۱۹ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۵:۱۲
کد خبر: ۶۰۲۶
قرآن‌پژوه حوزه علمیه قم:

در حوزه حق تفسیر و علوم قرآن رعایت نمی‌شود

خبرگزاری رسا ـ قرآن‌پژوه حوزه علمیه قم گفت: حق تفسیر و علوم قرآن در حوزه رعایت نمی‌شود و دروس قرآن به عنوان دروس جنبی لحاظ می‌شود.
قرآن
 
نگرش گوناگون کارشناسان علوم قرآنی حوزه نسبت به مهجوریت قرآن باعث شده تا با تفاوت آرا و نظریه‌های آنها روبه‌رو باشیم. عده‌ای سبب مهجوریت قرآن در حوزه را به روایت‌محوری حوزه مربوط می‌دانند و می‌گویند برای بازگشت قرآن به برنامه‌های کلان حوزه، باید حوزه قرآن‌محور باشد و عده‌ای دیگر هم می‌گویند روایت‌محور بودن حوزه به‌خاطر قرآن‌محور بودن آن است، چرا که اگر ما از روایات استفاده می‌کنیم به سفارش قرآن است. در همین خصوص گفت‌وگویی را با حجت الاسلام علی‌محمد قاسمی، قرآن‌پژوه حوزه علمیه قم انجام داده‌ایم که از محضرتان می‌گذرد.

رسا ـ بحث مهجوریت قرآن مربوط به دنیا است یا آخرت؟

اول ما باید ببینیم معنای مهجوریت قرآن چیست؟ و از کجا نشأت گرفته است؟ مهجوریت بر گرفته از آیه سی‌ام سوره فرقان است که از زبان پیامبر بیان می‌دارد خدایا، قوم من قرآن را مهجورکردند. حالا آیا این مهجوریت مربوط به دنیا یا آخرت است نظرات مختلفی است مثلاً علامه در المیزان می‌فرمایند آنچه را که پیامبر به خدای متعال عرض می‌کند مربوط به آخرت است، اما بعضی از مفسران نظر دیگری دارند که شاید این نظر اقوا هم باشد که با توجه به آیات بعدی که خداوند پیامبر را تسلی می‌دهد می‌توان نتیجه گرفت این آیه باید مربوط به دنیا باشد. بنابراین پیامبر در همین دنیا می‌فرماید که خدایا، قوم من قرآن را مهجور کردند.

رسا ـ منظور از عبارت"قوم من" به نظر می‌رسد خود مسلمان‌ها باشند.
 
بله، منظور همه امت پیامبر است. اصلاً نه تنها مسلمان‌ها، بلکه همه به نوعی قرآن را مهجور نموده‌اند که این مهجوریت قرآن می‌تواند ابعاد مختلفی داشته باشد. مهجوریت یعنی ترک کردن، تنها گذاشتن و عمل نکردن به قرآن.

رسا ـ همین ابعاد مهجوریت قرآن را در جامعه تشریح بفرمایید؟

می‌خواهیم بررسی کنیم که آیا قرآن غریب است یا نه؟ وضعیت جامعه ما به این صورت است عده‌ای اصلاً بلد نیستند قرآن بخوانند و عده‌ای قرآن را بلد هستند، اما نمی‌خوانند و عده‌ای قرآن را بلد هستند، ولی غلط می‌خوانند و دنبال یادگیری آن نیستند و عده‌ای قرآن را بلد هستند و غلط هم نمی‌خوانند، اما معنا را نمی‌فهمند و عده‌ای قرآن را بلد هستند و معنا را هم خوب می‌فهمند، اما عمل نمی‌کنند و عده‌ای هم عمل می‌کنند، اما عملشان خالص نیست که همه اینها به نوعی از اقسام مهجوریت قرآن به حساب می‌آید.
در سطح جهانی یعنی جهان اسلام می‌بینید که در کشورهای اسلامی«دارالتحفیظ» تأسیس کرده‌اند و برنامه‌هایی دارند که از همان ابتدا به بچه‌ها قرآن می‌آموزند، ولی به همین بسنده می‌شود. شما کشور عربستان را ببینید بچه‌ها را از کودکی به آموختن قرآن عادت می‌دهند وقتی هم صحبت می‌کنند لابه‌لای کلماتشان آیه‌های قرآن را می‌خوانند، اما به آن عمل نمی‌کنند.

