جزئیاتی از یک عملیات غافلگیری توسط حزب الله
17 فوریه سال 1986 چهل سال قبل وقتی سمیر مطوط (حاج جواد) از خانه بیرون میرفت با خود تمام اطلاعاتی که در چند روز گذشته به دست آورده بود را مرور کرد. او مسئولیت بزرگی بر عهده داشت که اگر موفق می شد میتوانست دستاورد بزرگی برای جوانان مقاومت باشد. در عین حال سمیر بسیار آرام و رفتاری عادی داشت.
ساعت 11:45 دقیقه ظهر اذان ظهر به وقت محلی بود و اسرائیلی ها با تصور اینکه در چنین ساعتی نیروهای مقاومت مشغول عبادت خواهند شد سعی کردند از این فرصت استفاده کرده و کاروانی 12 نفره از سربازان خود را در محلی که میخواستند جا به جا کنند. غافل از اینکه سمیر به عنوان فرمانده این عملیات تصمیم داشت درست در همین ساعت نقشه را عملی کند.

دو ماشین مرسدس بنز، یکی سیاه و دیگری قرمز در مقابل کاروان ظاهر شدند و اعضای عملیات به سرعت و دقت بالایی کاروان سربازان اسرئیلی را متوقف کردند و تعدادی را کشتند و دو سربازی را که هنوز زنده بودند به سرعت به ماشین پژویی که همان نزدیکی آماده بود منتقل کرده و از منطقه خارج شدند.
سمیر مطوط و سعید حرب موفق شدند دو افسر اسرائیلی را در جاده قنین-بیت یاحون در منطقه بنت جبیل، در داخل «منطقه امنیتی» به اسارت بگیرند. یکی از دو افسر زخمی مدتی بعد در ویدئویی که توسط مقاومت اسلامی منتشر شد، زنده ظاهر شد. این عملیات «عملیات شیخ شهدا» نام گرفت و آنها این موفقیت را به، شیخ راغب حرب، در دومین سالگرد شهادتش توسط اسرائیل تقدیم کرد.
مقاومت اسلامی در بیانیه خود در خصوص این عملیات، اعلام کرد: «خون ریخته شده دو سال پیش از پیکر شهید شیخ راغب حرب، در رگهای ما جاری شد، خروشان و خروشان، و با خون حسین(ع) درآمیخته. رزمندگان ما امروز برای انتقام مظلومان و شکنجهشدگان، برای انتقام خون شهید عزیزمان، و با آرزوی تمام کسانی که در خیام بازداشت شدهاند، به راه افتادند.»

کارت شناسایی دو اسیر اشغالگر
چند روز بعد دوباره حزبالله عکسی را در روزنامه رسمی خود، العهد، منتشر کرد که دو زندانی زخمی را در سلول خود نشان میداد، در حالی که تصاویر امام خمینی و امام موسی صدر پشت سر آنها، به همراه شعار آن زمان، «تنها مقاومت اسلامی پاسخ است»، دیده میشد. این روزنامه افزود که پس از آنکه اسرائیلیها به دستور مقاومت مبنی بر توقف حملات خود به روستاهای آزاد شده، که پاسخی به این عملیات بود، توجه نکردند، یکی از دو افسر را اعدام کرده است.

پس از این عملیات، حزبالله توانست دو معامله تبادل اسرا را انجام دهد. اولین مورد، در سال 1991، منجر به آزادی چندین زندانی و بازگرداندن بقایای شهدا، از جمله قهرمان عملیات وحدت اسلامی، شهید عبدالله عطوی (الحر العاملی)، در ازای اطلاعات مربوط به سرنوشت دو زندانی کشته شده شد. مورد دوم، در سال 1996، آزادی چندین زندانی دیگر و بقایای شهدا، از جمله جسد فرمانده عملیات، شهید حاج سمیر مطوط، را در ازای اجساد دو زندانی که حزب پس از مرگ زندانی دوم دفن کرده بود، تضمین کرد.

اما ماجرای جالب حال و هوای سمیر در آن روز مهم بعد از چنین لحظات حساسی را بخوانید: «سمیر به خانه خود در منطقه «اوزاعی» رفته و ماشین خود را در کنار تعداد زیادی از مردم که در آنجا تجمع کردند، پارک میکند تا به خانه رفته و لباس خود را عوض کند. از افرادی که در کنار خیابان تجمع کرده بودند، میپـرسد چه خبر است؟ آنها میگویند مگر اخبار را نشنیدی؟ مقاومت توانست دو سرباز اسرائیلی را به اسارت ببرد. وی بدون اینکه هیچ حرفی بزند، مدتی به سخنان پرشور و حماسی این افراد گوش میدهد و سپس به خانه رفته، لباسهایش را عوض میکند و با ماشینی که دو اسیر اسرائیلی در داخل آن بودند، از کنار جمعیت دور شده و به مکان نامعلومی میرود.»

مقاومت اسلامی از چنین جوانانی تشکیل شده و اکنون که بسیاری از فرماندهانش به شهادت رسیدند چون ققنوسی از خاکستر خود دوباره سر برخواهد آورد و آتش خشمش اشغالگران را راحت نخواهد گذاشت.