۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۷:۴۸
کد خبر: ۵۶۲۷۵
در همايش کرسي‌هاي نظريه پردازي؛

شبکه معرفت ديني بررسي شد

رسا، سرويس فرهنگي ـ دومين نشست کرسي نظريه‌پردازي شبکه معرفت ديني با حضور پژوهشگران و انديشمندان حوزوي برگزار شد.
شبکه معرفت ديني بررسي شد

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، حجت‌الاسلام‌ علي‌اکبر رشاد، رييس پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، در دومين نشست کرسي نظريه ‌پردازي شبکه معرفت ديني، با اشاره به تعريف و طرح مدعا و كليات و روش‌شناسي در نشست اول گفت: كليات بحث شبکه معرفت ديني را در نشست ابتدايي گفتيم و اين نشست را در قالب پرسشي با عنوان«معرفت ديني با اين گستردگي كه دارد چه ساختاري دارد»؛ اين يك پرسش معرفت شناختي است و يكي از مباحث مهم معرفت‌شناسي عصر حاضر را تشکيل مي‌دهد.

حجت‌الاسلام قائمي نيا، استاد حوزه علميه قم، در پاسخ به اين پرسش بيان داشت: ادعاي من اين است كه معرفت ديني ساختار يك كل را دارد، نصوص ديني و كتاب و سنت در جايي قرار دارند كه هدايت مي‌كنند. نصوص ديني دو دسته معرفت را به عالم ديني مي‌دهد. معارف مستقيم و معارفي كه در يك كل قرار مي‌گيرند كه با معارف دسته اول سازگاري دارد.

وي در ادامه با بيان معناي كل‌گرايي ابراز داشت: مهم‌ترين اشكالي كه در جلسه قبل مطرح شد، حول همين محور بود. كل‌گرايي تجربي، مبناگرايي تجربي و مبناگرايي نصي را من در جلسه قبل نقد كرده بودم. ما بايد گوهر كل‌گرايي را كشف كنيم. حرج و تعديل لازمي كه د‌ر عين حال گوهر كل‌گرايي را حفظ مي‌كند، سعي كرديم در نظريه گواين انجام داديم.

اين استاد حوزه علميه قم گوهر كل‌گرايي را تقسيم معارف به دو دسته دانست و افزود: معارفي كه رابطه نامتقارن ديگر طرف، ميان‌شان قرار گرفته‌اند و نامتقارنند و معارفي كه در متن قرار دارند و رابطه دو طرفه دارند اين دو قسم را تشکيل مي‌دهد. مزاياي دو ديدگاه كل گرايي و انسجام گرايي را حفظ مي‌كند. كل گرايي يك لازم عام است براي تقسيم قضايا به تحليلي و تركيبي است و اين تقسيم ذاتي كل‌گرايي نيست؛ بلكه ذاتي كل‌گرايي گواين است.

وي اظهار داشت: تجربه‌گرايي نيز ذاتي كل‌گرايي نيست. ما مي‌توانيم كل گرايي‌هاي متفاوتي داشته باشيم. تجربه‌گرايي جديد هم سعي كرده كل‌گرايي را حفظ كند و هم ساختار معرفت را.

حجت‌الاسلام قائمي نيا تصريح کرد: معرفت هسته‌اي هم در اينجا ما نخواهيم داشت؛ بلكه دو دسته معرفت بيشتر نداريم، يك معارفي كه به صورت مستقيم از نصوص ديني به دست مي‌آيند و معارفي كه آنها را هدايت مي‌كند و جهت مي‌دهد. معرفت حاشيه‌اي هم يك‌بار معرفت شناختي دارد نه ارزش. هيچگاه متن نداريم در اينجا. اين ديدگاه يك نوع نصل‌گرايي است. اين اشكال را من مي‌پذيرم؛ اما معنايش اين نيست كه ما قضاياي عقلي را نمي‌پذيريم؛ بلكه اين قضايا را هم مي‌پذيريم به شرطي كه با نصوص ديني سازگار باشند و يا در درون يك كل قرار بگيرند كه آن كل با نصوص ديني مستقيم سازگار باشند.

