۲۰ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۸:۴۷
کد خبر: ۵۲۴۰۵۷

نگاهی به پنج جلد از مجموعه اوج بندگی

نشر شهید کاظمی، پنج جلد دیگر از مجموعه اوج بندگی را راهی بازار نشر کرد.
مجموعه اوج بندگی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، نشر شهید کاظمی، کتاب‌های «مطیع»، «زندگی با کد مهران»، «سکوتت آرامم نمی‌کند»، «نورعلی» و«کاک حسین» را از مجموعه اوج بندگی منتشر و راهی بازار نشر کرد.
کتاب مطیع

این کتاب درباره زندگی و خاطرات شهید محمد علی مطیع است و نگارنده،  خانم هاجر صفائیه در خاطره‌ای با نام «شیرینی» چنین نوشته است:

جعبه شیرینی را که مقابل آیت الله بهجت گرفت، آقای بهجت با دو انگشت شست و اشاره، یک گوشه از شیرینی را کند و داخل دهان گذاشت. جلسه که تمام شد، آقا رفت از اتاق بیرون. با دستم زدم به آرنج علی؛ گفتم: «من از این کار آقا خوشم نیامد. یا باید شیرینی برنمی‌داشتند یا کامل برمی‌داشتند.»
 علی لبش را گزید و گفت: «ایشان در رعایت مستحبات دقیقند و شیرینی را برداشتند، چون نمی‌خواستند رد احسان نکنند و آن فرد ناراحت نشود؛ کامل برنداشتند، چون برایشان خوب نبودند.»
 برنامه دیدار با آیت الله بهجت را علی جور کرده بود؛ پانزده نفر بودیم که رفتیم مسجد، پشت سرشان نماز خواندیم. بعد از نماز هم توی خانه‌اشان برایمان صحبت کردند.

کتاب «مطیع» با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه در ۱۰۸ صفحه به قیمت ۵۰۰۰ تومان منتشر شده است.

زندگی با کد مهران
خانم هاجر صفائیه در این کتاب نیز به شرح زندگی و خاطرات شهید مهران حریرچیان پرداخته و در خاطره‌ای با نام «ظاهر شریعت» چنین نوشته است:
روزهای آخر، چند قدم که برمی‌داشت، به شدت تنگی نفس کمی گرفت و سینه‌اش خس‌خس می‌کرد.
 یکی از گلایه‌هایش این بود که چرا نمی‌تواند نمازش را ایستاده بخواند. یکی از دوستان، تو خانه مسؤول تزریقاتش شده بود. می‌خواست برایش برانول نصب کنند، مهران قبول نکرد.
 هر چه اصرار کرد که بگذارید نصب کنیم؛ هر بار بخواهیم رگ پیدا کنیم تا تزریق کنیم، خیلی اذیت می‌شوید، قبول نکرد.
 می‌گفت: «می‌خواهم وضو بگیرم. برانول دست و پاگیر می‌شود.»
 سختی هر بار رگ پیدا کرد را تحمل می‌کرد و روزی سه یا چهار بار سرم تزریق می‌کردند. حاضر نمی‌شد ظاهر اعمالش خدشه‌دار شود.
 می‌گفت:‌ «اگر کسی بخواهد به عرفان واقعی برسد، هیچ‌گاه از ظاهر شریعت عدول نمی‌کند.»

 کتاب »زندگی با کد مهران» با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه، در ۱۵۶ صفحه  به قیمت ۷۰۰۰ تومان منتشر شده است.

سکوت آرامم نمی‌کند
دهمین جلد از مجموعه اوج بندگی با نام «سکوت آرامم نمی‌کند» به قلم نسرین یحیی بیگی منتشر شده است. نگارنده در این کتاب به شرح زندگی و خاطرات پاسدار شهید محسن فرج‌الهی پرداخته و در خاطره «نوشتن نامه» چنین آورده است:
 حسین و دو نفر از رفقاش، به قصد زیارت و دیدن دوستان رفته بودند قم. با من تماس گرفتند: محمدرضا بلند شو بیا! منم که عشق محسن بودم، رفتم یه شب، پیش هم بودیم. شبی پر خاطره بود. یادم نیست چی می‌گفتیم. فقط این را می‌دونم که از هر دری حرف می‌زدیم تا همدیگر را بخندونیم. فردای اون روز، نزدیک ظهر، از هم جدا شدیم. من برگشتم تهران و اونها برگشتند خرم آباد. محسن قبلش نامه‌ای درآورد و به هم داد و گفت:‌ این را برای تو نوشتم!
 نامه بلند بالایی بود و برای همین فرصت نمی‌شد پیش خودش بخونم. بعدش وقتی اون را خوندم، نگاهم به محسن پر از سؤال شد! تلفنی در مورد سؤالاتم باهاش حرف زدم. پرسیدم: «تو نامه چی می‌خواهی بهم بگی؟ تو مگه چه دردایی کشیدی؟ چه اسراری هست که محرم شدی؟ به من بگو چی می‌خوای بگی؟»
ـ یه سری مسائل هست که می‌گم؛ اما هیچ وقت فرصت نشد بگه...
.
کتاب «سکوت آرامم نمی‌کند» با شمارگان
۱۰۰۰ نسخه، در ۱۲۸ صفحه  به قیمت ۶۰۰۰تومان منتشر شده است.


