پنجمین شماره دوفصلنامه اسلام و علوم اجتماعی + متن

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، پنجمین شماره دوفصلنامه علمی- تخصصی اسلام و علوم اجتماعی دارای هفت مقاله تحقیقی از سوی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه منتشر شده است.
مبانی انسان شناختی در پارادایم علم اجتماعی اسلامی
علی سلیمی
چکیده: «باتوجه به نقش مهمی که مبانی انسان شناختی در تعیین هویت یک پارادایم علم اجتماعی و تمیز آن از پارادایم های رقیب دارند، این جستار با استفاده از روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی ـ تفسیری و با مراجعه به متون دست اول اسلامی ـ قرآن و احادیث شیعه ـ به معرفی برخی از مبانی انسان شناختی نسبت پذیر به پارادایم علم اجتماعی اسلامی پرداخته است. ویژگی های فعالیت، عقلانیت، تصمیم گیری، گزینش، تأثیر و تأثر متقابل باپیرامون، ارتباط با متغیرهای ماورائی و سرانجام، طبیعت مشترک، فطرت و تحول پذیری انسان، مبانی مطرح شده در مقاله اند که، در بادی نظر با واسطه های کمتری به یک تبیین اسلامی قابل ارائه از رفتار انسان پیوند می خورند».
جامعه پذیری دینی در تفاسیر قرآن
محمدباقر آخوندی
چکیده: «موضوع مقاله حاضر، بررسی مقدماتی نظر تفاسیر قرآن درباره فرآیند جامعهپذیری است. پرسش اصلی این است که جامعهپذیری چیست، چگونه اتفاق می افتد و چقدر اختیار در آن مؤثر است؟ با تحلیل محتوای کیفی تفاسیر قرآن، کدگذاری و طبقه بندی مفاهیم به دست آمده به پرسش اصلی پاسخ داده شده است. یافته ها نشان می دهد که جامعه پذیری فرایندی سرچشمه گرفته از ذات انسان است و فرد با اختیار خویش از طریق علم و عمل، ارزش ها، باورها، هنجارها و غیره می شود؛ به گونه ای که امکان جداسازی بین او و آنچه درونی کرده، نیست. در این برداشت، انسان موجودی در حال شدن است که همیشه علم و عمل او، عین ذات و شخصیت او را شکل می دهد. نتیجه اینکه هر کس به هر مقدار که به آیات قرآن، عمل و آنها را درونی کند، به همان میزان دیندار است و جامعهپذیری دینی در او موفق بوده است».
عوامل اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی مؤثر بر باروری زنان متأهل(15 – 49 ساله) شهر قم
غلامرضا جمشیدیها
مجید کوششی
یوسف ایرانی
چکیده: باروری به عنوان یک واقعه جمعیتی و موضوعی که نقش اصلی را در آن، زنان بر عهده دارند تحت تأثیر عوامل گوناگونی قرار می گیرد. برخی عوامل به طور بلافصل و برخی هم به عنوان عوامل زمینه ای مورد توجه بوده و می باشند و نظریات مختلف به بررسی و بحث در مورد عوامل مؤثر و چگونگی و میزان تأثیر هر کدام از عوامل پرداخته اند. در این تحقیق، برخی از عوامل مؤثر در باروری زنان حداقل یک بار ازدواج کرده مورد آزمون قرار گرفته است. شهر قم به واسطه شرایط خاص و بافت عمدتا مذهبی مورد توجه بوده است. نمونه مورد بررسی یک نمونه تصادفی طبقهای در 4 منطقه شهرداری قم به تعداد 601 نفر را شامل شده است. روش تحقیق پیمایشی با استفاده از پرسشنامه های محقق ساخته و بر مبنای تحلیل نتایج کمی با کمک نرمافزار آماری «spss» به کار گرفته شده است. نتایج بیانگر وجود تفاوتهای معنادار از جهت وضعیت اشتغال زن، سطح درآمد خانوار، سطح تحصیلات زن و محل تولد پاسخگو می باشد ولی تفاوتهای موجود بر مبنای ایدههای ترجیح جنسیتی و سکونت در نواحی مختلف معنادار نمی باشد. همبستگی بالایی بین تعداد موالید زنده به دنیا آمده پاسخگو با سن در اولین ازدواج، سن پاسخگو در زمان تحقیق، طول مدت ازدواج و مرگ و میر فرزندان دیده می شود. به طور کلی، نتایج این تحقیق عمدتا در راستای نتایج به دست آمده از دیگر تحقیقات در این زمینه است و نتایج آنها را تأیید می کند.
