استاد حوزه علمیه قم(قسمت دوم):
تصوّف در اسلام تنها زاییده آموزههای دینی نیست
خبرگزاری رسا ـ محقق و استاد حوزه علمیه قم گفت: تصوّف در تاریخ اسلام تنها زاییده آموزههای دینی نیست بلکه عوامل فراوان دیگری وجود داشته است که منشأ پیدایش تصوّفگرایی در میان مسلمانان بوده است.

به طور کلی فرقههای صوفیه معاصر بهقدری متنوعاند که ارائه تعریف یکسانی از آنها غیرممکن است، اما همگی دارای اصولی نظیر گرایش به فقهستیزی و مرجعستیزی میباشند. از طرف دیگر بحث پیرامون فرقههای صوفیه دارای حساسیت و اهمیت ویژهای است که سعی نمودهایم در این قسمت از گفتوگو با دکترعبدالحسین خسروپناه، محقق و استاد حوزه علمیه قم به آنها بپردازیم.
رسا ـ لطفاً در همین شروع گفتوگو تحلیلی از تصوّف وعرفان ارائه بفرمایید؟
تبیین و تحلیل عرفان و تصوّف جهتهای مختلفی دارد که به نظر من همین جهتهای مختلف فرقههای صوفیه، بحث را پیچیده کرده است. حکمت این پیچیدگی هم همان کثرت و تنوّع فرقههای تصوّف است بهگونهای که گاهی با درگذشت و وفات یکی از اقطاب صوفیه، سلسلههای گوناگونی از آن فرقه زائیده میشود که شناخت آراء و عقاید و مناسک این فرقهها را دشوار میسازد. بحث پیرامون فرقههای صوفیه از دو جهت دارای حساسیت و اهمیت ویژهای است، نخست آنکه این فرقهها در جوامع اسلامی بسیار متنوع و تأثیر گذارند و بههمین دلیل داوری یکسانی هم نمیتوان برای آنها ارائه کرد و لازم است با دقّت و بدون پیشداوری آنها را گزارش و توصیف نمود و سپس به تجزیه وتحلیل آنها پرداخت. جهت دیگر اهمیت و حساسیتًٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍٍََِِِِِِِِِِِِ این است که فرقههای صوفیه موجود در جامعه معاصر ایران با قسمتی از مبانی فکری جمهوری اسلامی یعنی«عقلانیت اسلامی» که از اسلام ناب بهدست میآید در تعارضاند.
رسا ـ تعارض به چه معنا؟
ببینید به طورکلی در کشور ما در حال حاضر ده جریان فکری فعالیت میکنند که هر ده مورد از جریانهای معاصر با عقلگرایی اسلامی و مبنای فکری جمهوری اسلامی در چالشاند. جریان عقلگرایی اسلامی با مؤلفههای معرفتشناسی رئالیستی(موجه دانستن چهار منبع شناخت یعنی حس و تجربه، عقل، شهود و وحی و اعتقاد به امکان و معیار معرفت و تأکید بر رئالیسم) و انسانشناسی خدا محورانه(نفی اومانیسم و اعتقاد به کرامت انسان و رساندن او به مبدأالمبادی و غایت الغایات یعنی خداوند سبحان، بهوسیله دین الهی و پیامبران آسمانی) و هستیشناسی جامع نگرانه(اعتقاد به جهان مادی و مجرد و دنیا و آخرت و نظام علّی و معلولی یا نظام تجلیات) و ارزششناسی سعادت مدارانه(حاکمیت فقه و اخلاق اسلامی و حداکثری دانستن آنها) استقرار یافته است، اما ده جریان چالش برانگیز در مقابل جریان عقلگرایی اسلامی قرار دارند که در چگونگی و گستره چالشهای آنها تفاوت فراوانی وجود دارد. برخی از این جریانها در اندیشهوتفکر و دستهای در فرهنگ اسلامی با جریانِ یاد شده چالش خود را آشکار میسازند.
رسا ـ جریانهای ده گانه که فرمودید دقیقاً چه جریانهایی هستند؟
این جریانهای ده گانه عبارتند از: جریان خرده فرهنگهای موسیقی مدرن، جریان شیطان پرستی، جریان فمینیسم، جریان هایدگریها، جریان روشنفکری تجددگرا، جریان سنتگرایی، جریان تجددستیزی افراطی، جریان مکتب تفکیک، جریان بهائیت و جریان تصوّفگرایی و عرفانهای سکولار که این جریان اخیر به دلایلی اهمیت ویژهای دارد.