اين استاد حوزه در پاسخ به سؤالي مبني بر اين که«آيا گزاره‌هاي عقلي خودشان مي‌توانند مستقلاً وارد شبكه معرفت ديني بشوند يا نه» بيان داشت: هر چيزي كه از عقل وارد مي‌شود بايد يا با آنچه از نصوص ديني به دست آمده همخوان باشد و يا در شبكه‌اي كه از اين نصوص به دست آمده بتواند قرار بگيرد و گرنه به اين صورت كه به شکل مستقيم بخواهند اين‌گونه گزاره‌هاي عقلي وارد بشوند آن را نمي‌پذيرم.

وي در ادامه گفت: شبكه معرفت ديني ثابت نيست و از دو جهت در حال توسعه و گسترش است؛ يک بار از جهت دلالت‌هاي نصوص ديني و بار ديگر از جهت معارفي كه از بيرون شبكه وارد آن مي‌شوند هم در طول زمان گسترش دارند و اين بحث با قبض و بسط خيلي تفاوت دارد و خيلي از مشكلاتي كه آن نظريه نتوانسته حل كند را هم مي‌تواند حل كند.

حجت‌الاسلام قائمي‌نيا تأکيد کرد: اشكال ديگر اين بود كه معارف ما به اصول و پايه تقسيم مي‌شوند و اين با مبناي كل‌گرايي منافات دارد كه عرض كرديم چنين نيست. تجربه زميني را هم من به شکل كلي رو نمي‌كنم؛ بلكه مانند گزاره‌هاي عقلي براي آن جايگاه خاصي قائلم و دستاوردهاي تجارب ديني نيز قابل پذيرش‌اند به شرطي كه آن دو شرط را اينها هم داشته باشند؛ از اين‌رو تجارب ديني و عرفاني د رعرض متون ديني نيستند. نصوص ديني مهيمن و حاكم‌اند بر همه معارفي كه در اين زمينه پيدا مي‌شوند؛ بنابراين كل‌گرايي يك نظريه جامع است و همه اين نظريه‌ها را جمع مي‌كند. با نظريه صدرها هم اين نظريه موافق است و به يك معنا تفسير جديدي هم از نظريه صدرا مي‌تواند باشد.

وي در پايان اضافه کرد: تجديد نظرپذيري يك دليل ديگر من است كه براي اين نظريه اقامه كردم. همه آنچه در داخل شبكه است، قابل انتقادات و هرچه معارف از متن شبكه دورتر شوند، انتقادپذيرتر خواهند شد.

دکتر پور‌حسن، استاد دانشگاه علامه طباطبايي تهران، در ادامه به نقد سخنان حجت‌الاسلام قائمي نيا نشست و گفت: به نظر مي‌رسد درباره اين نظريه شبكه معرفت ديني كه مطرح مي‌كند اشكالات و يا پرسش‌هاي فراواني هست. اول اين که مي‌توانستيد مثال‌هاي فراواني را مطرح كنيد كه مراد و منظور خود را واضح بيان كنيد تا به ما كمك كند، همچنين بايد مثال‌ها را بيان كنيد تا به يك اصل كامل برسيم. دوم اين که نگاه شما به كل‌گرايي آيا نگاه طرح نظريه است يا آن را تبيين و توصيف مي‌كنيد.

وي بيان داشت: ما در كل‌گرايي نيازمند اين هستيم كه دقيقاً روشن كنيم با چه ديدگاهي روبرو هستيم آيا فقط از كل‌گرايي به عنوان يك مدل و ساختار استفاده مي‌كنيم؟ در كل‌گرايي شما معرفت ديني ساختمان واحدي دارد يا بخشي از يك ساختمان بزرگ است، آيا براساس نصوص مي‌خواهيم معارفمان را بسازيم يا تجربيات بيروني.

دکتر حسن‌پور ادامه داد: در كل‌گرايي شما چه ارتباطي ميان نصوص و واقعيات بيروني وجود خواهد داشت. ضابطه در اين كل‌گرايي كه تعيين مي‌كند و ملاك آن چيست! ما در شبكه معرفت ديني شما خواهان بيشترين تغيير هستيم يا كمترين تغيير! من نظرم اين است كه شما خواهان بيشترين تغيير هستيد. حال آن‌كه اگر مركز داشته باشيد مركز كمتر تغيير مي‌كند؛ بنا‌براين يك پارادكس و تناقض به وجود مي‌آيد. شما وقتي تضاد را مطرح مي‌كنيد، آيا مايل هستيد كه تضاد در سراسر بافته تأثيري مي‌گذارد و تغيير مي‌دهد و يا چيزي در اين ميان مصون مي‌ماند!

