كوتاه و گذرا از قيام 29 تبريز

به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا در تبريز، قيام مردم تبريز عليه جنايات دژخيمان شاه در سرکوبي مردم قم از جهات مختلف قابل بررسي است، اما مهمترين بعد اين قيام وابستگي صد در صد آن به حوزه و جريان مبارزات اسلامي عليرغم فاصله فيزيکي اين منطقه از حوزه علميه نجف و قم بوده است.
قيام مردم تبريز در روز 29 بهمن سال 56 و ماهيت مسجدي آن از يک سو و حضور روحانيت در صدر هدايت معنوي و سياسي آن سبب شد تا اين حرکت خونين، مسيري مشخص را در مبارزات سياسي مردم ايران بگشايد و موجب تسريع درپيروزي انقلاب شود.
تاکتيک احمقانه شاه در نسبت دادن ريشه هاي قيام تبريز به آن سوي مرزها و تحرکات کمونيستي با صدور پيام تاريخي امام ناکام ماند و امام با پيام مهم خود نشان داد که سمت و سوي حقيقي اين قيام چه بوده است.
پيام تاريخي امام به مردم تبريز را مي توان زيباترين و پر محبت ترين پيام امام راحل به مردم بخشي از ملت ايران دانست، چراکه در گوشه گوشه اين پيام غيرت و شجاعت مردم تبريز مورد تحسين قرار گرفته است.
پيام امام به مردم تبريز و خانواده هاي داغديده در اين قيام از جهات مختلفي قابل بررسي است، نخست آنکه امام خميني(ره) علي رغم بعد مسافت و تبعيد، درک روشني از وقايع تبريز داشتند ، تحليلي که شاه و نوکران وي عليرغم دارا بودن دستگاه اطلاعاتي گسترده از آن محروم بودند.
همچنين امام در پيام خود تدين و شجاعت را دو عنصر مهم در مردم اين خطه برشمرده اند، عناصري که موجب خيزش موثر و به موقع مردم تبريز در موقع حساسي چون مشروطه و انقلاب اسلامي شد و مسير حرکت عمومي ملت ايران را رقم زد.
يکي ديگر از بازتاب هاي پيام امام در مورد قيام 29 بهمن مردم تبريز، تائيد قاطع امام نسبت به اين حرکت و تشويق ديگر مردم ايران براي تداوم خط مبارزه مردم قم و تبريز بود، چنانچه اين روند تا پيروزي کامل انقلاب ادامه يافت و مردم نقاط مختلفف ايران سنت چهلم را براي تداوم مبارزه پاس داشتند.
مقام معظم رهبري نيز توجه خاصي به قيام 29 بهمن تبريز و تاريخ سازان اين حرکت داشتهاند و همواره در فرمايشها و ديدارهاي خود با مردم تبريز به اين موضوع اشاره كردهاند.
مردم تبريز همه ساله در آستانه سالروز 29 بهمن به ديدار معظم له مشرف مي شوند، افتخاري که در مورد مردم مناطق ديگر کم نظير است. رهبر معظم انقلاب نيز در اين ديدارها بر عناصري چون شجاعت، غيرت و محوريت مردم تبريز در مسير مبارزات ضد شاهي تاکيد ميكنند.
آيتالله سيد محمدعلي قاضي طباطبايي شخصيت علمي، فرهنگي، سياسي و مبارزاتي شهر قهرمانپرور تبريز از آغاز نهضت اسلامي به رهبري امام (ره) در سال 1341 پرچم مبارزه را در آذربايجان عليه حكومت پهلوي برافراشته بود. چندين بار دستگيري، زندان و تبعيد از تبريز و ايران حاصل مبارزاتش بود.
آذر ماه سال 42، آيتالله قاضيطباطبايي و چند تن ديگر دستگير و به تهران اعزام شدند، فروردين سال 43 امام آزاد شد. آيتالله قاضي و ديگر روحانيان دستگير شده تبريز هم كه با قرار عدم خروج از حوزه استحفاظي تهران آزادي مشروط داشتند، به قم رفتند. آقاي قاضي با دستور امام بدون اجازه مقامات ساواك، براي زير پا گذاشتن تعهد (عدم خروج از حوزه استحفاظي تهران)، راهي تبريز شد و مردم استقبالي تاريخي از او به عمل آوردند.
از سال 1348 تا 1355 را ميتوان دوران تدارك صبورانه نهضت امام خميني (ره) در آذربايجان قلمداد كرد. در همين مقطع آيت الله حكيم(ره) رحلت كرد و آقاي قاضي نيز مرجعيت امام را مطرح كرد.
