صدقه نسیه شرم الشیخ و تکلیف رسانهها

بیست و دو روز تمام اسرائیل به نمایندگی از دنیای آزاد و دمکرات با انواع سلاح و مهمات مجاز و غیر مجاز نقطه متراکم و محدود غزه را مورد هدف قرار داد و مردم بیسلاح از زن و کودک و پیر و ناتوان را به خاک و خون کشید و دنیای آزاد و طرفدار حقوق بشر نیز با امید نابودی و ریشهکن شدن تروریستها! (یعنی همان کسانی که از موجودیت و خاک خود دفاع میکنند و اشغالگر را به رسمیت نمیشناسند) امکانات و فرصت لازم را در شورای امنیت و غیره برای انجام مأموریت صهیونیستها فراهم کردند؛ صهیونیستها هم در انجام تکلیف خود سنگ تمام گذاشتند و از هیچ جنایتی دریغ نورزیدند، مساجد، مدارس، خانهها، مراکز درمانی و بیمارستانی و مراکز مربوط به سازمان ملل که مردم در آنها پناه گرفته بودند بمباران کرده و قتل عام کردند و بمبهایی را به کار بردند که محیط زیست و نسلهای فعلی و آینده را دچار آسیبهای سخت و علاجناپذیر کرد.
هرچه بود گذشت، وحشیگری و خشونت 22 روزه کارگر نیفتاد و نیروهای حماس همچنان در اهداف خود ثابت و مقاوم باقی ماندند و قدمی به عقب نگذاشتند و دولت آزاد و نماینده حقوق بشر غرب جز شکست حاصلی به دست نیاورد.
اکنون به حکم خرد و قوانین بینالمللی و کنوانسیونهای مربوط به جنگ و حقوق بشر میباید اسرائیل و حامیان و مشوقان آن به جرم جنایتهای جنگی و جنایتهای سازماندهی شده ضدّ بشری محاکمه و مجازات شوند و خسارتهای وارده را جبران کنند. ولی شگفت اینجا است که نه اسرائیل در این زمینه کوچکترین احساس مسؤولیتی میکند و نه دیگران مسؤولیتی را متوجه او میدانند بلکه برآمد تبلیغات رسانهها این است که گویا یک حادثه و بلای طبیعی رُخ داده که کشورهای مسلمان و عربها وظیفه دارند آن را جبران کنند.
در حالی که رسانههای متعهد، نشریات، سایتها، خبرگزاریها، تلویزیونها و رادیوها علاوه بر تلاش در مجرم تلقّی کردن صهیونیستها و کشاندن آنها به دادگاه جنایات جنگی، باید روی این نکته هم تمرکز کنند که این خسارتها را حتما باید اسرائیل و حامیان مستقیم او مثل آمریکا، انگلیس و فرانسه جبران کنند، هم خرابیها را و هم خسارتهای انسانی، شهدا و مجروحان را به همان اندازه که آمریکا از لیبی به جرم انفجار هواپیمای لاکربی برای خسارت دیدگان دریافت کرد. یا مبالغی که از اندوختههای بلوکه شده جمهوری اسلامی برای برخی آسیبدیدگان آمریکایی در لبنان به بهانه حمایت کشور ما از حزب الله برداشت شده.
آنچه گفته آمد یک تلکیف ضروری رسانهای است که تا امروز مورد غفلت قرار گرفته است و باید امروز همین امروز این نکته را رسانهای و برجسته کرد و روز به روز بر حجم آن از جهت کمّی و کیفی افزود؛ وگرنه عدهای بیشرم در شرم الشیخ گردهم جمع میشوند و برای ملّت شجاع و مقاوم و پیروز غزه صدقات نسیه و مشروطی را در نظر میگیرند که ملت غزه اگر در میدان نبردِ نابرابر در مقابل جنایتکاران تسلیم نشد، در صحنه اقتصادی کرنش کند و جنایت و جنایتکاران را به رسمیت بشناسد و در برابر صهیونیستها تسلیم محض شود تا بتواند از کمکهای احتمالیِ مالی دنیای آزاد و سران بیغیرت و سرسپرده عرب بهرهمند شود کمکهای نسیهای که اگر تحقق هم پیدا کند تجربه نشان داده است که بخش اندکی از آن به دست مردم میرسد و بیشتر آن در اجرای مأموریتها و اهداف مستکبران مصرف میشود و یا در حسابهای بانکی نوکران ایشان واریز میگردد.
