۱۶ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۳:۱۷
کد خبر: ۷۰۴۰۸۷

دیدار آیت الله فاضل لنکرانی با آیت الله سیستانی در نجف

دیدار آیت الله فاضل لنکرانی با آیت الله سیستانی در نجف
آیت الله فاضل لنکرانی در سفر به عراق برنامه ها و دیدارهایی داشتند که مهمترین آنها زیارت عتبات عالیات و دیدار با حضرت آیت الله سیستانی بود.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی در سفر به عراق برنامه ها و دیدارهای داشتند که مهمترین آنها زیارت عتبات عالیات و دیدار با حضرت آیت الله سیستانی بود.

 ایشان به تشریح برنامه های این سفر پرداختند که به این شرح است:

توفیقی حاصل شد که در ایام مبعث و شهادت امام کاظم(ع) به عتبات عالیات مشرف بشوم و در نجف، کربلا، کاظمین و سامرا زیارت ائمه معصومین(ع) داشته باشم. واقعا یک نکته محوری در تمام این زیارت ها وجود دارد. به نظرم زیارت هیچ امامی نیست که این نکته در آن نباشد که ما به وسیله زیارت قبور ائمه طاهرین(ع)، تقرب به خدای تبارک و تعالی پیدا می کنیم. این زیارت ها نه تنها تحکیم ولایت در درون ما است، عهد جدیدی با امام است و مخصوصا ما که طلبه هستیم و خودمان را سرباز ائمه معصومین(ع) و امام زمان(عج) می دانیم، هر روز باید یک عهد جدید داشته باشیم.

این زیارت ها خودش یک عهد محکم و یک فرصت بسیار مغتنم برای تجدید عهد با ائمه معصومین(ع) است اما در فوق همه اینها تقرب به خدای تبارک و تعالی است. نظر شخصی من و البته نظر بسیاری از بزرگان همین هست که تقرب به خدا غیر از اعتقاد به ائمه معصومین(ع) امکان ندارد؛ نه اینکه فقط بگوییم اینها سبب می شوند تقرب ما بیشتر شود. واقعا من توصیه می کنم طلبه ها، اساتید و سایر مردم تا می توانند، و اگر فرصتی پیدا شود، از این زیارت ها غافل نشوند.

 در نجف من برخی از علمای بزرگ را توانستم زیارت کنم. فرصت کم بود و متأسفانه نشد که علمای زیادی را زیارت کنم اما توفیق دیدار با آیت الله العظمی سیستانی را داشتم و خدمت ایشان رسیدم. بسیار خوشحال شدم که الحمدلله ایشان در سلامتی و صحت کامل به سر می برند و به ایشان عرض کردم که ان شاء الله سایه جنابعالی بر مسلمین و شیعه و حوزه های شیعه مستدام باشد. آیت الله العظمی سیستانی امروز محور بزرگی برای مرجعیت در دنیای شیعه هستند و از نزدیک خدمت ایشان رسیدم.

قبلا هم که خدمت ایشان می رسیدم خیلی نسبت به من لطف و محبت داشتند. یک وقتی من کتابی راجع به «ارث زوجه» نوشته بودم و هفت هشت سال قبل خدمتشان رسیدم ایشان گفتند من این کتاب را از اول تا آخر خوانده ام. این سفر هم اولین صحبتشان همین بود که فرمودند تألیفات شما را دیده ام، دعا فرمودند و یادی از مرحوم والدمان کردند و نسبت به ایشان محبتی کردند.

بعد از احوال پرسی من به ایشان عرض کردم که حوزه های شیعه باید به موضوع «مقاصد الشریعه» توجه خاصی داشته باشند. بعد از دوره شاطبی، چون حدود 500 سال قضیه مقاصد الشریعه در میان اهل سنت تقریبا راکد بود اما در دوره حاضر افراد زیادی مثل رشید رضا و محمد عبده هم در مباحث تفسیری و هم در مباحث فقهی از مسأله مقاصد الشریعه زیاد دارند استفاده می کنند و به نظر ما اشکالات علمی فراوانی دارد و آن طوری که ما از کتاب های اینها استفاده می کنیم مقاصد الشریعه را حاکم بر همه نصوص می دانند و حتی حاکم بر قرآن کریم می دانند.

قدمای اینها می گفتند وقتی ما نص نداشته باشیم به سراغ مقاصد الشریعه برویم اما متأخرین و معاصرین آنها مقاصد الشریعه را بر قرآن و سنت حاکم می دانند و تصریح می کنند که اگر موضوعی، با یک مقصدی، در یک زمانی، تناسب داشته اما در زمان ما با آن مقصد تناسب ندارد، حکم تغییر پیدا می کند.

