ماهیت فکری و سیاسی دشمنان قیام سیدالشهدا(ع)

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، نشست علمی بررسی ماهیت فکری و سیاسی دشمنان قیام امام حسین(ع) با حضور حجتالاسلام هدایتپناه عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و جمعی از اساتید و فضلا و دانشپژوهان و طلاب این دانشگاه در سالن همایش های دانشگاه باقرالعلوم برگزار شد.
حجتالاسلام هدایت پناه در این مراسم با اشاره به این که نیروهای معارض چه در کوفه در جریان مسلم بن عقیل و چه در کربلا که در مقابل قیام امام حسین(ع)قرار گرفتهاند، همگی از حزب عثمانی بودهاند، افزود: «اعتقاد ما این است که نیروهای معارض از شیعه نبودهاند. هر چند که واقعه قیام امام حسین(ع) در حوزه جغرافیایی تشیع اتفاق افتاد و این یک برگ برنده در دست جبهه اموی است و این دلیلی بر شایعه خود است که گفتند: شیعیان، امام حسین علیهالسلام را خود دعوت کرده و به شهادت رسانده و آن جنایت بزرگ را رقم زدهاند. بنابراین مخالفان با توجه به مقدماتی که اتفاق افتاد، میخواستند مؤونه این جنایت را که خود رقم زدند را به گردن کسانی که در صف اول جبهه اموی قرارداشتند بیاندازند. بنابراین جبهه شیعیان را متهم کردند که تشیع خود امام حسین را دعوت کرده به شهادت رساندند و در آخر توبه کرده و نوحه وعزاداری برای او کردند. و قیام توابین هم به خاطر همین مسئله اتفاق افتاد.»
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه وهابیت در این زمینه تبلیغ کرده و خود را مبری میکنند، ادامه داد: «این شبهه در واقع شبهه قرن حاضر نیست و دفاع از تشیع یک نوع دفاع تعصبی نیست، باید دید خود منابع چه چیزهایی را میگویند، و منابع و ادله ای که وجود دارد، کدام خط سیاسی و فکری را در کربلا و همچنین در کوفه نشان میدهد. باید تفکر تشیع و انواع تشیع و نحوه گرایش در کوفه وعراق بررسی شود.»
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با بیان اینکه پایگاه تشیع در کوفه قرار داشته کوفه توانست تشیع را حفظ کند افزود: «با تمام ضرباتی که به شهر کوفه وارد شد، این شهر توانست خود را تثبیت کند و در زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام شکوفا شود و در حقیقت تشیع از این نقطه حفظ شد. حزبها و گروههای سیاسی دیگری در عراق به وجود آمد. گروه خوارج یا گروه قاعدین در همان کوفه به وجود آمد یا حزب عثمانی قبل از جریان کربلا با فعالیتهای بسیاری که معاویه در این شهر انجام داده بود، به عنوان یک حزب سیاسی مذهبی فعالیت میکرد.»
حجتالاسلام هدایتپناه در ادامه تعریف تشیع مذهبی گفت: «تشیع مذهبی افرادی از بزرگان شیعه مثل عمار، مقداد، سلمان، ابوذر، حجر بن عدی و مالک اشتر و افراد زیادی از این دست هم از صحابه و هم از تابعین داشتهاند که اینها یک گروه بودند و یک گروه دیگر بودند که اعتقاد داشتند که امیرالمؤمنین افضل از همه است و ایشان خلافتش مشروع است، و عثمان دیگر خلیفه نیست و در جریان قتل عثمان علی علیهالسلام هیچگونه دخالتی نداشتند و به اینها میگفتند دین علی یا علوی که در جنگ صفین به عنوان اعتقاد خود در رجز و شعارهایشان میآوردند.»
وی با تأکید بر اینکه در مقابل تشیع مذهبی، عثمانیمذهب بودند که خلافت حضرت علی علیهالسلام را اصلا قبول ندارند و خلیفه اول و دوم را قبول دارند، اظهار کرد: «این را در تشیع سیاسی، تشیع عراقی میگویند، برای همین است که امیرالمؤمنین علیهالسلام حضرت امام حسین علیهالسلام را فرستادند که نماز تراویح را به عنوان یک بدعت بردارند، همه در مسجد کوفه واأمرا سردادند. این تفاوتها در تشیع سیاسی یا تشیع مذهبی وجود دارد. ولی این تشیع سیاسی واقعا به چیزی که میگفتند، معتقد بودند و این در قرن سوم ادامه پیدا کرد و حاضر نمیشدند که بگویند که عثمان خلیفه است تا اینکه جریاناتی به وجود آمد گفتند که عثمان هم خلیفه است. منتها خلیفه سوم یا چهارم و بین عثمانیمذهبها و تشیع سیاسی اختلاف وجود داشت. و این خط فکری ادامهدار شد.»