حجت‌الاسلام سوزن‌چي، استاد دانشگاه امام صادق(ع) تهران، نيز از ديگر ناقدان اين نشست گفت: سخنان آقاي قائمي‌نيا در اين جلسه خيلي از ابهامات جلسه قبل را حل كرد. عمده اشكالات من از سنخ همان اشكالات آقاي‌ پور‌‌حسن است. مثل اين‌كه آيا اين نظريه قابل دفاع است يا نه! اشكال اصلي در حفظ نظريه است؛ در بحث مبناي معرفت شناسي ما، رابطه اين شبكه معرفت ديني با كل شبكه، معرفت واضح و روشن نيست. ما در مبناگرايي معتقديم، توجيه يك طرفه است و در انسجام‌گرايي توجيه دوطرفه است. ناظر به معرفت‌شناسي ديني؛ خلط بين مفهوم وحي و عقل خيلي در ديدگاه شما نمايان بود. آيا واقعاً نقل‌ به معناي فهم ما از نص، بالاتر از عقل صددرصد است.

در ادامه دكتر كياشمشكي، استاد جامعه المصطفي العالميه ابراز داشت: تصور من اين است كه چهار ادعا اصلي است؛ كل‌گرايي در مقابل مبناگرايي كه ترجيح با كل‌گرايي است. من اين را مي‌پذيرم و اشكالات دوستان را هم جواب مي‌دهم؛ مثلاً در مبناگرايي در هندسه هيچ داده جديدي نمي‌تواند 180 درجه‌بودن زواياي مثلث را تغيير دهد.

وي افزود: در انسجام‌گرايي توجيه دوجانبه است و اين منافاتي ندارد كه برخي معرفت‌هاي ما اهميت بيشتري داشته باشند و برخي كمتر؛ مثلاً در فيزيك قواعد فيزيكي در مقابل هر داده جديدي يك آسيب‌پذير و تغييرپذيرند و با هر آزمايش كه نتوان آن را در سيستم موجود هضم كرد ممكن است در سيستم موجود تغيير ايجاد شود‌.

كياشمشكي اظهار داشت: انسجام‌گرايي توجيه دو جانبه است در انسجام گرايي با هر داده جديد بايد به سازگاري برسيم و اگر نشد بايد تغيير ايجاد كنيم؛ از اين‌رو با اين تعريف از مبناگرايي و انسجام‌گرايي به نظر مي‌آيد، كل‌گرايي آقاي قائمي‌نيا قابل دفاع است. من اين دو ادعاي ايشان را قبول دارم و از آن دفاع مي‌كنم.

وي در ادامه اضافه کرد: اما دو ادعاي ديگر آقاي قائمي‌نيا محل مناقشه است؛ ابتدا اين‌که جايگاه نص كه منظور ما از نص متن دين است نه وحي و نه تجربه‌هاي رسول خدا(ص) اگر مقصود شما امنيت كه متن تعيين كننده است و اولويت دارد در اين زمينه بحث بسيار است. دوم اين‌که جايگاه تجربه‌ها؛ تجربه‌هاي ديني، عرفاني و حتي حسي، تمام اينها بايد بحث شود و جايگاهش درست شود. نظريه ملاصدرا اين مشكلات را ندارد. از نظر او نظام معرفتي ما تئوريك است و ديگر تجربه و داده نداريد.

كياشمشكي منابع ديني را به دو دسته تقسيم کرد و افزود: برخي گزارش‌اند؛ اين‌كه خدا هست و اين‌كه خدا چيست؛ داده‌ها مي‌توانند داده‌هاي وحياني باشد و مي‌توانند تجربه‌هاي ديني و يا عرفاني و مانند آن باشد.

حجت‌الاسلام قائمي‌نيا بيان داشت: نظريه واقعاً يك نظريه است و يك نظريه توصيفي است. مثال‌ها را هم اگر وقت شد عرض مي‌كنيم الان وقت طرح بحث است. تعبير كل‌گرايي هسته‌اي به نظرم متناقض است و كل‌گرايي با هسته اي سازگار نيست. در هسته معارفي حول و حوش يك هسته شكل مي‌گيرد كه من نمي‌پذيرم.

