۰۸ آذر ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۷
کد خبر: ۷۹۸۹۳۴
یادداشت:

حوزه‌های علمیه و کنش‌گری فعال سیاسی

حوزه‌های علمیه و کنش‌گری فعال سیاسی
وحدت و همکاری علمی و فرهنگی، هم‌اندیشی و تبادل نظر اساتید و فضلای دو حوزه مهم شیعی، قم مقدس و نجف اشرف، اتفاقی بسیار مبارک و مهم است. دین و سیاست شرعی قابل تفکیک از یکدیگر نیستند و دین‌مداری و سیاست‌مداری در عصر انقلاب اسلامی، تأثیری ویژه بر هم داشته‌اند.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، کنگره بین‌المللی بزرگداشت فقیه اصولی و متفکر بزرگ عرصه اندیشه سیاسی، صاحب اثر فاخر «تنبیه الامة و تنزیه الملة»، علامه میرزای نائینی (قدس سره) ابتدا در حوزه‌های علمیه قم و مشهد برگزار شد و اکنون با همت عتبه مقدسه امیرالمؤمنین (علیه السلام) و عتبه مقدسه حسینی و با حضور باشکوه اساتید و فضلای حوزه‌های علمیه نجف اشرف، قم مقدس و مشهدالرضا، روز پنج‌شنبه ششم آذرماه در شهر نجف و همچنین روز شنبه، هشتم آذرماه، در کربلای معلا در حال برگزاری است.

وحدت و همکاری علمی و فرهنگی، هم‌اندیشی و تبادل نظر اساتید و فضلای دو حوزه مهم شیعی، قم مقدس و نجف اشرف، اتفاقی بسیار مبارک و مهم است. دین و سیاست شرعی قابل تفکیک از یکدیگر نیستند و دین‌مداری و سیاست‌مداری در عصر انقلاب اسلامی، تأثیری ویژه بر هم داشته‌اند.

نقش حوزه‌های علمیه در سپهر سیاسی و اجتماعی ایران، همواره یکی از بنیادی‌ترین عناصر هویت دینی و تمدنی بوده است. انقلاب اسلامی علاوه بر تأثیرگذاری در تحولات سیاسی، در ساختار دانشی و مأموریت‌های حوزه نیز تحولی تاریخی و تمد‌نساز ایجاد کرد. «حوزه پیشرو و سرآمد»، نقش مبارزاتی خود در برابر استبداد و استعمار را با مقاومت در برابر جبهه استکبار جهانی و تمدن‌سازی تداوم می‌بخشد.

حوزه‌های علمیه لازم است با «کنش‌گری فعال سیاسی»، رسالت تاریخی و تمدنی خود را به‌طور مطلوب ایفا نمایند. اگر جریان بی‌تفاوت و غیرانقلابی در حوزه‌های علمیه رشد کند، آن‌ها را به نهادهایی بی‌تأثیر یا کم‌اثر، منزوی و بریده از رسالت خود تبدیل خواهد کرد.

حوزه باید «مسئله‌شناس»، «پیش‌برنده»، «روشنگر اجتماعی» و «منبع قدرت نرم نظام اسلامی» باشد و این هویت بدون حضور در میدان سیاست محقق نمی‌شود.

ضرورت «کنش‌گری فعال سیاسی» حوزه

سیاست ریشه در هویت حوزه دارد. نگاه حاشیه‌ای به سیاست، هویت تاریخی و تمدنی حوزه را تحریف می‌کند. سیاست، بخشی از هویت تاریخی، معرفتی و تمدنی حوزه‌های شیعه است و نباید فعالیتی اضافی و غیرلازم تلقی شود.

این نگاه ریشه در موارد زیر دارد:

الف: مبانی دینی سیاست

· سیاست به معنای تدبیر امور جامعه و یکی از ابعاد «اقامه توحید، عدل، قسط و حکم الله» است.

· رسالت پیامبران، هدایت کلان جامعه است و نه صرفاً هدایت فردی.

· سیره نبوی و علوی بر تأسیس دولت، اداره جنگ، عقد قراردادها و مدیریت اقتصاد گواهی می‌دهد.

· سیاست در اسلام به معنای هدایت «سبک زندگی جمعی» است، نه فن کسب قدرت یا رقابت در آن به هر قیمتی.

ب: نقش تاریخی روحانیت

حوزه‌های شیعه همواره در کنار مردم ایستاده‌اند:

· در مقابل سلطه‌های ستمگر سیاسی.

· در بحران‌های اجتماعی.

· در مبارزه با استبداد و استعمار و دفاع از حق، برقراری عدالت و مبارزه با فساد پیشتاز بوده‌اند.

· در مشروعیت‌سازی، کارآمدسازی، جلوگیری از انحراف و حرکت در مسیر تحقق اهداف حاکمیت دین، همواره نقشی ویژه ایفا کرده‌اند.

