۰۹ فروردين ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۱
کد خبر: ۷۷۷۸۳۷

خاطره‌ای شنیدنی از آیت الله‌ حاج‌شیخ محمدعلی‌ اراکی‌

خاطره‌ای شنیدنی از آیت الله‌ حاج‌شیخ محمدعلی‌ اراکی‌
نشستی در محضر حضرت آیت‌الله اراکی رضوان‌الله تعالی داشتیم، معظم‌له، ضمن بیان تذکرات اخلاقی و نکات معنوی، اشاراتی نیز به شخصیت والای امام خمینی قدس سره و داستاتی شگفت‌انگیز از یکی از علمای اهل معنا و زاهد یزد داشتند.
به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، مرحوم حضرت آیةالله حاج شیخ ابوالحسن مصلحی‌اراکی رضوان‌الله الله تعالی علیه، آقازاده حضرت آیةالله‌العظمی اراکی طاب‌ثراه یکی از اساتید دوست داشتنی، خلیق، با معنویت و بسیار فهیم و عالم مدرسه حقانی آن سال‌های خوب و شیرین طلبگی ما که هنوز رایحه‌ی روح‌نواز شهیدین والامقام و عزیز حضرات آیات بهشتی و قدوسی رضوان‌الله تعالی علیهما در فضای مدرسه استشمام می‌شد و به برکت حضور شاگردان وارسته و شایسته ایشان در مدیریت مدرسه، حال و هوای خاصی بر مدرسه حاکم بود و در آن محیط معنوی در زیر سایه اساتید بزرگی همچون حضرت آیةالله‌میرزا علی آقا احمدی میانجی طاب‌ثراه و مرحوم حضرت آیةالله قافی رحمةالله‌علیه، ایام سرشار از نشاط معنوی و پرشرری حاکم بود.
 
 به واسطه مرحوم استاد، آقازاده ارجمند، سالانه و در مناسبت‌ها دیداری با عالم ربانی و الهی و عارف صمدانی حضرت آیةالله‌العظمی اراکی توفیق و روزی ما بود. اغلب این دیدارها توسط یکی از طلبه‌های خوش ذوق مدرسه به نام آقای محمود دامغانی که از اهالی بم است که هنوز هم در حوزه نشر فعال است، ضبط می‌شد که کار ارزشمند و ستودنی ایشان بود. و الحمدلله این آثار ارزشمند به همت ایشان حفظ گردید و در مناسبت‌های مختلف منتشر می‌سازد. در زیر روایت شنیدنی یکی از این دیدارها که توسط جناب حاج شیخ محمود دامغانی ضبط و استخراج شده است، تقدیم می‌شود.
 
اصل روایت: 
 
در یکی از این دیدارها که در زمستان سال ۱۳۶۳  انجام گرفت وجمعی از طلاب مدرسه منتظریه (حقانی) قم دیدار و نشستی در محضر حضرت ایت‌الله العظمی اراکی رضوان‌الله تعالی داشتیم، معظم‌له، ضمن بیان تذکرات اخلاقی و نکات معنوی، اشاراتی نیز به شخصیت والای امام خمینی قدس سره و داستاتی شگفت‌انگیز از یکی علمای اهل معنا و زاهد یزد داشتند. توفیق ضبط آن سخنرانی نصیب بنده شد که بحمدالله یکی از بهترین اسناد عرفانی از شیخ الفقها بود که  از باقیات الصالحات برایم باشد، ان‌شاءالله، حال که بعد از چهل سال می‌نشینیم پای صحبت یکی از ذخائر اسلام و انقلاب اسلامی و فیض می‌برم از محضر پر برکت این مرد خدا. رضوان الله تعالی علیه
 
 با احترام 
محمود دامغانی
 ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ 
 
جلسه بعد سخنان حضرت آیه الله العظمی اراکی با سوالات دوستان و پاسخ ایشان ادامه یافت.
 
حاج آقا راجع به درس خواندن و نحوه‌ی تحصیل هم بفرمائید؟
 
حضرت آیةالله العظمی اراکی: من پیش مرحوم آشیخ جعفر درس خواندم مرحوم آشیخ جعفر یک شخص بی‌بدیلی بود. در تقوی و در ورع. آشیخ جعفر رسم عملی‌اش این بود چون مدرِّس بود در مدرسه سپهداری درس می‌گفت، طبقه به طبقه [ =صنوف مختلف] اشخاص می‌آمدند از صبح تا غروب آفتاب [ایشان] درس می‌گفت.
 
رسمش این بود از مقدمات گرفته تا سطوح تا برسد به درجه اجتهاد، [ درس می‌داد و معتقد بود] تا زمانی‌که فرد به درجه اجتهاد نرسیده باید یک مقلَّدی را داشته باشد. تقلید صحیحی کرده باشد و اعمال [ و عبادتش] از نماز و روزه او که می‌گیرد، مطابق با آن رساله عملیه باشد.
 
قضیه‌ای یادم افتاد که روایت عالی‌السندی [دارد]،  سندش خیلی عالی است، من خودم یک از روات آن سندم و بعد از من مرحوم آشیخ عبدالکریم است. بعد از آشیخ عبدالکریم، حاج ملاحسن یزدی است حاج ملاحسن را حاج عبدالکریم تائیدش کرده حاج ملاحسین از مریدهای خاص مرحوم [آیةالله العظمی سیدمحمد کاظم] طباطبایی صاحب عروه بود. بقدری به او علاقه داشت که دخترش را هم تزویج به او کرد.
 
