردی که روزگاری در برابر مأموران ساواک سر خم نکرد، در تبعید نیز عزت و آزادگی خود را حفظ کرد و سرانجام در شب عید قربان، به دست تروریست‌های گروه فرقان به شهادت رسید تا نامش برای همیشه با عنوان نخستین شهید محراب انقلاب اسلامی گره بخورد.

دهم آبان، سالروز شهادت این عالم بزرگ و مجاهد خستگی‌ناپذیر، فرصتی است برای بازخوانی گوشه‌هایی از زندگی پرفرازونشیب مردی که آذربایجان او را به‌عنوان یکی از ستون‌های نهضت اسلامی می‌شناسد؛ مردی که خاطراتش، از روزهای مبارزه و تبعید تا لحظه شهادت، همچنان درس ایستادگی، شجاعت و ایمان است.

از سنگر مسجد شعبان تا محراب شهادت

سیدمحمدعلی قاضی‌طباطبایی از مبارزان پیش از انقلاب و از یاران و طرفداران امام خمینی(ره) بود که رژیم پهلوی به دلیل فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی‌اش چندین بار او را به شهرهای مختلف تبعید کرد.پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) وی را به‌عنوان نماینده خود در آذربایجان‌شرقی و امام جمعه تبریز منصوب کرد.

به روایت دوستان و یاران نزدیک این شهید محراب، آیت‌الله قاضی در کنار تلاش‌های علمی، حضوری فعال و تأثیرگذار در مبارزات سیاسی داشت. روحیه انقلابی، اراده خلل‌ناپذیر و ایستادگی در برابر جریان‌های انحرافی، از ویژگی‌های برجسته شخصیت او بود؛ ویژگی‌هایی که حتی در گزارش‌های ساواک نیز بازتاب یافته است.

مبارزات علنی و آشکار او از سال‌های ۱۳۴۱ و ۱۳۴۲ و همزمان با آغاز نهضت اسلامی شدت گرفت. وی از رهبران اصلی نهضت در آذربایجان بود و در جریان همین مبارزات دستگیر و در زندان قزل‌قلعه تهران زندانی شد.او همچنین به دلیل سخنرانی درباره حکومت اسلامی، افشای جنایات رژیم صهیونیستی و تجلیل از امام خمینی(ره)، به شش ماه تبعید در بافق کرمان و پس از آن به ۶ ماه تبعید در زنجان محکوم شد.

مسجد شعبان تبریز، به محور اصلی مبارزات انقلابی مردم آذربایجان تبدیل شده بود و آیت‌الله قاضی از همان سنگر، هدایت بخش مهمی از حرکت‌های مردمی را بر عهده داشت.در ماه‌های منتهی به پیروزی انقلاب، رهبری جریان‌های سیاسی، برگزاری اجتماعات و سازمان‌دهی تظاهرات مردمی با نقش‌آفرینی این عالم مجاهد دنبال می‌شد. او همچنین از نخستین امضاکنندگان اعلامیه خلع شاه از سلطنت و اعلامیه ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ در چهلم شهدای قیام مردم قم بود.

روایت تبعید؛ وقتی کتاب المنجد بر سر مأمور ساواک فرود آمد!

یکی از خاطرات جالب و خواندنی دوران مبارزه آیت‌الله قاضی، ماجرای تبعید او به بافت کرمان و برخورد شجاعانه‌اش با مأمور ساواک است.روز ۳۰ آذرماه ۱۳۴۷، مصادف با عید سعید فطر، آیت‌الله قاضی نماز عید را در تبریز اقامه کرد و از فرصت اجتماع مردم برای سخنرانی علیه رژیم پهلوی بهره برد. او در سخنان خود، روابط خفت‌بار حکومت با رژیم صهیونیستی را محکوم کرد.

غروب همان روز، پس از اقامه نماز مغرب و عشا در مسجد شعبان و هنگام خروج از مسجد، مأموران رژیم او را محاصره کردند و با اجبار سوار خودرو کرده و به بافت کرمان تبعید کردند.در دوران تبعید، مأمور ساواک هر روز برای حضور و غیاب به محل سکونت او مراجعه می‌کرد. اتاق محل اقامت آیت‌الله قاضی کوچک و محقر بود و چند پله پایین‌تر از سطح حیاط قرار داشت.

