۰۶ دی ۱۳۹۰ - ۱۶:۲۵
کد خبر: ۱۱۹۸۰۶

دکترین ملی بیع در افق ایران 1414 در رادیو معارف مطرح شد

خبرگزاری رسا ـ در برنامه مجله روز، سرکار خانم هاله اسماعیل‌نژاد دانشجوی دانشگاه اقتصاد، پایان‌نامه خود تحت عنوان "دکترین ملی بیع" را معرفی کرد.‏
راديو معارف
به گزارش روابط عمومی رادیو معارف، سرکار خانم هاله اسماعیل‌نژاد با شرکت در برنامه مجله روز که در مورخ 30 آذرماه به مناسبت هفته پژوهش پخش شد، دکترین تطبیقی بیع و اکانومی را که به عنوان پایان نامه دانشجویی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه اقتصاد تهران ارائه کرده است، معرفی کرد. مشروح سخنان وی در ذیل آمده است:

ضرورت تدوین این دکترین چه بود؟

تحولات و رکود اقتصادی و مالی غرب که از دو سال اخیر شروع شده و به صورت اپیدمی برای کشورهای دیگر نیز بحران ایجاد کرده بود یکی از دلایلی بود که باعث شد تا ضرورت اول ما شد که اقتصادمان را طوری برنامه ریزی کنیم که کمترین آسیب را متحمل بشود.

ضرورت دیگر تدوین این پایان نامه، تدوین نظام جامع علمی کشور بود که باید به صورت مشخص در این یک نقشه جامعه جایگاه اقتصاد در آن تدوین می‌شد.

با مطرح شدن چنین ضرورت‌هایی، لازم دیدیم که طرحی را ارائه کنیم تا بتوانیم این ضرورت‌ها را پوشش بدهیم. طی تحقیقاتی که صورت گرفت، مدل‌های اقتصادی که در غرب بعنوان اکانومی مطرح می‌شود، دو مدل بیشتر نبوده است؛ یکی مدل لیبرالیسم بود که آنچه از آن می‌بینیم چیزی جز رکود، تورم و یا فروپاشی اخیر اقتصادی، چیز دیگری از آن وجود ندارد. یعنی این مدل اقتصادی مرتب با بحران مواجه است.

مدل دیگر اقتصادی، مدل سوسیالیستی بود که با دانشمند شاخص‌شان به نام مارکس مطرح شده بود. که این دو مدل اقتصادی در صد سال اخیر با یکدیگر حالت الاکلنگی داشته‌اند که اگر یک زمانی دُز اقتصاد لیبرالی پایین می‌آمد، همان چیزی که به عنوان بازار آزاد اشاره می‌کنیم، اگر دُز آن پایین می‌آمد، دز سوسیالیستی یا اشتراکی بودن بالامی‌رفته است.

و همین اتفاق که اگر رصد کنید در دو سه سال گذشته مبیّن این نکته است که اقتصاد لیبرالیستی که با مشکل مواجه شده است، کتاب‌های مارکس ترجمه و چاپشان در حال افزایش است.

آنچه ما در کشورمان داریم، کپی بسیار ناقص و دست صدم از این‌هاست. یعنی بدون این‌که به مبانی آن‌ها بپردازیم،نهادهای آن مثل: بانک، بورس و ... را از اقتصاد لیبرالی گرفتیم، نهادی مثل بیمه را از نهاد اقتصادی سوسیالیست وارد لیبرالیست شده است.

آن‌ها را گرفتیم بدون این‌که بفهمیم مبانی این تفکر اقتصادی چیست؟

براساس تحقیقاتی که صورت دادیم، به این نتیجه رسیدیم که باید اول الگوهای اقتصادی را از قرآن استخراج کنیم، چون آنچه در داخل کشورمان وجود داشته در طی 1400 – 1500 سال گذشته یک مفهومی بوده بعنوان کَدآمایی، در کتاب‌های نظامی به آن‌ها زیاد پرداخته شده است.

این مفهوم در اقتصاد فعلی بسیار گنگ است ولی مفهوم آن به معنای معیشت است و همچنین مفهومی را به ذهن متواتر می‌کند مثل کدخدامنشی و کدبانویی در منزل.

این به بیشتر به ا کانومی غربی نزدیک‌تر است که به معنای تدبیر منزل است. با چهار کلید واژه مواجه بودیم که هر کدام یک پارادایمی را ایجاد می‌کند. یک فضایی را ایجاد می‌کند که ما در آن فضا قدم بر می‌داریم.

در غرب، آن چه شاخص است، اکانومی است که دو مدل بیشتر هم نداشته؛ لیبرالیسم و سوسیالیسم. این مفهوم با معنی واژه‌ای‌اش آنچه به عنوان اقتصاد به دنیا عرضه کرده، یک چیز کاملاً متفاوتی است. یعنی شما معنی این واژه را بخواهید ببینید، یک چیز کاملاً متفاوتی با ساز و کارهای اقتصادی است که می‌شناسیم که به معنای تدبیر منزل است.