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره بر عدماعتقاد عثمانیمذهبها به خلافت مشروع امیرالمؤمنین علیهالسلام و عدم شراکت او در قتل عثمان افزود: «عثمانیمذهبها میگفتند که چون سکوت کرده، این سکوت خود یک جنایتی در حق خلیفه سوم است. و اینها این را قبول نمیکردند منتها اینها بینشان نوساناتی وجود داشت برخی ناصبی بودند برخی نه و این تفکری بود که در عمل کاملا در مقابل هم وجود داشتند که دین عثمان و دین علی میگفتند. پس این دو حزب را ما در عراق داشتیم و حتی در زمان محاصره عثمان همین فکر در کوفه وجود داشت.»
استاد حوزه و دانشگاه ضمن اشاره به روایتی از جندب بن عبدالله ازدی در مورد شرایط شهر کوفه در زمان خلافت عثمان و یکه تازی معاویه و جبهه اموی ابراز کرد: «مذهب عثمانی در کوفه وجود داشت منتها در اقلیت ناچیزی بود که نمیتوانست مسئله سیاسی را به دست بگیرد. شیعهزدایی همه جانبهای در کوفه رقم خورد، این گونه مسائل در بعد شخصیت سوزی فیزیکی و فکری وجود داشت، در طی این بیست سال معاویه تمام شیوههای خود را برای شیعه زدایی به کار برده است مثلا یکی از آنها که الآن هم انجام میدهند مسئله ای که به قول امروزی تجنیز گفته میشود، معاویه این جمعیت را به جاهای دور یا عثمانی مذهب میبرد و از آنجا جمعیتی را به کوفه میبرد و نمونههایی وجود دارد. در یک نوبت 50 هزار نفر را از کوفه که به تشیع متهم بودند اینها را به خراسان تبعید کرد یا عده ای را به مداین تبعید کرد که سلیمان بن صرد خزاعی نامهای را به آنها نوشت که شیعیان مداین شما به کوفه برگردید که این نمونهها نشان میدهد که مسئله تجنیز در آن موقع معاویه رعایت کرده است.»
عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ضمن اشاره به مسأله تجنیز در کشور بحرین گفت: «الآن در بحرین، اهل سنت جمعیتی ندارد منتها از فیلیپین و مالزی و کشورهای دیگر جمعیتی را میآورند وتابعیت بحرینی میدهند و در رهبران در گزارشات و مصاحبههای خود میگفتند: که مشکل ما با پلیس بحرین این است که اصلا بحرینی بلد نیستند یا کمونیست شوروی در آن موقع مسلمانها را جابهجا میکرد. این یک نمونه است، آن وقت معاویه از جاهای دیگر مثل موصل، قطیفیا، رفذه و جاهایی که عثمانی مذهب داشتند این قبایل را به کوفه میآورد و آن وقت میگفتند: لیس فیه احد من الشام. نمیشود این جریانات را در طی این بیست سال نادیده گرفت و آن وقت گفت که باید ذهنیت خود را از زمان امیرالمؤمنین به سمت کربلا منتقل کرد.»
حجتالاسلام هدایتپناه در رابطه با نقش جنگ جمل و صفین در تفکرات مردم بصره ابراز کرد: «نباید جریان جنگ جمل و صفین را ساده انگاشت، در حالی که جنگ جمل، بصره را عثمانی مذهب کرد و جنگ صفین با این همه خسارات جانی و مالی و این همه مسائلی که به وجود آورده بود، در عین حال مردم میگفتند که امیرالمؤمنین علیهالسلام این جنگها را به وجود آورد.»
استاد حوزه و دانشگاه جنگجویان داعش امروزی را به جنگجویان نهروان تشبیه کرد و ادامه داد: «در قضیه جنگ نهروان که همه از عباد و زهاد و قرّاء بودند، انسانهایی جنایتکار بودند مثل داعش امروزی که جنایت های عجیب و دور از ذهن را انجام میدهند، آنها نیز انجام میدادند، باید این ها را کنار هم گذاشت و دید که آیا این وقایع تأثیری در تغییر و تبدل مسائل سیاسی روانی فکری مردم نداشته است.»/992/پ202/ف