اینها با مقاصد الشریعه قاعده هایی به نام «قاعده کرامت» و «قاعده عدالت» درست کرده اند؛ که ما اصلا در فقه اهل بیت(ع) چنین قاعده هایی نداریم؛ مقصود قاعده عدالت و کرامتی است که آنها می گویند. آن وقت با این قاعده کرامت می گویند هر حکمی اگر در یک زمانی مطابق با کرامت انسان بودهT اما در زمان ما مطابق با کرامت نباشد، باید تغییر کند. من در برخی کتاب های آنها دیده ام تصریح می کنند به اینکه حجاب در یک زمانی با کرامت زن منافات نداشته اما در زمان ما با کرامت زن منافات دارد. لذا می گویند اگر در کشورهای غربی مو و گردن زن ها پیدا باشد، مانعی ندارد.

خود این بحث های علمی بسیار زیادی دارد. من همین جا این نکته را عرض کنم، در تمام زیارت های ائمه(ع) یکی از برجستگی ها و ویژگی هایی که ما برای ائمه(ع) بیان می کنیم این است که می گوییم «ما شهادت می دهیم تو حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام شمردی». یعنی نه پیامبر اکرم(ص) و نه ائمه معصومین(ع) هیچ حلالی از حلال های خدا را حرام نکردند و هیچ حرامی از حرام های خدا را حلال نکردند. این مربوط به بشر نیست که بگوییم در یک زمانی خدا دستور داده حجاب باشد و حالا دیگر نباید حجاب باشد. یا مسائل فراوان دیگر که من بعضی از نمونه های آن را خدمت آیت الله سیستانی عرض می کردم و ایشان هم خیلی تعجب می کردند.

ایشان فقط فرمودند من کتاب «موافقات شاطبی» را دارم، ولی نسبت به مقاصد الشریعه دوره معاصر که من گفتم اینها تحولاتی ایجاد کرده اند، چیزی نفرمودند. ولی من از ایشان خواهش کردم و گفتم بالأخره صدها کتاب در مقاصد الشریعه نوشته شده و درست نیست که حوزه نجف یا قم هنوز یک ردّیه بر اینها ننوشته و باید شما دستور بفرمایید روی این موضوع کار شود.

من مطلبی را از مرحوم نائینی شنیده بودم که بعد از نوشتن کتب «تنبیه الأمه» از مبانی که در این کتاب داشته عدول کرده اند، از آیت الله سیستانی سؤال کردم که شما از این عدول خبری دارید و مستندی دارد؟ ایشان فرمودند، من چنین چیزی را نشنیده ام. ولی بعد هم فرمودند که من تمام اسناد نائینی را دارم و چنین چیزی در آنها نیست؛ و این عجیب است که امروز در بعضی فضاهای مجازی می خواهند بگویند مرحوم نائینی از نظریه اش در تنبیه الأمه عدول کرده است.

بعد ایشان صحبت های دیگری هم کردند و یک مطالب تاریخی را فرمودند. عمده مطالبی که دیدار تقریبا 25 دقیقه ای گفته شد، اینها بود و بسیار جلسه خوبی بود و واقعا من از تواضع ایشان متعجم شدم؛ که یک مرجع 92-3 ساله وقتی ما رفتیم از جا برخاستند؛ البته ما راضی نبودیم این کار را انجام بدهند. و بعد هم که خواستیم برگردیم دو مرتبه خیلی احترام کردند و مجددا پا شدند. واقعا باید دعا کنیم خداوند سایه ایشان را مستدام بدارد؛ و نیز رهبری معظم انقلاب را و مراجعی که هر کدام از آنها استوانه ای برای شیعه و اسلام هستند.

از موفقیت های من این بود که این بار دو سفر به کربلا رفتم و در هر دو سفر مقید بودم که بر سفر قبر مرحوم آیت الله العظمی صافی حضور پیدا کنم و دیدم که خداوند چه توفیقی نصیب این مرد بزرگ کرد و در کجا دفن شده است؛ جایی که دائما محل رفت و آمد ملائکه الهی است. به یک معنا مرقد مطهر امام حسین(ع) حتی جزو حائر هم هست اما نظر برخی فقها و خود من این است که حائر محدوده معینی است و جزو حائر نیست. ولی بر طبق یک نظر تمام صحن مطهر جزو حائر است.