کدآمایی فارسی هم در آثار گذشتگان ما مثل خواجه نصیرالدین طوسی و یا خواجه نظام الملک طوسی خیلی پر رنگ بوده است. این مفهوم هم در مبانی آن‌ها می‌دیدیم آن طور عمق در کشور نداشته است.

این به معنای تغییر کلمه است...

البته بحث خود کلمه‌ای است. بحث یک مفهوم آنچنان باید عمیق باشد که حتی یک نظامی را هم بر مبنای معنای آن کلمه می‌چینید، آن مفهوم بتواند ساز و کار آن را پوشش بدهد.

مفاهیم ارائه شده از مضامین قرآنی دریافت شده است...

آنچه از قرآن و از مطالعات قرآنی که نتیجه تحقیقات چندین ساله بود که در این پایان نامه بصورت کلاسه بند و قواره بند دیده شد، "تنها ساز و کار اقتصادی که در قرآن کریم به آن بشارت داده شده؛ بیع است". یعنی خداوند به آن بشارت می‌دهد بیع است.

این مفهوم به معنای داد و ستد و شراء و یک بده‌بستانی است که خداوند محور اصلی‌اش قرار دارد. مبنای این‌ پارادایم و مبنای این چارچوب تصوری که ایجاد می‌شود آیة 111 سورة توبه است که در آن خداوند می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ» و بعد توضیح می‌دهد که این مؤمنین چه کسانی هستند؟ «وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»

در ابتدای آیه می‌فرماید: که خدا از مؤمنین نفس و مالشان را می‌خرد، به بهای این‌که جنت را به او بدهد.

این را وقتی بیان می‌فرماید در انتهای آیه می‌فرماید: این داد و ستد، تنها داد و ستدی است که به آن بشارت باد. انتهای آیه هم می‌فرماید: « وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» به معنای رستگاری بزرگ است.
ما باید به این‌ نکته توجه کنیم؛ همان طور که غربی‌ها هم به آن اذعان دارند، علم ارزه و تقاضا، مبنای علم اقتصاد است. اینکه چرا باید به آن بگوییم اقتصاد و بگوییم اکانومی و چرا اصلاً آن تعریفی را به آن ارتباط ندارد را بیان بکنیم، تاکنون در مطالعاتی اقتصادی که داشتم، متوجه نشدم؟

آنچه در غرب مهم است آنچه ارزه می‌شود و آنچه می‌خرند مهم است...

آنچه در قرآن بیان می‌شود خود عرضه و تقاضاست، نه به معنایی که غربی‌ها می‌گویند. چون‌که آن‌چه در غرب مطرح می‌شود، تولید کننده و خریدار، خودشان خیلی اهمیت ندارند، بلکه آنچه ارزه می‌کنند و آنچه می‌خرند مهم است.

اما آنچه قرآن مطرح می‌کند، هم عرضه کننده مهم است و هم تقاضا کننده. و هم آن چیزی که عرضه می‌کنند و همان چیزی که بدست می‌آورند و از همه مهم‌تر مبنای همه این‌ها یک چیز است و آن هم "خدا محوری" است.

آنچه باید بصورت اساسی پرداخته بشود و تبیین بشود، این است که "حکمت بیع" برای مردم طی چند سال جا بیافتد و داد و ستدی که معیشت حلال را در حدود الهی رقم بزند، خداوند مد نظرش است، آنچه را که تاکنون غرب ارزه کرده به جهان، اقتصادی نیست که معاد انسان‌ها را رقم بزند.

بنابراین آن ساز و کار که در اقتصاد باعث بشود معیشت ما معطوف به معاد بشود و اولین کارکردش این باشد که معاد ما را رقم بزند؛ آن بیع است.

در قرآن کریم مخصوصاً در آیه 254 سورة بقره خیلی به آن تأکید شده است و در سورة بقره و حتی در سورة ابراهیم هم در برخی از آیات آمده، این است که خداوند "بیع" را مقارن با "خُلت" می‌آورد.
در ساز و کاری که در تفاسیر گذشتگان در حدود 400 – 500 سال قبل، این‌که در قرآن می‌فرماید: « یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفَاعَةٌ »

انفاق کنید از اموالتان قبل از این‌که روزی برسد که نه بیع باشد و نه خلتی باشه...

بیع مقارن با خلت آمده است، یعنی چی؟ یعنی هر کارکردی که خداوند انتظار دارد از بیع، این‌که شما مال و نفس خود را به خدا می‌فروشید، این چه کار کرد زمینی می‌تواند داشته باشد. این است که "خُلت یا دوستی بسیار عمیقی که در درون شما ایجاد می‌شود" و شما را به یکدیگر نیازمند می‌کند، آن مبنای کارکردی بیع قرار بگیرد.

در رقابت فازی از دشمنی خوابیده است...

براساس آن رویکردهایی که این دکترین را تبیین کردیم، "در رقابت فازی از دشمنی وجود دارد. یعنی بین دوستی و دشمنی، وسطش می‌شود رقابت".