رسا ـ آیا تصوّف گرایی سکولار در جامعه معاصر به گروههای خاصی هم تقسیم میشوند؟
بله، تصوّفگرایی سکولار در جامعه معاصر ما به سه گرایش تقسیم میشوند، اول عرفان و تصوّف سرخپوستی که دونخوان، سرخپوست آمریکایی مطرح کرد. از نویسندگان معروف ِعرفان سرخپوستی، آقای پانولو کونیلو است که کتابهایی به صورت رمان مانند”اعترافات یک سالک“، ”سفر به دشت ستارگان“ نگاشته است. وی در این کتابها به ترویج عرفان سرخپوستی سکولار میپردازد.
رسا ـ عرفان سرخپوستی سکولار چه تفاوتهایی با عرفان اسلامی دارد؟
عرفان سرخپوستی، برخلاف عرفان نظری اسلامی که نوعی هستیشناسی است، به مباحث نظری و اصطلاحات تخصصی مانند، هویت غیبیه و تعینات و تجلیات و نَفَس رحمانی و غیره نمیپردازد و خود را با زندگی انسانها پیوند میزند و از صلح، معنویت، دوستی و عشق سخن میگوید. عرفان سرخپوستی با بهرهگیری از روانشناسی جدید و با عبارتها و دستورالعملهای کوتاه و جذاب و همراه با رویکردِ دینگریزی، مخاطبان خود را فرا میخواند.
دوم عرفانهای شرقی مانند آیین هندو، تائو و بودیسم که با رویکرد ساده و عقلستیزانه یا عقلگریزانه به مباحث انسانشناسانه و سالکانه میپردازند و از مباحث هستی شناسانه بیگانهاند. و سوم هم عرفان بومی مانند فرفههای گوناگون و متعدد صوفیه.
رسا ـ با تنوعی که در فرقههای تصوّف دیده میشود آیا ما میتوانیم برای فرقههای مختلف صوفیه تعریف یکسانی ارائه کنیم؟
همانطورکه شما هم اشاره کردید فرقههای صوفیه معاصر به قدری متنوعاند که ارائه تعریف یکسانی از آنها غیرممکن است، اما دارای اصولی نظیر گرایش به فقهستیزی و مرجعستیزی میباشند. حتی فرقههایی مثل ذهبیه و نعمتاللهیه گنابادیه که تقلید از مراجع را اظهار مینمایند نیز در مواردِ تعارض میان فتوای قُطب (عالیترین شخصیت و مقام فرقه) با امر مرجعیت، دیدگاه قطب را بر فقیه و مرجع تقلید مقدّم میدارند.
رسا ـ خوب است اشارهای هم به فرقههای فعال جامعه معاصر کشورمان داشته باشید؟
فرقههای فعّال جامعه معاصر ایران عبارتند از نعمتاللهی مونسیه، نعمتاللهی صفیعلیشاهی، نعمت اللهی گنابادیه، اویسیه، مکتب(نورعلی الهی)، شمسیه، کمیلیه، اهلحق، خاکساریه، ذهبیه، البته فرقههای گنابادیه، ذهبیه، اهلحق و مکتب نسبت به سایر انشعابات صوفیه فعالیت گستردهتری دارند. این فرقهها را میتوان با رویکردهای اجتماعی مانند خدمات و خیانتهای فرقههای صوفیه به مردم و سیاسی و امنیتی مانند ارتباط بارژیمهای طاغوتی و دولتهای بیگانه و فقهی مانند فتاوای فقها و محدثان و تاریخی مانند منشأ پیدایش و تحولات و تطورات و عوامل انشعابهای آنها و اخلاقی مانند، آسیبها و ناهنجاریهای اخلاقی و اعتقادی بررسی و مطابقت یا عدم مطابقت عقاید آنها با اعتقادات شیعه و ادبی مانند بررسی آثار فارسی و ادبی فرقههای صوفیه بررسی کرد.
