۱۳ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۱:۳۶
کد خبر: ۴۷۷۵۹۵
اثر مرحوم آیت‌الله علی صفایی حائری؛

کتاب «روش نقد؛ نقد مکتب‌ها: آرمان تکامل ـ مارکسیسم» به چاپ سوم رسید

کتاب «روش نقد؛ نقد مکتب‌ها: آرمان تکامل ـ مارکسیسم» نوشته مرحوم آیت‌الله علی صفایی حائری از سوی انتشارات لیلة‌القدر به چاپ سوم رسید.
کتاب روش نقد جلد چهارم
نقد مکتب‌ها: آرمان تکامل ـ مارکسیسم»

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، کتاب «روش نقد؛ نقد مکتب‌ها: آرمان تکامل ـ مارکسیسم نوشته مرحوم آیت‌الله علی صفایی حائری از سوی انتشارات لیلة‌القدر به چاپ سوم رسید.

بر اساس این گزارش، این کتاب از یک توضیح و سه فصل با عنوان‌های تحلیل، نقد و ارزیابی و نقد اصول تشکیل شده است و هر بخش شامل مباحثی است که مهم‌ترین آن‌ها در ذیل تقدیم خوانندگان می‌شود:

فصل ابتدایی این کتاب که «تحلیل» نامیده شده است، شامل مباحثی همچون ماده تا انسان، ماده، حیات، شعور، انسان تا امروز، انسان ابتدایی، انسان تاریخی، انسان انقلابی و یک خلاصه است.

دومین فصل عنوان «نقد و ارزیابی» را به خود اختصاص داده و مؤلف در این بخش به بیان ماده‌ و آفرینش، حیات و تکامل، شعور، انسان در آغاز، انسان و تاریخ، انسان و انقلاب پرداخته است.

«نقد و اصول» نام سومین و آخرین فصل این کتاب علمی و کاربردی است که ارزیابی اصول، اصل تضاد، اصل تحول، تأثیر متقابل و جهش و تبدیل کمیت به کیفیت از جمله مباحث این بخش است.

در بخش توضیح کتاب یاد شده آمده است: تکامل، آرمان عالی انسان پس از آگاهی‌ها و آزادی‌هاست. این آرمان د انسان همراه بهترطلبی، تنوع طلبی و راحت‌طلبی و انتخاب او شکل می‌گیرد.

انسان به خاطر تجدد طلبی و نوگرایی‌اش، به نیاز ها می‌رسد. این تجدد‌طلبی یا با تنوع فریب می‌خورد و یا با تحرک‌ها پیش می‌رود. با شروع حرکت، ناچار با محدوده‌ها و دیوار‌ها و فشارها روبه‌رو می‌شویم و در نتیجه به آزادی می اندیشیم.

تلقی هرکس از آزادی با دیگری تفاوت دارد؛ چون دیوار‌ها برای حرکت‌ها یکسان نیست. کودک در قنداق از لحظه‌ای که پایش را احساس می کند، به آزادی رو می‌آورد تا آن‌جا کهاتاق زندان اوست و سپس منزل و سپس شهر و سپس زمین...

1. این زندان‌های گوناگون، آزادی‌های گوناگون را تقاضا می‌کنند و آزادی در رابطه با قید‌ها و زندان‌ها شکل می‌گیرد و مفهوم می‌شود و همین است که برداشت‌ها و تلقی‌ها یکسان نیست و هرکس از آزادی منظوری دارد.

در وسعت آزادی، انسان آزاد می تواند حدود را بشکند و سنت‌ها را زیر پا بگذارد و تجاوز کند و به ظلم و جرم، طغیان، عصیان، ذنب، سیّئه، خطیئه و ... آلوده گردد، که هر مرحله از تجاوز با یک نام همراه است و از یک حالت برخوردار.

در بلبشوی تجاوز و ظلم، نیاز به آزادی شکل تازه‌تری می‌یابد و نیاز به عدل و قسط مطرح می‌شود. با وجود عدالت هر کس به رفاه می‌رسد؛ چون هنگامی که پستان‌ها در زیر تمام لب‌ها قرار گرفت، تمام فرزندان آدم سرشار می‌شوند.

در این مرحله از سرشاری رفاه است که تکامل خاص انسان شکل می‌گیرد؛ چون انسان با رفاه و برخورداری به پوچی می رسد و احساس عبث و بیهودگی، او را به عصیان و سرکشی وا‌می‌دارد؛ آن هم حتی عصیانی در زمینه سوسیالیسم و همراه رفاه و برخورداری. و با این احساس پوچی است که به خود پناه می‌آورد و از بیرون می‌رمد و درون‌گرایی آغاز می‌گردد.

