۰۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۲:۲۴
کد خبر: ۷۹۸۹۳۳
یادداشت؛

جاودانگی قرآن و مکتب تفسیری حضرت زهرا

جاودانگی قرآن و مکتب تفسیری حضرت زهرا
آموزه های قرآن فرازمانی و فرامکانی است و در هر عصری مفاهیم تازه ای از معارف بلند آن کشف می شود.

به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، از دیدگاه آیات اسلام دین جهانی و فراگیر و برای هدایت همه مردم است: إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعَالَمِينَ)؛ «[قرآن] جز یادآوری برای جهانیان [ چیز دیگری] نیست.»

حضرت فاطمه هم در بخشی از خطبه جامع خویش درباره عوامل جاودانگی قرآن می فرماید: «كِتَابُ اللَّهِ النَّاطِقُ وَالْقُرْآنُ الصَّادِقُ وَالنُّورُ السَّاطِعُ وَالصِّيَاءُ اللَّامِعُ؛ کتاب خداوند که گویا به حکم الهی است صادق است و در او هیچ باطلی راه ندارد. نورش چنان تلألؤ میکند که فراگیر است. آن روشنی دهنده و درخشنده ای که خود نورانی است و تاریکی ها را از غیر خود می زداید بَيِّنَةٌ بَصَائِرُهُ، مُنْكَشِفَةٌ سَرَائِرُهُ، مُتَجَلِّيَةٌ ظَوَاهِرُهُ؛ حجت و برهان های قرآن آشکار است» «مُغْتَبِطَةٌ بِهِ أَشْيَاعُهُ؛ پیروان قرآن مورد غبطه و حسرت امت های دیگرند.»

نقش قرآن تا در این عالم نشست نقش های کاهن و پاپا شکست فاش گویم آنچه در دل مضمر است این کتابی نیست چیزی دیگر است چون بجان در رفت جان دیگر شود جان چو دیگر شد جهان دیگر شود.

مثل حق پنهان و هم پیداست این

زنده و پاینده و گویاست این

این نوشتار در دو محور اصلی راز جاودانگی قرآن» و «مکتب تفسیری حضرت زهرا ، سامان یافته است.

عوامل جاودانگی قرآن

برخی ممکن است این پرسش را مطرح کنند که چرا قرآن جاودانه و عالمگیر شده و تاکنون کهنه نشده است دلایل متعددی وجود دارد که به چند نمونه اشاره می شود:

تأثیرگذاری و تازگی

یکی از دلایل جاودانگی نوآوری و تازگی قرآن در همه زمان ها و برای همه مردم است. امام باقر فرمود: «إِنَّ الْقُرْآنَ حَيٌّ لَا يَمُوتُ وَ الْآيَةُ حَيَّةٌ لَا تَمُوتُ فَلَوْ كَانَتِ الْآيَةُ إِذَا نَزَلَتْ فِي الْأَقْوَامِ مَاتُوا لَمَاتَ الْقُرْآنُ وَ لَكِنْ هِيَ جَارِيَةٌ فِي الْبَاقِينَ كَمَا جَرَتْ فِي الْمَاضِينَ؛ قرآن زنده است و نمی میرد و هر آیه آن نیز زنده است و نمی میرد؛ زیرا اگر آیه ای که درباره اقوامی نازل شده با مردن آنها می ،مُرد، قرآن نیز مرده بود؛ ولی قرآن در میان آیندگان جاری است همچنان که در میان گذشتگان جاری بود.»