وي در ادامه گفت: برخي نكاتي كه آقاي شمشكي گفتند كار من را راحت‌تر كرد. مبناگرايي و انسجام‌گرايي يك تعريف جا افتاده دارد. اما بايد تحليل عقلي كنيد كه گوهر هر كدام از اينها چيست و آيا مي‌توان آنها را در يك جا جمع كرد، و آيا كل‌گرايي تفاوت جوهري دارد با مبناگرايي و انسجام گرايي يا نه؟

اين استاد حوزه علميه قم ابراز داشت: ارتباط و همبستگي معارف درون اين شبكه خيلي پيچيده و مستحكم است و لذا يك كل را به وجود آورده است. در معرفت ديني يك مقومي داريم كه نصوص ديني‌اند و تهيه معارف با اين معيار مي‌توانند وارد شوند.

وي در ادامه به دو معياراشاره و اضافه کرد: درجه اول؛ از عقل و فلسفه گرفته مي‌شوند، درجه دوم؛ از نصوص ديني گرفته مي‌شوند، تغييراتي هم كه من مي‌پذيرم حداقل است نه حداكثري در اعمال تغييرات خيلي صرفه‌جويانه و حداقل عمل مي‌كنند.

حجت‌الاسلام قائمي‌نيا اظهار داشت: آنچه آقاي سوزن‌چي گفتند در باب تأويل به قرآن را هم من مي‌پذيرم؛ مثلاً در«كل يعمل علي شاكلته» ـ اسراء، آيه 84 ـ ذيل اين آيه علامه مي‌گويد؛ اين آيه در سنخيت علت و معلول دلالت دارد. حال اين است كه چنين نيست و دلالت آن خيلي محدود است كه كافران كه كارهايي انجام مي‌دهند، طبق طينت آنان است؛ اما علامه يك معرفت كلي و گسترده از آن به دست مي‌آورد و اصل سنخيت را به دست مي‌آورد از آن كه آن را هم مي‌پذيريم چون در فضاي فلسفي چنين ارتباطي پيدا مي‌شود. در باب خلط بين مفهوم عقل و وحي كه اشكال شد به نظرم چنين بحثي اصلاً اينجا پيدا نمي‌شود.

دكتر عبدالله نصري، استاد دانشگاه علامه طباطبايي تهران، از داوران اين نشست علمي گفت: ابتدا بايد كل‌گرايي را درست معنا مي‌كرديد يك جا آن را مقابل مبناگرايي و انسجام‌گرايي قرار مي‌دهيد و يك جا آن را با گوهر مبناگرايي و انسجام گرايي همخوان مي‌دانيد و اصل اين‌كه خود گوهر چيست؛ و اين بر ابهام مي‌افزايد.

عضو هيأت علمي گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبايي تأکيد کرد: فرق نص با متن بسيار مهم است چون بحث معرفت ديني را مطرح مي‌كنيد كه بحث فهم‌هاست حتي نسبت به نص. مثل اينكه در گزاره‌هاي متعددي از اين گزاره كه خدا هست تا اينكه واحد عددي است يا حقيقي و اين كه هفت آسمان و ... تا گزاره‌هاي فقهي در هر كدام از اينها مباحث و فهم‌هاي متعددي است.

نصري تصريح کرد: اين‌كه شما مي‌گوييد تناسب داشته باشد بحث اصلي همين‌جا است كه اين تناسب چگونه است، شما بايد اول تكليفتان را با متن مشخص كنيد، بعد برويد سراغ معرفت نسبت به متن. اگر عقل را به عنوان يك منبع بدانيد با اين‌كه صرف ابزار خيلي فرق مي‌كند. نسبت به يك نص، متن و گزاره ديني شما اختلاف در فهم‌ها داريد بين دو متفكر و اين بسته به اين دارد كه فهم‌هاي درون ديني و بيرون ديني شما چگونه باشد و اين فهم‌ها دخالت مي‌كند كه اختلاف پيش مي‌آيد. آيا مي‌توانيم اساساً فهمي نسبت به يك نص داشته باشيم بدون پيش فرض‌ها؛ حتي در باب مباحث مربوط به صلوه فهم‌هاي اصولي مي‌آيد و در فقه دخالت مي‌كند.

