۳۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۱
کد خبر: ۸۱۸۲۲۳
یادداشت؛

رهبر انقلاب شرایط کنونی را مرحله‌ای جدید از رویارویی بلندمدت با آمریکا می دانند

رهبر انقلاب شرایط کنونی را مرحله‌ای جدید از رویارویی بلندمدت با آمریکا می دانند
برآیند گزاره‌ها نشان می‌دهد که رهبر انقلاب شرایط کنونی را نه پایان جنگ، بلکه مرحله‌ای جدید از یک رویارویی بلندمدت با آمریکا می‌دانند.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، سعید اشیری پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی در یادداشتی به تحلیل پیام مهم رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداخت.

وی با تحلیل پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهم‌نامه رؤسای جمهور ایران و آمریکا، تأکید کرد: کلیت این پیام نشان‌دهنده موافقت صریح رهبر انقلاب با این تفاهم‌نامه است و جمله «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» باید در چارچوب کلی متن و نه به‌صورت مستقل تفسیر شود.

وی با اشاره به اصول متن‌پژوهی گفت: فهم دقیق این عبارت نیازمند توجه به نسبت آن با سایر بخش‌های پیام، پیام‌های پیشین رهبر انقلاب و شرایط سیاسی و راهبردی کشور است.

این پژوهشگر حوزه مطالعات متنی با بازخوانی پیام‌های اخیر رهبر انقلاب، ۱۵ مؤلفه کلیدی از جمله استمرار رویارویی با آمریکا، بی‌اعتمادی به مذاکره، ضرورت حفظ حقوق ملت ایران، تقویت قدرت اجتماعی، نقش جبهه مقاومت، مطالبه غرامت جنگی و حفظ روحیه ملی را برشمرد و گفت: برآیند این گزاره‌ها نشان می‌دهد که رهبر انقلاب شرایط کنونی را نه پایان جنگ، بلکه مرحله‌ای جدید از یک رویارویی بلندمدت با آمریکا می‌دانند.

به گفته وی، عبارت «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» نیز ناظر به ترجیح استفاده بیشتر از اهرم‌های قدرت ایران، از جمله سرمایه اجتماعی، ظرفیت‌های منطقه‌ای، موقعیت راهبردی تنگه هرمز و دستاوردهای میدانی، پیش از تثبیت سیاسی تفاهم بوده است.

متن این یادداشت به شرح ذیل است:
 
پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهم‌نامه‌ی رئیس‌جمهوران ایران و امریکا (۲۸ خرداد ۱۴۰۵)، بیش از هر چیز، یک سازه‌ی‌ کلی و بنای ساخته‌شده است و در نگاه دقیق برای کشف دلالت‌های آن، باید جملات و اجزاء آن را در نسبت با کلّیّت آن نگریست؛ آنچه از کلیت این متن برمی‌آید: «موافقت صریح رهبر انقلاب با این تفاهم‌نامه» است، هرچند بیش از همه، جمله‌ی «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم» آن‌گونه مهم است که می‌تواند منشأ مباحثه‌ها و مناقشه‌های متنوع و پردامنه‌ای باشد؛ اما به لحاظ منطق متن‌پژوهی، این جمله‌ی خاص نیز باز باید در نسبت با کلیت سازه‌ی‌ این پیام، نگریسته و دلالت‌یابی شود.
 
نکته‌ی مقدماتی دوم این است که این جمله، حاوی دلالت‌های متعددی است، از جمله:
- دلالت‌های بافتاری (co-text). نسبت معنایی این جمله با جملات قبل و بعد و کلّ پیام؛ 
- دلالت‌های بافتی. معانی متناسب با قرائن موقعیتی و بافت (context)؛
- دلالت‌های بینامتنی درونی. نسبت این جمله (و پیام) با پیام‌های دیگر رهبر انقلاب؛
- دلالت‌های پیرامتنی‌. ناظر به نسبت معانی این جمله با متون غایب اما مرتبط؛
- دلالت‌های فرامتنی. معطوف به بازتعریف این جمله (و پیام) به دیگر متن‌ها. 
می‌توان این فهرست و مقوله‌های تحلیل متنی را بسیار طولانی کرد؛ غرض این است که دامنه‌ی متن‌پژوهی بسیار پرظرفیت و فراخ است و ار جوانب مختلفی می‌توان حتی یک جمله‌ی خاص را کاوید.
 
در اینجا ناظر به دلالت‌های بینامتنی درونی، فهرستی از اشارات رهبر انقلاب در پیام‌های پیشین را بازخوانی و تلاش میکنم با طرح دلالت‌های صریح درباره‌ی‌ آمریکا، جنگ و مذاکره، میدان معنایی این جمله‌ی خاص را واضح‌تر کنم.
 
۱. جنگ هنوز تمام نشده است.
    ایشان از «دفاع مقدس سوم» سخن می‌گویند و حتی پس از آتش‌بس یا لحظه‌ی توقف نیز آن را با تعبیر «سکوت صحنه‌ی نبرد» یاد می‌کنند.
 