رسا ـ اگر ما همین وضعیت ظاهری را بخواهیم در کشورمان بررسی کنیم وضعیت چگونه است؟

قرآن در همین وضعیت هم غریب است، اما قرآن نازل نشده است که ما فقط آن را بخوانیم. از طرف دیگر می‌بینیم برخورد با قرآن تشریفاتی شده است، نه در کشورهای اسلامی، بلکه در کشورخودمان هم همین‌طور است، مثلاً سعی می‌شود با صدای زیبا تلاوت شود، ولی کار به محتوای آن ندارند. سعی می‌کنند وقتی می‌خواهند به مسافرت بروند از زیر قرآن عبور کنند. نهایت احترام ما به قرآن همان خواندن با صدای زیبا است. صداوسیمای ما اگر چه در بعضی از اوقات در زمینه پخش قرائت‌های قرآنی به خوبی عمل می‌کند، ولی بسیاری از مردم فقط به همان ظاهر بسنده می‌کنند.

رسا ـ جناب آقای قاسمی، ما چندتا بحث داریم، یکی این‌که وضعیت مهجوریت ظاهری الان را با قبل از انقلاب مقایسه کنیم که انصافاً پیشرفت‌های چشم‌گیری داشته‌ایم، در طرف دیگر بحث وقتی وضعیت کنونی خودمان را با برخی از کشورهای عربی مقایسه می‌کنیم متأسفانه در رعایت مسائل ظاهری قرآن عقب‌ هستیم، نظر شما چیست؟

طبق فرموده شما ما با همین دو بحث یعنی مقایسه وضعیت موجود با قبل از انقلاب و مقایسه وضع موجود با سایر کشورهای اسلامی مواجه هستیم. ما باید به این نکته توجه داشته باشیم که آن توجه‌ای که امروزه به قرآن می‌شود با قبل از انقلاب قابل قیاس نیست. ولی بحث دیگر این است که با توجه به امکانات و ظرفیت‌هایی که ما داریم آیا این اندازه کفایت می‌کند یا هرچه تلاش کنیم کم است؟ و هر کس باید به هر اندازه که می‌تواند کار کند و هرکس کم کاری کند به اندازه خودش در مهجوریت قرآن شریک است. اما قیاس کشور خودمان با سایر کشورهای دیگر این‌گونه است که کشورهای اسلامی در مقایسه با کشور ما در حد صفر هستند.

رسا ـ در حد صفر؟

بله، چون اصلاً کاری نمی‌کنند.

رسا ـ منظور شما کدام جنبه قرآن است، ظاهری یا عملی؟

جنبه عملی، بله در جنبه ظاهری خوب کار کرده‌اند.

رسا ـ برخی از کارشناسان معتقدند ما در همین بُعد ظاهری هم آن‌چنان که باید موفق نبوده‌ایم مثلاً هنوز ما در جامعه و مراکز آموزش‌عالی مشکل روخوانی قرآن داریم.

بله، از این جهت قبول دارم که آنها در این زمینه‌ها از ما جلوتراند و هزینه‌های هنگفتی می‌کنند و
واقعاً به ظاهر قرآن توجه می‌کنند. ما هم در ماه مبارک رمضان این اهمیت ظاهری را می‌دهیم، اما بحث در عمل به قرآن است.

رسا ـ من فکر می‌کنم بحث ما هنوز در بُعد مهجوریت ظاهری است و به بحث عملی نرسیده‌ایم، لذا اگر قبول دارید که برخی از کشورهای اسلامی در رفع مهجوریت ظاهری از ما جلوتر هستند این مسأله را ریشه‌یابی کنید.

بنده ریشه را در فهم و استعدادهای افراد می‌بینم، به این معنا که هدف دولت‌های عربی این است که قرآن و اسلام را همین قرآن و اسلام ظاهری معرفی کنند و به مردم نگویند که این قرآن یک باطن و معنی دیگری هم دارد، چون اگر مردم به معانی و مفاهیم توجه کنند دیگر نمی‌توانند حکومت کنند. بنابراین مردم را به ظاهر سوق می‌دهند که هرچه می‌توانید قرآن بخوانید، اما در عمل چطور؟ ما عملی نمی‌بینیم. بر خلاف ایران اسلامی که همه تلاش و فکر علما و بزرگان ما عمل به قرآن است.

رسا ـ برای این‌که مقداری زوایای بحث بیشتر باز شود، من این سؤال را مطرح می‌کنم که در کشور ما قرآن بیشتر چاپ می‌شود یا مفاتیح؟

روشن است که مفاتیح و کتاب دعا بسیار بیشتر است. شما ببینید نه تنها مفاتیح به‌صورت کامل، بلکه قسمت‌هایی از آن به‌صورت جداگانه هم چاپ می‌شود.

