روایت حضور (6)؛
مسائل قومیتی در دوران دفاع مقدس مطرح نبود
خبرگزاری رسا ـ روحانی رزمنده دوران دفاع مقدس بیان داشت: اگر امروز شاهد توطئه دشمنان در جهت تحریک احساسات قومیتی در برخی مناطق کشور و به ویژه آذربایجان هستیم، به جرات می توان گفت در دوران دفاع مقدس برای دفاع از مرزهای ایران اسلامی مسائل قومیتی به هیچ وجه مطرح نبود.
حجت الاسلام حسین نوبری، یکی از هزاران طلبه و روحانی رزمنده ای است که با لبیک به ندای ولی فقیه زمان عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد و در گردانهای رزمی و همچنین عرصههای تبلیغی به ادای وظیفه پرداخت.
هفته دفاع مقدس فرصتی مغتنم بود تا خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز به سراغ این مبلغ فعال حوزه علمیه تبریز برود و در گفتوگو با این روحانی جانباز و برادر شهید به ابعاد مختلف نقش روحانیت در دفاع مقدس بپردازد.
رسا ـ از چگونگی اعزامتان به جبهه بگویید.
یک ماه پس از آغاز جنگ تحمیلی با تدبیر حوزه علمیه تبریز و جمعی از علما، تصمیم به اعزام دسته جمعی طلاب به جبهه ها گرفتیم و بنده که در آن زمان طلبه بودم و هنوز معمم نشده بودم، با بدرقه دومین شهید محراب، آیت الله مدنی به همراه جمعی از روحانیان تبریز به رزمندگان اسلام در جبهههای جنگ پیوستیم. پس از اعزام به تهران و گذراندن آموزش های رزمی، تصمیم به حضور در خط مقدم گرفتیم، اما در آن مقطع برخی از فرماندهان مانع از رفتن روحانیان میشدند، در عین حال روحانیان به حضور امام راحل رسیده و از امام رخصت خواستند. حضرت امام نیز در پاسخ به سؤال آنان فرمودند: اگر نیاز بود اعزام شوید و تشخیص نیاز را نیز به عهده خود طلاب گذاشتند، بنده به تبریز برگشتم و چند ماه بعد از سوی کمیته انقلاب اسلامی به همراه برادر کوچکم «خلیل» عازم جبهه شدم.
رسا _ از آنجایی که شما در دوران طلبگی عازم جبهه شدید، به نظرتان روحانیت چه اندازه در پیشبرد اهداف جنگ نقش آفرین بود؟
به اذعان همگان، نقش روحانیت در دوران هشت سال دفاع مقدس بیش از سایر قشرها بود، چراکه هم به عنوان نیروی مبلغ و تبلیغی و هم در جبهه های رزمی و نظامی جنگ فعالیت داشتند. مردم در هر برهه از زمان قبل از آنکه به دستور کسی عمل کنند به عملکرد و طرز رفتار آن فرد دقت نظر دارند، در آن دوران هم بیشتر روحانیان مردم را به حضور در جبهههای جنگ دعوت میکردند اما این دعوت وقتی عملی میشد که خود روحانیت دوشادوش مردم در جبههها حضور داشته باشد که با یاری خدا اینگونه شد.
اگر نگاهی به آن دوران داشته باشیم، می بینیم که در تمامی عملیاتها، روحانیت و طلبهها مشوق رزمندهها بودند و البته در کنار تبلیغ با پوشیدن لباس رزم به رزمنده ها روحیه سلحشوری هم میدادند و این فقط گوشه ای از خدمات روحانیت بود. گاهی یک طلبه هم رانندگی می کرد و هم مسؤولیت پخش غذا به رزمنده ها را برعهده داشت و هم در هنگام رزم با رزمندگان در مقابل دشمنان میایستاد. در اکثر مواقع نیز امور حساس، سخت و خطرناک بر دوش طلاب و روحانیان بود.
رسا ـ اندیشه و عملکرد حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری چه قدر در پیشبرد اهداف جنگ مؤثر بود؟
یکی از عوامل مهم پیروزی و موفقیت در کارهای گروهی، وجود رهبری واحد و اندیشمند است که حکم رأس گروه را دارد. اگر انسان تکلیف خود را بداند و هدف خود را تعیین کرده و برای تحقق آن بکوشد، مطمئنا پیروز میدان خواهد شد که ملت ما الگوی خود را از علما و علما از معمار انقلاب امام خمینی(ره) و اندیشه و عملکرد مقام معظم رهبری اخذ کرده و راه و رسم آن بزرگواران را در پیش گرفته و فاتح میدان شدند. اگر وصیت نامه شهدا را به دقت مطالعه کنید خواهید دید که همه آن عزیزان در وصیتنامه خود به اهمیت ولایت مداری تاکید داشتند و ادامه راه آن رهبر فقید را بزرگترین راه سعادت میدانستند.
