توجیه ترور از بمبگذاری حرم مطهر رضوی شروع شد
روز ۳۰ خرداد ۱۳۷۳ وقتی انفجار حرم امام رضا(ع) را لرزاند، باز هم رسانههای غربی دست بهکار روایتسازی شدند. از «خبر بیطرف» تا «بازتعریف فاجعه»، کوشیدند این حادثهٔ تروریستی و حمله به شیعیان را به یک ماجرای امنیتی و سیاسی تقلیل دهند.
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در پوشش خبری حوادث، تنها «رخداد» نیست که به مخاطب منتقل میشود. بلکه نحوهٔ روایت آن نیز نقش تعیینکنندهای در شکلگیری معنا دارد.انفجار حرم مطهر امام رضا(ع) در ۳۰ خرداد ۱۳۷۳ یکی از نمونههایی است که در رسانههای غربی، در چارچوبهای متفاوتی از امنیت، سیاست و ابهام بازنمایی شده است.بررسی این روایتها نشان میدهد چگونه یک فاجعهٔ تروریستی میتواند در فرآیند خبررسانی، از بستر معنایی خود فاصله بگیرد و در قالبهای دیگری تفسیر شود.
پاکسازی معنایی خبر در پوشش روایت بیطرف
خبرگزاری رویترز در پوشش انفجار حرم امام رضا(ع)، اگرچه به ابعاد انسانی حادثه و شمار قربانیان اشاره میکند، اما از همان ابتدا از تبدیل این رویداد به نمادی از خشونت علیه جامعهٔ شیعیان و حمله به یکی از مهمترین اماکن مذهبی جهان اسلام خودداری میکند.در حالی که انفجار در حرمی رخ داده که برای میلیونها شیعه جایگاه ویژهای دارد، روایت رویترز بیش از آنکه بر اهمیت مذهبی و فرهنگی این مکان متمرکز باشد، آن را در قالب یک حادثهٔ امنیتی داخلی بازنمایی میکند.این خبرگزاری همچنین در پرداختن به عاملان حادثه، به جای برجسته کردن ابعاد تروریستی حمله، بر ابهام موجود تأکید میکند.رویترز گزارش مسئولیتپذیری منتسب به سازمان مجاهدین خلق را صرفاً در حد یک تماس تلفنی بازتاب میدهد و بدون پیگیری بیشتر یا بررسی سوابق این گروه در اقدامات خشونتآمیز، موضوع را در سطح یک ادعا نگه میدارد. چنین رویکردی میتواند به کاهش تمرکز مخاطب بر هویت عاملان و ماهیت سازمانیافتهٔ حمله منجر شود.در گزارش، انفجار صرفاً یک «بمبگذاری» توصیف میشود و خبری از تأکید بر مفاهیمی چون «حمله به مقدسات شیعیان»، «جنایت علیه زائران» یا «اقدام تروریستی علیه غیرنظامیان» نیست؛ تعابیری که رسانههای غربی در برخی رویدادهای مشابه در اروپا و آمریکا با بسامد زیاد به کار میبرند.رویترز همچنین بخش قابل توجهی از گزارش را به توصیف خسارات فیزیکی و صحنههای پس از انفجار اختصاص میدهد. در نتیجه، مخاطب بیش از آنکه با ابعاد نمادین حمله آشنا شود، صرفاً با مجموعهای از اطلاعات توصیفی دربارهٔ محل انفجار و میزان تخریب روبهرو میشود.
روایت خنثی از یک فاجعهٔ تروریستی
آسوشیتدپرس در پوشش انفجار حرم مطهر امام رضا(ع) در ۲۰ ژوئن ۱۹۹۴، حادثه را عمدتاً در قالب یک رویداد امنیتی با تلفات انسانی بازنمایی میکند و توجه چندانی به جایگاه ویژهٔ این مکان در جهان تشیع ندارد.اگرچه به وقوع انفجار در روز عاشورا و در حرم امام رضا(ع) اشاره شده، اما این موضوع بیشتر در حد ارائهٔ زمینهٔ خبر باقی میماند و به ابعاد مذهبی و نمادین حمله پرداخته نمیشود.این خبرگزاری با استناد به منابع رسمی ایران، دولت جمهوری اسلامی را بهعنوان نخستین راوی حادثه در متن وارد میکند و از سازمان مجاهدین خلق بهعنوان «گروه اپوزیسیون» و مسئول این بمبگذاری نام میبرد.اما در ادامه، بلافاصله تکذیب این گروه را میآورد و از هرگونه داوری یا پیگیری بیشتر دربارهٔ عاملان حادثه خودداری میکند. چنین رویکردی میتواند به کمرنگ شدن مسئولیت عاملان و تقلیل حادثه به یک مناقشهٔ سیاسی میان حکومت و مخالفان منجر شود.در مجموع، آسوشیتدپرس انفجار را بیش از آنکه حملهای به یکی از مهمترین اماکن مقدس شیعیان معرفی کند، بهعنوان یک بمبگذاری مرگبار در ایران روایت میکند؛ رویکردی که از برجستهسازی ابعاد مذهبی و اعتقادی این حادثه پرهیز دارد و روایت را در سطح گزارش یک رویداد فوری و بازتاب مواضع رسمی نگه میدارد.