مقدمه ای بر بنیان های فلسفی و روش شناختی رئالیسم انتقادی
احمد محمدپور
مهدی علیزاده
مهدی رضایی
چکیده: در طول چند دهه اخیر، علوم اجتماعی و انسانی درگیر مناقشه های نظری و روشی متعددی بوده است که از آن به دوره جنگ پارادایم ها بین اثبات گرایان، تفسیرگرایان و انتقادیها یاد میشود. در دهه 1970 میلادی یا دوره چرخش نظری، ابتدا رویکردهای تفسیری ـ بر ساختی و انتقادی ظهور یافتند و سپس رویکردهای ترکیبی به عرصه این رشتهها وارد شدند. رئالیسم انتقادی، یکی از این رهیافتهای مدرن است که سعی بر تلفیق پارادایمها داشته و در نظر دارد که تعریف جدیدی از واقعیت، معرفت، ارزش ها و پژوهش ارائه دهد. این مقاله، درصدد است تا علاوه بر نگاهی اجمالی به سه پارادایم مسلط علوم اجتماعی و انسانی، سهم و ابداعهای نظری و روشی رئالیسم انتقادی را بررسی کند.
مدلهای تصمیم گیری و نقش اخلاق در حیطه سیاست خارجی
حسین دهشیار
چکیده: مؤلفه های تأثیرگذار بر شکل گیری اهداف در صحنه روابط بین الملل از تنوع و تعدد فراوان برخوردار هستند. اما آنچه مهم است این می باشد که کدامینیک از عناصر می بایستی در فرایند تصمیمگیری اولویت داشته باشند. آنانی که اعتقاد به اولویتدهی به ارزشهای اخلاقی در صحنه سیاست بینالملل دارند توجه را معطوف به مدل غیرجبرانی می کنند. در چارچوب این مدل یک معیار و یک مؤلفه به ضرورت باید بنیاندهنده تمامی خطمشیها و حیاتبخش تمامی اهداف باشد. براساس این مدل بدون در نظر گرفتن تمامی متغیرها اولویتدهی به یک معیار خاص از اهمیت و اعتبار هنجاری برخوردار است. اما بسیاری نیز وجود دارند که هر چند برای ارزشها و باورهای تصمیمگیرندگان اهمیت در شکلدهی به سیاستها را قائل هستند اما بر این باور هستند که توجه به شرایط، نوع موضوع، الگوهای توزیع قدرت در صحنه جهانی و توانمندی ها و امکانات است که خطمشیها باید شکل بگیرند. سپس اگر ضرورت ایجاب می کرد بایستی اولویت به مقوله ارزشهای اخلاقی داده شود و در صورتی که الزام باشد اولویت به مقوله ارزشهای اخلاقی داده می شود. البته توجه شود جدا از اینکه نگاه مشروط به ارزشهای اخلاقی و یا درک همه گیر به آنها است. ضرورت دستیابی به اهداف به عنوان شرط حیاتبخش موفقیت ایجاب می کند که همیشه توجیه اخلاقی در رابطه با اهداف مطرح شود.
