رهيافتي به دعاي روز بيست و هشتم ماه رمضان

اللّهُمَّ وَفِّرْ حَظّي فيهِ مِن النَّوافِلَ وَ اَكْرِمْني فيهِ بِاِحْضارِ المَسائِلِ وَ قَرِّبْ فيهِ وَسيلَتي اِليكَ مِنْ بَيْنِ الوَسائِلِ يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ اِلحاحُ المُلِحّينَ؛ خدايا، در اين روز به اعمال نافله و مستحبات، مرا بهره وافر عطا فرما و به حاضر و آماده ساختن مسائل در حقم كَرَم فرما و وسيله مرا بين وسايل و اسباب به سوي حضرتت نزديك ساز، اي خدايي كه سماجت و الحاح بندگان تو را باز نخواهد داشت.
نوافل و مستحبات نقش فراواني در كمال انسان دارد؛ اما بايد به چند نكته توجه داشت: نخست آنكه اهتمام به نوافل نبايد آدمي را از واجبات و ترك محرّمات غافل سازد؛ چه آنكه در نزد شارع ما دو عمل داريم: عملي كه شارع نسبت به انجام شدن آن جدّيت دارد و از بندگان خود ميخواهد كه آن عمل را به هر شكل ممكن انجام دهند و عدم اهتمام به آن باعث نارضايي شارع خواهد شد. اين عمل، واجب نام دارد. واجب عملي است كه شارع آن را دوست ميدارد و رخصت ترك آن را نميدهد. ديگر عملي است كه شارع آن را دوست ميدارد، ولي به ترك آن نيز رخصت ميدهد و آن، عمل مستحب است. مستحب عملي است كه محبوب شارع است اما فرد، رخصتِ ترك دارد. از اينرو، بنده مؤمن نخست بايد به واجبات بينديشد و به هيچوجه، واجبات را فداي مستحبّات نكند.
دوم آنكه گاه ترك نوافل و مستحبات، باعث بياهتمامي به واجبات ميشود؛ يعني فرد اعمال مستحب را _ به دليل رخصت در ترك آن _ انجام نميدهد و كم كم از فضاي عبوديّت و عبادت فاصله ميگيرد و اسباب غفلت وي فراهم ميشود و سرانجام گاه واجبات را نيز ترك ميكند!
سوم آنكه چنانچه انسان توفيق نوافل و مستحبات را نداشت، هماره شوق آن را در دل بپروراند و دل خود را مشتاق آن اعمال گرداند، تا خداوند توفيق آن را نصيب فرمايد؛ چنانكه در دعاي روز بيست و هشتم ماه رمضان از خدا ميخواهيم در اعمال مستحب بهره ما را وافر گرداند.
نوافل و مستحبات نقش فراواني در كمال انسان دارد؛ اما بايد به چند نكته توجه داشت: نخست آنكه اهتمام به نوافل نبايد آدمي را از واجبات و ترك محرّمات غافل سازد؛ چه آنكه در نزد شارع ما دو عمل داريم: عملي كه شارع نسبت به انجام شدن آن جدّيت دارد و از بندگان خود ميخواهد كه آن عمل را به هر شكل ممكن انجام دهند و عدم اهتمام به آن باعث نارضايي شارع خواهد شد. اين عمل، واجب نام دارد. واجب عملي است كه شارع آن را دوست ميدارد و رخصت ترك آن را نميدهد. ديگر عملي است كه شارع آن را دوست ميدارد، ولي به ترك آن نيز رخصت ميدهد و آن، عمل مستحب است. مستحب عملي است كه محبوب شارع است اما فرد، رخصتِ ترك دارد. از اينرو، بنده مؤمن نخست بايد به واجبات بينديشد و به هيچوجه، واجبات را فداي مستحبّات نكند.
دوم آنكه گاه ترك نوافل و مستحبات، باعث بياهتمامي به واجبات ميشود؛ يعني فرد اعمال مستحب را _ به دليل رخصت در ترك آن _ انجام نميدهد و كم كم از فضاي عبوديّت و عبادت فاصله ميگيرد و اسباب غفلت وي فراهم ميشود و سرانجام گاه واجبات را نيز ترك ميكند!
سوم آنكه چنانچه انسان توفيق نوافل و مستحبات را نداشت، هماره شوق آن را در دل بپروراند و دل خود را مشتاق آن اعمال گرداند، تا خداوند توفيق آن را نصيب فرمايد؛ چنانكه در دعاي روز بيست و هشتم ماه رمضان از خدا ميخواهيم در اعمال مستحب بهره ما را وافر گرداند.
ارسال نظرات