۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۸
کد خبر: ۸۰۶۷۸۴

پرونده اپستین؛ از رسوایی اخلاقی تا شبکه پنهان جنایت و جنگ شناختی

پرونده اپستین؛ از رسوایی اخلاقی تا شبکه پنهان جنایت و جنگ شناختی
رسوایی اپستین از یک انحراف فردی فراتر رفته و آشکارگر «حکمرانی پنهان» و فساد سازمان‌یافته در ساختار قدرت غرب است؛ شبکه‌ای که از کودک‌آزاری سیستماتیک تا خشونت‌های آیینی و مناسک سیاه پیش رفته و با مدیریت افکار عمومی، راهبردی مبتنی بر «ترس و تسلیم» را دنبال می‌کند.
به گزارش خبرنگار گروه فرق و اداین خبرگزاری رسا، پرونده موسوم به جفری اپستین، در سال‌های اخیر از یک رسوایی اخلاقی فردی فراتر رفته و به یکی از پیچیده‌ترین نمونه‌های فساد سازمان‌یافته در ساختار قدرت غرب تبدیل شده است. بازخوانی تحلیلی اسناد، اظهارات و روایت‌های منتشرشده نشان می‌دهد آنچه در جزیره اپستین رخ داده، نه یک انحراف استثنایی، بلکه نمودی از یک الگوی تکرارشونده در «حکمرانی پنهان» تمدن مدرن غرب است؛ الگویی که هم‌زمان واجد ابعاد جنایی، آیینی و شناختی است.
 
ماهیت شبکه‌ای فساد؛ اپستین به‌مثابه کارگزار، نه کانون
 
تحلیل‌های ارائه‌شده در متون مرتبط با این پرونده تأکید دارند که تقلیل ماجرا به شخصیت اپستین، خطایی راهبردی در فهم مسئله است. شواهد موجود از فعالیت یک شبکه سازمان‌یافته حکایت دارد که اپستین تنها یکی از کارگزاران اجرایی آن به شمار می‌رفت. این شبکه، طیفی گسترده از نخبگان سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی مذهبی غرب را در بر می‌گیرد؛ چهره‌هایی که در عرصه عمومی با ظاهری موجه، روشنفکرانه و انسان‌دوستانه ظاهر می‌شوند، اما در پشت پرده در مناسباتی پیچیده از خشونت، سوءاستفاده و جنایت مشارکت دارند.
 
بر این اساس ، پدیده اپستین نه یک استثنا، بلکه «قاعده‌ای پنهان» در تاریخ معاصر غرب است؛ قاعده‌ای که نمونه‌های مشابه آن در نقاط مختلف جهان و در دوره‌های گوناگون قابل ردیابی است.
 
سیر تشدید جنایات؛ از انحراف جنسی تا خشونت آیینی
 
در لایه‌بندی جرم‌شناختی پرونده اپستین، سه مرحله متمایز و تصاعدی قابل شناسایی است. در مرحله نخست، افشاگری‌ها حول محور روابط نامشروع سازمان‌یافته و ترانزیت زنان و دختران برای نخبگان سیاسی و اقتصادی متمرکز بود؛ روایتی که رسانه‌های جریان اصلی تلاش کردند آن را در چارچوب «فساد اخلاقی متعارف» مهار کنند.
 
با انتشار اسناد تکمیلی، مرحله دوم آشکار شد: کودک‌آزاری سیستماتیک و سازمان‌یافته. این سطح از جنایت، پرسش‌های بنیادینی را درباره ماهیت قدرت در غرب مطرح کرد؛ اینکه چگونه افرادی با دسترسی نامحدود به ثروت و لذت، به سوءاستفاده از کودکان ۱۳ تا ۱۵ ساله روی می‌آورند.
 
اما عمیق‌ترین و هولناک‌ترین لایه، مرحله سوم است؛ جایی که پرونده از منطق لذت‌جویی جنسی عبور کرده و به قلمرو خشونت‌های آیینی و سیاه وارد می‌شود. گزارش‌هایی از شکنجه روانی شدید، مثله‌کردن بدن قربانیان، آدم‌خواری، سوزاندن اجساد با اسید و قتل‌های همراه با ایجاد وحشت، نشان می‌دهد که با مناسکی مواجه‌ایم که بدون فرض یک جهان‌بینی خاص قابل توضیح نیست. در این سطح، حتی مقدسات مذهبی نیز از تعرض مصون نمانده‌اند.
 
خلأ روایت و پیامدهای شناختی؛ مدیریت افکار عمومی از مسیر ترس
 
یکی از محوری‌ترین مؤلفه‌های این پرونده، نحوه روایت آن در رسانه‌های مسلط است. اسناد مرتبط با اپستین به‌صورت قطره‌چکانی، ناقص و بعضاً سانسور شده منتشر می‌شوند و رسانه‌های جریان اصلی، به‌جای ارائه یک تبیین منسجم از چرایی و چیستی این جنایات، صرفاً به بازتولید تصاویر پراکنده‌ای از وحشت بسنده می‌کنند.
 
این «خلأ روایت»، کارکردی مشخص در جنگ شناختی دارد. نخست، تولید هراس اجتماعی؛ القای این پیام که شبکه‌ای بی‌مهار، بدون خط قرمز و قادر به هر سطحی از خشونت وجود دارد. دوم، ایجاد یأس و ناامیدی؛ نمایش قدرت مطلق و قساوت بی‌حد این جریان، به‌گونه‌ای که هرگونه تصور مقابله، بی‌معنا جلوه داده شود.
 
بر اساس این تحلیل، حتی انتشار کنترل‌شده بخشی از اسناد نیز می‌تواند بخشی از راهبرد همین شبکه برای مدیریت افکار عمومی باشد؛ راهبردی مبتنی بر «ترس و تسلیم»، نه اقناع و شفافیت.
 
فراتر از یک پرونده جنایی
 
پرونده اپستین، در این خوانش، صرفاً یک موضوع قضایی یا اخلاقی نیست، بلکه نشانه‌ای از بحران عمیق‌تری در نظم معرفتی و روایی جهان معاصر است؛ بحرانی که بدون بازسازی روایت و افق معنایی، به تولید وحشت، انفعال و فروپاشی اعتماد اجتماعی خواهد انجامید.
برگرفته از نشست آنلاین جزیره ای به قدمت تاریخ
ارسال نظرات