و در این مرحله از درون‌گرایی، انسانشکل‌های تازه‌تر و پیچیده‌تر و کاملی پیدا می‌کند. انسانی که به بیرون از خویش مشغول بود به تکامل صنعتی و مادی رسید و به پوچی اول و این انسان که به خود و درون خوی رو آورده، به تکامل انسانی می‌رسد و پوچی دوم.

در هرحال، تکامل مفهوم وسیع و گسترده‌ای دارد. تکامل، در انسان با تجدد طلبی او و انتخاب او مفهوم می‌شود و در پدیده‌ها همراه سنت‌ها و قانون‌های حاکم بر آن‌ها. با این دید تمام هستی رو به تکامل دارد؛ چه همراه سنت‌ها و قانون‌ها، چه همراه غریزه‌ها و چه‌همراه سنجش‌.

در پدیده‌های دیگر آشکارا می‌بینیم که چگونه از خاک تا انسان پیش می‌روند. در اندام انسان هم می بینیم که چگونه شکل می گیرد. اما در شخصیت انسان در آن‌چه که انسان منهای آن یک سلول، یک گیاه است باید به تحلیل نشست.

بعضی انسان‌ راة نه در تنهایی، که در جمع مطرح کرده‌اند و تکامل او را تکامل اجتماعی و وابسته به روابط تولیدی می‌دانند، نه فردی و لحظه‌ای. و بعضی انسان را در تنهایی و جدایی‌اش موجودی تکامل‌پذیر می‌شناسند و برای او طرح دارند.

می توان از مکتب‌هایی که تکامل انسان را در تنهایی‌اش مطرح می‌کند،مکتب‌های عرفانی و مکتب‌های وجودی ـ اگزیستانسیالیزم ـ را نام برد. در گذشته از عرفان توضیحی آمد.

اکنون باید از این دیالیکتیک تاریخی و از این مکتب وجودی چیزی بگوییم و همچنین از رابطه‌ای که در این دو بینش با هم برقرار کرده‌اند و سپس از رابطه‌ مذهب با آرمان تکامل در انسان.

در این نوشته، از مارکسیسم، تحلیلی به‌دست می‌رسد؛ از ماده تا حیات شعور تا انسان ابتدایی تا انسان تاریخی تا انسان انقلابی و سپس با پذیرش اصول دیالکتیک به نقد آن تحلیل رو می‌آوریم و آخر سر خودِ این اصول را بررسی می کنیم.

این بررسی‌ها خیلی فشرده و پیچیده‌ خواهد بود. آن‌ها که سطحس می‌گذرند جز موج نصیبی ندارند، ولی کسانی که خود با مسائل روبه‌رو شده‌اند، این فشرده‌ها برایشان باز و روشن خواهد شد. بحث‌های باز و گسترده برای آن‌ها که هنوز مسائل را احساس نکرده‌اند، چیزی بیشتر از سرگرمی و اعتیاد روشنفکرانه نیست.

در بخش ماده تا انسان می‌خوانید: انسان هنگامی که از مذهب سره خورد، و هنگامی که به خاطر رنج‌های درونی و به خاطر ستم‌های اجتماعی و به‌خاطر تفاوت‌ و تبعیض در خلقت، از خدا رمید، به علم رو آورد و در معبد علم به پرستش خویش رسید.

این انسان فراری، دعوی خودکفایی و خود محوری داشت؛ میخواست خود، بار خویش را به‌دوش بگیرد و سنگینی خدایان آسمانی و زمینی را از دوش خود بردارد.

او برای توضیح این خود کفایی مجبور بود به اصل تضاد و اصل رابطه‌ متقابل و اصل تحول و حرکت و اصل جهش و انقلاب رو بیاورد و این اصول را در ماده تا انسان و در انسان تا امروز و فردایش مطرح ککند و تکامل طبیعی ماده و حیات و تکامل تاریخی انسان را توضیح بدهد.

با این ویژگی که این تکامل در جمع صورت می‌گیرد و رابطه با طبیعت و در رابطه با ابزار و روابط تولید.

با همین ویژگی، این مکتب از مکتب‌های تکاملی دیگر جدا می گردد. اکنون باید اصول تکامل ماده تا انسان و انسان در تاریخ و در جامعه را بررسی کرد و سپس به نقد آن پرداخت.

گفتنی است، کتاب «روش نقد» نوشته مرحوم‌ آیت‌اله صفایی حائری با شمارگان 500 نسخه و قیمت 6000 تومان در 137 صفحه از سوی انتشارات لیلة‌القدر به چاپ سوم رسیده است./841/ن602/ق

ارسال نظرات
captcha