۱۳ آبان ۱۳۹۲ - ۱۶:۱۶
کد خبر: ۱۸۸۹۵۴

نقد رمان بی مترسک در قم

خبرگزاری رسا ـ رمان بی­مترسک نوشته علی غبیشاوی در نگارستان اشراق قم نقد و بررسی شد.
بي مترسک

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، رمان بی‌مترسک نوشته طلبه جوان علی غبیشاوی با حضور آقایان رودگر و فرید به عنوان منتقد در نگارستان اشراق قم نقد و بررسی شد.

 

رودگر به عنوان منتقد اول در این جلسه درباره رمان بی مترسک گفت: این داستان تقابل میان سنت و مدرنتیه است؛ در این داستان برق و فوتبال عنوان ابراز مدرنتیه وارد جامعه سنتی شده است.

 

وی اظهار کرد: در این داستان دعوای قبیله­ای و عشیره­ای مطرح شده است که موضوع جالب و به­روزی است و در بسیاری از مناطق ایران هنوز این دعوای قبیله­ای وجود دارد؛ موضوعات این رمان نشان دهنده یک موضوع اجتماعی است.

 

وی با اشاره به نمادپردازی‌ها در این رمان ابراز کرد: نویسنده در این رمان از نمادهای بسیار جالب برای مفهوم داستان خود استفاده کرده است؛ مانند جایی که دانشجویان فانوس پیرمرد ر ا به عنوان یادگاری برمی­دارند که بیانگر این موضوع است که سنت چراغ راه آیندگان است.

 

منتقد اول رمان بی مترسک گفت: موضوعاتی که پیرمرد به عنوان راوی داستان بیان می­کند، اصلا به شخصیت و سن و سال این پیرمرد نمی خورد همچنین بعید به نظر می رسد در مورد فوتبال این همه اطلاعات دقیق داشته باشد و این برای خواننده باورپذیر نسیت.

 

رودگر با انتقاد به بعض از نقدهای بر این مران زده­اند، افزود: در بعضی سایت ها آمده است «رمان بی مترسک سورئال است؛ قصه به لحاظ زمان و مکان سیال است» به نظرمن رمان بی مترسک فضای رمان مارکز را دار است .ولی نه سورئال است نه رئال جادو.

 

وی افزود: پیرمرد، داستان خود کاملا رئال تعریف می­کند و دانشجویان حق دارند به سبب مزاحمت که پیرمرد برای آنها ایجاد کرده از او بدشان بیاید ولی اینکه به داستان علاقه مند نمی­شوند و همیشه با داستان پیرمرد لج هستند؛ از ضعفهای این رمان است.

 

رودگر افزود: خواننده در این اثر متوجه می­شود با یک راوی غیر متعمد و دروغگو روبه‌رو است؛ در روای غیر متعمد معمولا داستان رئال است نه اینکه سورئال باشد.

 

منقد اول این رمان گفت: در این رمان چون دانشجویان جذب داستان پیرمرد نشده­اند با زور تفنگ این داستان را گوش می‌­کنند؛ خوانندگان هم به سختی با این داستان رابطه برقرار می­کنند و خواننده هم به سختی جذب قصه پیرمرد می­شود.

 

رودگر اظهار کرد: در این رما ن کشف اینکه داستان غیر واقعی و روای غیر معتمد است؛ بسیار بد بیان توصیف شده است؛ این موضوع در همان ابتدا فصل بیان شده که چنین قبیله­ای وجود ندارد؛ نویسنده رمان بی‌مترسک می­توانست لذت کشف اینکه راوی غیرمتعمد است برای خواننده کنار می­گذاشت و به طور مستقیم به آن اشاره نمی­کرد.

 

وی با اشاره به ضعف شخصیت­پردازی در این رمان ضعف شخصیت پردازی در این رمان ابراز کرد: در رمان بی‌مترسک هیچ تصویرسازی از شخصیت‌های داستان نشده است و در این رمان شخصیت به یاد ماندنی که نوسینده آنرا توصیف کرده باشد و خواننده آنرا به خاطر بسپارد، نداریم.

 

رودگر ابراز کرد: تفاوت لحن و نوع جمله­بندی‌ها و غالب داستان میان دانشجو و پیرمرد در این رمان به خوبی کار شده است؛ اما در بعضی از جاها این رمان ده سطر با لهجه جنوبی صحبت شده که نویسنده نباید تمام لهجه‌های جنوبی را در این داستان تکرار می­کرد.

 

وی افزود: این که تنها دعوای قبیله­ای سبب بشود اهالی یک روستا آنجا را ترک بکنند این قابل­پذیر برای خوانندگان نسیت، اگر در این داستان روند مهاجرت بیان می­شود مقداری مهاجرت روستاییان برا ی خوانندگان قابل پذیرتر می­شود.

 

 

رمان بی مترسک تقابل سنت و پست مدرنیته را نشان می­دهد

فرید به عنوان منتقد دوم در اشاره به محتوای رمان بی مترسک گفت: این روستا و اهالی آن نماد جامعه سنتی است که با پدیده­های از خارج روبه­رو می­شوند؛ در این رمان سه پدیده، برق، بازی فوتبال به عنوان تعامل با خارج ربای اثبا ت خود ، رو به ر و شدن دشمن خارجی اشاره شده است.

 

وی اظهار کرد: این سه نماد بسیار هوشمندانه انتخاب شده است؛ برق نماد تکنولوژی است ولی همراه خود فرهنگ را می­آورد و اولین چیزی همراه برق می­آید یک رسانه و تلویزون است که اهالی آنجا ر ا به دشت درگیر خود می­کند؛ بلافاصله این رسانه باعث سوء کارکرد مردم این روستا می­شود، در این رمان به خوبی به نسبت برخورد نظام سنتی با یک پدیده جدید و نو بیان شده است.