در کربلا هم با بعضی علمایی که از شاگردان مرحوم والد ما بودند و آنجا تدریس خارج دارند، ملاقات داشتم؛ یعنی آنها به دیدن من آمدند و اصرار داشتند که جلسه ای را با اساتید کربلا داشته باشیم و وقت نبود. کما اینکه در نجف هم بعضی ها گفتند جلسه ای با اساتید نجف داشته باشیم و آن هم وقت حاصل نشد.

در نجف بیت امام خمینی(س) را زیارت کردیم و آنجا دیداری هم با جناب حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی آقای خمینی داشتیم. اتاقی که نشسته بودیم اتاق بیرونی خانه امام بود. گفتم من خاطره ای از مرحوم والدم دارم که قبل از انقلاب نجف مشرف شده بودند و فرمودند من شب با آقا مصطفی قرار گذاشتیم که بیرونی خانه امام بیاییم و نشسته بودیم و صحبت می کردیم. اول من از آقا مصطفی سراغ آقا را گرفتم و گفت وقت خواب آقا است و رفته که بخوابد. وسط صحبت و گعده ما بود که دیدیم امام تشریف آوردند و فرمودند من در اندرونی صدای شما را شنیدم که تشریف آورده اید و دلم نیامد تا صبح صبر کنم و آمده ام شما را ببینم.

پدرم فرمود آن ملاقات به قدری برای من لذت داشت و دلچسب من شد. این خاطرات مقداری در آن بیت بازگو و تداعی شد و من خیلی خوشحالم بیت امام توسط برادر بزرگوارمان آیت الله سید حسن آقا حفظ شده و واقعا از کارهای بسیار خوب و لازم این بود که مردم ببینند یک مرجع تقلید نزدیک به ۱۵ سال در کجا زندگی می کرده و آشپزخانه خانم امام به اندازه یک مغازه زیر پله داخل پاساژ است. مردم باید اینها را بدانند که امام ما و خانواده اش کجا زندگی می کردند و چه قدر برای اسلام رنج را متحمل شدند تا اسلام و مکتب شیعه بماند و این کشور مستقل باشد و نظام اسلامی پیدا کند.

از جاهایی که دعوت شدم و وقت بود، مؤسسه آل البیت(ع) در نجف بود؛ که برادر بزرگوارمان حجت الاسلام و المسلمین شهرستانی اداره می کنند و نماینده ایشان حجت الاسلام و المسلمین احسان جواهری است. مؤسسه ای بسیار موفق است و متون قدیمی که میراث شیعه است را احیا می کنند و محققین فراوانی دارد.

عمدتا ما در نجف مهمان بیت آیت الله حسن جواهری بودیم و واقعا خوشحالیم که امروز بیت آیت الله جواهری درس و بحث و تحقیق دارند و مورد توجه حوزه و علما و بزرگان هستند. در دیداری هم که با آیت الله سیستانی داشتیم، آیت الله حسن جواهری هم حضور داشتند و جلسه بسیار خوبی بود.

در این سفر دیداری هم با حجت الاسلام والمسلمین حاج علی آقای خمینی داشتم، خوشحالم که ایشان آنجا تدریس دارند و موفق هم هستند و ملجأیی برای طلاب ایرانی آنجا شده است. تلاش و فعالیت های خوبی در این جهت دارد که طلاب ایرانی که واقعا دنبال درس و بحث هستند بیشتر در حوزه نجف حضور پیدا کنند و واقعا باید یک ارتباط خیلی عمیقی بین حوزه قم و نجف باشد. باید طلبه برای درس و بحث و رشد علمی آنجا حضور پیدا کند. هم اساتید حوزه قم باید به آنجا بروند و هم اساتید آنجا با طلابی که می روند برنامه علمی داشته باشند. یعنی باید یک ارتباطات علمی بین دو حوزه قم و نجف محقق شود.

یکی از بزرگان جامعه مدرسین به بنده فرمودند کارگروهی در جامعه مدرسین تشکیل شده و دارند شکل ارتباط حوزه های نجف و قم را بررسی می کنند.

برای حفظ و تقویت شیعه در دنیای امروز، همه حوزه های شیعه باید با هم مرتبط باشند و تقویت های علمی، تبادل علمی، تبادل افکار و تبادل کتاب ها صورت بگیرد. مثلا از کتاب های حوزه قم، در نجف کم می بینید و خیلی از آقایان آنجا اظهار بی اطلاعی می کنند و این یک ضعف است. علاوه بر این، بالأخره برای حفظ و صیانت شیعه.

