گذری بر کتاب «شبهات جدید قرآنی»

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، کتاب «شبهات جدید قرآنی» نوشته حجتالاسلام محمدعلی رضایی اصفهانی، به سفارش دانشگاه معارف اسلامی از سوی دفتر نشر معارف قم منتشر شده است.
در عصر حاضر عبدالکریم سروش نیز از جمله روشنفکران داخلی است که پا به عرصه قرآنشناختی نهاده و نظرات او همواره مورد نقد قرآنپژوهان و متفکران جهان اسلام از جمله آیات عظام جوادی آملی، مکارم شیرازی، سبحانی و مصباح یزدی قرار گرفته است.
این کتاب در همین راستا با هدف پاسخگویی به شبهات آقای سروش با تلاش حجتالاسلام آقای محمدعلی رضایی اصفهانی به رشته تحریر در آمده است که مشتمل بر یک درآمد «گزارشی از مطالب اخیر آقای سروش» و سه فصل «تعامل علم و قرآن»، «تعارض ادعایی بین علم، قرآن و حدیث» و «قرآن شناخت» است.
گزارش از مطالب اخیر آقای سروش:
مطالب آقای سروش در گفتگو با میشل هوبینگ و دو نامه وی به شش بخش زیر تقسیم میشود:
1-رابطه علم و قرآن
آقای سروش با پذیرش برخی موارد تعارض قرآن و علم مینویسد:
«ماجرای هفت آسمان از اینها روشنتر است، بدون استثناء همه مفسران پیشین آن را به روانی و آسانی بر تئوریهای هیئت بطلمیوس تطبیق میکردند؛ و فقط در قرن نوزدهم و بیستم است که مفسران جدید قرآن به فکر تفسیر تازهای از این آیات؛ آن هم در پرتو معارف جدید میافتند.»
2- قرآن و فرهنگ زمانه
آقای سروش در نوشتههای متعدد، تأثیر پذیری قرآن از فرهنگ زمانه را به صورت ضمنی میپذیرد.
3- حدیث و علم:
ایشان با پذیرش ضمنی تعارض سنت پیامبر صلیالله علیه وآله با علوم روز، به برخی موارد مثل لقاح و زوجیت گیاهان اشاره میکند و مینویسد:
«پیامبر اکرم اعراب را از دخالت در لقاح گیاهان و از گرده افشانی نخلهای نر بر نخلهای ماده منع میکرد و چون درختان کم بار شدند به اشتباه خود پی برد و گفت: شما امور دنیوی را نیکوتر میدانید و من کار دین را نیکوتر از شما میدانم.»
4-وحی:
5-ایشان وحی را سخن پیامبر میداند، از جمله عبارت اوست: «محمدی بودن قرآن» و «تصور باغبان و درخت» (در مورد پیامبر و قرآن)، «وحی و جبرئیل تابع شخصیت پیامبر بودند»، «قوه خیال پیامبر در وحی دخالت میکند» و «همه قرآن محصول کشف و تجربه انسانی مبعوث است».
6- مطالب مربوط به پیامبرصلیالله علیه وآله
7- مطالب سیاسی
آیا قرآن با یافتههای علوم تجربی سازگار است؟
آیا قرآن از عناصر منفی فرهنگ جاهلیت عرب تأثیر پذیرفته است؟
آیا پیامبر اعظم صلیالله علیه وآله مطالب مخالف علم برای مردم بیان کرده است؟
فصل اول: تعامل قرآن وعلم
در این فصل به مباحث نظری رابطه قرآن و علم و احتمالات آن، تعارض ادعایی قرآن و علم و راه کار آن پرداخته شده است.
نویسنده در آخر این فصل به این نتیجه میرسد که:
رابطه قرآن و علم، تعامل سازنده و تأیید متقابل است. هم قرآن به علم تشویق میکند و هم علم شگفتیها و اعجازهای علمی قرآن را تأیید مینماید و هر روز مطلب جدیدی از حقایق علمی قرآن را کشف میکند.
قرآن و علوم بشری تعارض حقیقی ندارند و تعارض ظاهری با تأمل برطرف میشود.
