۰۹ آبان ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۴
کد خبر: ۱۱۵۸۴۵
به چاپ بیست و چهارم رسید؛

کیفر گناه و آثار و عواقب خطرناک آن

خبرگزاری رسا ـ کتاب کیفر گناه و آثار و عواقب خطرناک آن به قلم آیت الله سید هاشم رسولی محلاتی از سوی مؤسسه بوستان کتاب منتشر شد.
کيفر گناه و آثار عواقب خطرناک آن


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، معنای گناه، گناه نوعی بیماری، گناه مانع دعا و استجابت آن، گناه عامل دگرگونی نعمت ها و نابودی ملت ها، گناه سبب کوتاهی عمر، گناه عامل پرده دری، گناه سلب کننده آرامش خاطر، و گناه؛ عامل کفر انسان مطالبی است که در کتاب کیفر گناه و آثار عواقب خطرناک آن، به آن پرداخته شده است.

در این کتاب، صرف نظر ازآیات کریم قرآنی و روایات دینی، از منابع و مآخذ علمی و داستان های گذشتگان نیز استفاده شده است تا مجموعه ای از خطراتی که جامعه را از ناحیه گناه و بی بند و باری تهدید می کند ذکر شود.

عناوین این کتاب را در هشت فصل می خوانید: «معنای گناه»، «گناه؛ نوعی بیماری»، «گناه مانع دعا و استجابت آن»، «گناه عامل دگرگونی نعمت ها و نابودی ملت ها»، «گناه سبب کوتاهی عمر»، «گناه عامل پرده دری»، «گناه سلب کننده آرامش خاطر» و «گناه؛ عامل کفر انسان».

در این مجموعه به تعدادی از آثار دنیوی گناه اشاره شده است که عبارتند از :
ـ گنا، بیماری خطرناکی است که اگر مداوا نشود به مراتب از بیماری های جسمی خطرناک تر است.
ـ گناه، مانع دعا و استجابت آن می شود.
ـ گناه، ملت ها را نابود می کند
ـ گناه، پرده های اجتماعی را می درد.
ـ گناه، اساس خوشبختی را که آرامش خاطر است از انسان می گیرد.
ـ گناه، عمر را کوتاه می کند.
ـ گناه، انسان را به فکر و انکار مقدسات دینی می کشاند.
ـ گناه، زندگی را برانسان سخت و دشوار می سازد.
ـ گناه، موجب تمام بدبختی ها، رنجها، آلام و مصایب می شود.

در بخشی از این کتاب با عنوان عابد زیبای زنبیل باف می خوانید: «از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که در میان بنی اسراییل عابدی بود زیبا روی و خوش سیما که از بافتن زنبیل و فروختن آن امرار معاش می کرد. روزی عابد از جلوی قصر پادشاه عبور می کرد کنیزکی از کنیزان همسر پادشاه او را دید و بی درنگ به داخل قصر رفت و زیبایی خیره کننده او را برای خانم خود تعریف کرد و گفت: بر در قصر، مردی است که چند زنبیل در دست دارد و برای فروش آنها گردش می کند. من تاکنون مردی زیبا تراز او ندیده ام.

خانم گفت: او را نزد من آور!
کنیزک بیرون رفته و عابد را به داخل قصر و نزد خانم خود آورد. چون نظر همسر پادشاه به عابد افتاد شیفته او گردید و به او گفت: زنبیلها را کنار بگذار و نزدیک آی تا از یکدیگر کام بگیریم.
سپس به کنیزک دستور داد بستر خواب آن دو را بگستراند، عابد امتناع کرد. زن گفت: تا من از تو کام نگیرم نمی گذارم از اینجا خارج شوی.

این سخن را گفت و به دنبال آن به کنیزک دستور داد درهای قصر را ببندد. عابد که مردی پرهیزکار و با تقوا بود و بدین ترتیب خود را دام آن زن دید فکری کرد و گفت آیا بالای بام قصر جایی برای تطهیرو شست و شو هست؟
همسر شاه گفت : آری؛ و به دنبال آن به کنیزش دستور داد مقداری آب برای شست و شو به بالای قصر ببرد.
کنیز ظرف آب را بالای قصر برد و عابد نیز به دنبال او رفت. وقتی به اطراف نگاه کرد دید قصر بسیارمرتفعی است که هیچ وسیله ای هم که خود را به آن آویزان کند و از آنجا فرود آید، نیست. با خود گفت: ای نفس! تو سالهای دراز به خاطر رضای پروردگار در شب و روز او را عبادت کردی، اکنون چنین بلیه ای پیش آمده است که می خواهد حاصل سالها عبادت تو را از بین ببرد!
به خدا اگر دچار آن گردی زیانکار و شرمسار خواهی بود! با این وضع اگر تو خود را از بالای بام قصر پرت کنی و بمیری بهتر از آن است که به این گناه آلوده شوی! این سخن را گفت و نزدیک بام آمد و خود را به پایین پرتاب کرد.

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: در این زمان خدای متعال به جبرییل خطاب کرد: بنده ما می خواهد خود را به خاطر فرار از گناه به زمین پرتاب کند؛ تو او را برگیر که صدمه ای به او نرسد.
جبرییل آمد و عابد را گرفت و همانند پدر مهربانی که فرزندش را بر زمین می نهد او را بر زمین نهاد. عابد همین که روی قرار گرفت خواست به خانه برود؛ ولی چون زنبیل ها را در قصر گذاشته بود آن روز تا غروب صبر کرد و چون غروب شد به خانه و پیش عیالش رفت.

همسرش گفت: پول زنبیل ها را چه کردی؟
گفت: امروز نتوانستم از آن ها پولی به دست آورم.
زن پرسید: پس امشب با چه چیزی افطار کنیم؟
عابد گفت : امشب را به گرسنگی صبر می کنیم.
سپس به زن گفت: اکنون برخیز و تنور را روشن کن. چون ما خوش نداریم همسایه های ما تنورمان را خاموش ببینند و به فکر ما بیفتند.
زن به دستور عابد برخاسته، تنور را روشن کرد و برگشت و در اطاق نشست. در این زمان یکی از زنان همسایه به خانه آمد و گفت: شما آتش دارید؟
زن گفت: آری، برو از میان تنور بردار.
زن همسایه بالای تنور آمد و بازگشت و به زن عابد گفت: تواینجا با شوهرت به صحبت مشغول و سرگرمی، نانها در تنور سوخت!
زن بر خاسته سر تنورآمد و دید اطراف تنور مملو از نانهای سفید است. نان ها را از تنور گرفته و در ظرفی نهاد و به نزد شوهر آورد و به او گفت: ای مرد! تو نزد خدا مقام و منزلتی داری. از خدا بخواه تا در زندگی ما وسعتی دهد که بقیه عمر قدری از این سختی برهیم!
عابد گفت : برهمین حال صبر کنی بهتر است.»

کتاب کیفر گناه و آثار عواقب خطرناک آن به قلم آیت الله سید هاشم رسولی محلاتی در سال1390 با شمارگان 2000 نسخه در 428 صفحه با قیمت 7000 تومان به همت مؤسسه بوستان کتاب منتشر شده است./913/ن601/ع

ارسال نظرات
captcha