دیروز در پاکستان یک حادثه بسیار فجیع انجام شده که بحمدلله مراجع عکس العمل نشان دادند. عده زیادی از شیعیان بی گناه را در نماز جمعه به شهادت رساندند. شیعه اگر بخواهد قوی و محکم بماند و مکتب اهل بیت(ع) را حفظ کند، شرط اولش ارتباط علمای شیعه با هم است؛ ارتباط حوزه های شیعه. اساتید حوزه های قم و نجف باید با هم مراوده داشته باشند، کتاب ها به دو حوزه منتقل شود و از آراء فقهی، اصولی، تفسیری، تاریخی و حدیثی یکدیگر کاملا مطلع شوند. اینها می شود ارتباط قوی که امیدواریم هرچه زودتر واقع شود.

یکی از مواردی که در این سفر صورت گرفت این بود که در نجف بعضی از طلاب ایرانی اصرار داشتند که من جلسه ای با طلاب ایرانی داشته باشم. شاید حدود 500 نفر باشند اما جلسه آنها حدود 300 نفر می شود. اما هرچه خواستیم تنظیم کنیم و موفق شویم که جلسه ای با اینها داشته باشیم، نشد. حتی در جلسه ای که با حاج علی آقا داشتیم ایشان گفتند بعضی اساتید قم اینجا هستند و در همین یک هفته درس گذاشته اند؛ از جناب آقای شب زنده دار و یکی دیگر از آقایان نام بردند که به نظرم آقای سید جواد شبیری بود. سید علی آقا فکر خوبی دارد که اساتیدی که آنجا مشرف می شوند ولو یکی دو جلسه یک بحث علمی با طلاب ایرانی داشته باشند و من هم خیلی از این سلیقه استقبال کردم و گفتم فکر بسیار خوبی است.

 

یکی از نکاتی که در این سفر مورد مسرت بنده شد این بود که حدود 70 نفر از طلاب مرکز فقهی کابل ما در نجف حضور پیدا کرده اند و جزو طلاب بسیار ممتاز درس های خارج آنجا شده اند. در همه امتحانات قبول شده اند و مورد توجه مراجع و علمای بزرگ قرار گرفته اند. اینها هم جلسه ای را از من دعوت کردند و روز آخر که می خواستم بیایم موفق شدیم جلسه ای با اینها بگذاریم. طلاب خیلی بانشاط، محکم و در مسیر تحصیل علم جدی بودند و من امیدوارم خیلی از آنها جزو مجتهدین شوند و به افغانستان برگردند.

مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) در قم و مشهد بسیار موفق است و الآن بیش از 15 سال است که این مرکز را در کابل هم داریم و به اعتراف علمای شورای حوزه علمیه کابل، بسیاری از ممتازین هر سال از همین مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) هستند. عده ای از اینها در مناطق دیگر افغانستان مدرسه درست کرده اند، امام جمعه شده اند و عده ای هم به نجف آمده اند که حدود 70 نفر هستند.

اصرار اینها بر این بود که شما شعبه ای از مرکز فقهی را در نجف احداث کنید، من هم تقریبا از 10 سال پیش در فکر این قضیه بوده ام ولی توفیقش را نداشته ام و گفتم دعا کنید امیرالمؤمنین(ع) این توفیق را بدهد که ما بتوانیم شعبه ای از مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) را در نجف احداث کنیم. البته در سفرهای قبل برخی از اساتید خود نجف هم از من این مطالبه را داشتند. چون بالأخره الآن حوزه به مراکز  تخصصی نیاز دارد که تجربیات و برنامه هایی که دارند را برای حوزه نجف پیاده کنند. البته زعامت حوزه نجف با مراجع و حضرت آیت الله سیستانی است و باید همه برنامه هایی که انجام می شود با نظر این مراجع و مخصوصا ایشان باشد. من هم اگر بخواهم این کار را انجام بدهم حتما نظر ایشان را جویا خواهم شد.

حتی در نمایشگاه کتاب هایی که قبلا در نجف برگزار می شد، اصرار آنها این بود که منشورات مرکز فقهی به عربی ترجمه شود و آنها هم مسأله احداث مرکز فقهی را زیاد دنبال می کردند.

 ان شاء الله. ما بررسی کرده ایم که به چه نحوی می توانیم انجام بدهیم و با بعضی از متدیّنین و خیّرین صحبت کنیم که ان شاء الله این کار انجام شود.

ارسال نظرات