عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد:
مبانی نظری هنر اسلامی تدوین شود
خبرگزاری رسا ـ عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه هنر بدون همراهی دین به بیراهه خواهد رفت بر ضرورت تدوین مبانی نظری هنر اسلامی تأکید کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در مشهد، دکتر علی باوندیان، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در اختتامیه جشنواره عکس و کاریکاتور هنرمتعالی گفت: از گذشته کار هنری مبتنی بر کار پر شرف انسانی است چرا که هنرمند اصرار به انجام یک کار فاضلانه دارد.
وی با بیان اینکه چهار حس گمشده در وجود انسان نهفته است، اظهار داشت: حقیقت جویی که به علم منتهی می شود، ایثارگری که به اخلاق می رسد، پرستش گرایی که به دین داری می رسد و زیبایی که به هنر می انجامد.
باوندیان در ادامه به همانندی ها و ناهمانندی های هنر و دین اشاره کرد و افزود: اولین تفاوت دین و هنر، منشأ فاعلی آن هاست که منشأ فاعلی دین، خدا و اراده او و علت فاعلی هنر، الهام و ساحت ابداعی وجود هنرمند است، هنرمندان از اهالی الهام هستند و تا مجذوب نشوند، نمی توانند بیافرینند.
وی اظهار داشت: سایه دین بر همه جنبه های مادی و معنوی زندگی انسان گسترده است اما هنر بخشی از وجود ذوقی و شناختی زندگی بوده و جامعیت دین را ندارد، همچنین هنر بدون تحقق قالب و فرم محسوس ایجاد نمی شود و هنرمندان مفاهیم معقول موردنظر خود را به وسیله تعابیر محسوس منتقل می کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: جوهر اصلی دین قرین با تقدس است اما هنر می تواند رویکرد قدسی نداشته و در عین حال همچنان هنر تلقی شود.
وی با بیان اینکه چهار حس گمشده در وجود انسان نهفته است، اظهار داشت: حقیقت جویی که به علم منتهی می شود، ایثارگری که به اخلاق می رسد، پرستش گرایی که به دین داری می رسد و زیبایی که به هنر می انجامد.
باوندیان در ادامه به همانندی ها و ناهمانندی های هنر و دین اشاره کرد و افزود: اولین تفاوت دین و هنر، منشأ فاعلی آن هاست که منشأ فاعلی دین، خدا و اراده او و علت فاعلی هنر، الهام و ساحت ابداعی وجود هنرمند است، هنرمندان از اهالی الهام هستند و تا مجذوب نشوند، نمی توانند بیافرینند.
وی اظهار داشت: سایه دین بر همه جنبه های مادی و معنوی زندگی انسان گسترده است اما هنر بخشی از وجود ذوقی و شناختی زندگی بوده و جامعیت دین را ندارد، همچنین هنر بدون تحقق قالب و فرم محسوس ایجاد نمی شود و هنرمندان مفاهیم معقول موردنظر خود را به وسیله تعابیر محسوس منتقل می کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد تصریح کرد: جوهر اصلی دین قرین با تقدس است اما هنر می تواند رویکرد قدسی نداشته و در عین حال همچنان هنر تلقی شود.
وی گفت: ادراک حقایق دینی برای بیشتر مردم از راه تعقل و تدبر اتفاق می افتد اما فهم آثار هنری با احساس و عاطفه صورت می گیرد.
باوندیان، الهام بخشی را کار اساسی دین برشمرد و افزود: الهام پذیری نیز کار اصلی هنر است، همچنین غایت حقیقت و قوانین دینی مبتنی بر ارتباط چهارگانه انسان با خود، خدا، جامعه و تاریخ است اما هنر به راستی دارای این حد از وسعت در ارتباط سازی نیست.
وی ابراز داشت: دین نیازی ندارد که ارکان بخش ترکیبی آن دارای کشش صوری باشند اما هنر به اقتضای خصوصیت شکل آن حتما باید کشش صوری داشته باشد.
باوندیان گفت: دین برای هنر به منزله قلب است؛ از اینرو در طول تاریخ، هموراه هنر در سایه سار این شجره طیبه آرمیده است، از سوی دیگر هنر برای دین به منزله قالب است و در فطرت انسانی ریشه دارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، خاستگاه مشترک به نام فطرت، برخورداری از ظاهر و باطن، توجه به تحرک و پویایی همه جانبه زندگی، برخورداری از معرفت، تاثیر در ساخت بنای حیات بشر، عدم انحصار به یک طبقه خاص اجتماعی، قابلیت آلوده شدن به آسیب ها و امراض را از جمله همانندی های دین و هنر ذکر کرد و گفت: همان اندازه که دین بدون دستگیری پیامبران به کژی می رود، هنر هم بدون همراهی دین به بیراهه خواهد رفت.
وی خاطرنشان کرد: از وظابف اصحاب فرهنگ این است که فضایی ایجاد کنند تا جامعه هنری بتواند مجذوب این فضا شده و در اثر این الهام مبادرت به آفرینش هنر کند.
باوندیان تأکید کرد: اهل فرهنگ و هنر و به ویژه جوانان باید تلاش کنند تا بسترهای تدوین مبانی نظری هنر اسلامی (و نه هنر مسلمانان) را فراهم کنند./پ202
ارسال نظرات