وي پس از اطلاع از شهادت حاج آقا مصطفي خميني به كمك مريدان صديق حضرت امام در مسجد آيتالله بادكوبهاي تبريز مراسم ترحيم و بزرگداشت معظمي برگزار كرد. مرحوم حجـةالاسلام حسيني همداني به تبريز دعوت شد و پس از ايراد سخنراني و چندين بار بردن نام امام خميني در ميان جمعيت انبوه كه غريو صلوات مسجد را فرا ميگرفت، پس از پايان مراسم مخفيانه توسط بازاريان متدين تبريز راهي تهران گرديد.
رژيم در مخمصه عجيبي درمانده بود. آن مختصر فضاي باز سياسى، در حالي ايجاد شده بود كه شهادت فرزند رهبر مخالفان، تمام اذهان را متوجه امام خميني كرده بود؛ چيزي كه خواست رژيم نبود. انتشار مقاله «ايران و استعمار سرخ و سياه» در 17دى، سالروز كشف حجاب توسط رضاشاه، جواب رژيم در مقابل اين محبوبيت روبه گسترش عمومي بود.
اهانت علني به مرجعي دور از وطن، درست بعد از آن تجليل گسترده بيسابقه پس از درگذشت فرزندش بهويژه در قم، انفجاري ايجاد كرد كه در وهله اول طلاب به راه افتادند و تظاهرات كردند و ماموران هم با تيراندازي تعدادي را به شهادت رساندند با اولين قطرههاي خوني كه از بدن فرزندان امام صادق(ع) و فرزندان امام در قم ريخته شد نهضت اوج گرفت.
حكومت پهلوي در 17 دي ماه سال 1356 بزرگترين اشتباه خود را با انتشار مقالهاي اهانتآميز به امام خميني در روزنامه اطلاعات مرتكب شد، شاه كه پس از تبعيد امام خميني از ايران در سال 1343 تا آبان 1356 و شهادت حاج آقا مصطفي خميني توانسته بود با سركوب و خفقان از طرح نام و ياد جلوگيري كند پس از شهادت فرزند اين مجاهد خستگيناپذير خشمگينانه شاهد طرح بيپرواي نام و ياد و آرمان و اهداف اين مجاهد مجتهد تبعيدي در سراسر ايران بود. در يك اقدام انفعالي براي مقابله با مقبوليت روزافزون امام مرتكب اين اشتباه مهم گرديد. اولين عكسالعمل در مقابل اهانت صورت گرفته قيام 19 دي قم در سال 1356 كه شش شهيد و صدها مجروح پيامد خونين آن بود.
بسياري از صاحبنظران تاريخ انقلاب اسلامي اين قيام را پس از قيام 15 خرداد سال 1342 عظيمترين و گستردهترين حركت اسلامي و مردمي عليه نظام فاسد پهلوي ارزيابي نمودهاند. اين حركت اصيل اسلامي در چهلم شهداي قيام طلاب قم در 19 دي 1356 ادامه يافت .
پس از انتشار مقاله اهانتآميز و قيام 19 دي قم آيتالله قاضي طباطبايي با سازماندهي انقلابيون شهر در تدارك برگزاري مراسم چهلم شهداي قم برآمد و در سخنرانيهاي مهمي كه در همين رابطه ايراد ميكرد ضمن اعتراض به مقاله اهانتآميز، قيام طلاب و مردم قم را گرامي ميداشت.
سياست فضاي باز سياسي كه شاه پس از روي كار آمدن دموكراتها و كارتر در پيش گرفت، در واقع سوپاپي بود براي پيشگيري از انفجاري كه امريكاييها وقوع آن را به سبب اختناق حاكم بر ايران نزديك ميديدند.
مردم بدون توجه به فشارهاي رژيم، در پي راهي براي نشان دادن اعتراضات بحق خود هستند. نقشي كه دانشجويان در اين روز ايفا كردند، بسيار جالب بود. اعلاميههاي ضدرژيم را در آن مجلس پخش كردند و شب تعدادي از آنها به اتهام پخش اعلاميه در كوي وليعصر دستگير شدند.
برنامههايي در خفا در حال طرح بود كه تا قبل از زمان اجراي آن، هيچكس نبايد از آن مطلع ميشد. جلساتي با دانشجويان كه در اين مقطع نقش مهمي ايفا كردند، برگزار شد. برنامه طرح شده، اين بود كه پس از برگزاري مراسم ختم، مردم به هدايت دانشجويان در خيابانهاي اصلي تبريز به تظاهرات بپردازند. آيتالله قاضي از دانشجويان خواسته بود در جريان قيام از حمله به اماكن دولتي و عمومي و مردمي جلوگيري كنند، در غير اين صورت او تاييد نخواهد كرد. تداركات گستردهاي هم براي مقابله با نيروهاي ساواك و شهرباني صورت گرفته بود، ازجمله قرار بود در چند نقطه حساس شهر، كاميونهاي آجر خالي كنند.
