کتاب «نقد مکتبها؛ آرمان، آگاهی و عرفان» به چاپ سوم رسید

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، جلد سوم مجموعه «روش نقد» با عنوان «نقد مکتبها؛ آرمان، آگاهی و عرفان» به قلم حجت الاسلام والمسلمین علی صفائی حائری (عین. صاد) از سوی انتشارات لیلة القدر به چاپ سوم رسید.
در این کتاب به اینکه چه انگیزههایی انسان را به سوی منبع نور و هدایت پناه داده و چه در اهدافی که این جریان را به همراه داشته و چه در شکلهای تاریخی این جنبش میپردازد. همچنین از مزایا و آفتهایی که در طول زمان بین مکاتب ذوقی و عرفانی وجود داشته است، سخن میگوید.
در بخشی از مقدمه این کتاب به بررسی مفهوم «عرفان» پرداخته شده است و در قسمتی از این متن میخوانیم: انسان از جبرهای گوناگونی ترکیب شده که در این ترکیب به آزادی میرسد و با این آزادی و انتخاب است که حرکت میکند. انسان پلی است که تاریخ و وراثت و محیط و تربیت و غریزه و روان، جزیی از او را تشکیل میدهند و این اجزاء اصالت ندارند، که اصالت در ترکیب اینها است.
هر تحلیلی که بر اساس یکی از این عناصر استوار باشد، کل را توضیح نمیدهد و تحلیل نمیکند و این است که علمی نیست، هر چند که متکی به اصول دیالک تیک و فلسفه علمی هم باشد.
عرفان یک رود، یک جریان است. در تمام مذاهب هندی و بودایی و زرتشتی و مسیحی، ادامه دارد و حتی با اسلام همراه است.
عرفان یک جریان است، اگر بخواهی آن را بپذیری و یا نقد بزنی؛ نمیتوانی از دور، ادیبانه و فیلسوفانه و روانشناسانه و جامعهشناسانه به نقد آن بپردازی، عرفان را فقط باید عارفانه آموخت و از آن گذشت و بیا با آن زندگی کرد.
تا از این رود جاری لبتر نکرده باشی، هرگونه تحلیل، چه مادی و چه غیر مادی، چه روانکاوانه و چه عالمانه و فیلسوفانه، همگی همچون نگاهی هستند از یک زاویه و از یک روزنه، به صحنهای که بزرگتر از زندگی است و بالاتر از تکرار.
عرفان و هنر، هردو علامت یک حرکت هستند. همانطور که علم پای فلسفه است و فلسفه پدر علم، همین طور هنر، پای عرفان است و عرفان خاستگاه هنر. این هر دو بزرگتر از زندگی تولیدی هستند و دریچهای به سوی دنیا مطلوب، نه همچون ابزاری در دنیا موجود.
عرفانی، یک جریان است و این جریان برای آنهایی است که خود را در خود زندان نمیکنند و وسائل امروز را، دیوار مسائل بزرگتر فردایشان نمیسازند و برای آنهایی است که میخواهند شاهد باشند و برای تمام زندگی یک جا برنامه داشته باشند. برای آنهایی که نگرشی وسیع دارند و خود را در رابطه با جهانی عظیمتر از خیال و جامعهای گستردهتر از دریا و نسلهایی تشنهتر از کویر دیدهاند.
اینها در این جایگاه است که خود را کشف میکنند و با این رابطهها که خود را مییابند و میان آنچه هستند و آنچه که باید باشند فاصله را میبینند و حرکتها را میخواهند، که عشق به جریان یافتن و رفتن در ذره ذره وجودشان نشسته و دیگر دیزی آبگوشت و میز شهرت و جلوههای قدرت و نگاههای بزرگ و کوچک، گرچه برایشان لازم هم باشد، دیگر برایشان کافی نیست.
حرکت انسان با درک این تضاد در خویش، میان آنچه هست و آنچه که میتواند باشد، شروع میشود. تضادها اجتماعی و در تضادها در جامعه، مادام که با این درک همراه نباشند؛ حرکتی نمیآورند، که توجیه میشوند و میپوسند.
با این دید است که راه میافتی و در راه است که تنهایی و غربیت لحظههای غروب را احساس میکنی و شور سپیده دم را میفهمی و تا مقصدی که گاهی آن چنان نزدیک است و گاهی آن چنان دور، گاهی سخت میتازی و گاهی بیچاره میمانی. با این جریان است که غربت، تنهایی، تکرار، خستگی، وازدگی، رهایی و آزادی و همه کلمههای دیگر در تو مصداق و نمونه میگیرند.
بر اساس گزارش، این کتاب از «مقدمه»، و دو بخش با عناوین «آگاهی و عرفان» و «نقد» تشکیل شده است.
بخش اول این کتاب به موضوعاتی همچون «آگاهی و عرفان»، «زمینهها و انگیزهها»، «هدفها»، «تاریخ تصوف و شکلهای آن»، «عقیدهها و پیامها» «روشها؛ ریاضت و تلقین»، «آثار و دنبالهها» و «وضع کنونی» پرداخته شده است.
«نقد هدفها»، «نقد روشها»، «نقد عقیدهها»، «نقد انگیزهها»، «نقد آثار»، «وختامه مسک» از جمله مطالبی است که در بخش «نقد» بررسی شده است.
در قستمی از بخش «نقد هدفها» آمده است:
در تصوف هدفها آزادی و عشق و آگاهی و قدرت و حدت، وجود داشت.
1ـ این آزادی و زهد؛ زهد و رها کردن و گذاشتن است، نه زهد برداشتن.
ا2ـ ین عشق، صلح کلی است و بی در و پنجره است، نه مرز آفرین و سازنده.
3ـ این آگاهی به خاطر رسیدن، به تسخیر و قدرت است؛ به جهت دادن به اینها.
4ـ این قدرت فقط قدرت است، نه عزت، نه قدرت بر قدرت و تسلط بر تواناییها.
5ـ این وحدت، وحدت تخیل است، نه برهانی است و نه عملی.
همچنین در قسمتی از عنوان «نقد آثار» بخش دوم این کتاب میخوانیم:
ما خواستار عرفانی هستیم که همراه انتخاب انسان، پس از آموزش و تعلیم، انسان را به شناختهای از خویش و از هستی و نقش خود در هستی و از راه عظیم خویش، برساند. همراه این شناختها، در او احساسها و عشقها و عقیدهها را برویاند و بر پایه این شناخت و عشق، او را بسازد و بار نظامها و احکام را بر دوش او بگذارد و آنها را به عشق و آزادی و قدرت، که به عزت و عبودیت ـ آزادی از آزادی ـ و ایمان برساند. ایمانی مرز آفرین و عبودیتی بالاتر از آزادی. عزت و تلطیف بر قدرتها.
در نتیجه تمام نیروهای درونی او هماهنگ کند و در یک راه به جریان بیندازد و نه تنها به انسان اینها را و نه تنها تکامل را، که جهت دادن به استعدادها تکامل یافته را به او بنمایاند.
عرفانی که فکر و عقل و عشق و عجز را با اعتصام همراه کند و همراه تفویض و توحید او از شرکها و کثرتها برهاند و با او کاری کند که تمام کارهایش در برنامه بیفتد و سازمان بگیرد و تمام کثرتهایش توحید شود.
گفتنی است، چاپ سوم کتاب «نقد مکتبها؛ آرمان، آگاهی و عرفان» با شمارگان 3000 نسخه، در 122 صفحه، به قیمت 1200 تومان از سوی انتشارات لیلة القدر منتشر شده است./998/ن602/ق