بنابراین سر جاودانگی کلام خدا با وجود گذشت زمان و تلاوتِ بیشتر، طراوت و تازگی آن است؛ زیرا آموزه های قرآن فرازمانی و فرامکانی است و در هر عصری مفاهیم تازه ای از معارف بلند آن کشف می شود. شاعر می گوید:

شمیم عطر رحمان است قرآن

نسیم کوی جانان است قرآن

بود روشنگر راه سعادت

چو خورشید فروزان است قرآن

به گلزارش خزان راهی ندارد

بهاران در بهاران است قرآن

۲. سازگاری با فطرت

فطری بودن احکام الهی دلیل دیگر بر جاودانگی و همگانی بودن اسلام و قرآن است. قرآن احکام الهی را فطری بشر میداند؛ یعنی قوانین الهی با سرشت بشر تنیده شده و دین تأمین کننده خواستههای انسان در همه زمان هاست فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا؛ «پس روی خود را متوجه آیین خالص پروردگار کن این فطرتی است که خداوند انسان ها را بر آن آفریده.»

شهید مطهری می نویسد: «رمز دیگر خاتمیت و جاودانی بودن این دیـن کـه آن نیز از هماهنگی با قوانین فطری سرچشمه میگیرد این است که برای احتیاجات ثابت و دائم بشر قوانین ثابت و لایتغیری در نظر گرفته و برای اوضاع واحوال متغیر وی وضع متغیری را پیش بینی کرده است. اتفاقاً دین هر دو خاصیت را دارد؛ یعنی هم جزء نهاد بشر است، جزء خواسته های فطری و عاطفی بشر است و هم از لحاظ تأمين حوائج و خواسته های بشری مقامی را دارد که جانشین ندارد و اگر تحلیل کنیم، معلوم میشود اصلاً امکان ندارد چیز دیگری جایش را بگیرد.

۳. جامع بودن

یکی از دلایل جاودانگی قرآن جامع بودن است؛ یعنی قرآن تبیان هر چیزی است: وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ ). به همین دلیل قرآن پژوهان و مفسران مانند امام خمینی له معتقدند قرآن کریم کتابی است که از جهت ظاهری تمام مصالح شخصی، اجتماعی، سیاسی، کشورداری و مانند اینها در آن موجود است. ازاین رو قرآن از «جوامع گلم» کلمات (جامع به شمار می رود که برای همه طبقات انسانها در همه زمان ها نازل شده و برطرف کننده همه نیازهای انسان است. امام خمینی قرآن را از جهت باطنی نیز مشتمل بر همه حقایق می دانـد کـه تـمـام مـنـازل از منزل طبیعی و ملکی تا منازل روحانی و ملکوتی و جبروتی انسان در آن موجود است. امام صادق فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لَمْ يَدَعْ شَيْئاً تَحْتَاجُ إِلَيْهِ الْأُمَةُ إِلَّا أَنْزَلَهُ فِي كِتَابِهِ خداوند در قرآن همه نیازمندیهای بشر را نازل کرده است.»

۴. شادابی و طراوت

ممکن است چیزی سالها زنده بماند ولی در طول زمان تازگی و شادابی خود را از دست بدهد؛ اما قرآن افزون بر اینکه همیشه زنده است، هیچگاه کهنه و فرسوده نمی شود؛ بلکه همواره نو و باطراوت است. امام کاظم فرمود: «كَلَامُ اللَّهِ غَضٌ جَدِيدٌ طرِيٌّ شَاهِدٌ؛ کلام خدا همواره نو تازه باطراوت است.» شخصی از امام صادق ها پرسید چرا قرآن هرچه بیشتر منتشر و مطالعه میشود بر تازگی و طراوتش افزوده می شود؟ امام فرمود: چون خداوند آن را برای زمانی خاص و مردمی خاص نفرستاده است. قرآن در هر زمانی نو و برای هر مردمی تا روز قیامت تازه است. شادابی و طراوت همیشگی قرآن نشان میدهد که معارفِ قرآن لایه های عمیق و متعددی دارد که در مقاطع مختلف تاریخ کشف و از آن بهره برداری می شود.