رسا ـ برخی بر این باوراند که تصوّف زاییده آموزههای دینی است آیا همینطور است یا عوامل دیگری هم در پیدایش آن نقش داشتهاند؟
خیر، اینگونه نیست که تصوّف در تاریخ اسلام تنها زاییده آموزههای دینی باشد بلکه عوامل فراوان دیگری وجود داشته است که منشأ پیدایش تصوّفگرایی در میان مسلمانان بوده است.
رسا ـ اگر ممکن است بفرمایید چه عواملی به غیر از آموزههای دینی در پیدایش تصوّف مؤثر بودهاند؟
عواملی مانند افکار و مذاهب هندى و بودایى که در عصر حکومت بنىامیه، جماعتى از هندىها به آیین اسلام گرویدند و کتابهاى هندى توسط«منکه هندى» و «ابندهن هندى» ترجمه شد مانند سندباد الکبیر، سندباد الصغیر، و از همه مهمتر کتاب«یوذاسف و بلوهر»که روش زندگى صوفیانه بود. مرحوم صدوق در کتاب« اکمالالدین و اتمامالنعمة» و مرحوم مجلسى در بحارالانوار پیرامون یوذاسف و بلوهر داستانى نگاشتهاند.
رسا ـ مبانی فکری و ایدوئولوژی ادیان و مذاهب هندی و بودایی برچه پایهای استوار است؟
البته ادیان و مذاهب هندى، اختلافات نظرى و عملى فراوانى دارند لکن رویکرد صوفیانه آنها مشترک و تصوّف به عنوان یک ایدئولوژى در میان آنها مطرح است و همگى در ریاضتکشى و پرهیز از دنیا مشترکاند و راه سعادت و نجات آدمیان را ترک لذات جسمانى و شکنجه بدنى مىدانند. این فرقهها بر این باوراند که جهان سراسر رنج و عذاب و ریشه این رنجها، آرزوها و خواهشهاى دنیوى است و رهایى از علایق و شهوات مادى وسیله نجات و سعادت است.
رسا ـ و مذهب بودایی؟
بودا معتقد است که برهمن، کسى است که فقر نصیبش شده و از هر چیزى محروم و از هر خوفى به دور باشد. «نیروانا» که غایت بوداییان است در لغت سانسکریت به معناى فنا بکار مىرود. مسأله طلب مرید و سالک از مراد و قطب نیز از روشهاى صوفیان هندى است که بر فرقههاى صوفیه در جهان اسلام وارد شده است. مسأله وحدت وجود از دیگر عقاید مشترک صوفیان هندى است. «اوپانیشادها» کتاب مقدس برهمائیان این عقیده را پایهگذارى کرده است. و همچنین موارد دیگرى مانند خرقهپوشى، دیانا (به اصطلاح بودائیان به معناى تمرکز فکر که در مراقبت انجام مىدهند) اذکار دسته جمعى به گفته ابوریحان بیرونى در کتاب«تحقیق ما للهند» از سلوک رفتارى هندیان است و همه این آداب در میان فرقههاى صوفیه اسلامى رواج یافته است یعنی صوفیان مسلمان در این آداب و عقاید از آیینهای کشورهای جنوب شرق آسیا بهره بردهاند.
رسا ـ چگونه تفکر صوفیگری هندی و بودایی در بین مسلمانان رسوخ پیدا کرد؟
چگونگی رسوخ این تفکر به پراکندهشدن تعداد زیادى از مرتاضان بودایى و دورهگردهاى هندى در کشورهای اسلامى بر میگردد.
رسا ـ پراکندگی مرتاضان هندی و بودایی بیشتر در کدام یک از ممالک اسلامی وجود داشت؟
پراکندگی بیشتر در شام و عراق توسط افرادی مانند ابوعلى سندى، استاد بایزید بسطامى صورت گرفت. بایزید بسطامی درباره استادش ابوعلی سندی مىگوید: من از ابوعلى، علم فنا در توحید مىآموختم. ابوعلى سندى از اهالى سند و نواحى بخارا و مرتبط با مرتاضان هندى بوده است.حسینبنمنصور حلاج هم به هندوستان مسافرت نمود و پس از مراجعت در صوفىگرى تحوّل جدى یافت. بنابراین مسأله فقر، خرقه پوشى، انزوا و ریاضتکشى همه از آداب مرتاضان هندى است.