رسا ـ روحانیت بر اساس چه مؤلفه هایی در ترویج روحیه ایثار و شهادت میان رزمندگان به توفیقاتی بی بدیل نائل شد؟
منشاء روحیه ایثار و شهادت طلبی رزمندگان در مطالعه سرگذشت ائمه اطهار, روضه حضرت سیدالشهدا(ع), روایات و آیات بود. برخی از رزمندگان با مطالعه سرگذشت بزرگان از صدر اسلام تا آن زمان سعی می کردند تا اخلاق و رفتار خود را با آنان تطبیق دهند، برخی دیگر شهادت را هدف اصلی نمی دانستند بلکه آن را وسیله ای برای تقرب به خدا دانسته و برای نزدیکی به خالق و جلب رضایت ایزد منان از جان میگذشتند. آیات و روایات نیز مؤلفه بعدی بود که خداوند متعال در قرآن کریم چندین بار فرموده کسانی که در راه خدا به شهادت رسیدهاند زندهاند و بشارتهایی را نیز به آنان داده که این نیز خود باعث افزایش علاقه آنان به ایثار و شهادت بود. مؤلفه بعد روایات ائمه مخصوصا حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) در نهجالبلاغه بود که نمونه ای از آن سخنان گوهربار ایشان درباره ایثار و شهادت این است که فرمودهاند؛ در جهاد به روی هرکسی باز نیست بلکه برای کسانی است که جهادی می اندیشند و این در بر روی بندههای خاص خداوند گشوده میشود. این نیز از عوامل دیگر ترویج روحیه جهاد و شهادت طلبی در بین رزمندگان بود. از عوامل مهم دیگر که در ایرانیان بیش از سایر مردم به چشم می خورد عشق و علاقه به وطن بود و هیچ فرقی برای رزمندگان نداشت که هم رزمشان از کدام شهر و منطقه این مرز و بوم بود.
اگر امروز شاهد توطئه دشمنان در جهت تحریک احساسات قومیتی در برخی مناطق کشور به ویژه آذربایجان هستیم، به جرات می توان گفت در دوران دفاع مقدس برای دفاع از مرزهای ایران اسلامی مسائل قومیتی به هیچ وجه مطرح نبود از این رو رزمندگان لشکر 31 عاشورای تبریز با شجاعتی مثال زدنی از مرزهای جنوبی کشور حراست کردند، گواه این ادعا هزاران شهید بی ادعایی است که مردم شهادت طلب این منطقه از ایران اسلامی تقدیم انقلاب کردهاند.
عامل مهم و اصلی موفقیت روحانیت در دوران هشت سال دفاع مقدس، اخلاص و عمل به گفتار بود. آنها هرآنچه را که به رزمندگان می گفتند خود نیز به آن عمل می کردند و چون اخلاص همراه با هدف مقدس و نیکو بود؛ رزمندگان نیز از روحانیت الگو می گرفتند که این امر عامل موفقیت و پیروزی در میدان بود. عامل دوم ولایت پذیری روحانیت بود، تاجایی که فقط همان چیزی که امام می فرمود، میشد و عامل بعد خداخواهی و توسل به معصومین بود؛ مسلما هر رزمنده صاحب فکر و اندیشه بود اما این اندیشه ها به یک سازماندهی نیاز داشت که اکثرا به برکت وجود روحانیان اتفاق می افتاد، اخلاص در گفتار و عمل موجب شد تا آمار شهدای روحانی و طلبه بیش از سایر اقشار باشد، البته این در حالیست که بسیاری از طلاب با عنوان بسیجی عازم جبهه ها شده و به فیض عظیم شهادت نائل شدند و در آمار شهدای روحانی اسمی از آنان نیست.
