۱۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۵:۱۸
کد خبر: ۳۱۴۷۷۶
استاد طاهرزاده:

کتاب تاریخ تحول فلسفه قدرت فکر درباره اجتماع به مخاطب می‌دهد

خبرگزاری رسا ـ استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به نگاه مؤلف کتاب تاریخ تحول فلسفه نسبت به ابن خلدون، این نگاه را مثبت ارزیابی کرد و گفت: کتاب نکته های قابل تأملی با خواننده در میان می‌گذارد تا به زندگی امروزی خود به خوبی فکر کند و عملا قدرت فکر کردن درباره اجتماع را به مخاطب می‌دهد.
اصغر طاهرزاده

 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در اصفهان، استاد اصغر طاهرزاده ظهر امروز در نشست نقد و بررسی کتاب تاریخ تحول فلسفه، در خانه بیداری اسلامی اصفهان، با بیان این‌که گوهر اصلی کتاب نظری است به فلسفه برای گشودن راهی برای علم جدید اسلامی گفت: تا زمانی که شناخت ما از انسان یک شناخت بی تاریخ است پرسش از تفکر جدی نیست، چون در آن صورت تفکر به پرسش از انسان ربط پیدا نمی‌کند.

 

وی در ادامه خاطرنشان کرد: مؤلف کتاب تاریخ تحول فلسفه می‌خواهد بینش اسلامی را در پژوهش‌های تاریخی وارد کند، این اقتضای تاریخ است که مؤلف به آن پی برده است، کتاب سعی می‌کند ابن خلدون را در عقلانیت تاریخی جدید و در افق تمدن نوین اسلامی ببیند که نوید فلسفه الهی تاریخی را به میان می‌آورد و با جمع آن دو نگاه عملا نگاه اهل سنت و تشیع را به هم نزدیک می‌کند که این حرکت مبارکی است.

 

طاهرزاده با اشاره به این‌که کتاب با حساس شدن بر تمدن اسلامی شروع می‌شود اظهار کرد: کتاب از اندیشه‌های روح نیهیلیستی غربی، حیاتی بس متعالی را مد نظر قرار داده است تا انسان را در صدد یافتن گمشده خود برانگیزد و تلاش می‌کند تا انسان به علوم انسانی فکر کند که دیگر انسان در آن علوم با تعریف تفکر و تمدن غرب نباشد.

 

استاد حوزه و دانشگاه با بیان این‌که کتاب نگاه نسبتا جامعی از نظر ابن خلدون در مورد انحطاط شهرها و تمدن‌ها در اختیار خواننده قرار می‌دهد تصریح کرد: به خصوص کتاب تصریحی خوب از زشتی‌هایی دارد که در زندگی شهری به جهت رفاه زدگی ظهور می‌کند، نکته های قابل تأملی با خواننده در میان می‌گذارد تا به زندگی امروزی خود به خوبی فکر کند و عملا قدرت فکر کردن درباره اجتماع را به مخاطب می‌دهد.

 

وی با اشاره به شخصت فکری و علمی ابن خلدون ابراز کرد: در اندیشه ابن خلدون فلسفه از کلام منفک شده است، ابن خلدون فلسفه و عقلانیت را به جای آن که صرفا در امور عقلی و غیبی ببیند به طرف امور محسوس می‌رود و وارد جامعه و تاریخ می‌شود تا آن‌ها را غنی‌تر و با فهمی بیشتر ارائه کند، این نکته به خوبی در کتاب ذکر شده است که ابن خلدون از فلاسفه پیشین جدا می‌شود چون نمی‌خواهد طرف بالا برود و از مورخین صرف هم جدا می‌شود چون می‌خواهد درک عقلی از محسوسات داشته باشد./1304/پ202/ق

ارسال نظرات
captcha