با تلاش آقاي قاضى، روز پنجشنبه 27بهمن، اعلاميهاي به امضاي روحانيان تبريز صادر شد كه از مردم تبريز ميخواست روز شنبه، ضمن تعطيل عمومى، از ساعت 10 الي 12 صبح در مسجد حاجي ميرزا يوسف، واقع در سر بازار، براي سوگواري حضور يابند. تمام اقشار مختلف مردم، كارگران، بازاريان و دانشجويان در تدارك برگزاري چهلم شهداي قم بودند.
شب 29 بهمن، اعلاميهاي به امضاي آيتالله قاضي درخصوص تعطيلي بازار تبريز در روز 29بهمن تهيه و در سطح شهر تبريز توزيع شد. همان شب، شبكه مخفي مبارزان تبريزى، يك آتشسوزي عمدي در كارخانه تراكتورسازي ترتيب دادند. با به آتش كشيدن چوبهاي بيمصرف در محوطه كارخانه، كه از تمام نقاط شهر تبريز رؤيت شد، پيامي براي مردم و مبارزان اعلام شد كه فردا صبح چه بايد بكنند.
شرايط، همه دست به دست هم داده بودند تا بار ديگر نام تبريز در تاريخ ايران به اهميت و بزرگي ثبت شود. طلوع خورشيد روز سرد زمستاني شنبه 29 بهمن، خبر از رخدادي عظيم داشت. مردم از آغاز صبح در تبوتاب برگزاري مراسم بزرگداشت چهلمين روز شهداي قم بودند. با تعطيلي عمومي بازار در اين روز، چند ساعت قبل از شروع زمان مجلس ختم، مردم راهي مسجد قزللي شدند. به دستور استاندار آذربايجان، در مسجد بسته بود. درحالي كه شب 29 بهمن جليلآقا از طرف آيتالله قاضي به خادم مسجد قزللي مراجعه كرده و گفته بود فردا مراسم اربعين شهداي قم برگزار ميشود و دستور داده بود كه صبح زود مسجد را براي مراسم آماده كند. نيمه شب، آقاي قاضي توسط شهردار وقت تبريز از دستور بسته بودن درب مساجد، بهويژه اين مسجد، آگاه شد.
هرلحظه بر انبوه مردم گردآمده در بازار تبريز افزوده ميشد. شهرباني از باز كردن مسجد ممانعت كرده بود. حقشناس - رييس كلانتري 6 تبريز (كلانتري بازار) - با تعدادي از نيروهاي تحت امرش براي متفرق كردن مردم وارد عمل شد. ضمن فحاشي به مراجع تقليد، اعلاميهاي را كه روي در مسجد زده بودند، پاره كرد و با تهديد به مردم گفت: «در طويله بسته است، به دنبال كارتان برويد.» اين برخورد گستاخانه، بر غيرتمندان تبريزي بسيار گران بود با اعتراض مردم به اين گستاخي ناگهان گلوله تفنگ حقشناس، سينه محمد تجلا را شكافت. اين آغاز قيام بود.
مردم جسد غرق در خون محمد تجلا، اولين شهيد قيام خود، را بر دست گرفته و به راه افتادند. خون به ناحق ريخته اين شهيدان بود كه تا بهمن سال ديگر، رژيم پهلوي را سرنگون كرد.
قيام شورانگيز سازمانيافته مردم تبريز به رهبري آيتالله قاضي شروع شد. شاه شخصا دستورات موكدي درخصوص سركوبي قيام صادر كرد.
ضربهاي كه رژيم شاه از اين قيام خورد بسيار موثر و غيرمنتظره بود اولين واكنشي كه رژيم پس از اعلام حكومت نظامي در تبريز نشان داد، آغاز موج دستگيري بعضي از مردم، بهويژه دانشجويان مظنون به شركت در قيام بود به قول امام خميني: «كشتار بيرحمانه قم، ايران را به هيجان آورد و تبريز را به قيام همگاني مردانه در قبال ظلم و بيدادگري نشاند و كشتار دستهجمعي تبريز، ملت غيور ايران را چنان تكان داد كه در آستانه انفجار است.»
ايشان در 17 اسفند پيامي سراسر اميد در تاييد قيام مردم تبريز و جايگاه رفيع آن در مبارزات ضدرژيم صادر كرد. در قسمتي از آن آمده است: «... زنده باشند مردم مجاهد عزيز تبريز كه با نهضت عظيم خود مشت محكم بر دهان ياوهگوياني زدند كه با بوقهاي تبليغاتى، انقلاب خونين استعمار را، كه ملت شريف ايران با آن صددرصد مخالف است، انقلاب سفيد شاه و ملت مينامند و اين نوكر اجانب و خودباخته مستعمرين را نجات دهنده كشور ميشمارند...»
چهلم شهداي تبريز فرا رسيد. آقاي قاضي با نشانه چهلم شهداي تبريز و اعلام عزاي عمومي نماز جماعت را تعطيل كرد.