رسا ـ چرا؟

ببینید ما نباید بگوییم چرا این اندازه مفاتیح چاپ می‌شود، چرا که باید این‌گونه باشد و مردم از طریق همین دعاها به خدا نزدیک شوند، لذا نگویید چرا مفاتیح بیشتر از قرآن چاپ می‌شود.

رسا ـ منظور من این بود که...

اجازه بفرمایید بنده خدمت شما عرض کنم. نگوییم چرا مفاتیح بیشتر از قرآن چاپ می‌شود، بلکه بگوییم چرا قرآن به اندازه مفاتیح چاپ نمی‌شود؟

رسا ـ شما بفرمایید؟

علت این است که بسیاری از مردم فکر می‌کنند که می‌توانند گرفتاری‌های مادی و اخروی خود را از طریق همین دعاها حل کنند و این‌قدر که به خواندن ادعیه توصیه می‌‌شود که مثلاً برای فلان گناه و گرفتاری خوب است، برای خواندن قرآن توصیه نمی‌شود. مثلاً در رابطه با همین دعای کمیل داریم که امام علی(ع) فرمود: کمیل، اگر توانستی هر هفته و اگر نتوانستی هر ماه و اگر نتوانستی سالی یک مرتبه و اگر نتوانستی در مدت عمرت یک بار این دعا را بخوان، چون دعای حضرت‌خضر(ع) است، اما درباره ثواب خواندن قرآن و عمل کردن به قرآن و این‌که ریشه و دیانت ما بستگی به قرآن دارد کمتر توضیح داده می‌شود.

رسا ـ این مهجوریت را در حوزه های علمیه چگونه می‌بینید؟

بنده تقاضا دارم که شما همین مسأله را برای بزرگان حوزه مطرح نمایید که ما نمی‌گوییم رسائل و مکاسب اصل نباشد.

رسا ـ البته فکر کنم برای اتمام گفت‌وگو هنوز زود باشد.

به هر حال ما نمی‌گوییم رسائل و مکاسب در حوزه‌های ما اصل نباشد، اینها باید باشند و جزو دروس اصلی هم باید باشند، اما بگذارید قرآن هم در کنار این دروس به‌عنوان یکی از درس‌های اصلی برگزار شود. ما باید از این‌جا شروع کنیم نه این‌که شما در مدارس بگویید خلاصه‌ای از تفسیر نمونه را مطالعه کنید و امتحان بدهید. آقاجان، بعضی‌‌ها که همه این تفسیر را نمی‌فهمند و تعدادی‌‌ اصلاً مطالعه نمی‌کنند و عده‌ای هم به ترجمه بسنده می‌کنند و فقط امتحان می‌دهند.

رسا ـ یک بحثی بین کارشناسان علوم قرآنی وجود دارد که برخی از آنها حوزه‌های علمیه را روایت محور می‌دانند نه قرآن محور.

تا مظورتان از روایت‌محور چه چیزی باشد.

رسا ـ منظور این است که اگر طلبه‌ای بخواهد مجتهد شود می‌تواند بدون رجوع به قرآن به درجه اجتهاد برسد.

نه، نمی‌توانیم این را بگوییم. در واقع حوزه‌های ما قرآن‌محور هستند، چون همین قرآن ما را به روایات ارجاع می‌دهد و همین قرآن می‌گوید شما باید به روایات معصوم عمل کنید.

رسا ـ پس قبول دارید که در حوزه‌ها روایات اصل و محور است؟

نه این طور نیست. همین روایات در صورتی مقبول است که با قرآن مخالفتی نداشته باشد. عمل ما به روایات، همان عمل به قرآن است و این چنین نیست که ما به روایات بیشتر اهمیت داده باشیم. از طرف دیگر ما در قرآن آیه«اولوالامر» و آیاتی داریم که به ما توصیه می‌کنند(ما اتاکم الرسول فخذوها). لذا به همین خاطر است که ما به روایات عمل می‌کنیم، یعنی چون قرآن‌محور هستیم به روایات عمل می‌کنیم. بنابراین عرض من این است که این همه اصالت به دروس حوزوی به‌طوری که اگر فقه نباشد مسلمانی نیست، ما این را قبول نداریم.
رسا ـ خوب همین مسأله ناشی از اصل نبودن قرآن در حوزه‌ها نیست؟

نه، حرف ما چیز دیگری است. ما می‌گوییم چرا باید قرآن در حوزه درس جنبی باشد.

