هجمههای وسیع فرهنگی دشمنان به دلیل هویت فرهنگی اسلام است

به گزارش سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا به نقل از فارس، در دنیای امروزی که در پس پرده قدرت نرم آمریکا در جهان، شاهد بروز واکنشهای مختلفی در نظام بینالملل هستیم، چرا که مردم جهان از دسیسههای آمریکایی برای تحقق دهکده جهانی به ستوه آمده و خواهان عدالت، آزادی و برابری هستند، تا صلح و دوستی را به جای جنگ و خونریزی مستقر سازند.
با کنکاشی دقیق در قرن بیست و یک متوجه میشویم، هر چقدر بشر از خداوند فاصله گرفته، به ورطه نابودی نزدیکتر شده است، حال این پرسش مطرح میشود که نقش ادیان الهی به خصوص اسلام برای سعادت بشر چیست؟ در این دوران که بیشتر دولت های به جای قدرت سخت به قدرت نرم روی آورده اند، قدرت نرم اسلام چه نقشی را ایفا میکند؟ برای رسیدن به چیستی مولفه قدرت نرم در اندیشه اسلامی گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین علی الهیتبار، مدیرکل امور پژوهشگران و مراکز پژوهشی جامعه المصطفی(ص) العالمیه و از اساتید حوزه و دانشگاه ترتیب دادهایم که در پی میآید.
برای این که بتوان قدرت نرم اسلام را به درستی شناخت و آن را اجرا کرد، چه پیشفرضهایی لازم است؟
ـ در درون امت اسلامی با ملل مختلف و فرهنگهای متعدد مواجه هستیم که در میان آن مشترکات فرهنگی بسیاری به چشم میخورد، آنها به لحاظ مذهبی دارای مبانی مستحکم و مستعدی هستند که زمینه را برای وفاق بیشتر فراهم میسازد که این پیشنیاز اصلی تاثیرگذاری بر غرب است.
اگر این وفاق در میان ملل مسلمان وجود نداشته باشد، قطعاً سطح تأثیرگذاری بر روی غرب پایین میآید، لذا غرب در مورد بحث برخورد گفتوگوی تمدنها، از اسلام به عنوان یک قدرت نام میبرد و فرض آنها این است که امت اسلامی وجود دارد.
مسئله بعدی پرداختن به ابعاد قرآن کریم و معارف الهی و در عین حال سنت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم و معارف اهلبیت علیهمالسلام در حوزههای مختلف و در تمام ابعاد اخلاقی، عرفانی، حقوقی و غیره است.
براساس جایگاهی که اسلام در نظام بینالملل دارد و برای اینکه بتوانیم قدرت نرم اسلام را به رخ جهانیان بکشانیم، چه ابزارها و مولفه هایی وجود دارد؟
ـ اگر انسان امروز را در نظر بگیریم، برخلاف آنچه در جوامع شرقی به خصوص در جوامع اسلامی یک شیفتگی به غرب مشاهده میشود، انسان غربی اصولاً تشنه معنویت است، شاید در غرب فناوری، نظامهای سیاسی و نظامهای حقوقی رشد کرده باشد، ولی انسان غربی تشنهتر از آن است که بخواهد به آن اکتفا کند.
به عنوان مثال عرفانهای کاذب به شدت در آنجا مشاهده میشود و این خود حکایتی است از تشنگی انسان غربی به همین خاطر است که نخبگان و فرهیختگان جامعه غربی به عنوان لایه اصلی تاثیرگذاری نظام های غرب، به دنبال الگوهای جدید هستند.
اخیراً در آمریکا بحث بانکداری اسلامی و بانکداری بدون ربا پیگیری میشود و جای بسی شگفتی است که در اولین اقتصاد دنیا بحث بانکداری اسلامی به عنوان یک الگوی جدید مطرح میشود، لذا انسان غربی تشنهتر از آن است که ما بخواهیم بر آن فشار بیاوریم، بلکه او خواستار این مسئله است.
