اسرای ایرانی با صبر خود دنیا را متعجب کردند

حجتالاسلام علی محمد احد طجری، آزاده سرافراز کشورمان که حدود 100 ماه در اسارت زندانهای بعث عراق بوده و از جانبازان عزیز کشور به شمار میرود، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری رسا، اسارت را یک حادثه تلخ در زندگی دانست و گفت: نفس اسارت برای هر کس بسیار سخت و بد است و برای ما که نظامی بودیم از هر چیزی غمبار تر است و برای یک نظامی یک حادثه تلخ و ناگوار بهشمار میآید.
وی ادامه داد: در هیچ نقطه ای از جهان اسارت را خوب تلقی نمیکنند و در همه جا اسارت به عنوان یک تاریخ تلخ یاد می شود و هیچ ملتی اسیری را زیبایی نمیداند، اسیر یعنی شخصی که گرفتار دست خصم شده است و باید لحظات بدی را تا آزادی تحمل کند.
این آزاده سرافراز با اشاره به اسارت در قصه کربلا اظهار داشت: در یکی از جاهایی که در کل تاریخ بشریت و اسلام، اسارت یک نقطه مثبت تلقی میشود، کربلا و اسیران کربلا هستند که نقش تاریخی خود را ایفا کردند.
وی افزود: در داستان کربلا، امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) و دیگر اسیران، به ترویج مکتب اسلام ناب پرداختند و در واقع این اسارت نبود و یک آزادگی به تمام معنا بود.
حجتالاسلام طجری، اسرای ایران در دفاع مقدس را بعد از اسیران کربلا، از اسیران آزاده خواند و تصریح کرد: اسیران ایرانی نیز در این هشت سال دفاع مقدس، با الگوگیری از مکتب کربلا و اسران کربلا، آزادگان واقعی بودند که به تبلیغ انقلاب و اسلام کمک کردند.
وی ابراز داشت: اسیران ایرانی، در واقع یک مقاومت دلیرانه فرهنگی را انجام دادند و ثابت کردند که به اسلام و انقلاب و رهبری انقلاب وفادارند و این دوران سخت را به خاطر خدا تحمل کردند و همه جهان را با صبر خود متعجب نمودند.
این جانباز سرافراز انقلاب اسلامی، دوران اسارت را بسیار انسانساز برشمرد و خاطر نشان کرد: برای غربی ها بسیار سخت بود که ما چگونه این دوران اسارت را تحمل می کنیم و راه کمال را در پی گرفته ایم و خودشان نیز اعتراف می کردند که تحمل این دوران بسیار سخت است و کار هر کسی نیست.
وی ادامه داد: یک مأمور صلیب سرخ وقتی وضع ما را مشاهده کرد، چنین گفت: «اگر دیگران به جای شما بودند کم میآوردند»، حتی یک مسؤل عراقی میگفت: «اگر آن به جای شما اسیر بود، می پوسید».
حجت الاسلام طجری در پایان به خاطره ای از آن دوران اشاره کرد و ابراز داشت: در ایام اسارت ما به دعای توسل خیلی دلبسته بودیم و به سفارش آقای ابوترابی و دیگران آن را مانند دعای ندبه ترک نمیکردیم.
آقای ابوترابی که رحمت خدا بر او باد، نقل میکرد: یکبار با شهید اندرزگو به تهران می رفتیم که در بین راه ما را دستگیر کردند و تصمیم داشتند به زندان ببرند، اما شهید اندرزگو زیر لب دعای توسل را زمزمه کرد و این دعا سبب شد که ما از دست این افرار شاهنشاهی نجات پیدا کنیم.
این داستان را مرحوم ابوترابی برای ما نقل میکرد و تأکید فراوان داشت که ما در اردوگاه این دعا را ترک نکنیم و دائم با توسل به اهل بیت(ع) خود را از خطرات محفوظ نگاه داریم./978/ت302/ی