یک نویسنده خوب، یک رزمنده خوب در جبهه فرهنگی است / مرحوم ابوترابی از افراط و تفریطها جلوگیری میکرد

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، روحانیت به لحاظ جمعیتی که در زمان جنگ تحمیلی داشت بیشترین شهید و ایثارگر را تقدیم انقلاب کرد که نشانگر نقش حساس و کلیدی این قشر در هشت سال دفاع مقدس است. در گفت و گو با حجت الاسلام غلامحسین کمیلی، آزاده و جانباز 45 درصد دفاع مقدس، پژوهشگر و استاد حوزه و دانشگاه به تبیین ابعاد مختلف نقش آفرینی روحانیت در این عرصه پرداختیم؛
روحانیت و خصوصا اندیشه و عملکرد حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری چقدر در پیشبرد اهداف جنگ و حضور جوانان در جبهه موثر بود؟
با دقت در جوانب محتلف دفاع مقدس در می یابیم که نقش روحانیت در آن صرفا جنبه تبلیغی نداشت. امام خمینی(ره) به عنوان فرمانده کل قوا و در رأس این حرکت روحانی بودند. مردم اگر حاضر شدند جان دهند به این دلیل بود که می دیدند در رأس این حرکت، یک فقیه وارسته و مجتهد جامع الشرایط است که همه مردم او را به عنوان جانشین عام امام زمان(عج) باور دارند برای همین با شور و شعف فراوان لبیک گوی ایشان بودند. از این گذشته یاران امام همچون آیت الله دستغیب، مدنی، مشکینی و رهبر معظم انقلاب نیز در رده های مختلف حضور موثری در جنگ داشتند.
سایر روحانیان نیز در پشت جبهه رزمندگان را به حضور در جبهه تشویق می کردند و خود هم به صورت عملی در صحنه رزم با مسؤولیت های غواصی، آرپیجی زن، فرماندهی و ... حضور می یافتند.
برخی شبهه کرده اند که روحانیت با استفاده از داستانهای مذهبی و روضه خوانی بیشتر از عنصر احساس برای جذب جوانان به جبهه ها و ترویج روحیه شهادت استفاده کرده و پشت این جریان عقلانیتی نبوده پاسخ شما چیست؟
اینکه ورای بیان مسائل تاریخی عقلانیتی وجود ندارد سخنی ناروا و توهین به مردمی است که امام را به عنوان یک شخصیت ارزشمند در عصر غیبت با همه وجود پذیرفته بودند و ایمان داشتند. ایشان یک مرد الهی بود از سوی دیگر سابقه دیرینه ایرانیان در گرایش به اسلام و حب اهل بیت(ع) و ظلم ستیزی آنان هم در حضورشان در جبهه تأثیرگذار بود؛ اینطور نبود که صرفا به خاطر حالت عاطفی و احساس آنی و بدون تفکر این راه پرخطر را انتخاب کنند.
پاسخ دیگر اینکه قرآن هم قصه دارد، اما قصه های حقیقی و واقعی نه سمبلیک و مثالی؛ قصه های قرآن هدفدار است و غرض خداوند از بیان آن این است که مردم تفکر و تعقل کنند و اصولا قرآن قصه ها را برای اولی الباب و خرمندان بیان می کند بنابراین اگر روحانیت در ضمن وعظ و سخنرانی از قصه هایی استفاده می کرد با این هدف بود که مردم را به تفکر و تعقل و عبرت آموزی از گذشته تشویق کند. سیره اهل بیت(ع) نیز در این میان نقش مهمی داشت.
اکنون که دوران جنگ نرم است آیا می توان بین نبرد نظامی و فرهنگی شباهتهایی قائل شد؟ شیوه های مبارزه در این دو جبهه چگونه است؟
همانطور که در صحنه نظامی، فرماندهی، قرارگاه و ابزار و ادوات متفاوت و نیروهای توانمندی باید وجود داشته باشند که مانع رسیدن دشمن به اهدافش شوند در جبهه فرهنگی نیز همینگونه است و دشمن به طرق مختلف در تلاش است کاری را که در جبهه نظامی نتوانسته انجام دهد در قالب های مختلف از طریق برنامه های مخرب جهت دار به انجام برساند. این نشان می دهد دشمن از جنگ نظامی مأیوس شده که از این طریق وارد شده و نیروها و نهادهای و اتاق های فکر برای پیشبرد جنگ نرم در نظر گرفته است.