د. هماهنگ با عقل و علم

معارفی که قرآن در زمینه خداشناسی هستی شناسی جهان شناسی، انسان شناسی و... ارائه میکند، دقیقاً منطبق با معیارهای عقلی و علمی است. از این رو در طول زمان زنده و جاوید است؛ همچنان که می فرماید: (سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَ فِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ): «نشانه های حکمت و قدرت] خود را در مجموعه جهان و در وجود خود آنان نشانشان می دهیم تا روشن شود برای آنها که او [خدا یا قرآن] حق است.»

این آیه شریفه در مقام بشارت از تکامل فکری آیندگان و بر اثر آن، روشن تر شدن حق بودن قرآن و قطعیت وجود یک مدبّر علیم و حکیم در جهان هستی است که هر چه بر عمق و وسعت کاوشگری ها و بررسیهای علمی دانشمندان افزوده شود و آن ها اسرار تازه تری از جهان و انسان به دست آورند به همان نسبت تجلیاتِ علم و حکمت از بطون آیات شریفه قرآن بیشتر میشود و افکار پژوهندگان علمی را به «وحدت» و یکتا بودن آفریننده جهان و گوینده قرآن متوجه تر و معتقدتر می سازد.

شیوه تفسیری حضرت زهرا

بعد از بیان دلایل جاودانگی قرآن به شیوه تفسیری حضرت زهرا به پرداخته می شود؛ یعنی حضرت زهرا ها برخی کلمات خود را به کلام خداوند مستند میکند؛ همانگونه که در برخی موارد به تفسیر آیات می پردازد و گاهی آیات را تأویل و تبیین می فرماید. در این فرصت به مواردی از اندیشه های تفسیری آن گرامی می پردازیم. برای مثال حضرت زهرا ها ضمن تفسیر آیات در خطبه های خویش درصدد بیان تطبیق آیات نیز بوده اند و کشف و تعیین این مصادیق، به کمک سیاق آیات صورت گرفته است.

۱. نشانه های عالمان ربانی

حضرت زهرا در تفسیر آیه ۱۰۲ سوره آل عمران، بعد از بیان فلسفه احکام مختلف الهی، می فرماید: (اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ) و سپس آيه (إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ) را مطرح میکند و می فرماید معنای «حق تُقَاتِهِ» (حق تقوای الهی در آیه اول و معنای «العلماء» در آیه دوم این است که به دستورهای الهی عمل شود. آنچه دستور به انجام آن داده شده است، عمل شود و آنچه دستور به ترک آن داده شده است ترک .شود حضرت می فهماند هرکسی که به دستورهای خدا عمل کند او عالم است هر چند تحصیلات مکتب و مدرسه ای نداشته باشد و در ظاهر جزو افراد عامی .باشد. امام صادق در توضیح این سخن فرمود: «إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ يَعْنِي بِالْعُلَمَاءِ مَنْ صَدَّقَ فِعْلُهُ قَوْلَهُ وَ مَنْ لَمْ يُصَدِّقُ فِعْلُهُ قَوْلَهُ فَلَيْسَ بِعَالِمٍ؛ مقصود خداوند از عالمان کسانی هستند که عملشان گفتارشان را تأیید کند، و کسی که عملش گفتارش را تأیید نکند، عالم نیست.»