رقیب، یعنی شما مابین دوست و دشمنان یک حد وسطی دارد بنام رقیب، این بحث رقابت از منشأ تفکر داروینیسم وارد اقتصاد شده است. هیچ جای دنیا نمی‌بینید که هیچ رقابت سالمی برگزار بشود.
اصلاً در مفهوم رقابت این دشمنی خوابیده، بگونه‌ای که شما رقبایتان را باید از میدان بدر کنید و آنجا بایستید و فعالیت خود را انجام دهید. و الآن این را در جهان اقتصادی داریم به عینه می‌بینیم.
آنچه را قرآن دائم، مقارن بیع می‌آورد، مفهوم خُلت است. می‌‌گوید اینقدر باید دوستی شما عمیق بشود تا بواسطه آن دوستی به هم نیاز پیدا کنید.

اگر ما به جای رقابت، دوستی را بین مردم گسترش بدهیم، آن وقت مفهومی مقل رقابت نیاز نمی‌شود که بین افراد یک فازی از دشمنی بوجود بیاید، و حتماً اگر شما ببینید یک مسابقه است بین رقبا را، یعنی دوست دارند از هم جلو بزنند و رقبای خودشان را از صحنه بیرون کنند. ولی در عرصه دوستی این‌گونه نیست. قرآن در کنار مفهوم خُلت مفهومی را بیان می‌کند بنام "تنافس". یعنی این‌که شما هم نفس یک مسابقه‌ای بدهید.

رئوس دکترین ملی بیع ...

باید چارچوب مفهومی برای آن ارائه می‌کردیم. پس مفهوم اصلی که بیع به آن مترتب است، یکی خود "مبایع" و خود عمل است. مفهوم دوم "خُلت" و مفهوم سوم "انفاق"است.

یعنی شما در انفاق مفهومی دارید بنام "گذشتن از مال". بجای "ثروت که ثروت به معنای جمع شدن و تجمع" است، انفاق خارج کردن و گذشتن از مال است.

و سپس آنچه نتیجه انفاق است می‌شود، "برکت". یعنی بیع با چهار مفهوم شناخته می‌شود: "مبایع"، "خُلت"، "انفاق" و "برکت".

آن چیزی که ما مد نظر داریم این است که یک اقتصادی رقم خورده بشود که از آن برکت بیرون بیاید، و از این منظر دکترین بیع را مطرح می‌کند که سؤال اولی که در دکترین بیع مطرح می‌شود این که است که:

بیع چیست؟

می‌گوییم، انجام شراء، داد و ستد و محور در فروش مال و نفس خود به خدا

می‌گوییم بیع چرا؟

برای رقم زدن معاش معطوف به معاد. این‌که معاد ما ساخته بشود.

در چگونگی آن می‌گوییم؟

شما اگر معامله‌ای کردید در این عملی که رد و بدل شد و دیگری، خلت و دوستی نتیجه شد، کارکردش منتج به این شد که دوستی شما با دیگران عمیق بشود، این دوستی باعث شد که شما در مبادلاتتان انفاق را رقم زدید، یعنی این‌که انگار شما وقتی دارید چیزی را به کسی می‌فروشید دارید به او انفاق می‌کنید و بعد از این‌که این حرکت انجام شد مبایعه شما و آن کل حالت طرفینی که اتفاق افتاده است، برکت را برای جامعه رقم می‌زند.

باید در اقتصاد خودمان کار بکنیم که در کوچکترین لایه خودش "بیع مؤمن با خدا" را رقم بزند و سپس "بیع اجتماع مؤمنین با خدا" که در نتیجه "بیع حکومت مؤمنین با خدا" رقم بخورد. اگر بخواهیم در این رابطه مثالی بزنیم؛ شما می‌توانید این رابطه بیع مؤمن با خدا را در کتاب "البیع" امام راحل ببینید. اگر این طرح اجرا بشود انگار دارد بیع مؤمن با خدا رقم می‌خورد.

ما بر همین اساس یک طرح جامعی را ارائه کردیم که از چندین نقشه راه تشکیل شده است که به آن رودمپ می‌گویند. که هر نقشه از یک تا صدها مسئله را در بر می‌گیرد.

برای اجرایی شدن، طبق آنچه برنامه‌ریزی شده است، این طرح ابتدا باید از سال 1391 تا 1396 در اندیشه استادان اقتصاد و کسانی که اقتصاد می‌خوانند این مفاهیم را ایجاد کنیم.

چیزی که اگر می‌خواستیم در 5 سال پیش، این مبانی را مطرح کنیم، گفتن در رابطه با آن‌ها خیلی سخت بود و حتی اثبات کردنش.

اما حالا که نظام اقتصادی غرب با بحران جدی مواجه شده، گفتن این جور حرف‌ها خیلی راحت‌تر است. آنچه را که تاکنون دیدیم خیلی اندیشه نو در این زمینه و گرایش در آن وجود دارد و یقیناً استقبالی که استادان اقتصاد کردند ما را خیلی نسبت به این دکترین خوش‌بین کرده است./917/د102/ص
برچسب ها: . . .
ارسال نظرات