ادعای «بنبست تعارض و قرآن و علم» آقای سروش ناصواب به نظر میرسد؛ چرا که تعارض حقیقی بین قرآن و علم نیست و تمام موارد ادعایی، تعارض ظاهریاند که بعد از تأمل، قابل پاسخاند و برطرف میشوند، بنابراین بنبست وجود ندارد.
فصل دوم: تعارض ادعایی بین علم، قرآن و حدیث
در فصل قبل مطالب نظری درباره رابطه و تعارض قرآن و علم و راهحل آن بیان شده است، نویسنده در این فصل مصادیقی مانند «هفت آسمان» و «جایگاه خروج اسپرماتوزئید» (صلب و ترائب) را بررسی میکند.
نویسنده در مصداق هفت آسمان به این نتیجه رسیده است:
با توجه به ابهام در معنای هفت آسمان قرآن و ابهامات در مورد آسمان و کهکشانها از نطر علمی و با عنایت به نظریههای متفاوت و بالندهای که هر روز ارائه میشود، نمیتوان گفت که نظر قطعی قرآن کدام نظریه است. با توجه به این مطلب ادعای اعجاز علمی قرآن در آیات مربوط به هفت آسمان صحیح به نظر نمیرسد و حتی اگر یک نظریه علمی در مورد هفت آسمان به اثبات برسد؛ باز اعجاز علمی ثابت نمیشود، چراکه نظریه هفت آسمان قبل از اسلام در قوم نوح و بین یهودیان مطرح بوده است.
از آنجا که ممکن است مقصود از واژه آسمان در اصطلاح قرآن و اصطلاحات علمی متفاوت باشد، نمیتوان گفت تعارضی بین گزاره هفت آسمان قرآن با یافتههای علوم کیهانشناسی هست، چرا که علوم کیهانشناسی ادعا میکند «هنوز هفت آسمان را کشف نکرده است، قرآن ادعا میکند که هفت آسمان وجود دارد.»
آقای سروش مسأله تطبیق هفت آسمان با هیئت بطلمیوس را به همه مفسران پیشین نسبت میدهد، ولی اگر کسی مراجعه کوتاهی به تفاسیر عیاشی، قمی، مجمع البیان، تبیان و... بکند، متوجه میشود که این نسبت در مورد بسیاری از مفسران صحیح نیست.
نویسنده در مصداق صلب و ترائب به این نتیجه رسیده است:
هیچ تعارضی بین قرآن و علوم پزشکی در آیه صلب و ترائب وجود ندارد، بنابراین سخن دکتر سروش در مورد آیه « همچنین است سخن از آسمانهای هفتگانه یا خروج از میان نطفه از میان صلب و سینه... که همه از جنس علم ناقص زمانهاند»، صحیح به نظر نمیرسد و اصولا این گونه مطالب بر اساس تصورات عامیانه و تفسیرها و ترجمههای ناصواب از آیه شکل میگیرد.
فصل سوم: قرآن شناخت
مباحث مربوط به شناخت قرآن، از نزول تا فهم و تفسیر آن، زیاد است و در کتابهای علوم قرآن، مبانی و قواعد تفسیر، روشهای تفسیری و مانند آن بیان میشوند، از اینرو نویسنده به برخی از مباحثی که در سخنان دکتر سروش به آنها اشاره شده است، در این فصل به صورت مختصر به آنها توجه کرده است.
در این فصل نویسنده، سخنان آقای سروش را در پنچ بخش مورد بررسی قرار میدهد: «نزول الفاظ و معانی قران بر پیامبر صلی الله علیه و آله»، «واقع نمایی و حجیّت تفسیر»، «مراتب فهم قرآن»، «تشابه و تفاوتهای قرآن و کتاب مقدس (تورات و انجیل)»، « قران و فر هنگ زمان».
نزول الفاظ و معانی قرآن بر پیامبر صلی الله علیه و آله
معانی و الفاظ قرآن، بر اساس دلالت نقلی و عقلی از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نیست، بنابراین تعبیرهای دکتر سروش در مورد «محمدی بودن قرآن»، «تصور باغبان و درخت» (در مورد پیامبر و قرآن)، «وحی و جبرئیل تابع شخصیت پیامبر بودند»، «قوه خیال در فرایند وحی دخالت میکند»، «همه قرآن محصول کشف و تجربه انسانی مبعوث و مؤید و فوق العاده است»، مردود است.