مأمور ساواک که گویا مأموریت داشت قدرت دستگاه امنیتی رژیم را به رخ تبعیدی بکشد، به‌جای ورود از در، با کفش از پنجره به داخل اتاق می‌پرید و با لحنی تحقیرآمیز از او می‌خواست برگه حضور و غیاب را امضا کند.این رفتار چند روز ادامه یافت تا اینکه آیت‌الله قاضی چندین بار به مأمور تذکر داد حرمت و ادب را رعایت کند، اما گوش مأمور بدهکار نبود.

سرانجام یک روز، هنگامی که مأمور طبق عادت همیشگی با کفش از پنجره وارد اتاق شد، آیت‌الله قاضی کتاب سنگین و قطور «المنجد» را برداشت و محکم بر پشت گردن او کوبید و با صدای بلند گفت: «بی‌ادب! مگر نگفتم مؤدب باش!»مأمور ساواک که انتظار چنین واکنشی را نداشت، با ترس و زبونی از اتاق خارج شد.این خاطره، فارغ از جزئیات روایت‌های نقل‌شده، تصویری از روحیه تسلیم‌ناپذیر عالمی را ترسیم می‌کند که حتی در دوران تبعید نیز حاضر نبود در برابر تحقیر و زورگویی سر خم کند پس از پایان دوران تبعید در بافت کرمان، آیت‌الله قاضی به زنجان منتقل شد و سرانجام پس از پایان تبعید، به تبریز بازگشت.

عالمی که وحدت اسلامی را بر اختلافات مذهبی مقدم می‌دانست

یکی دیگر از ابعاد کمتر بازخوانی‌شده شخصیت آیت‌الله قاضی‌طباطبایی، نگاه تقریبی و وحدت‌گرایانه او به مذاهب اسلامی بود.او از عالمانی بود که با شناخت عمیق از مسائل دینی و اجتماعی، همواره بر ضرورت وحدت مسلمانان تأکید داشت و در موقعیت‌های مختلف، با رفتار و گفتار خود برای نزدیک‌تر شدن پیروان مذاهب اسلامی تلاش می‌کرد.

در خاطره‌ای از او درباره سفر به سوریه و عراق آمده است که هنگام توقف برای اقامه نماز مغرب، گروهی از جوانان اهل سنت در چند قدمی او ایستاده بودند تا ببینند چگونه سجده خواهد کرد.آیت‌الله قاضی پیشانی خود را بر بالای حصیر گذاشت و نماز را به همان شیوه اقامه کرد. پس از پایان نماز، چند نفر از جوانان درباره سجده بر تربت کربلا که برخی همراهانش استفاده کرده بودند، پرسش کردند.

او نیز با آرامش و بیانی روشن، حقیقت این موضوع را برای آنان توضیح داد. جوانان پس از شنیدن توضیحاتش قانع شدند و از روشنگری او قدردانی کردند.این خاطره، جلوه‌ای از منش عالمی است که به‌جای دامن زدن به اختلافات، گفت‌وگو، روشنگری و همدلی را راهی برای تقویت وحدت امت اسلامی می‌دانست.

از تولد در تبریز تا تحصیل در قم و نجف

آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی‌طباطبایی در ششم جمادی‌الاول سال ۱۳۳۱ هجری قمری در تبریز دیده به جهان گشود و تحصیلات مقدماتی و سطوح حوزوی را در حوزه علمیه این شهر به پایان رساند.او در سال ۱۳۵۹ هجری قمری به قم رفت و از محضر آیات عظام سید حجت کوه‌کمره‌ای، بروجردی و امام خمینی(ره) بهره برد.

در سال ۱۳۶۹ هجری قمری نیز راهی حوزه علمیه نجف شد و در محضر فقهای برجسته‌ای همچون آیت‌الله کاشف‌الغطاء به تحصیل علوم دینی پرداخت.با آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)، مسئولیت هدایت و سازمان‌دهی بخش مهمی از مبارزات در آذربایجان را بر عهده گرفت.

پس از شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی(ره) و برگزاری مجالس بزرگداشت او، آذربایجان به یکی از کانون‌های مهم مبارزه با رژیم پهلوی تبدیل شد و منزل آیت‌الله قاضی به پناهگاهی برای مبارزان مسلمان بدل گشت.پس از قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ قم نیز نقش او در هدایت مبارزات مردم تبریز برجسته‌تر شد؛ نقشی که در قیام تاریخی ۲۹ بهمن همان سال جلوه‌ای آشکار یافت.

