خبرگزاری رسا ـ شناسنامه اش چند سال از خودش بزرگتر بود اما همچنان درخت ها صدایش می زدند، پارک ها، اسباب بازی ها، چرخ و فلک ها...، نمی شنید؛ دلش هوای غزل کرده بود، هوای باران، احساس کرد سنگرها، تفنگ ها... و رفت... حالا از شناسنامه اش خیلی بزرگتر شده است.
کد خبر: ۱۴۲۵۶۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۱/۰۷/۲۳