از تئوری «شکست خدا» تا اجرای «برنامه ماه خدا»؛ معمای حضور الهام اخوان در شبکه نسیم
به گزارش گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، اخبار واصله از شبکه نسیم حکایت از آن دارد که «الهام اخوان»، بازیگر سینما و تلویزیون، قرار است سکاندار ویژهبرنامه افطار این شبکه در ماه مبارک رمضان باشد. برنامهای که علیالقاعده باید مروج معنویت، توحید و امید به رحمت الهی باشد، حالا به دست کسی سپرده شده که سابقه فعالیتهای مجازیاش، مسیری کاملاً معکوس را نشان میدهد.
با بازخوانی فعالیتهای مجازی این بازیگر، به استوری بحثبرانگیزی میرسیم که وی در بحبوحه التهابات اجتماعی (موسوم به شبهکودتای دیماه) منتشر کرده بود. اخوان با بازنشر متنی منتسب به گابریل گارسیا مارکز از کتاب «صد سال تنهایی»، گزارهای تکاندهنده را تایید کرده بود: «شاید خداوند قرنها پیش در نبرد با شیطان شکست خورده است و این جهان به دست شیطان اداره میشود...».
این گزاره، نماد بارز نوعی «جبرگرایی»، «پوچانگاری» و تسلیم در برابر وضع موجود است؛ تفکری که تمام بیعدالتیها را نه محصول اختیار و انحراف بشر، بلکه نتیجهی ناتوانی خالق هستی میداند.
این در حالی است که ماه رمضان در اندیشه اسلامی، دقیقا نقطه مقابل این تفکر است. رمضان ماه «تسلط بر نفس»، تمرین «اراده» و مقدمهای برای «قیام به قسط» است. فلسفه ارسال رسل و انزال کتب، برانگیختن انسانها برای برپایی عدالت است، نه پذیرش شکست خدا در برابر اهریمن. حال سوال اساسی اینجاست: مجریای که در منظومه فکریاش (یا دستکم در ویترین رسانهایاش) خدا را شکستخورده و جهان را ملک طلق شیطان میداند، چگونه میتواند مخاطب را به سوی «لا اله الا الله» و امید به نصرت الهی رهنمون سازد؟
نکته قابل تأملتر، رویکرد مدیریتی سازمان صداوسیماست. در شرایطی که برخی مجریان و نیروهای انقلابی به کمترین بهانه یا تحت فشار هیاهوی رسانههای معاند (همچون اینترنشنال) مورد بازخواست قرار گرفته و حتی از آنتن حذف میشوند، فرش قرمز برای کسانی پهن میشود که مبانی اعتقادیشان با روح برنامههای مناسبتی در تضاد است.
این پارادوکس مدیریتی، شائبهای را تقویت میکند که گویی مدیران رسانه ملی برای جذب مخاطب یا فرار از فشارهای طبقه سلبریتی، حاضرند حتی بدیهیترین اصول محتوایی برنامههای مذهبی خود را نادیده بگیرند.
کسی مخالف فعالیت هنری افراد نیست، اما «اجرای تلویزیونی» آن هم در «ویژهبرنامه ماه رمضان»، جایگاه تبیین و الگوسازی است. حضور فردی با چنین سابقهی اظهارنظری، بدون هیچگونه اصلاحیه، توضیحات تکمیلی یا ابراز ندامت از آن نگاه یأسآلود، دهنکجی به مخاطب مومن رسانه ملی تلقی میشود.
اگر این پست اینستاگرامی محصول هیجانات زودگذر یا عدم درک عمیق از محتوا بوده است، حداقل انتظار این است که پیش از سپردن آنتن زنده به این بازیگر، توضیحات شفافی ارائه شود و یا فضای گفتگو و مناظرهای برای تبیین این خطاهای فکری فراهم گردد. در غیر این صورت، آنتن شبکه نسیم در ماه خدا، میزبان تناقضی آشکار خواهد بود که نه با عقل جور درمیآید و نه با شرع.
نکته مهمتر آن است که مخاطب با بروز چنین اتفاقاتی تصور میکند، سخنان کفر آمیز یا مورد تأیید رسانه ملی جمهوری اسلامی است یا از نظر رسانه ملی که قرار بود دانشگاه باشد، انتشار سخنان کفر آمیز هیچ هزینه و تبعات خاصی ندارد!
متأسفانه این رویه صدا و سیما در فتنه های سیاسی نیز تکرار شده است و بازیگران بسیاری پس از خوش رقصی برای دشمنان ملت و دهن کجی به مردم شریف ایران، باز هم به عنوان سوپر استار در سریالهای تلویزیون ظاهر شده و اخبار دستمزدهای میلیاردیشان، قلب رنجور مردم در فشارهای اقتصادی و تنشهای سیاسی اجتماعی برآمده از این طبقه اولیگارشی، نه تنها شاد نمی شود که بیشتر به درد می آید.