نخستین نماز جمعه تبریز به امامت شهید محراب

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) آیت‌الله قاضی‌طباطبایی را به‌عنوان نماینده خود در آذربایجان‌شرقی و امام جمعه تبریز منصوب کرد.او نخستین نماز جمعه پس از انقلاب را در تبریز اقامه کرد و در کنار مسئولیت‌های دینی و سیاسی، نقش مهمی در تشکیل کمیته‌های انقلاب اسلامی در آذربایجان‌شرقی و غربی و راه‌اندازی ساختارهای اجرایی و اداری استان ایفا کرد.

مبارزه با جریان‌های انحرافی و دفاع از انسجام انقلاب نیز از دیگر عرصه‌های فعالیت او بود. آیت‌الله قاضی در برابر جریان‌هایی همچون حزب خلق مسلمان موضعی صریح داشت و با روشنگری‌های خود اجازه نمی‌داد جریان‌های مخالف، فضای سیاسی آذربایجان را در اختیار بگیرند.

آرزویی که در شب عید قربان به حقیقت پیوست

شهادت آیت‌الله مرتضی مطهری به دست گروهک فرقان، تأثیر عمیقی بر روحیه آیت‌الله قاضی گذاشته بود.در روایت‌های نقل‌شده از اطرافیان او آمده است که پس از شنیدن خبر شهادت استاد مطهری، بسیار اندوهگین شد و بارها به نزدیکان خود می‌گفت: «کاش بنده هم مثل استاد مطهری روزی به فیض شهادت برسم.»

سرانجام این آرزو در دهم آبان ۱۳۵۸، مصادف با عید سعید قربان، محقق شد.آیت‌الله قاضی در آن روز نماز عید قربان را اقامه کرد و در همان شب، هنگام بازگشت به منزل، هدف گلوله تروریست‌های گروه فرقان قرار گرفت و به شهادت رسید.با شهادت او، آذربایجان یکی از برجسته‌ترین چهره‌های علمی، دینی و انقلابی خود را از دست داد؛ اما نامش به‌عنوان نخستین شهید محراب انقلاب اسلامی در تاریخ ایران ماندگار شد.

امام خمینی(ره) روز یازدهم آبان ۱۳۵۸ در پیامی، شهادت این عالم مجاهد را به مسلمانان، علمای دین و مردم غیور آذربایجان تسلیت گفتند و شهادت او را نشانه عجز و ناتوانی دشمنان اسلام و انقلاب دانستند.  

۳ شهید محراب از دیار آذربایجان

در میان ۶ شهید محراب انقلاب اسلامی، دو نام با آذربایجان پیوندی عمیق دارند؛ آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی‌طباطبایی و آیت‌الله سیداسدالله مدنی‌تبریزی و آیت الله شهیدمحمدعلی آل هاشم.این سه عالم مجاهد، در مسیر دفاع از اسلام و انقلاب، جان خود را فدا کردند و نامشان در کنار دیگر شهدای محراب، یعنی آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب، آیت‌الله محمد صدوقی و آیت‌الله عطاالله اشرفی اصفهانی، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت شده است.شهادت در محراب، یادآور میراثی است که از امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) آغاز شد؛ میراثی از ایمان، عدالت‌خواهی و ایستادگی در مسیر حق.

سخن پایانی

چهار دهه و اندی از شهادت آیت‌الله قاضی‌طباطبایی گذشته است، اما بازخوانی زندگی او تنها مرور خاطرات یک شخصیت تاریخی نیست؛ فرصتی برای شناخت نسلی است که ایمان را با مسئولیت اجتماعی، دانش را با مبارزه و معنویت را با شجاعت پیوند زد.امروز بیش از هر زمان دیگری، بازخوانی سیره شهدای محراب و انقلاب، زمانی ارزشمند خواهد بود که از سطح بزرگداشت‌های مناسبتی فراتر رود و به الگویی برای رفتار فردی و اجتماعی تبدیل شود؛ الگویی مبتنی بر صداقت، وحدت، مسؤولیت‌پذیری، استقلال‌طلبی و دفاع از حقیقت.شهید قاضی‌طباطبایی از محراب مسجد شعبان تا محراب شهادت، یک پیام روشن داشت: راه حق را نمی‌توان با تبعید بست، با تهدید خاموش کرد و با گلوله از حافظه تاریخ زدود.روح بلند این شهید والامقام و همه شهدای انقلاب اسلامی شاد و راه پرافتخارشان پررهرو باد.

وحید نستوهی
ارسال نظرات
captcha