همچنين دكتر محمد سعيدي‌مهر، مدير گروه کلام پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، در ادامه بيان داشت: من تنها چند سؤال مطرح مي‌كنم كه جامع مشترك اين سؤال‌هايم اين است كه بحث ايضاح مفهوم و مبادي تصوري بحث جا دارد، بيشتر روي آن كار شود.

وي افزود: مراد شما از معرفت ديني چيست و چه معياري براي تمايز آن از معرفت غير ديني وجود دارد! ممكن است بگوييم معرفتي ديني است كه درون اين شبكه قرار گرفته است چه در درون كل و چه در مرز؛ اما آيا تمايز خيلي روشن نيست ممكن است در باب معرفت مرزي بگوييم آن چيزي است كه از نصوص اخذ مي‌شود؛ اما در باب معارف درون شبكه آيا سازگاري و عدم آن يك معيار خوبي است! به نظرم اين يك معيار خيلي باز و حداقلي است.

سعيدي‌مهر ابراز داشت: آيا در نظريه شما معيار روشني براي معرفت ديني ارائه شده يا نه و اگر شده چيست! تمايزي كه ميان معارف درون شبكه و معارف حاشيه‌اي قرار داديد چيست! آيا يك معرفت مي‌تواند هم در درون شبكه قرار داشته باشد و هم در مرز و حاشيه! مثلاً اصل توحيد را در يک جا از متون ديني به دست مي‌آورم و در شرايطي ديگر از عقل؛ و اين بحث به اين دو حيث مي‌تواند هم در درون شبكه قرار گيرد و هم در مرز و حاشيه.

وي ادامه داد: معرفت ديني به حوزه‌هاي فرعي‌تري تقسيم مي‌شود. در اين حوزه‌هاي فرعي‌تر تمايزي ميان نظريه شما وجود دارد يا خير! آيا درون شبكه بخشي بر بخش ديگر تمايزي ندارد! مثلاً در تفسير مراجعه به متن خيلي بيشتر از فلسطفه آيا در مدل شما درون شبكه مي‌توانيم يك تشبيهاتي قائل شويم يا نه!

سعيدي‌مهر تصريح کرد: نصوص در اين‌جا چيست، آيا واقع نص است يا فهم! اگر در نصوص منظور از آن واقع نصوص است آن وقت اين‌كه بگوييم معارف درون شبكه رابطه متقارن دارند و معارف حاشيه نامتقارن طرفين نسبت از دو سنخ خواهند بود. و اگر بگوييد منظور از نصوص معرفت، از متون ديني هست. باز هم سؤالات ديگري مطرح خواهد شد. دلالت قطعي خيلي كم داريم و در بحث ظواهر از اولويت‌بندي خودتان بايد دفاع كنيد. چقدر مبناگرايي نص عملاً به آن تعريفي كه در مقام تعريف از آن در نظر مي گيريم در مباحث بزرگان و قدما وجود داشته است.

وي بيان داشت: اين روح كل‌گرايي به اين معنا چقدر در عمل بزرگان و علماي ديني ما معقول مانده و يا به آن عمل مي‌كرده‌اند! به نظرم قصه معرفت و ساختار آن خيلي پيچيده‌تر از اين است كه يك مدل‌هاي ساده را يونيفورم كنيد. براي اين نظام پيچيده به نظرم ارائه يك مدل واحد ابتدايي در امور جزيي دچار تناقضات فراواني خواهد شد؛ ار اين رو بايد سراغ مدل‌هاي خيلي پيچيده‌تر برويم.

حجت‌الاسلام‌ رشاد در پايان اين نشست گفت: با فرصت محدودي که داريم و از سوي ديگر به زمان بيشتري هم نيازمنديم، ادامه اين بحث را در نشست سوم مطرح مي‌کنيم.

گفتني است، دومين نشست کرسي نظريه‌پردازي شبکه معرفت ديني، چهارم بهمن، با حضور پژوهشگران و انديشمندان حوزوي و دانشگاهي در پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي برگزار شد.

ارسال نظرات