از این رو ملت مقاوم فلسطین به این صدقات نسیه همراه شرط و منّت نیازی ندارد و از آن بیزار است ولیکن با توکل به خدا و تکیه بر سلاح مقاومت حق خود را از ستمکاران، جنایتکاران و حامیان آشکار و پنهان آنها خواهد گرفت و در این جبهه نیز همانند جبهه نظامی پیروز خواهد گشت.
حجت الاسلام مهدی عبداللهی
هرچه بود گذشت، وحشیگری و خشونت 22 روزه کارگر نیفتاد و نیروهای حماس همچنان در اهداف خود ثابت و مقاوم باقی ماندند و قدمی به عقب نگذاشتند و دولت آزاد و نماینده حقوق بشر غرب جز شکست حاصلی به دست نیاورد.
اکنون به حکم خرد و قوانین بینالمللی و کنوانسیونهای مربوط به جنگ و حقوق بشر میباید اسرائیل و حامیان و مشوقان آن به جرم جنایتهای جنگی و جنایتهای سازماندهی شده ضدّ بشری محاکمه و مجازات شوند و خسارتهای وارده را جبران کنند. ولی شگفت اینجا است که نه اسرائیل در این زمینه کوچکترین احساس مسؤولیتی میکند و نه دیگران مسؤولیتی را متوجه او میدانند بلکه برآمد تبلیغات رسانهها این است که گویا یک حادثه و بلای طبیعی رُخ داده که کشورهای مسلمان و عربها وظیفه دارند آن را جبران کنند.
در حالی که رسانههای متعهد، نشریات، سایتها، خبرگزاریها، تلویزیونها و رادیوها علاوه بر تلاش در مجرم تلقّی کردن صهیونیستها و کشاندن آنها به دادگاه جنایات جنگی، باید روی این نکته هم تمرکز کنند که این خسارتها را حتما باید اسرائیل و حامیان مستقیم او مثل آمریکا، انگلیس و فرانسه جبران کنند، هم خرابیها را و هم خسارتهای انسانی، شهدا و مجروحان را به همان اندازه که آمریکا از لیبی به جرم انفجار هواپیمای لاکربی برای خسارت دیدگان دریافت کرد. یا مبالغی که از اندوختههای بلوکه شده جمهوری اسلامی برای برخی آسیبدیدگان آمریکایی در لبنان به بهانه حمایت کشور ما از حزب الله برداشت شده.
آنچه گفته آمد یک تلکیف ضروری رسانهای است که تا امروز مورد غفلت قرار گرفته است و باید امروز همین امروز این نکته را رسانهای و برجسته کرد و روز به روز بر حجم آن از جهت کمّی و کیفی افزود؛ وگرنه عدهای بیشرم در شرم الشیخ گردهم جمع میشوند و برای ملّت شجاع و مقاوم و پیروز غزه صدقات نسیه و مشروطی را در نظر میگیرند که ملت غزه اگر در میدان نبردِ نابرابر در مقابل جنایتکاران تسلیم نشد، در صحنه اقتصادی کرنش کند و جنایت و جنایتکاران را به رسمیت بشناسد و در برابر صهیونیستها تسلیم محض شود تا بتواند از کمکهای احتمالیِ مالی دنیای آزاد و سران بیغیرت و سرسپرده عرب بهرهمند شود کمکهای نسیهای که اگر تحقق هم پیدا کند تجربه نشان داده است که بخش اندکی از آن به دست مردم میرسد و بیشتر آن در اجرای مأموریتها و اهداف مستکبران مصرف میشود و یا در حسابهای بانکی نوکران ایشان واریز میگردد.
از این رو ملت مقاوم فلسطین به این صدقات نسیه همراه شرط و منّت نیازی ندارد و از آن بیزار است ولیکن با توکل به خدا و تکیه بر سلاح مقاومت حق خود را از ستمکاران، جنایتکاران و حامیان آشکار و پنهان آنها خواهد گرفت و در این جبهه نیز همانند جبهه نظامی پیروز خواهد گشت.
حجت الاسلام مهدی عبداللهی
ارسال نظرات