فمینیسم و عرفی شدن دین
فاطمه مریدی
چکیده: مدرنیته یا تجدد عبارت از مجموعه اوصاف و ویژگیهای تمدن جدید است که طی چند قرن اخیر در اروپا و آمریکایشمالی ظهور کرده است. سکولاریزاسیون یا عرفیشدن دین، مفهومی است که برای توصیف و تحلیل فرایندهای جوامع مدرن به کار برده میشود. این فرایند دینجدایی به معنای فرایند تفکیک و تمایز ساحتهای قدسی و عرفی از یکدیگر و تحدید حدود و تبیین مناسبات میان آنها است. فمینیسم را میتوان به معنای برآمده از تمدن جدید غربی و به معنای دیگر واکنشی درباره مدرنیته دانست. دراین راستا، فمینیسم در تقابل مستقیم با سنت قرار می گیرد و در تحلیلهای خود نسبت به سنت، از دین به عنوان یکی از مهمترین مؤلفهها علیه تبعیض جنسیتی انتقاد شدید می کند. به این ترتیب، باید گفت که میان عرفی شدن دین و جنبشاجتماعی فمینیسم، علقه و ارتباط های قابل توجهی وجود دارد. عرفی شدن دین، در یکی از معانی خود که به دنبال ارائه تفسیر جدید و ایندنیایی از دین است، توجه بسیاری از فمینیستها را به طور عام و فمینیستهای دینگرا را به طور خاص به خود اختصاص داده تا به این وسیله با از بینبردن نقش فرانهادی دین، دین را با در خواستهای فمینیسم سازگار کند. در این راستا، ما درصددیم تا با توجه به این علقه و ارتباط، علاوه بر برشمردن شاخصهای عرفیشدن دین و نیز فمینیسم، بر برخی از مصادیق ارتباط این شاخصها تأکید کنیم».
تحولات نظارت اجتماعی در تمدن اسلامی
عبدالحسین رضایی راد
چکیده: در این مقاله، با هدف بازشناسی تمدنجوامعاسلامی، از جنبه فرهنگی و اجتماعی، اصل امربهمعروف و نهیازمنکر، به عنوان یکی از مهمترین مصادیق و روشهای نظارت اجتماعی که از آن به (حسبه) یا (احتساب) تعبیر میشود و نیز به عنوان شاخصی برای ارزیابی استحکام و انسجام نظام ارزشی جامعه، از آغاز ظهور اسلام تا زمان حاضر بررسی میشود. همچنین به دگرگونیهای تدریجی در شیوههای اجرای این دو اصل و میزان استقبال جامعه و حکومتها به آن با بیان نمونههای تاریخی از جوامع گوناگون اسلامی پرداخته خواهد شد. دراین راستا، تاریخ تمدناسلامی بر مبنای جایگاه و کیفیت بروز این پدیده اجتماعی، به سه دوره انفرادی، گروهی و دولتی تقسیم میشود و علل انحطاط یا شکست و ضعف هر دوره بررسی و ارزیابی خواهد شد. در پایان، این نتیجه به دست میآید که نظارتاجتماعی در تمدنهای منسوب به اسلام، از نظرکمیت رو بهرشد بوده؛ ولی در کیفیت و از لحاظ باطن، پس از رحلت پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) و حذف شدن ائمهمعصومان علیهم السلام در دوره خلفای عباسی و پس از آن، سیری نزولی طی کرده و به انحطاط گراییده و حالت تشریفاتی، صوری، ظاهری و ریاکارانه به خود گرفته و در بسیاری از موارد نیز به کلی از بین رفته و به تعطیلی کشیده شده است».
برای دسترسی به متن کامل مقالات اینجا کلیک کنید.
پنجمین شماره دوفصلنامه علمی- تخصصی اسلام و علوم اجتماعی به صاحب امتیازی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و مدیر مسؤولی محمود رجبی در 173 صفحه و با تیراژ 1500 نسخه و به قیمت 3000 تومان منشر شده است./992/ن603/ق