یک راوی [ این قضیه‌ائی که قصد نقل آنرا دارم] منم، یک راویش مرحوم آشیخ عبدالکریم یک راوی [ دیگرش] مرحوم ملاحسن یزدی است. سه تا راوی، این عالی‌السند یعنی سندش محکم است.
 
مرحوم ملاحسن یزدی گفت: در یزد که بودم یک محلی است در یزد، تفت به آن می‌گویند، آنجا کوهی است [ به نام ] کوه تفت که در توحید مفضل هم مرحوم مجلسی قضیه معجبه‌ائی را از کوه تفت نقل کرده. 
 
می‌گوید در آن کوه تفت یک عابدی بود مدتها در آن کوه مشغول به عبادت بود، در آنجا منزل کرده بود و عبادت می‌کرد. مرحوم ملاحسن می‌گوید، من رفتم به دیدن او تا ببینم از دراویش است؟ فهمیدم که این اعمالش از روی رساله عملیه است و اعمالش درست است. 
 
گفتم : خب تو در اینجا بوده‌ای چیز تازه‌ای دیده‌ای
گفت: بله دیده‌ام.
 گفت: یک روز اینجا نشسته بودم،  شخصی آمد و گفت: که شما مقید هستی که اینجا تنها باشی،  دلت  رفیق نمی‌خواهد؟ اگر یک کسی هم طالب این وضع شما شد و خواست با شما شرکت کند، مانع نیسی؟
 
گفتم: نه !
گفت: من می‌خواهم همین جا با شما رفیق باشم.
 
می‌گوید من چند روزی که با او بودم، تعجب کردم از حال این، من خسته می‌شدم بعد از چند رکعت نماز که می‌خواندم اما او خستگی ندارد [ همین‌که] السلام‌علیکم می‌گوید، بلند می‌شود و می‌گوید الله‌اکبر،[ به نماز می‌ایستد] من حسرت کشیدم [که‌او] همین‌طور مشغول نماز هست. خیلی تعجب کردم تا این‌که روزی دم غروب آفتاب شد، رفته بودم پائین کوه یک جدول آبی بود که وضو بگیرم برای نماز مغرب و عشاء تا اول وقت [نمازم را] بخوانم، وضو گرفتم و آمدم بالا که اذان و اقامه بگویم  و آماده شوم برای نماز مغرب و عشا  دیدم این رفیق ما رفته سر جدول وضو بگیرد،  دارد  می‌آید بالا و هی غُرغُر می‌کند. 
 
گفتم: چی شده؟
گفت: شما می‌خواهی چه کار کنی؟ 
 
گفتم: هیچ، اول وقت می‌خواهم نماز بخوانم. گفت: به‌به! شما واجبات را کنار می‌گذارید، مستحبات را می‌گیرید! نماز اول وقت مستحب است، واجب که نیست؟ امر به معروف واجب نیست؟ نهی از منکر واجب نیست؟ اخیر را می‌گذاری، به مستحب می‌پردازی؟!
 
گفت: توی یکی از این خانه‌ها که در ده  -دهی نزدیک همان کوه تفت- صدای لهو و لعب و آلات لهو می‌آید. 
گفتم: ای بابا!
 
گفت: همین ای باباها و مسامحه‌کاری‌های شما کار را به این‌جا رسانده، بس‌که مسامحه کردید در نهی از منکر کار را به این‌جا رساند. بالاخره ما را کشان کشان آورد پائین، رفتیم پائین کوه، دیدیم صدایی نمی‌آید. گفت: تو بیا بریم، این‌جا می‌خواهی صدا بیاید، بیا برویم دم خانه. ما را بُرد، بُرد از این کوچه به آن کوچه تا دم یک خانه.
 
گفت: این‌جاست، گفتم: این‌جا هم که صدا نمی‌آید. گفت، بیا برویم تو، ما را بزور کشاند تو، در خانه باز بود، رفتیم درون خانه، یک‌مرتبه ملهم [=متوجه]  شدم که ما سه تا حرام را انجام می‌دهیم، که[بفهمیم ] آیا یک حرامی واقع شده یا نشده؟. سه تا حرام مُسلَّم، برای یک حرام مشکوک.
تجسس حرام است،سوءظن حرام است، دخول در ملک غیر حرام است.
این سه حرام را انجام می‌دهیم که آيا یک حرامی واقع شده یا نشده؟!،
 
گفتم: نکند تو شیطان باشی که افتادی به‌جان من بیچاره!! تا من همچو کردم [و این گفتم] مثل کسی‌که مأیوس بشود، عقب عقب رفت و گفت: تو آن مقامی که برای تو می‌خواستم لایقش نیستی، لایق این میرزا علی‌محمد باب است!!. میرزا علی‌محمد شیرازی! 
 
بعد از ده سال  که از آن تاریخ گذشت، اسم میرزا علی‌محمد شیرازی بلند شد که به گوش من رسید! میرزا علی‌محمد باب را شنیده‌اید؟ رئیس بابی‌ها،فرقه ضاله!
 
حجت الاسلام و المسلمین حمید احمدی‌ حاجیکلایی 
ارسال نظرات