با توجه به این که بسیاری از صحنههای نبرد فرهنگی در شان روحانیت نیست آیا حضور روحانیت محدود به مسجد و حسینیه است؟
با پیروزی انقلاب اسلامی زمینه برای فعالیت بیشتر روحانیت فراهم شده است ضمن اینکه معتقدم مسجد و خطابه و منبر را نباید کوچک شمرد اما در حوزه های دیگر هم انتظار می رود روحانیت حضور یابد. مانند صدا و سیما، ادارات و نهادها و عرصه های مختلف. روحانیت باید در همه عرصه ها وارد شود و جهت دهی کند تا همه امور رنگ اسلامی بگیرد و متناسب با شأن و جایگاه نظام اسلامی شود. البته اینطور نباشد که صرفا به مسجد اکتفا شود اما مسجد هم نباید سبک شمرده شود. مساجد سنگر انقلاب اسلامی هستند.
امروز روحانیت در جبهه فرهنگی باید از طریق گفت و گو و تعامل با جوانان، برای استفاده عملی اقشار مختلف از دین زمینه سازی کند. حضرت علی(ع) می فرماید دشمن را هر چقدر ضعیف باشد کوچک نشمار. دشمنان از آغاز انقلاب به اشکال مختلف همچون تحریم، جنگ، شبیخون های فرهنگی و از بین بردن نیروهای برجسته و ارزشی حملاتی داشته اند از این رو هرچه انقلاب به پیش می رود باید بر تلاش و همت خود بیفزاییم و دشمن را هر چند ضعیف، کوچک نشمریم تا به اهداف و آرمان های بلند خود که اتصال به قیام جهانی حضرت مهدی(عج) است دست یابیم.
با توجه به صحبت های شما روحانیت در بسیاری عرصه ها مستقیما نمی تواند حضور یابد و صرفا نقش پشتیبانی را بر عهده دارد؟
روحانیت پشتیبانی فرهنگی و کار نرم افزاری می کند، اما قطعا اگر یک روحانی مستقیما توان ورود داشته باشد به شرط احراز شرایط، هیچ مشکلی وجود ندارد مثلا اینگونه نیست که بگوییم روحانی نمی تواند فیلم بسازد یا ورزشکار باشد و ... اما روحانی که می خواهد وارد مساله تولید فیلم شود ابتدا باید یک اسلام شناس کامل بوده و با معارف نورانی قرآن و اهل بیت(ع) در حد قابل قبول آشنا باشد سپس با حفظ جایگاه و رعایت زیّ طلبگی در این زمینه حضور یافته و منشأ خیرات شود. البته در این میان نقش و تعامل مسوولان هم مهم است تا زمینه تعامل اقشار مختلف با حوزه و روحانیت را فراهم کنند.
برخی با توجه به اوضاع فرهنگی جامعه، روحانیت را در جهاد فرهنگی شکست خورده می دانند نظرتان در این باره چیست؟
این مطلب قابل قبول نیست، شاهد آن هم حضور گسترده مردم در صحنه است که بعد از سی سال نه تنها کم نشده بلکه پررنگ تر هم شده و مایه مباهات همه مستضعفان و محرومان عالم و رعب و نگرانی دشمنان جهان اسلام است.
دشمن سعی دارد اینطور جلوه دهد که روحانیت موفق نبوده است اما مردم دلداده اسلام هستند و حرف های برخاسته از زلال قرآن و اهل بیت(ع) از زبان علمای وارسته بیان می شود و بر جان مردم می نشیند.
امروز اهل ایمان در اکثریت هستند اما در هر جامعه اقلیتی هم هستند که سعی دارند در مقابل ارزش ها به اشکال مختلف بایستند. البته انتظار از ما بیش از این است و باید تلاش و همتمان را با بهره گیری از راهکارهای رهبر معظم انقلاب مضاعف کنیم. بیداری اسلامی نشانگر این است که روحانیت اصیل نه تنها در مسیر پیروزی انقلاب بلکه در پیشبرد و صدور فرهنگی آن نیز موفق عمل کرده است.