رسا ـ آیا روحانیت برای جذب جوانان به جبهه تنها از عنصر احساس استفاده میکرد و پشت این جریان عقلانیتی نبود؟
به هیچ وجه اینطور نیست. اگر قرار بر این بود که از عنصر احساس برای ورود به جنگ و رزم استفاده شود همه می دانیم که هیچ احساسی بالاتر از عشق مادر نیست. مادران همیشه در اعزام فرزندان خود تا پای ماشین ها می آمدند و فرزندان خود را بدرقه کرده و اشک میریختند اگر آنها فقط با احساسشان جنگ و رزم را میپذیرفتند، صد در صد با دیدن گریه مادر از رفتن به جبهه های جنگ منصرف میشدند در حالی که همانطور که شاهد بودیم، اصلا اینطور نبود و رزمندگان ما با جان و دل به جبهه های جنگ آمده و از مرز و بوم و ناموس خود دفاع می کردند. اینها سفسطهای بیش نیست که برخی با این کار خود میخواهند در جامعه ایجاد شبهه کنند.
رسا ـ همانطور که اشاره کردید، روحانیت در دوران جنگ نقش رزمی تبلیغی بر عهده داشت. برخی مخالف جنبه رزمی آن هستند، آیا این درست است؟
اگر در یک جمع، کسی کاری را بر همه توصیه کند و خود، آن کار را انجام ندهد مطمئنا هیچ فردی آن امر را انجام نمیدهد، روحانیت که در جمع رزمندهها به تبلیغ و ایجاد روحیه و انگیزه به رزمنده ها مشغول بودند اگر خودشان جنگ با دشمن را نمی پذیرفتند هیچ رزمنده ای هم جنگ با دشمن را قبول نمی کرد، در ضمن وجود روحانیون در لباس رزم و جنگ به تضعیف روحیه دشمن نیز کمک بسیاری می کرد، طوریکه رژیم بعث با اسارت طلاب و روحانیان رزمنده، ایشان را تحت شدیدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار می دادند.
رسا ـ آیا می توان بین نبرد نظامی و فرهنگی شباهت هایی قائل شد؟ شیوه مبارزه در این دو جبهه چگونه است؟
بین این دو شباهت های بسیاری است، اما شیوه مبارزه یکی نیست. نظام سلطه هر دوی این جنگ ها را با هدف فروپاشی نظام اسلامی تحمیل کرده است و در هر دو جوانان هدف اصلی دشمنان هستند، اما نحوه مبارزه و مقابله باید متفاوت از هم باشد، اگر روحانیت دیروز در نبرد نظامی لباس رزم پوشیده و در مقابل دشمن جنگ کرد، امروز باید در نبرد فرهنگی مراقب مرزهای عقیدتی و دینی خود و مملکت اسلامی باشد که این به مراتب سخت تر از نبرد نظامی است.
رسا ـ عملکرد روحانیت در جنگ فرهنگی را چگونه ارزیابی میکنید؟
روحانیت همواره در ادای تکلیف و رسالت دینی خود توکل به خدا داشته و با تلاشهای بی حد و اندازه خود مانند دوران دفاع مقدس در مقابل دشمن ایستاده و البته پیروز میدان خواهد شد، البته در جنگ فرهنگی مهمترین عنصر حفظ وحدت، انسجام و اتحاد ملت است که این مهم امروز بر عهده روحانیان، مبلغان و سربازان امام زمان(عج) در حوزه های علمیه است.
رسا ـ حیف است از روحانی رزمنده ای که خود و پدرش حضوری فعال در جبهه ها داشتند خاطرهای نشنویم.
برایم خیلی جالب بود که در جبهه سن و سال رزمنده ها مهم نبود گاهی می شد که سن فرمانده خیلی کمتر از سن رزمندگان بود، در مقطعی برادر کوچکم «خلیل» که بعدها به فیض شهادت نائل شد، فرماندهم بود اما چون هدف مشخص بود هیچ کس با این مساله مشکلی نداشت. این برایم بهترین خاطره است. جا دارد اینجا به موضوعی اشاره کنم که شاید خالی از لطف نباشد؛ وقتی جنگ تمام شد خیلیها از یاد بردند که در جنگ چه شد و چه کردند نمیدانم چگونه قرار است جوابگوی شهیدان باشیم. روزی میرسد که شهدا حاضر میشوند و از ما میپرسند ما رفتیم، شما که ماندید چه کردید؟ امیدوارم برای آن روز همه ما که ماندیم جوابی داشته باشیم. به امید روزی که شهدا را در پیچ و خم زندگی گم نکنیم./935/گ403/ع
ارسال نظرات