رسا ـ عکسالعمل صوفیان و بزرگان آنها در برخورد با پدیدههای اجتماعی و سیاسی در زمان صدر اسلام و ائمه اطهار چگونه بوده است؟
سؤال بسیار خوبی است. ببینید گرایش مادیگرایانه و دنیاطلبانه برخى از اصحاب پیامبر و نزاعهاى سیاسى قرن اول و دوم، زمینهساز پیدایش و گسترش صوفیه بوده است. به این دلیل که تمایل به دنیا در اثر فتوحات، اولین قدم انحراف مسلمانان بود که دولت عثمان آن را توسعه داد. عکسالعمل این انحراف، زهد ورزى افرادى چون عبداللهبنعمر، حسن بصرى و پرهیز از مسایل سیاسى و اجتماعى بود. حسن بصرى متوفاى 110 هجرى با اینکه امام على، امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام محمدباقر(علیهم السلام) را درک کرد، در پوستین ریاضتکشى خود فرو رفته و ذرهاى به فکر مسایل اجتماعى جامعه نبوده و هیچگاه ائمه اطهار را یارى نکرد. عبدالواحدبنزید از اصحاب حسن بصرى، اولین کسى بود که خانقاه کوچکى براى صوفیه ساخت و زمینه را براى صوفیان قرن دوم و سوم مانند ابوهاشم کوفى، ذوالنون مصرى، معروف کرخى، ابراهیم ادهم، ابوحامد بلخى و محاسبى فراهم آورد.
داود طایى به فرزندش گفت: اى پسر، اگر سلامتخواهى، دنیا را وداع کن و اگر کرامتخواهى بر آخرت نیز تکبیر گوى. وى آنقدر از مردم عزلت و از دنیا اعراض کرد که نان در آب مىنهاد و مىآشامید تا خوردن و آشامیدن را یکى کند.
رسا - با تشکر از شما که در این گفتوگو شرکت فرمودید.
رسا ـ جریانهای ده گانه که فرمودید دقیقاً چه جریانهایی هستند؟
این جریانهای ده گانه عبارتند از: جریان خرده فرهنگهای موسیقی مدرن، جریان شیطان پرستی، جریان فمینیسم، جریان هایدگریها، جریان روشنفکری تجددگرا، جریان سنتگرایی، جریان تجددستیزی افراطی، جریان مکتب تفکیک، جریان بهائیت و جریان تصوّفگرایی و عرفانهای سکولار که این جریان اخیر به دلایلی اهمیت ویژهای دارد.
رسا ـ آیا تصوّف گرایی سکولار در جامعه معاصر به گروههای خاصی هم تقسیم میشوند؟
بله، تصوّفگرایی سکولار در جامعه معاصر ما به سه گرایش تقسیم میشوند، اول عرفان و تصوّف سرخپوستی که دونخوان، سرخپوست آمریکایی مطرح کرد. از نویسندگان معروف ِعرفان سرخپوستی، آقای پانولو کونیلو است که کتابهایی به صورت رمان مانند”اعترافات یک سالک“، ”سفر به دشت ستارگان“ نگاشته است. وی در این کتابها به ترویج عرفان سرخپوستی سکولار میپردازد.
رسا ـ عرفان سرخپوستی سکولار چه تفاوتهایی با عرفان اسلامی دارد؟
عرفان سرخپوستی، برخلاف عرفان نظری اسلامی که نوعی هستیشناسی است، به مباحث نظری و اصطلاحات تخصصی مانند، هویت غیبیه و تعینات و تجلیات و نَفَس رحمانی و غیره نمیپردازد و خود را با زندگی انسانها پیوند میزند و از صلح، معنویت، دوستی و عشق سخن میگوید. عرفان سرخپوستی با بهرهگیری از روانشناسی جدید و با عبارتها و دستورالعملهای کوتاه و جذاب و همراه با رویکردِ دینگریزی، مخاطبان خود را فرا میخواند.
دوم عرفانهای شرقی مانند آیین هندو، تائو و بودیسم که با رویکرد ساده و عقلستیزانه یا عقلگریزانه به مباحث انسانشناسانه و سالکانه میپردازند و از مباحث هستی شناسانه بیگانهاند. و سوم هم عرفان بومی مانند فرفههای گوناگون و متعدد صوفیه.