امام خمینی(ره) با بهره گیری از معارف نورانی قرآن و اهل بیت(ع) و ایجاد انسجام بین مردم، در کنار تبعیت پذیری مردم از رهبرشان پیش رفت و بیداری اسلامی امروز در جهان مرهون تلاش های ایشان است. از سوی دیگر، فراتر از بیداری اسلامی نکته ای که از سخنان رهبری استفاده می شود این است که حرکت های مردمی در اروپا نیز به نوعی الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران است. بنابراین روحانیت اصیل و پیرو رهبری که تا پای جان در صحنه عمل حضور خود را نشان داده اند در مراکز مختلف تلاش های خوبی را داشته است اما از آنجا که نگاه ما باید به افق بالاتر باشد و نگاه فرادستی داشته باشیم لازم است روزبه روز بر همت خود بیفزاییم. بدین منظور، تشکیل جلسات و گردهمایی هایی در مجموعه نیروهای حوزوی و هم اندیشی مراکز حوزه های علمیه در شهرهای مختلف بسیار ارزشمند است. در این جلسات باید به دنبال راهبردی برای ارائه خدمات فرهنگی بیشتر برای ترویج معارف نورانی اهل بیت(ع) و قرآن بود و در مرحله بعد، اجرایی شدن تصمیمات این مجموعه منشأ خیرات در جهان اسلام باشد.
امروز مردم جهان رو به پیشرفت و آگاهی هستند باید از این فرصت برای صدور فرهنگ انقلاب اسلامی بهره برد. از جمله کارهایی که حوزویان می توانند انجام دهند، ترجمه کتب ارزشمند و تفاسیر و سیره اهل بیت(ع) و سخنان رهبری به زبان های روز دنیا و ترویج آثار علمای اسلام شناس وارسته و مجاهد برای آگاه سازی بشریت است.
تاکید بر روحیه ایثار، جهاد و شهادت در دفاع مقدس مشهود بود، آیا در جنگ فرهنگی هم این عناصر کارکرد دارند یا باید بر عناصر ارزشی دیگری تاکید کرد؟ ایثار و شهادت در جنگ فرهنگی به چه معنا است؟
وقتی یک طلبه با همه وجودش با قلمی زیبا، اصیل، جذاب و برگرفته از تعالیم اسلام از یکی از ارزش ها مانند حجاب دفاع می کند این خود مصداق بارز جهاد فی سبیل الله است و پایداری او در مشکلاتی که در این مسیر وجود دارد اجر معنوی دارد.
علمایی که از جان خود مایه گذاشته و برنامه ها و آثار و راهکارهای مختلفی ارائه می دهند نه تنها کمتر از رزمندگان نظامی نیستند بلکه زمینه ساز پرورش آنان به شمار می روند.
یک نویسنده خوب، یک رزمنده خوب در جبهه فرهنگی است؛ چرا که مجاهدان صحنه نبرد فیزیکی هم با همین قلم های خوب مهیا می شوند از همین روست که در روایات آمده است «مداد العلماء افضل من دماء الشهدا».
برای پیروزی در جنگ فرهنگی به چه ابزاری نیاز داریم؟
باید اطلاعات دینی مان را متناسب با مخاطب کامل کنیم و اسلام را در ابعاد مختلف بشناسیم که بدین منظور، مطالعه مجموعه آثار شهید مطهری بسیار مفید است.
تهذیب نفس و تقوا نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ روحانی که مجهز به این دو مهم باشد موفق خواهد بود زیرا به فرموده معصومین(ع) علما باید با رفتار خود مردم را به دین دعوت کنند وگرنه نه تنها مفید نخواهند بود بلکه چه بسا ضرر هم برسانند.
نقش ولایت و اطاعت پذیری در این میان چگونه است؟
ولایت، عمود خیمه نظام اسلامی ما و به تعبیر امام، همان ولایت رسول الله(ص) است. از افتخارات و امتیازات نظام اسلامی ما همین است که تحت زعامت و رهبری یک انسان وارسته و عالم و مدبر و مجاهد قرار دارد چرا که شیعه معتقد است وقتی در عصر غیبت تحت ولایت ولی فقیه جامع الشرایط باشد در سلسله مراتب، دستش در دست امام و حجت الهی است.
اگر کشوری بخواهد قانونی غیر از قانون الهی را اجرا کند، موفق و نافع مردم نخواهد بود زیرا تنها قانونی بشریت را به سعادت می رساند که از طریق خالق بشریت معرفی شده باشد و آن همان رجوع به مجتهد جامع الشرایط یعنی ولی فقیه است.