ادغام جنایت در گفتمان منازعات داخلی
روزنامهٔ ایندیپندنت در پوشش انفجار حرم امام رضا(ع)، حادثه را فراتر از یک بمبگذاری صرف روایت کرده و آن را در بستر ناآرامیها و منازعات سیاسی و مذهبی داخلی ایران قرار میدهد.هرچند گزارش به بیسابقه بودن حمله به مقدسترین زیارتگاه ایران و کشته و زخمی شدن دهها زائر اشاره میکند، اما بخش عمدهای از متن به تشریح اختلافات سیاسی، بازداشتها، تنشهای مذهبی و چالشهای امنیتی داخل ایران اختصاص یافته است.این روزنامه با طرح موضوعاتی مانند اختلاف میان مسئولان ارشد جمهوری اسلامی، ناآرامیهای سیستان و بلوچستان، بازداشتهای گسترده و فعالیت گروههای مخالف، تصویری از ایران بهعنوان کشوری گرفتار بحرانهای سیاسی و امنیتی ارائه میدهد.به این ترتیب، انفجار حرم در روایت ایندیپندنت، نه صرفاً یک اقدام تروریستی علیه زائران، که به نشانهای از بیثباتی و تنشهای داخلی ایران تبدیل میشود.این رسانه هم در بیان نقش سازمان مجاهدین خلق در این حادثهٔ تروریستی، از این گروه صرفاً بهعنوان «یک گروه مخالف و مسلح مستقر در عراق» نام میبرد؛ اما در ادامه با برجسته کردن فضای ابهام و کشمکشهای سیاسی، توجه مخاطب را از خودِ جنایت به زمینههای داخلی ایران معطوف میکند.در واقع، حادثه در چارچوب «بحران ایران» تفسیر میشود، نه صرفاً یک حملهٔ تروریستی علیه یک مکان مقدس.
و باز هم سیاستزدگی روایت در پوشش رسانهای غرب
بررسی پوشش این رسانههای غربی از انفجار حرم امام رضا(ع) نشان میدهد که این حادثه بیشتر در قالب یک رویداد امنیتی یا بخشی از منازعات سیاسی داخلی ایران بازنمایی شده است.در این چارچوب، تأکید اصلی گزارشها بر تلفات انسانی، ابهام در مسئولیتها، و زمینههای سیاسی و امنیتی ایران قرار گرفته و بُعد مذهبی و نمادین حادثه در سطحی محدود یا صرفاً بهعنوان پسزمینهٔ خبر باقی مانده است.از این منظر، تفاوت در نحوهٔ چارچوببندی رویدادها، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری روایت نهایی دارد؛ بهگونهای که انتخاب واژگان، میزان برجستهسازی زمینهٔ سیاسی، و نحوهٔ برخورد با مسئلهٔ مسئولیتپذیری عاملان، به تولید تصویری خاص از ایران در افکار عمومی منجر میشود.در نتیجه، آنچه در ظاهر «روایت بیطرف خبری» به نظر میرسد، در عمل میتواند حامل نوعی گزینش معنایی باشد که اولویتهای خبری را بازتعریف میکند.
و باز هم سیاستزدگی روایت در پوشش رسانهای غرب
بررسی پوشش این رسانههای غربی از انفجار حرم امام رضا(ع) نشان میدهد که این حادثه بیشتر در قالب یک رویداد امنیتی یا بخشی از منازعات سیاسی داخلی ایران بازنمایی شده است.در این چارچوب، تأکید اصلی گزارشها بر تلفات انسانی، ابهام در مسئولیتها، و زمینههای سیاسی و امنیتی ایران قرار گرفته و بُعد مذهبی و نمادین حادثه در سطحی محدود یا صرفاً بهعنوان پسزمینهٔ خبر باقی مانده است.از این منظر، تفاوت در نحوهٔ چارچوببندی رویدادها، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری روایت نهایی دارد؛ بهگونهای که انتخاب واژگان، میزان برجستهسازی زمینهٔ سیاسی، و نحوهٔ برخورد با مسئلهٔ مسئولیتپذیری عاملان، به تولید تصویری خاص از ایران در افکار عمومی منجر میشود.در نتیجه، آنچه در ظاهر «روایت بیطرف خبری» به نظر میرسد، در عمل میتواند حامل نوعی گزینش معنایی باشد که اولویتهای خبری را بازتعریف میکند.