منتها از این طرف قضیه دچار مشکل هستیم، یکی بحث وفاق درونی و دیگری اینکه، الگوهای خود را دقیقاً تدوین نکردیم، به هر حال اسلام یک دین است و دارای ابعاد هدایتی است و اگر ما بخواهیم این بعد هدایتی اسلام را با شفافسازی در حوزه معارف اسلامی به ویژه در حوزه معارف اخلاقی، عرفانی، حقوقی و سیاسی در اختیار بشر غربی قرار دهیم، مسلماً می توانیم تاثیرگذاری مناسبی داشته باشیم.
اسلام راه سعادت و آخرین نسخه خداوند برای سعادت بشر است و همه ظرفیتهای لازم برای تاثیرگذاری در بشر داراست، خواه این بشر در حوزه جغرافیای غربی یا شرقی باشد، هیچ تفاوتی نمیکند.
به نظر میرسد، اگر این مسایل را رعایت شود، با استفاده از ابزارهای رسانهای میتوانیم، در آینده خوشبین باشیم که اسلام را به آنها ارایه دهیم و این سنت الهی است که اسلام بر جهان مسلط خواهد شد.
از آنجایی که دین اسلام توانسته با بعد قدرت نرم و فرهنگی خویش در میان جوامع انسانی نفوذ کند، شاخصههای قدرت نرم اسلام را تبیین کنید؟
ـ ابتدا باید عرض کنم، اینکه غربیها بیان میکنند، اسلام با شمشیر تبلیغ شده، سخن اشتباهی است، چرا که اگر قرار بود اسلام با قدرت نظامی وارد مناطق شود، باید تاکنون و پس از افول قدرت نظامی منحل میشد و مشاهده میکنیم، چنین چیزی اتفاق نیفتاده است.
این ظرفیت فرهنگی اسلام را نشان میدهد، اگر چه در ابتدا اسلام توسط برخی فتوحات ممالکی را به تصرف خود در آورد، ولی این ظرفیت را داشته که به لحاظ فرهنگی مردم تحت سیطره خود را چنان متأثر کند که امروزه در برخی از مراسمشان از هویت اولیه خود دوری میکنند.
نسبت به شاخصههای اصلی قدرت نرم میتوان به چند موضوع توجه کنیم که به صورت تفکیکی بیان میشود؛
1ـ معارف اسلامی: اسلام، انسان الهی را محور تمام موضوعات خودش قرار می دهد، انسان الهی به این معنی که در اسلام اومانیسم جایی ندارد، یعنی انسان خدای هستی نیست که همه چیز به دور او بگردد.
بلکه انسان موجودی الهی است که مقام جانشینی خداوند در هستی دارد و همیشه متمایل به سعادت است و باید توجه کرد، انسانی که اسلام تعریف می کند، یک موجود الهی است که در باطن خود مداوم به طرف سعادت حرکت می کند، اگر چه موانعی هم برای او پیش میآید و گهگاه منحرف میشود.
2ـ معارف: دومین عاملی که ایجاد انگیزه میکند و دیگران را مجذوب مینماید، معارف اسلامی و درون مایه سازگار آن با فطرت خداجوی انسان است.
عقل گرایی، معنویت خواهی، عدالتجویی شاخصههای قدرت نرم اسلام هستند
3ـ عدالت جویی: یعنی اسلام یک دین عدالت جو است و با خمودگی تودهها در مسیر تحقق عدالت به شدت مخالف است و هر فرد انسانی «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» است، این روایتی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به ما ارث رسیده است، اگر همین روایت را توجه میکردیم، امروز با مسئله بی عدالتی در جامعه روبرو نبودیم.