 نورعلی
 یازدهمین جلد مجموعه اوج بندگی با عنوان ‌«نور علی» به قلم علیرضا اشرفی نسب منتشر شده و نویسنده در این کتاب به شرح زندگی و خاطرات سردار شهید نورعلی شوشتری پرداخته است. وی در مقدمه چنین نگاشته است:
«نورعلی» آیینه زندگی سردار... نه! نورعلی شوشتری است
قطعاتی از یک زندگی که کنار هم راوی انسان تراز انقلاب اسلامی است و مردمی بودن و سادگی یک «مرد» را در صد و چهل قاب به تصویر می‌کشد. در کنار بیش از صد تصویر، از سربازی تا آسمانی شدن مردی که جایش خالی است؛ اما راهش هنوز من و تو را صدا می‌زند.
«نورعلی» ساده و صمیمی روایت شده، زلال زلال. مثل خود شهید، مثل همین چند روایت.

همچنین نگارنده در یکی از خاطرات این کتاب این گونه نوشته است:
فرمانده نیروی زمینی آمده بود زاهدان. جلسه گذاشته بودند. سردار هم دعوت بود. وسط جلسه خبر رسید تعدادی از عشایر با او کار دارند او جلسه را رها کرد، گفت: ببخشید! باید بروم!» همیشه همین طور بود. مردم بلوچ بر مسؤولین مقدم بودند.
کتاب «نور علی» با شمارگان
۱۰۰۰ نسخه، در ۲۷۵ صفحه  به قیمت ۱۲۰۰۰ تومان منتشر شده است.


کتاب «کاک حسین»
ن دوازدهمین جلد از مجموعه اوج بندگی هم با نام «کاک حسین» اثر کیوان کوچی راهی بازار نشر شده است که  نگارنده در این کتاب به شرح زندگی و خاطرات شهید حسین شهرام‌فر می‌پردازد. وی در مقدمه چنین آورده است:
 این کتاب به زندگی یکی از دلاوران و شهیدان هشت سال دفاع مقدس اختصاص دارد. سربازی فداکار برای وطن، امیر پرتوان و فرماندهی کاردان برای ارتش و رزمنده‌ای از خود گذشته و به خدا پیوسته برای جبهه‌های حق علیه باطل و یاری وفادار  برای انقلاب:‌ «سرلشکر شهرام‌فر»
نگارنده در یکی از خاطرات این کتاب چنین آورده است:
حسین همیشه با دل خون در مورد ظلم رژیم شاه صحبت می‌کرد. همیشه داخل یگان یک کتاب دستش بود و مطالعه می‌کرد و می‌گفت: این احترامات نظامی که می‌گذارید خوب است، ولی خوب است در دل مردم جای بگیرید.
 عادت داشت که همه نیروها را با اسم کوچک صدا کند. خیلی از فرماندهان در روابط نظامیشان این نوع برخوردها را روا نمی‌دانند، اما ایشان با صمیمیت بسیار، با همه نیروهایش رفتار می‌کرد. اگر از دور ما را می‌دید، ابتدا ایشان دست بلند می‌کرد. حتی نوع دست تکان دادنش هم متفاوت بود. به قدری جذبه داشت که همه دنبال این بودند که ایشان را پیدا و ملاقات کنند، این ویژگی خاص ایشان بود. حتی وقتی با سربازی مواجه می‌شد برخوردی متفاوت از بقیه داشت.
 به عنوان مثال، بازوی سرباز را می‌فشرد یا آهسته با مشت به سینه او می‌زد و خوشی و بشی می‌کرد و از دور نام افراد را صدا می‌زد، دستش را بالای چشمش می‌گذاشت و به عنوان مثال می‌گفت: «آقا ناصر مخلصیم!»
 همیشه نوعی تواضع و ادب و صمیمیت در رفتار ایشان مشاهده می‌شد و محال بود پیش حسین بروم و ایشان داخل اتاقش باشد و باید به دنبال او می‌گشتم تا او را پیدا می‌کردم.
 بیشتر صحبت‌هایش از نهج‌البلاغه بود. حسین همیشه مرتب و منظم، ظاهر لباس‌هایش تمیز و مرتب بود. یک نظامی تمام معنا بود و ما هم توی یگان سعی می‌کردیم مثل او باشیم.
بعد از انقلاب، یک روز بعد از وضو، دکمه لباسم باز مانده و اصلا حواسم نبود. با هم برای نماز رفتیم و کمی هم در مسیر صحبت کردیم. دستم را در دستش گرفت و با خنده گفت: آقا ناصر، دکمه لباست افتاده. دکمه را بستم. وقتی تذکری می‌داد؛ نه تنها ناراحت نمی‌شدیم؛ بلکه از جان و دل قبول می‌کردیم و مواظب بودیم دیگر اشتباه نکنیم.
 از حسین سه چیز را یاد گرفتم: کم خوردن، کم خوابیدن، زیاد عبادت کردن. سه ماه رجب، شعبان و رمضان را هر روز روزه بود. ماه‌ها دیگر هم دوشنبه پنج‌شنبه‌ها روزه بود و با کمترین غذا افطار می‌کرد.
 با وجود اختلاف نظرهایی که بود، باز خیلی دوستش داشتم. به این خاطر او را دوست داشتم که حرف و عملش یکی بود. وقتی حرف می‌زد معلوم بود که این حرف نه از زبانش، بلکه از دل و از تمام وجودش بر می‌آید و همیشه می‌گفت: آقا حسین، برای خدا کار کن، همیشه برای خدا کار کن.

نشر شهید کاظمی، کتاب «کاک حسین» را با شمارگان
۱۰۰۰ نسخه، در ۲۷۱ صفحه به قیمت ۱۵۰۰۰ تومان منتشر کرده است./۹۹۸/پ۲۰۱/ش

ارسال نظرات
captcha