۲. آمریکا طرف اصلی جنگ (متجاوز اصلی) است.
    تصریح می‌کنند حمله‌ی اخیر از سوی «[…] آمریکا و در بین مذاکرات» انجام شده است.
 
۳. مذاکره به معنای اعتماد نیست.
    اشاره به وقوع حمله «در بین مذاکرات» به‌صراحت این پیام را منتقل می‌کند که مذاکره هیچ نقش معناداری در مانع‌شدن جنگ دوباره و توقف دشمنی آمریکا ندارد (بی‌اعتمادی محض).
 
۴. حقوق حقه‌ی ایران، بسیار مهم و بنیادی است.
    تعبیر «حقوق حقه‌ی ملت ایران» در پیام‌ها مکرراً تکرار می‌شود.
 
۵. عقب‌نشینی از حقوق ایران منتفی است.
جمله صریح ایشان این است:
    «به هیچ‌وجه از حقوق حقه‌ی خود دست نمی‌کشیم.»
 
تلاش برای دلالت‌‌یابی این جمله‌ی ویژه: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»
 
۶. مردم بخشی از قدرت ملی هستند.
    می‌فرمایند:
    «حضور شما در صحنه لازم‌تر و مؤثرتر است.»
به‌ویژه مردم حاضر در میدان، به‌طور جدی مورد توجه رهبری هستند.
 
۷. قدرت اجتماعی باید به اهرم سیاسی تبدیل شود.
    تصریح می‌کنند:
    «حضور شما بر نتیجه مذاکرات نیز تأثیر خواهد گذاشت.»
 
۸. جبهه‌ی مقاومت در محاسبات ایران حضور دارد.
    از پیگیری حقوق ایران «به همراه همه جبهه مقاومت» سخن می‌گویند.
 
۹. هرمز یک اهرم راهبردی جدید است.
    از «اعمال مدیریت جدید بر تنگه هرمز» سخن می‌گویند، نه صرفاً حفاظت از آن.
 
۱۰. غرامت جنگی باید مطالبه شود.
    به‌صراحت از «غرامت»، «دیه جانبازان» و «خون‌بهای شهدا» نام می‌برند.
 
۱۱. آینده منطقه باید بدون آمریکا باشد.
    از جمله در پیام خلیج فارس از ضرورت «تعطیلی پایگاه‌های نظامی آمریکا» سخن می‌گویند.
 
۱۲. جنگ روایت‌ها ادامه دارد.
    درباره‌ی‌ رسانه‌های دشمن هشدار می‌دهند و بر مراقبت از «گوش‌ها» تأکید می‌کنند.
 
۱۳. روحیه‌ی ملی یک سرمایه راهبردی است.
    بر حفظ «امید»، «اعتماد به نفس» و «ایستادگی» تأکید می‌کنند.
 
۱۴. مبنای درستی و مشروعیتِ سیاست جنگ، مقاومت است.
    در سراسر پیام‌ها از «ملت»، «شهدا»، «مقاومت» و «ایستادگی» سخن می‌گویند؛ و تقریباً هیچ‌گاه مشروعیت اقدامات ایران را به تأیید قدرت‌های سیاسی جهانی یا نهادهای بین‌المللی ارجاع نمی‌دهند.
 
۱۵. زمان می‌تواند به سود ایران باشد.
    در هیچ پیام مهمی از ضرورت شتاب در توافق سخن نمی‌گویند؛ در مقابل، واژگانی مانند «صبر»، «استقامت» و «پایداری» بارها تکرار می‌شوند.
 
برآیند
اگر این پانزده گزاره را کنار هم بگذاریم، تصویری که از پیام‌های رهبر گرامی انقلاب به دست می‌آید این است که ایشان وضعیت کنونی را نه یک دوره‌ی «پس از جنگ» بلکه مرحله‌ای تازه از یک رویارویی بلندمدت با آمریکا می‌دانند. در این نگاه، مذاکره تنها یکی از ابزارهای این رویارویی است، نه جایگزین آن. از همین منظر، عبارت مشهور:
 
«بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم»
 
را می‌توان در پرتو همین منظومه‌ی فکری فهمید.
 
دلالت واضح‌ترِ این جمله آن است که ترجیح اولیه‌ی ایشان حتماً استفاده بیشتر از اهرم‌های قدرت ــ از جمله سرمایه‌ی اجتماعی، دستاوردهای جنگ، اهرم هرمز، فشار منطقه‌ای و موقعیت برتر ایران، عملکرد بهتر اقتصادی در داخل، تأکید بر غرامت ــ پیش از ورود به مرحله‌ی تثبیت سیاسی تفاهم بوده است. چنین برداشتی با کلیت زبان، مضامین و تأکیدهای تکرارشونده در پیام‌های این صدواندی روز اخیر سازگاری بیشتری دارد و نقاط تمایز میان نظر شعام و رئیس‌جمهوری محترم ایران با نظر ایشان را می‌توان از خلال این نکات (پانزده‌گانه) دقیق‌تر نشان داد.
ارسال نظرات