لذا هر کسی مسئول خودش و هم مسئول عملکرد دیگران است، در جامعه ای که اینچنین باشد، امر به معروف و نهی از منکر جایگاه بالایی پیدا میکند و همه در قبال هر عمل خلافی که جامعه را از سعادت باز دارد، مسئول میشوند، لذا باید بتوانیم الگوی عدالت خواه اسلام را برای غربیها تبیین کنیم.
4ـ معنویت گرایی ویژه اسلامی: اسلام به شدت از اینکه یک بعد قضیه را نگاه کند و فقط به آخرت توجه داشته باشد، دوری می کند و بحث معنویت را در کنار دین و دنیا مطرح می کند، یعنی دین و دنیا را معارض یکدیگر نمی بیند و در کنار هم قرار می دهد.
ولی در عین حال سهم بسیار قابل توجهی برای معنویت در جهت رسیدن به آخرت قائل است، لذا برای انسان امروز که از معنویت جدا افتاده، معارف اسلامی از این بعد بسیار قابل توجه است.
5ـ علم دوستی اسلام: اسلام توجه ویژه به علم میکند، روایت متعددی داریم که از وجود مقدس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به ما رسیده؛ «اگر علم در دریاهای مواجی از خون بود، خودتان را به آن برسانید» و روایت «اگر علم در چین بود، بیابید»، نشان دهنده علم دوستی اسلام است.
همان گونه که گفته شد، اسلام علم دوست، عقلگرا، معنویتخواه، عدالتجو و انسانمحور است، اما برای پیش بردن قدرت نرم اسلام باید این شاخصههای را به خوبی تبیین کرد و آن را در اختیار بشر غربی قرار داد و الگوهای کاربردی برای او ارایه کرد، چرا که بشر غربی به شدت کاربردگرا است.
با توجه به تعریفی که «جوزف نای» نظریه پرداز آمریکایی از قدرت نرم ارایه میدهد، چگونه میتوان با قدرت نرم اسلام عرصه را برای غربیها به خصوص استکبار جهانی تنگ کرد؟
ـ قدرت نرمی که جوزف نای در برخی از مقالات خود به تعریف آن پرداخته، بحث جدیدی را مطرح نمیسازد، وی یک تحلیل بسیار مفصلی را درباره اینکه قدرت آمریکا در حال افول است، ارایه میدهد و میگوید؛ چون قدرت آمریکا به لحاظ اقتصادی، سیاسی و بینالمللی در حال افول است، دیگر نمیتواند به قدرت سخت تکیه کند.
در ادامه بحث قدرت نرم را مطرح میسازد که به نظر من قدرت فریبکارانه است و آنچه را که در رابطه با قدرت نرم اسلام گفتیم، نباید با این عنوان استفاده شود، پس قدرت نرم از دیدگاه آمریکاییها، قدرت فربیکارانه است، یعنی چون نمیتوانند با مشت با دیگران مبارزه کنند، با دستکش مخملی که بر مشت آهنین خود پوشاندهاند، با آنها مقابله میکنند، در واقع دستکش مخملی تعبیر مقام معظم رهبری بود.
«جوزف نای» بعد از این مقدمات این بحث را مطرح میکند، با ایجاد گیرایی در فرهنگ خودی، دیگران را به سمت خود جذب کنیم تا آنها به سمت ما بیایند که این مسئله برای ملل مختلف چه مسلمان و چه غیر مسلمان شناخته شده است و آنها متوجه شدند، چون آمریکا نمیتواند با آنها برخورد سخت کند، از راه رفاقت وارد میشود.
قدرت نرمی که آمریکا امروز مطرح میکند یک نقشه برآب رفته است، لذا از این جهت نباید نگران باشیم و در برخی از کشورها، حتی بیش از افرادی که در ایران زندگی میکنند، این مسئله را کاملاً میشناسند، برای پیشبرد قدرت نرم اسلام به لوازمی نیاز است؛
1ـ نیروی انسانی وفادار، متعهد و متخصص که باید در این زمینه تربیت کرد، یعنی در زمینه تبیین معارف دینی و آن شاخصههای توانمند کننده، یک سری نیروی انسانی تربیت کنیم ، زبان و فرهنگ غرب را به آنها آموزش دهیم، نقاط ضعف غرب و نقاط قوت اسلام را برای آنها روشن سازیم.