 

وی با اشاره به تقابل تکنولوژی و طبیعت در رمان بی‌مترسک افزود: اهالی این روستا با تکنولوژی جدید به جنگ طبعت می­روند؛ که این بیانگر چالشهای دنیای مدرن امروز است. مانند اینکه اهلی روستا با برق ماهی می گیرند؛ با برق مرغابیها را خشک می­کنند و بعد روح منتقم طبیعت از اهالی انتقام می­گیرد.

 

فرید درباره داستان فوتبال از زبان پیرمرد ابراز کرد: محتوای فوتبال به خوبی بیان شده است؛ این بازی برای روستاهایی بسیار جدی گرفته شده و دستمایه خوبی است که نویسنده بتواند حرف خود را در میان این موضوع بیان کند.

 

وی افزود: تا زمانی که این قبیله با خودش بازی فوتبال می­کند هیچ مشکلی پیش نمی­آید؛ ولی با روستای دیگر بازی می کنند چون اهالی روستا قاعده بازی را بلد نیستند؛ برایشان مشکل پیش می­آید؛ یعنی اهالی این روستا تعاملات و ارتباطات با خارج و بین المللی را بلد نیستند.

 

فرید ر ادامه بیان کرد: اهالی روستا برای اینکه قاعده بازی را بلد نیستند به داور اعتراض می کنند و چون چند بازی را به اتمام نمی­رسانند و نیمه کاره رها می­کنند؛ بنابراین اهالی این روستا منزوی می­شود و برای اینکه از انزوا بیرون بیایند واداده به خارج می­شوند.

 

وی در ادامه افزود: در پرده سوم بحث دشمن خارجی است؛ دشمن خارجی در این داستان به شکل گراز است که در داستانهای مختلفی گراز نماد دشمن خارجی است؛ خصوصیات این دشمن این است که بسیار قدرتمند نیست بلکه شب حمله می کند و شبیخون می­زند و کار خود را انجام می­دهند مفهوم آن این است که دشمن رو بازی نمی کند و مخفیانه به دشمنی خود می­پردازد.

 

فرید اظهار کرد: در این داستان برای حفاظت از باغها چند ناگهبان و کشیک داریم، اما نگهبانان سربزنگها و موقع حمله دشمن به خواب فرو رفته اند.

 

وی ابراز کرد: گراز دشمن جدی برای اهالی روستا نیست؛ ولی موقعی که می­خواهند با این دشمن خارجی به مبارزه بپردازند، کنیه­های قبیله­ای اهالی روستا با هم، موجب جنگ داخلی شده و آنها به زوال می­کشد.

 

فرید با شاره به اینکه این داستان نشان دهنده جامعه پست مدرن است؛ گفت: این رمان یک جامعه به ظاهر سنتی ولی به شدت پست مدرن را ترسیم کرده است؛ چون در این جامعه خدا اصلا وجود ندارد؛ اهالی روستا اندیشه­های متافیزیکی دارند و و هیچ اندیشه و دور اندیشه­ای در اهالی آن وجود ندارد. جامعه بدون عشق است. طبیعتا کار این جامعه به زوال خواهد کشیده شد.

 

وی افزود: نمادهای بسیاری در رمان بی­مترسک به کار رفته است، مار و عقرب، فوتبال، برق، فانوس؛ در یک قصه نباید این همه نماد داشته باشیم زیرا سبب می­شود که مخاطب متوجه بسیاری از نمادهای نویسنده نشود.

 

فرید افزود: در این رمان شهریها و خارجیها را با فرهنگ و اصیل و اهالی روستا را بی­­­­­­­­فرهنگ و بی تمدن معرفی کرده است که این یک ظلم بزرگ در حق روستاییان هستند.

 

وی با اشاره به اینکه داستان رئالیسم جادویی است ابراز کرد: این داستان در مجموع رئال و واقع­گرا است و راز آلودگی و ابهام این رمان هم بخاطر وجود پیرمرد راوی داستان است.

 

داستان کتاب بی­مترسک برای من خاطرات واقعی است

علی غبیشاوی، نویسنده رمان بی‌مترسک در پاسخ به نقدهای مطرح شده اظهار کرد: این قصه برای خوانندگان رمان است و برای خودم خاطراتی است که با تمام وجود حس کرده و آن را به شکل رمان و کتاب در آوردم.

 

وی درباره ترکیب بندی جملات و آوردن لهجه جنوبی در داستان گفت: زمانی که این داستان را نگارش می‌کردم در مواقعی بن بست برایم ایجاد می­شد و می‌خواستم موضوعی را بیان کنم ولی نمی‌دانستم چگونه وارد این این موضوع بشوم؛ آوردن لهجه­های مختلف پنجره­ تازه­ای برای ادامه داستان باز می­کرد و نیرو محرکه برای بیان ادامه داستان من بود.

 

نویسنده کتاب بی­مترسک درباره ازدیاد نمادها در این رمان نیز گفت: احساس می­کنم این نمادها هرکدام کارکرد خود را در رمان دارند و هیچ مشکلی برای رمان پیش نمی­آورد.

 

غبشاوی درباره نامیدن رمان به اسم بی‌مترسک توضیح داد: اسم اصلی این داستان دارالضیافه است که بخاطر عربی بودن آن رد شد و از 10 عنوان که برای این داستان گذاشتم عنوان بی­مترسک را انتخاب کردم./998/پ201/ی

ارسال نظرات
captcha