رسا ـ با تنوعی که در فرقههای تصوّف دیده میشود آیا ما میتوانیم برای فرقههای مختلف صوفیه تعریف یکسانی ارائه کنیم؟
همانطورکه شما هم اشاره کردید فرقههای صوفیه معاصر به قدری متنوعاند که ارائه تعریف یکسانی از آنها غیرممکن است، اما دارای اصولی نظیر گرایش به فقهستیزی و مرجعستیزی میباشند. حتی فرقههایی مثل ذهبیه و نعمتاللهیه گنابادیه که تقلید از مراجع را اظهار مینمایند نیز در مواردِ تعارض میان فتوای قُطب (عالیترین شخصیت و مقام فرقه) با امر مرجعیت، دیدگاه قطب را بر فقیه و مرجع تقلید مقدّم میدارند.
رسا ـ خوب است اشارهای هم به فرقههای فعال جامعه معاصر کشورمان داشته باشید؟
فرقههای فعّال جامعه معاصر ایران عبارتند از نعمتاللهی مونسیه، نعمتاللهی صفیعلیشاهی، نعمت اللهی گنابادیه، اویسیه، مکتب(نورعلی الهی)، شمسیه، کمیلیه، اهلحق، خاکساریه، ذهبیه، البته فرقههای گنابادیه، ذهبیه، اهلحق و مکتب نسبت به سایر انشعابات صوفیه فعالیت گستردهتری دارند. این فرقهها را میتوان با رویکردهای اجتماعی مانند خدمات و خیانتهای فرقههای صوفیه به مردم و سیاسی و امنیتی مانند ارتباط بارژیمهای طاغوتی و دولتهای بیگانه و فقهی مانند فتاوای فقها و محدثان و تاریخی مانند منشأ پیدایش و تحولات و تطورات و عوامل انشعابهای آنها و اخلاقی مانند، آسیبها و ناهنجاریهای اخلاقی و اعتقادی بررسی و مطابقت یا عدم مطابقت عقاید آنها با اعتقادات شیعه و ادبی مانند بررسی آثار فارسی و ادبی فرقههای صوفیه بررسی کرد.
رسا ـ برخی بر این باوراند که تصوّف زاییده آموزههای دینی است آیا همینطور است یا عوامل دیگری هم در پیدایش آن نقش داشتهاند؟
خیر، اینگونه نیست که تصوّف در تاریخ اسلام تنها زاییده آموزههای دینی باشد بلکه عوامل فراوان دیگری وجود داشته است که منشأ پیدایش تصوّفگرایی در میان مسلمانان بوده است.
رسا ـ اگر ممکن است بفرمایید چه عواملی به غیر از آموزههای دینی در پیدایش تصوّف مؤثر بودهاند؟
عواملی مانند افکار و مذاهب هندى و بودایى که در عصر حکومت بنىامیه، جماعتى از هندىها به آیین اسلام گرویدند و کتابهاى هندى توسط«منکه هندى» و «ابندهن هندى» ترجمه شد مانند سندباد الکبیر، سندباد الصغیر، و از همه مهمتر کتاب«یوذاسف و بلوهر»که روش زندگى صوفیانه بود. مرحوم صدوق در کتاب« اکمالالدین و اتمامالنعمة» و مرحوم مجلسى در بحارالانوار پیرامون یوذاسف و بلوهر داستانى نگاشتهاند.
رسا ـ مبانی فکری و ایدوئولوژی ادیان و مذاهب هندی و بودایی برچه پایهای استوار است؟
البته ادیان و مذاهب هندى، اختلافات نظرى و عملى فراوانى دارند لکن رویکرد صوفیانه آنها مشترک و تصوّف به عنوان یک ایدئولوژى در میان آنها مطرح است و همگى در ریاضتکشى و پرهیز از دنیا مشترکاند و راه سعادت و نجات آدمیان را ترک لذات جسمانى و شکنجه بدنى مىدانند. این فرقهها بر این باوراند که جهان سراسر رنج و عذاب و ریشه این رنجها، آرزوها و خواهشهاى دنیوى است و رهایى از علایق و شهوات مادى وسیله نجات و سعادت است.