2ـ فناوری های پیشرفته را بکار گیریم و به هیچ عنوان نباید از فناوریها هراس کنیم و از فناوریهای پیشرفته در جهت اهداف خود به صورت آگاهانه و بصیرانه استفاده کنیم.
3ـ دسته بندی و به روز رسانی و بررسی شیوههای موثر در انتقال پیام اسلام، اسلام یک دین با وجدان است و با باطن انسانها ارتباط بر قرار میکند، باید دید با چه وسایلی میتوان این پیام را در اختیار بشر قرار داد، البته بر اساس مخاطب محوری، نیاز سنجی و ایجاد نیاز که همیشه از این قسمت غافلیم و در برخی موارد لازم است، نیازهایی را ایجاد کنیم، اگر بتوانیم این کار را انجام دهیم، نه تنها در موضع دفاع نخواهیم بود، بلکه یک موضع تهاجمی نسبت به غرب خواهیم داشت.
برای مقابله با قدرت نرم آمریکا، ابزارهای قدرت نرم اسلام برای مقابله با این ترفند چیست؟
ـ در طی 200 سال گذشته دنیای اسلام با غرب مواجه بوده است که از طریق کشور مصر این کانال باز شد و به سمت دنیای اسلام به حرکت درآمد، غرب متوجه شد، اسلام بیشتر یک هویت فرهنگی است، لذا بیشترین هجمه آنها بر استعمار فرهنگی رقم خورد و هویت مسلمانان را دچار اضمحلال قرار دادند.
از 200 سال پیش مسلمانان لطمه زیادی از این موضوع خوردند، هویت مسلمان ها را دچار اضمحلال کردند و با فناوری هایشان مسلمین را مرعوب کردند، با بعضی از نظام های حقوقی، نظام سیاسی شان، نظام اسلامی را به شدت تحلیل بردند و نیروسازی کردند.
غرب بعد از استعمار فرهنگی، وارد استعمار اقتصادی و سیاسی شد، امروزه این ابزار از دست آنها خارج شده و استعمار فرهنگی رنگ باخته است و مسلمان ها متوجه هویت خودشان شدند، اتفاقاتی که امروزه در گوشه و کنار دنیای اسلام و حتی در دنیای غیر مسلمان می بینیم، نشان می دهد ما از این دوران عبور کردهایم.
در عین حال غرب همچنان بر استعمار فرهنگی به شدت تکیه می کند و در بحث نیروسازی بسیار فعالانه عمل می کند و سعی میکند ارزشهای اسلامی را در قسمت های بایدها در حوزه حقوقی، عرفانی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی به شدت متاثر کند، در واقع از همه توان خود به ویژه در توانایی رسانهای، در این رابطه استفاده میکند.
به نظر می رسد اگر مسلمین در همان معارف اسلامی تکیه کنند و به بازسازی هویت اسلامی پیش از بیش همت گمارند و در دام دین و مدرنیزه نیافتند و مرعوب فناوری گسترده غرب نشوند و بخشی از فناوریهای آنها را در جهت ترویج آنچه که قبول دارند، استفاده کنند، پیروزی از آن اسلام خواهد بود.
به گونهای که با تربیت نیروی انسانی، متکی بر مبانی اسلامی میتوانیم به راحتی موضع خود را از حالت دفاعی به حالت تهاجمی تغیر دهیم که در راستای این تغییر لازم است، بنیادها و نهادهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی درون کشور و در کل جهان اسلام دارای راهبردی مشخص و شفاف بر مبنای دفاع حداقلی و تهاجم حداکثری استوار شود. /901/