۱۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۳
کد خبر: ۱۵۴۷۸۴

شماره 76 ماهنامه امتداد منتشر شد

خبرگزاری رسا ـ دفعه آخر که داشت می رفت جبهه ازش پرسیدم علی‌رضا جان کی بر می‌گردی مادر؟ صورت نازش را بلند کرد و نگاهش با نگاهم جفت شد بعد سرش را پایین انداخت و گفت هر وقت راه کربلا باز شد...، مادر جان هنوز دلم می سوزد شانزده سالش تازه تمام شده بود، ‌شانزده سال هم طول کشید تا آوردنش،‌ درست شب تاسوعا،‌ وقتی که برگشت اولین کاروان زائران ایرانی راهی کربلا شدند چون دیگر راه کربلا باز شده بود.‌
امتداد 76 امتداد 76

   

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، شماره 76 ماهنامه امتداد ماهنامه فرهنگ، هنر و ادبیات مقاومت در حوزه فرهنگ و ادبیات دفاع مقدس به همت بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، ستاد مرکزی راهیان نور و با همکاری مؤسسه فرهنگی هنری طلایه‌داران نور آفاق، منتشر شده است.
در این شماره می‌خوانیم: «قبله از این طرف است»، «ماندن جایز نیست»، «حاضریم سودان را فدای ایران کنیم تا ایران بماند»، «جوابتان بماند برای بعد عاشورا»، «گل اول از مستندی که گل کرد»، «پیاده آمدن بازخواستی ندارد»، «دارم به منا نزدیک می‌شوم»، «با شصت پایم رضایت‌نامه را انگشت زدم»، «مادرم تنها نیست، امام تنهاست»، «دخترم؛ هرگز نگو پدرم خود را به کشتن داد»، «از سه گردان ما پنج نفر برگشتیم»، «فهمیدم شهدا مرگشان به دست خودشان بود» و «خیس شدن زیر گیشه در سال‌های بارانی».
در قسمتی از این ماهنامه با عنوان ماندن جایز نیست، آمده است: «عزیزم اینجا چه می‌کنی؟ لبخندی بر صورت آسمانیش جاری شد، سرش را با معصومیت ازلی به زیر انداخت... عاشقم! آن قدر کوچک بود که پاسخش مبهوتم کند... عاشق کی؟ معلومه عاشق امام! لحظه ای ترنم زیبای اشک در چشمانش جاری شد، انگار موجی از نور قطرات اشکش را به آسمان متصل می‌کرد... کجا می‌روی؟ ان‌شاءالله میریم تا راه کربلا باز بشه!
عکسی به یادگار از صورت نیلگونش گرفتم، اما لحظاتی بعد، وقتی با پیکری که نقش هزار زخم را بر خود داشت رو به رو شدم، چشمانم به اشک نشست و شانه‌هایم بی امان لرزید... نازنینم! حالا دیگر قول می‌دهم که مبهوت نشوم؛ حالا می‌فهمم برای عاشق، ماندن جایز نیست ولی چه زود به دیدار معشوق شتافتی، حالا دیگر راه کربلا باز شده، بی علت نبود امام عاشق شما بود...
عزیز دلم! من که روزگاری با شما زندگی کردم، حالا دیگر پیر شده‌ام، حالا دیگر دوست دارم روزها زودتر سپری شوند، شاید به آستان دیدنت نائل شوم، از تو چه پنهان بعضی وقت‌ها احساس می‌کنم بدون تو حتی اگر همه زیبایی‌ها را در چشمان بی فروغم جای بدهم، باز دلم ناتمام می‌ماند.»
در قسمتی از از سه گردان ما پنج نفر برگشتیم خاطرات سرهنگ مهدی قاسمی از روزهای خون و حماسه آمده است: «به خدا توکل کردم و با تمام قدرت و توانم نوار شبرنگ را به بالای قله پرت کردم، پس از آن هم با شهید عالی فریاد الله اکبر سر دادیم و رزمندگان را متوجه مسیر کردیم و اعلام نمودیم که هنگام پیش روی است، خودم هم جلو افتادم تا اگر قرار هست اتفاقی بیفتد برای من بیفتد.
از آنجا که مقاومت ما سرسختانه بود، عراقی‌ها باور کردند که آمده‌ایم تا در این موضع باقی بمانیم، برای همین سپاه سوم، چهارم و گارد ریاست جمهوری عراق که در جزیره مجنون مستقر بودند را به سمت ما کشاندند، دستور این بود که در برابر آنها مقاومت کنیم و تا آخرین نفر و قطره خون بایستیم.»
در بخش دیگری از این ماهنامه موضوعاتی همچون «آن روز ایثار دو بخش نبود»، «دفاع مقدس جاری در شرع مقدس»، «این وزیر شهید تاریخ شهادت ندارد»، «تخریب نزدیک‌ترین راه به شهدا»، «کسی که ولایت ندارد، تشییع جنازه‌ام نیاید»، «انگشتری برای دستان چند شهید»، «بر سر دوراهی خدا با خود»، «سحر منبع نور شهدا»، «جای میرزا در بنیاد ملی میرزا»، «شبکه کتاب خوان حرفه ای ایران»، «آشپزی برای طبقه بی رگ»، «معراج»، «قرار عروسی مان بهشت»، «ساده های صریح و صمیمی» و «جدول» به چشم می‌خورد.
در ذیل قسمت دیگری از ماهنامه امتداد با عنوان تخریب نزدیک‌ترین راه به شهدا می‌خوانیم: «تا نزدیکش شدم هول شد و گفت: استاد سلام! ازش پرسیدم کی آمدی؟ چند روزی می‌شود. پسر تو اینجا چکار می‌کنی؟ تو و پادگان دزفول! الآن باید در خانه به درس و مشقت برسی.
در تبریز که بودم با پدر علی، با هم به هیأت عزاداری و مسجد(حمزه) و بعضی وقت‌ها هم به کوه می‌رفتیم، علی از بچگی به من استاد می‌گفت، قد و قواره کوچکی داشت و هر کس که می دیدش فکر می‌کرد بچه است، بهش گفتم حالا برای چه آمدی؟ گفت آمده‌ام تا صدام را بکشم و پوزه‌اش را به خاک بمالم تا زنده است پشیمان حمله به این خاک پاک ما باشد، الآن کجا هستی؟ تخریب، چرا تخریب را انتخاب کرده ای؟ استاد تخریب نزدیک‌ترین راه به شهادت است. علی آسایش در عملیات نصر 7 به شهادت رسید.»
شماره 76 امتداد، ماهنامه فرهنگ، هنر و ادبیات مقاومت به مدیر مسؤولی جواد پاسبانیان و سردبیری رضا مصطفوی دی ماه سال 91 در80 صفحه و با قیمت 1200 تومان از سوی بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس، روانه بازار نشریات شده است./907/ن601/ق
ارسال نظرات
captcha