رسا ـ و مذهب بودایی؟
بودا معتقد است که برهمن، کسى است که فقر نصیبش شده و از هر چیزى محروم و از هر خوفى به دور باشد. «نیروانا» که غایت بوداییان است در لغت سانسکریت به معناى فنا بکار مىرود. مسأله طلب مرید و سالک از مراد و قطب نیز از روشهاى صوفیان هندى است که بر فرقههاى صوفیه در جهان اسلام وارد شده است. مسأله وحدت وجود از دیگر عقاید مشترک صوفیان هندى است. «اوپانیشادها» کتاب مقدس برهمائیان این عقیده را پایهگذارى کرده است. و همچنین موارد دیگرى مانند خرقهپوشى، دیانا (به اصطلاح بودائیان به معناى تمرکز فکر که در مراقبت انجام مىدهند) اذکار دسته جمعى به گفته ابوریحان بیرونى در کتاب«تحقیق ما للهند» از سلوک رفتارى هندیان است و همه این آداب در میان فرقههاى صوفیه اسلامى رواج یافته است یعنی صوفیان مسلمان در این آداب و عقاید از آیینهای کشورهای جنوب شرق آسیا بهره بردهاند.
رسا ـ چگونه تفکر صوفیگری هندی و بودایی در بین مسلمانان رسوخ پیدا کرد؟
چگونگی رسوخ این تفکر به پراکندهشدن تعداد زیادى از مرتاضان بودایى و دورهگردهاى هندى در کشورهای اسلامى بر میگردد.
رسا ـ پراکندگی مرتاضان هندی و بودایی بیشتر در کدام یک از ممالک اسلامی وجود داشت؟
پراکندگی بیشتر در شام و عراق توسط افرادی مانند ابوعلى سندى، استاد بایزید بسطامى صورت گرفت. بایزید بسطامی درباره استادش ابوعلی سندی مىگوید: من از ابوعلى، علم فنا در توحید مىآموختم. ابوعلى سندى از اهالى سند و نواحى بخارا و مرتبط با مرتاضان هندى بوده است.حسینبنمنصور حلاج هم به هندوستان مسافرت نمود و پس از مراجعت در صوفىگرى تحوّل جدى یافت. بنابراین مسأله فقر، خرقه پوشى، انزوا و ریاضتکشى همه از آداب مرتاضان هندى است.
رسا ـ عکسالعمل صوفیان و بزرگان آنها در برخورد با پدیدههای اجتماعی و سیاسی در زمان صدر اسلام و ائمه اطهار چگونه بوده است؟
سؤال بسیار خوبی است. ببینید گرایش مادیگرایانه و دنیاطلبانه برخى از اصحاب پیامبر و نزاعهاى سیاسى قرن اول و دوم، زمینهساز پیدایش و گسترش صوفیه بوده است. به این دلیل که تمایل به دنیا در اثر فتوحات، اولین قدم انحراف مسلمانان بود که دولت عثمان آن را توسعه داد. عکسالعمل این انحراف، زهد ورزى افرادى چون عبداللهبنعمر، حسن بصرى و پرهیز از مسایل سیاسى و اجتماعى بود. حسن بصرى متوفاى 110 هجرى با اینکه امام على، امام حسن، امام حسین، امام سجاد و امام محمدباقر(علیهم السلام) را درک کرد، در پوستین ریاضتکشى خود فرو رفته و ذرهاى به فکر مسایل اجتماعى جامعه نبوده و هیچگاه ائمه اطهار را یارى نکرد. عبدالواحدبنزید از اصحاب حسن بصرى، اولین کسى بود که خانقاه کوچکى براى صوفیه ساخت و زمینه را براى صوفیان قرن دوم و سوم مانند ابوهاشم کوفى، ذوالنون مصرى، معروف کرخى، ابراهیم ادهم، ابوحامد بلخى و محاسبى فراهم آورد.
داود طایى به فرزندش گفت: اى پسر، اگر سلامتخواهى، دنیا را وداع کن و اگر کرامتخواهى بر آخرت نیز تکبیر گوى. وى آنقدر از مردم عزلت و از دنیا اعراض کرد که نان در آب مىنهاد و مىآشامید تا خوردن و آشامیدن را یکى کند.
رسا - با تشکر از شما که در این گفتوگو شرکت فرمودید.
ارسال نظرات