۲. نجات جامعه از گرفتاری و جهالت

از دیدگاه حضرت فاطمه ، مصداق بارز آیه و كُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ، نجات بخش بودن رسول گرامی اسلام است که مردم را از گرفتاری های آتش جهالت نجات بخشید. حضرت زهرا در تطبیق این آیه بر گرفتاری مردم قبل از اسلام و نجات آنان به دست پیامبر اکرم فرمود: «... و شما بر لب حفره ای از آتش بودید از کمی نفرات خوار بودید؛ همچون جرعه ای برای شخص تشنه و لقمه ای برای گرسنه و آتش گیره ای که بردارنده آن زیاد توقف نمی کند و زیر قدم ها قرار داشتید از آبی که چهارپایان در آن میرفتند مینوشیدید و از برگ درختان می خوردید! ذلیل و خوار و سرافکنده بودید میترسیدید مردم شما را از اطرافتان بربایند خداوند تبارک به وسیله محمد الله شما را نجات داد. همچنین حضرت در تفسیر عبارت وَ كُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ) می فرماید: مقصود از «لبه و پرتگاه آتش»، اوضاع گذشته جزیرة العرب است که به دلیل ضعف و ناتوانی شما، هرکس از راه میرسید میتوانست شما را نابود کند؛ همچون جرعه ای برای تشنه و لقمه ای برای خورنده بودید و شکار هر درنده و لگدکوب هر رونده و پایمال هـر رهگذری می.شدید از آب گندیده و ناگوار مینوشیدید و از پوست جانور و مردار رفع گرسنگی می کردید. پست و ناچیز بودید و از هجوم همسایه و هم جوار در هراس» فاطمه زهرا در ادامه میفرماید: مصداق بارز عبارت (فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا) در آیه ۱۰۳ آل عمران حضرت محمد ه است. این تفسیر در روایتی از امام صادق(ع) چنین بیان شده است: «بابِي وَ آمِي وَ قَوْمِي وَ عَشِيرَتِي عَجَبْ لِلْعَرَبِ كَيْفَ لَا تَحْمِلُنَا عَلَى رُه وُسِهِمْ وَ اللَّهُ تَعَالَى يَقُولُ فِي كِتَابِهِ وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِنْهَا فَبِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أنقذوا؛ پدرم و مادرم و قومم و عشیره ام به فدایـش! از عـرب تعجب است که چگونه ما را بر سرشان حمل نمیکنند؛ در حالی که خدای عزوجل در کتابش می فرماید: وَكُنتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا ؛ پس به وسیله رسول خدا نجات پیدا کردند.

دل سوزی و رأفت پیامبر اسلام صلى الله عليه وسلم

حضرت زهرا در تفسیر آیه «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ) می فرماید: «ای مردم، پیامبری از میان شما برانگیخته شد که رنج های شما بر او گران آمده و دل سوز برای شماست و با مؤمنان مهربان و عطوف است. رسالت خود را با انذار انجام داد، از پرتگاه مشرکان کناره گیری کرد شمشیر بر فرقشان نواخت گلویشان را گرفت و با حکمت و پند و اندرز نیکو به سوی پروردگارشان دعوت کرد بتها را نابود ساخت و سر کینه توزان را شکست تا جمعشان منهزم شد و از میدان گریختند تا آنگاه که صبح روشن از پرده شب برآمد و حق نقاب از چهره ،برکشید زمامدار دین به سخن درآمد و فریاد شیطان ها خاموش شد و خار نفاق از سر راه برداشته شد و گره های کفر و تفرقه از هم گشوده شد و دهانهای شما به کلمه اخلاص باز شد.»

۴. سرزنش انصار

صدیقه طاهره وقتی با انصار سخن میگفت از یاری ندادن آنان شکایت کرد و فرمود: شاید گمان میکنید چون رسول خدا از دنیا رفته است، دیگر وظیفه ای ندارید و کار را تمام شده می بینید! اما قرآن کریم می فرماید: ﴿وَ مَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ وَ مَن يَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ)؛ «و محمد جز فرستاده ای نیست که پیش از او نیز فرستادگانی بودند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود، شما به آیین گذشته خویش بازمیگردید؟ و هرکس به آیین گذشته خویش بازگردد، هیچ زیانی به خداوند نخواهد رساند و به زودی خداوند شاکران را پاداش خواهد داد.