رسا ـ به نقطه بسیار خوبی رسیدیم. چرا در حوزه قرآن یک درس جنبی است؟

به این خاطر که طلبه وقتی وارد دروس حوزه می‌شود فکر می‌کند فقط از طریق فقه و اصول می‌تواند مجتهد شود، اما از طریق قرآن و تفسیر نمی‌تواند مجتهد شود. لذا فکر می‌کند اصالت با فقه و اصول است، درحالی که آن مجتهدی که آشنایی با آیات و تفاسیر نداشته باشد در واقع مجتهد نیست و ارزشی ندارد، بلکه آن مجتهدی ارزشمند است که مفسّر هم باشد و بتواند از آیات قرآن استفاده‌های کلان کند. البته مجتهدان ما به فضل الهی همین‌گونه هم هستند، ولی این‌که من مجتهد باشم بدون این‌که از قرآن خبر داشته باشم این چه ارزشی می‌تواند داشته باشد.

رسا ـ طبق فرمایش شما هرکس از روایات استفاده می‌کند هر چند که سراغ قرآن نرود، قرآن‌محور است، چون ما به دستور قرآن سراغ روایت رفته‌ایم.

ببینید این‌که من گفتم حوزه‌های ما قرآن‌محور هستند به این معنا است که ما با عمل به روایات، به قرآن عمل کرده‌ایم، اما با همه اینها ما فقط به بعضی از آیات قرآن عمل کرده‌ایم. ما نباید به بعضی از آیات ایمان داشته باشیم، اما نسبت به بقیه قائل به اصالت نباشیم، درحالی که همه آیات را باید اصل قرار دهیم. بنابراین اشتباه نشود پشتوانه روایات ما، قرآن است. در این جنبه ما قرآن‌محور هستیم، اما در جنبه دیگر اگر اصالت را برای بقیه آیات قائل نشوید معنی آن«نؤمن به بعض و نکفر به بعض» خواهد بود. حالا منظور من این نیست که ما به بعضی از آیات کافر شده‌ایم، بلکه می‌خواهم بگویم باید به همه آیات توجه نماییم.

رسا ـ وضعیت حوزه‌های علمیه در حال حاضر چگونه است؟

امروز متأسفانه حوزه ما بیشتر به فقه و اصول می‌پردازد و باید هم بپردازد، ولی آن که مایه تأسف است این است که در کنار این مسأله، حق تفسیر و علوم قرآن رعایت نمی‌شود و دروس قرآن به عنوان دروس جنبی لحاظ می‌شود. وقتی در مدارس درس تفسیر را بدون استاد برگزار می‌نماییم قرآن را به عنوان یک درس جنبی تلقی کرده‌ایم. شما اگر بخواهید قرآن را در سطح کلان حوزه ببینید فقط یک درس تفسیر قرآن توسط آیت‌الله جوادی آملی برگزار می‌شود که اگر همین درس هم برگزار نمی‌شد معلوم نبود چه پیش می‌آمد. لذا تا خود مرکز مدیریت درتصمیم‌گیری‌های مهم دخالت نکند و دروس قرآنی را به عنوان دروس اصلی تلقی و برای آن استاد تربیت نکند قرآن از مهجوریت در نخواهد آمد.

رسا ـ بعضی از کارشناسان معتقدند ما هم باید مانند کشورهای اسلامی امتیازات اجتماعی را براساس فراگیری قرآن قرار دهیم، یعنی برای ورود به حوزه، دانشگاه و ارتقا در این مراکز و سایر برنامه‌های اجتماعی فراگیری یا حفظ قرآن را جزو امتیازات به شمار آوریم.

خوب این مسأله دیگری است که یکی از راه‌های زدودن مهجوریت قرآن از جامعه همین است و من هم قبول دارم و حتی در حوزه تا حدودی همین‌طور است که با حفظ قرآن شهریه اضافه می‌شود و یک سری از امکانات بیشتر خواهد شد، اما این‌که آیا این مسأله باید اجباری باشد را کارشناسان و روانشناسان باید بررسی کنند و نظر بدهند که آیا اثرات منفی دارد یا نه. اما از نظر شخص من می‌تواند کار خوبی باشد.

رسا ـ با تشکر از حضرت‌عالی که در این گفت‌وگو شرکت فرمودید.





ارسال نظرات