۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۰ - ۱۶:۱۲
کد خبر: ۱۰۳۵۱۴

مروری بر مبانی فلسفه اخلاق از منظر استاد مطهری

خبرگزاری رسا ـ استاد حوزه و دانشگاه اظهار داشت: نظر شهید مطهری این است که مفاد گزاره‎‎های اخلاقی، مطلق است ولی در عمل، تزاحم به‎وجود می‎آید و در مقام تزاحم ممکن است ما راست مفسده‎انگیز را ر‎ها کنیم و دروغ مصلحت‎آمیز را مرتکب شویم.
حجت الاسلام محسن غرويان



به گزارس سرویس پیشخوان خبرگزاری رسا به نقل از نشریه پنجره، حجت‎الاسلام محسن غرویان گفت: شهید مطهری، فیلسوفی بود که در فلسفه صدرایی نشو و نما یافته و مبانی فلسفی‎اش حکمت متعالیه بود. ایشان در محضر علامه طباطبایی آموزش دیده و روش فلسفی‎اش فلسفه تحلیلی بوده است. به‎ویژه در بحث الزامات اخلاقی و این‎که ریشه این الزامات در گزاره‎‎های اخلاقی به کجا برمی‎گردد، ایشان روش فلسفه تحلیلی را اتخاذ کردند. ولی در مجموع، روش ایشان، همان متد فلسفه را که متد تعقل است، در مسائل فلسفه اخلاق مورد عنایت قرار می‎دهد.

در مباحث فلسفه اخلاق، بحث نسبی‎گرایی و اطلاق در گزاره‎‎های اخلاقی، بحث دامنه داری است. شهید مطهری نظرشان این است که مفاد گزاره‎‎های اخلاقی، مطلق است ولی در عمل، تزاحم به‎وجود می‎آید و در مقام تزاحم ممکن است ما راست مفسده‎انگیز را ر‎ها کنیم و دروغ مصلحت‎آمیز را مرتکب شویم. ایشان می‎فرمایند این مسأله درست است و در مقام تزاحم، باید مسائل را اهم و مهم کرده و مهم را فدای اهم کنیم وگرنه نفس قضایای اخلاقی مطلق هستند. این برخلاف نظر نسبی‎گرایان است که در گزاره‎‎های اخلاقی قائل به نسبیت هستند. پوزیتویست‎های اخلاقی معتقدند که ما در معرفت به هیچ شناخت یقینی و مطلق نمی‎رسیم که شهید مطهری این را قبول نکرده و رد می‎کنند.

برای استخراج مطلق اخلاقی در نظر شهید مطهری ما باید به‎سراغ انسان‎شناسی برویم. یعنی قضاوت در رابطه با نسبیت و یا اطلاق گزاره‎‎های اخلاقی، منوط به انسان‎شناسی ما است. در دیدگاه شهید مطهری، انسان دارای عنصر فطرت و فطریات است و فطرت انسانی، چه فطرت عقل و چه فطرت دل، ثابتاتی دارد که آن ثابتات در گذر زمان تغییر نمی‎کند. بنابراین گزاره‎‎های اخلاقی که به فطرت انسان برمی‎گردند ثابت و مطلقند و اطلاق زمانی، مکانی و افرادی دارند. اما گزاره‎‎های اخلاقی که بازگشت به فطرت نداشته باشند مثلا گزاره‎‎هایی که در ارتباط با آداب و رسوم اجتماعی افراد و اقوام هستند، مطلق نبوده و در زمان‎‎های مختلف، مکان‎‎های مختلف و برای افراد مختلف، متفاوتند. این دیدگاه انسان شناختی شهید مطهری است در رابطه با فلسفه اخلاق، که مبتنی بر قول به فطرت ثابت در انسان است.

در عین‎حال، ما برای شناخت اهم و مهم مرجع‎‎های متفاوتی داریم. یکی از ملاک‎ها در تشخیص اهم و مهم، عقل است. ما عقل را به‎عنوان یکی از منابع تشخیص و معرفت می‎دانیم. یکی دیگر از منابع، وحی است. یعنی وحی در کنار عقل می‎تواند برای ما مرجع باشد که میان اهم و مهم تفاوت قائل شویم. البته در خود قرائت ما از وحی هم باز عقل دخالت می‎کند. ولی به هر حال عقل و وحی، دو منبع مهم در تشخیص هستند و هر چقدر که درجه معرفت عقلانی انسان بالاتر برود ما در این تشخیص و قضاوت صائب‎تر خواهیم بود و عقلانیت و سیره عقلا می‎تواند یکی از منابع تشخیص اهم و مهم باشد.

اخلاق و عبادات
به‎نظر من این‎که شهید مطهری اخلاق را از مقوله عبادت و پرستش می‎داند نیاز به تفسیر و تحلیل دارد. منظور ایشان این است که عبادت و بندگی خدا راهی است برای رسیدن انسان به کمال و سعادت حقیقی. عرب‎ها تعبید و طریق را به‎عنوان هموار کردن راه و جاده می‎دانند. تعبید یعنی هموار کردن. عبد و بنده به کسی گفته می‎شود که راه رسیدن به سعادت و کمال را در خودش هموار می‎کند و در یک جاده صاف و مستقیم و بدون فراز و نشیب و چاله سیر می‎کند و به خداوند می‎رسد. اخلاق هم به همین دلیل در نظر شهید مطهری از مقوله عبادت و پرستش است. یعنی شما وقتی به آداب اخلاقی عمل می‎کنید، نفس و روح‎تان را در یک جاده هموار، حرکت می‎دهید تا به کمال نهایی واصل شوید. برخی تفسیر کرده‎اند که اخلاق، دستوری است یعنی از مقوله گزاره‎‎های نرماتیو بوده و دیسکریپتیو است. شهید مطهری تحلیلش این نیست. ایشان اخلاقیات را صرف دستور و تکلیف نمی‎دانند. اخلاقیات، حقایقی هستند که اگر انسان به سرشت و فلسفه آن‎ها دست پیدا کند، می‎بیند که مانند غذای روح انسان هستند. به همین معنا، اخلاق راهی است برای حرکت انسان در جهت رسیدن به کمال نهایی.

وجدان‎گرایی در فلسفه اخلاق شهید مطهری
برخی از روان‎شناسان غربی و غیرمسلمان مانند فروید و روسو بحث وجدان را مطرح کرده‎اند و گفته‎اند که در وجود انسان منبعی برای الهام و تشخیص خوب و بد وجود دارد. شهید مطهری بر اساس آموزه‎‎های دینی و تفکر الهی به همین حقیقت رسید. در قرآن گاهی از وجدان قلب تعبیر شده است. این وجدان همان حکمت عملی است. یعنی عقل عملی که محصولش حکمت عملی است. آن‎چه وجدان به انسان می‎آموزد، محصولش حکمت عملی است که در واقع هدایت‎‎های عقل انسان است در مقوله باید‎ها و نباید‎ها. شهید مطهری این را به‎عنوان یکی از پایه‎‎های اخلاق می‎دانند و این همان فطرت است. /901/د102/ع

برچسب ها: . . .
ارسال نظرات
captcha