حضرت فاطمه با تلاوت این آیه خطاب به انصار که پیشینه درخشانی در یاری رسول خدا داشتند به آنها هشدار میدهد که اگر گمان کرده اید چون پیامبر از دنیا رفته است دیگر نباید از ما حمایت کنید، باید بدانید که با این کار جز به خودتان زیان نخواهید رساند. در ادامه نیز برای تأکید این آیه را تلاوت می فرماید: (إِن تَكْفُرُوا أَنتُمْ وَمَن فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ )؛ «اگر همه شما مسلمانان و هر انسانی که روی زمین است همگی کافر شوید، پس به راستی که به خدا زیانی نمیرسد و ] بیشک خداوند بی نیاز و ستوده است.

د. یاران شیطان در سقیفه

خدای متعال در خصوص اجابت کنندگان شیطان میفرماید: وَ قَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ مَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنفُسَكُم)؛ «در روز قیامت شیطان به پیروانش میگوید خداوند به شما وعده حق داد و مـن بـه شـمـا وعـده باطل] دادم و تخلف کردم. من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوتم را پذیرفتید بنابراین مرا سرزنش نکنید و خودتان را سرزنش کنید.»

حضرت فاطمه با تطبیق آیه ۲۲ سوره «ابراهیم» بر اصحاب سقیفه می فرماید: پیروان سقیفه دنباله رو و پاسخگویان به ندای شیطان هستند. در این فراز، حضرت مفهوم عبارت «لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِيبِينَ» ( اجابت دعوت شيطان) را به زیبایی تفسیرمی فرماید: «شیطان وقتی فهمید شما توخالی و سبکید از شما درخواست کرد برخیزید و دنبالش بروید. سپس شیطان به طرف غضب تحریکتان کرد و دید آدمهای غضبناکی در برابر امامت امام علی هستید و از حریم خودتان تجاوز کردید و به امری مهم تعیین خلیفه به پا خواسته اید که در شأن شما نیست. این گونه دعوت شیطان را اجابت کردید.

۶. سقوط فتنه گران

خداوند در قرآن می فرماید: أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ)؛ «آگاه باشید آنها در فتنه سقوط کردند و به راستی جهنم بر کافران احاطه دارد.

حضرت زهرا کار اهل مسجد و کسانی را که سالها پای منبر رسول خدا و از اصحاب و نزدیکان ایشان بودند اما در فتنه بعد از رحلت پیامبر به نوعی دخیل بودند و ولی امر و امامشان را کنار گذاشتند با کنار نهادن قرآن کریم یکسان می شمارد و این آیه را تلاوت می فرماید: وَ مَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ) ؛ و هرکس جز اسلام آیینی برای خود برگزیند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است.» این آیه پاسخ مناسبی برای کسانی است که فکر میکنند راه دیگری به غیر از ولایت اهل بیت برای رسیدن به حقیقت و کمال و خداوند وجود دارد آنان سخن از نیکویی همه ادیان به میان می آورند و مدعی اند فرقی نمیکند انسان چه دینی را برگزیند!

حقیقت این است که اگر فاطمه طاهره با لابه لای سخنان خود چنین آیاتی را تلاوت فرمود بدین سبب بود که راهی که مسلمانان در پیش گرفته و زاویه ای که با حق ایجاد کرده بودند پایانی جز کفر و شرک نداشت و این همان حقیقتی است که قرآن بیان می فرماید: (ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُ وا السُّوأَىٰ أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَ كَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ ) : " «پس سرانجام کسانی که اعمال بد مرتکب شدند، به جایی رسید که آیات خدا را تکذیب کردند و آنها را به مسخره گرفتند.»

در این زمانه نیز کسانی را میبینیم که به راستی مصداق این آیه هستند و با اینکه پیشتر افرادی بسیار متدین و پایبند به احکام شرع بودند، راه خویش را کج کرده اند و در مقابل دین و متدینان قرار گرفته اند. افرادی را می بینیم که از آغاز، فعالیت های بسیاری در دفاع از دین حق و مبارزه با باطل داشته اند امـا کـم کـم بـه انحرافاتی کشیده شدهاند که باور کردنش مشکل است.

حجت الاسلام عبدالکریم پاک نیا تبریزی

ارسال نظرات