از «تیم اپستین» تا «خدای خامنهای»: همان که با «شیطان» رقابت میکند، از «عیسی» محافظت میکند
این جمله کوتاه، دو داستان متضاد را در یک جعبه قرار میدهد:
1. داستان «تیم شیطان» (Team Satan):
به گفته این خبرنگار، تیم اپستین نماد یک نیروی مظلم جهانی است؛ یک امپراطوری بیخلاقیت، بیاخلاقیت و ضدانسانی که با نماد «شیطان» تشخیص داده شده است. در این دیدگاه، «پهلوی» یک نماد سیاسی است که در این جنگ جهانی در سمت نیروهای تاریک قرار گرفته است.
2. داستان «تیم خدای ما» (Team Our God):
در مقابل این نیروی تاریک، خبرنگار آلمانی خود را در تیمی قرار میدهد که حداقل یک «خدایی» دارد. این عبارت «حداقل او خدایی دارد»، شگفتانگیزترین بخش این ادعاست. او میگوید حتی اگر خدای او آلمانی و مسیحی نباشد، حداقل خامنهای یک مفهوم «خدایی» را در بردارد. اما نکتهای که واقعاً لبه دارد، تأکید او بر احترام شیعیان به عیسی است.
او ادعا میکند که چیزی را در تیم اپستین پیدا نمیکند که بتوان آن را با «عیسی» مطرح کرد. این بیان، نه تنها یک حمله به یک طرف سیاسی، بلکه یک دفاع قاطع از هویت مذهبی دیگری است. او به این معنی میگوید که حتی در رقابتهای شدید جهانی، شیعیان به نقش «عیسی» در آینده احترام میگذارند، در حالی که دیگران این احترام را ندارند.

این توییت، بیشتر از یک انتخاب سیاسی، یک انتخاب مدنی و معنوی است. خبرنگار آلمانی، با قرار دادن خود در تیم «خدای خامنهای» علیه «تیم شیطان»، در واقع یک جدایی اساسی بین دو جهان اندیشه ایجاد کرده است:
جهانی که بر پایه «خدایی» است: حتی اگر این خدایی متفاوت از خدایی خود باشد، وجود یک ارزش مطلق (خدایی) آن را شرعیت میدهد. در این دنیا، حتی حرمت یک پیامبر (عیسی) عامل تجمع و هویتسازی است.
جهانی که بر پایه «شیطان» است: جهانی بدون خدایی، بدون معنای مطلق، جهانی که تمام ارزشها نسبی است و تمامی چیزها برای دستیابی به قدرت قابل قبول است. در این دنیا، حتی نام یک پیامبر مقدس (عیسی) نیز مورد ستم قرار میگیرد.
این خبرنگار، با قرار دادن خود در این جنگ، نشان داده است که برای بسیاری از مردم غرب، جنگ در سطح سیاست، در واقع یک جنگ در سطح معنای وجودی است. آنها دیگر برای «حقوق بشر» یا «دموکراسی» مبارزه نمیکنند، بلکه برای بقای معنای «خدایی» در دنیایی که به نظر میرسد که از همه چیز سرمایهگذاری میشود، مبارزه میکنند.
این توییت کوتاه، یکی از شگفتانگیزترین تصاویر «بیداری تاریخی» را در یک لحظه تجسم کرده است. یک خبرنگار غربی، به جای حمایت از یک نیروی سنتی مسیحی در برابر اسلام، خود را در تیم یک رهبر مسلمان قرار داد، زیرا برای او، «خدایی» و «احترام به عیسی» در آن تیم وجود دارد، در حالی که در مقابل، تنها «شیطان» و تاریکی مطلق میبیند.
این شاید آخرین نقطه در فهم این است که در جنگهای آینده، خطوط تقسیمبندی نه بر پایه ملت و نه بر پایه رنگ، بلکه بر پایه ارزش معنوی خواهد بود.