اگر بخواهیم انقلاب اسلامی، مایه مباهات همه مستضعفان و محرومان عالم ( همانطور که تاکنون الهام بخش آنان و الگویی برجسته بوده) و زمینه ساز حکومت جهانی مهدوی باشد تنها راه آن، تبعیت عملی و محض از ولایت فقیه است که در این میان وظیفه مسؤولان و نخبگان بیشتر است؛ بسیاری هستند که شعار ولایتمداری می دهند اما در عمل اینگونه نیستند. اگر مردم و مسؤولان در جهت گیری های مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و ... گوش به فرمان رهبر معظم انقلاب که انسانی اسلام شناس و ماهر و ورزیده است، باشند و از تجارب و اندوخته ها و توصیه های این رهبر عزیز بهره مند شوند طبعا پیشروی انقلاب اسلامی وسیع تر و سریع تر خواهد بود.
با توجه به این که شما از آزادگان هم هستید کمی هم از آن دوران بگویید، روحانیان در دورات اسارت چگونه بودند؟ آیا با سایر اسرا تفاوت چشمگیری داشتند؟
روحانیت هم قبل و بعد انقلاب و هم در دفاع مقدس آن هم در رده های مختلف شهدا و اسرا و جانبازان نیروهایی در صحنه داشته و دارد.
اسرای ما چون با معرفت و بینش به جبهه آمده و راه را تشخیص داده بودند در اردوگاه های اسارت هم یک انقلاب اسلامی کوچک تشکیل داده بودند. روحانیان در اسارت در واقع نقش رهبری و سازماندهی آزادگان را داشتند و دوران اسارت را به مجموعه نظام اسلامی در مقیاس کوچکش تبدیل کرده بودند. در آغاز اسارت اگر بعثی ها متوجه روحانی یا فرمانده بودن یک نفر می شدند بسیار اذیتش می کردند ولی بعدها در اردوگاهی مثل اردوگاه ما که صلیب سرخ اسرا را ثبت نام کرد طلبه ها کار فرهنگی شان را به طور ناشناس انجام می دادند در عین حال هرگز خود را برتر از سایرین نمی دیدند.
جلسات و کلاس های مختلف از جمله قران و نهج البلاغه به برکت روحانیت به صورت پنهانی برگزار می شد. در مجموع روحانیت سعی می کرد مجموعه اسرا را حول ارزش هایی که بدان پایبند بودند حفظ کند و نتیجه این تلاش ها همین شد که دشمن اسیر نیروهای ما شد.
صلیب سرخ هم می گفت شما با اسرای سایر جنگ ها متفاوت هستید آن ها سر یک لقمه نان با هم دعوا می کنند اینجا از خود می گذرند تا غذا به دیگری برسد.
دشمن تلاش می کرد اسرای ما از نظر فرهنگی و معنوی افت کنند. با پخش ترانه و صحنه های محرک از تلویزیون و رادیو و پخش سیگار و ... اسرا را از نظر فکری و معرفتی تهی کرده و از آرمان و ها و ارزش هایشان جدا کند اما شخصیت هایی مثل مرحوم ابوترابی با گسترش فرهنگ نهج البلاغه و قرآن مانع این کار می شدند.
روحانیان در اردوگاه ما توانستند در عرض دو سال یک دور کامل قرآن را ترجمه و 500 نفر را با روخوانی، حفظ و ترجمه قرآن آشنا کنند. در مناسبت های مختلف هم برنامه هایی چون تئاتر و مسابقات متننوع داشتیم .
اردوگاه ما غیر از سال اول اسارت که غالبا اسرا مجروح بودند، وضعیت سختی بر آن حاکم بود در سال های بعد که اعتصاب غذای گسترده داشتیم دشمن نیروهایی را که در عملیات بدر اسیر شده بودند متفرق کرد. در اردوگاه های بعدی با نیروهایی از عملیات خیبر مواجه شدیم که چون سنشان پایین بود عراقی ها اسم اردوگاهشان را اردوگاه اطفال گذاشته بود و می خواستند آنان را به سمت خود متمایل و اینگونه القا کند که ایران بچه ها را به جنگ می فرستد.
تلویزیون هم یا نداشتیم یا اگر بود، هم این ها و هم بلندگوها را دستکاری می کردیم تا خراب شود و برنامه های مستهجن پخش نکند. کار به جایی رسید که آمدند تلویزیون را بردند و بعد از مدتی بلندگوهای ترانه هم به محوطه خارج از اردوگاه منتقل کردند.
چون نیروهای ما روی ارزش های خود پایبند بودند دشمن نتواسنت آنان را جذب کند و این پایبندی به ارزش ها همواره مرهون تلاش ها و تذکرات روحانیت بود.
نقش تبلیغی روحانیان در اردوگاهها چگونه بود و بیشتر بر چه عناصری در تبلیغ تکیه میکردند؟
ما از بسیاری کتب و منابع محروم بودیم تنها قرآن و نهج البلاغه و مثنوی مولوی از سوی صلیب سرخ برایمان آورده بودند. محور کلاس ها و برنامه هایمان قرآن و نهج البلاغه بود و برای آن سیر خاصی را پیش بینی کرده بودیم از سوره هایی مثل قصص شروع می شد با سیر و سهمیه خاص روزی چند آیه قرائت و تفسیر می شد. امروز هم در تبلیغ اگر قرآن محور باشد آیات آن به گونه ای است که با بهره گیری از آن می توان روشنگری و هشدارها وپیام ها را منتقل کرد.
در لابه لای آیات قرآن و نهج البلاغه مباحثی که باید برای بیمه کردن اسرا در برابر توطئه های دشمن بیان می شد، تبیین می شد لذا در اثر انس با قرآن و نهج البلاغه و توسل و دعا بینش اسرا قوی بود.
آیا در اسارت هم بر حفظ روحیه ایثار و شهادت تاکید میشد یا غلبه با حفظ روحیه امید و انتظار بود؟
ضمن اینکه روحیه امید و انتظار وجود داشت این امید منفعلانه نبود که ممکن است روزی آزاد شویم بلکه اسرا به آزادی عزتمند فکر می کردند. آزادی که همراه با عزت کشور و حفظ خون شهدا و ایثارگران باشد نه اینکه به هر قیمیتی به میهن برگردند. یک بار به خاطر بردن مفاتیح و وضعیت نامطلوب غذا و پخش ترانه ها 5 روز اعتصاب داشتیم، 500 نفر شرایط سخت را با روحیه عالی تحمل کردند و مدام هیهات من الذلة می گفتند. اصل بر این بود که من رزمنده با همه شور و حال و آرمانخواهی ام اکنون در اسارت هستم به تناسب اسارت، مسؤولیتم شکل جدیدی پیدا می کند و رعایت ضوابط این مکان به هیچ وجه به معنای انفعال و دست برداشتن از آرمان ها و ارزش ها نیست.
مرحوم ابوترابی به عنوان پدر روحانیان آزاده چگونه توانست بر عملیات روانی حزب بعث پیروز شود و برنامههای ایشان در اردوگاههای دشمن چگونه بود؟
ایشان با راهکارهای خود جلوی افراط و تفریط ها را می گرفت و تأکید داشت اسرا ذخایر انقلابند باید مراقب باشند بی جهت خونی از آن ها ریخته نشود، در حفظ سلامت خود بکوشند ضمن اینکه در کارهای فرهنگی دشمن شرکت نکرده و قوانین اردوگاه را رعایت می کنند و بهانه دست بعثی ها نمی دهند، در نهان برنامه های خود را داشته باشند.
دشمن سرمایه گذاری وسیعی برای جذب اسرای ما داشت اما امثال مرحوم ابوترابی با ترویج تفکر قرآن و اهل بیت(ع) کاری کردند اسیر، احساس بی هویتی نکند و از ارزش های خود فاصله نگیرد و فریب نقشه های دشمن را نخورد.
اسرای ما با شور و حال وصف ناپذیری وارد صحنه نبرد شده بودند وقتی اسیر می شدند این شور را داشتند مثلا یکی از قوانین این بود که هنگام عبور یک سرباز عراقی از کنار ما باید بلند می شدیم متاسفانه برخی این کار را نمی کردند که تا حد نقص عضو شکنجه می شدند. مرحوم ابوترابی به شدت با این برخوردها مخالف بود و اعتقاد داشت باید اهم و مهم کرد چرا که از یک سو بی جهت موجب آزار اسرا می شد و از سوی دیگر همین برخورد ما باعث خجل شدن سرباز بعثی و نرم تر رفتار کردن او می شد. همچنین این رفتار و رعایت قانون اردوگاه، به نوعی تبلیغ فرهنگ اسلام هم بود .
در مجموع مرحوم ابوترابی با راه اندازی کلاس های قرآن و نهج البلاغه از یک سو و جلوگیری از افراط و تفریط و انسجام نیروهای روحانی در اجرای برنامه ها از سوی دیگر، مدیریت موفقی در اردوگاه ها داشت./930/گ401/ع