بنابراین، کنش سیاسی حوزه «تفنن» نیست، بلکه هویت تاریخی و تمدنی ریشه‌دار حوزوی است.

حوزه پیشرو؛ یعنی حوزه کنش‌گر

«پیشرو بودن حوزه» به این معناست:

۱. حوزه‌ای که در برابر رخدادهای سیاسی بی‌تفاوت نمی‌ماند:

بی‌تفاوتی مساوی است با:

· از دست دادن اثر اجتماعی و تأثیر سیاسی.

· واگذاری میدان به جریان‌های سکولار.

· دینی شدن فرد و غیردینی شدن جامعه.

 ۲. حوزه‌ای که قدرت تحلیل سیاسی تولید می‌کند:

حوزه باید:

· معضلات اجتماعی و سیاسی را بشناسد.

· صورت‌بندی نظری برای اداره جامعه ارائه دهد.

· به سیاست‌مداران جهت بدهد.

· تراز اسلامی را معیار سنجش سیاست قرار دهد.

 ۳. حوزه‌ای که وجدان بیدار جامعه است:

یعنی حوزه باید:

· انحراف‌ها را هشدار دهد.

· ظلم و فساد را نقد کند.

· از محرومان دفاع کند.

· مطالبه‌گر عدالت و مبارزه با فساد باشد.

چرا کنش‌گری سیاسی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است؟

· ضرورت دینی:

آیات قرآن، روایات معصومان و تجربه اسلامی نشان می‌دهد که عدالت، امر به معروف، جهاد، دفاع، قضا، اقتصاد و امنیت، مسائلی سیاسی‌اند و فقیه نمی‌تواند مدعی «بی‌طرفی» باشد.

· ضرورت عقلی:

عقل حکم می‌کند اگر اهل حق وارد سیاست نشوند، اهل باطل میدان را پر می‌کنند. قدرت سیاسی اگر در چارچوب دین، دانش، حق و عدل مهار نشود، به ظلم می‌انجامد.

· ضرورت اجتماعی: جامعه امروز با جنگ شناختی، رسانه‌های جهانی، بحران هویت، چالش عدالت و فشار فرهنگی دشمن روبرو است. حوزه اگر در این میدان نباشد، جامعه بی‌پناه می‌شود.

· ضرورت تمدنی:

ایجاد «تمدن نوین اسلامی» نیازمند فقه سیاسی، مردم‌سالاری دینی، تربیت مدیران مؤمن و نظریه‌پردازی جامعه‌ساز است. بدون حضور فعال حوزه، این پروژه ناقص می‌ماند.

کنش‌گری سیاسی؛ نه حزبی‌گری

در تبیین مأموریت حوزه باید توجه داشت:

· کنش سیاسی با فعالیت حزبی و جناحی متفاوت است و میدان کنش‌گری فعال حوزه و روحانیت ابعادی گسترده دارد که بخشی از آن به این شرح است:

  · تبیین و هدایت سیاسی جامعه، بصیرت‌افزایی، گفتمان‌سازی، جریان‌سازی، انسجام‌بخشی، حمایت کلان از نظام مقدس جمهوری اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر، ارائه مشاوره سیاسی و تصمیم‌سازی، مرزبانی و دیده‌بانی دینی امور سیاسی، حمایت از محور مقاومت و مبارزه با استبداد و استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیست‌ها، تقویت پیوند امت و امامت و مقابله با اختلاف و تفرقه و فتنه با محوریت ولایت فقیه.

 · تربیت طلاب دارای فهم سیاسی.

 · ارزیابی دینی، معرفتی و سیاسی عملکردها و خط‌مشی‌گذاری‌ها و تقویت رویکرد اخلاقی، اجتماعی و مردمی در رفتار سیاسی.

 · تولید نظریه‌های اسلامی در مسیر خودسازی، جامعه‌پردازی، تمدن‌سازی و تدوین نظامات اجتماعی و سیاسی.

 · مقابله با جریان‌های ضد دینی و جنگ ادراکی و رسانه‌ای دشمنان.

 · حضور فعال در مسائل مردم (عدالت، مبارزه با فساد، رفع تبعیض، توجه به معیشت مردم، مواسات و خدمت مومنانه به محرومان).

 · حمایت از آرمان‌های انقلاب اسلامی و مقاومت.

حوزه باید راهبردهای کلان نظام را پشتیبانی فکری کند:

· مردم‌سالاری دینی.

· عدالت و پیشرفت.

· اقتصاد مقاومتی و مردمی‌سازی اقتصاد.

· مقاومت، استقلال و آزادی‌های مشروع.

· صیانت از هویت تاریخی، تمدنی و اسلامی جامعه.

حوزه باید تولیدکننده کادرِ برخوردار از صلاحیت‌های دانشی حوزوی در عرصه حکمرانی دینی باشد.

بدون«فقیه سیاست‌شناس»، «متفکر حکمرانی» و «نظریه‌پرداز تمدنی»، نظام اسلامی از پشتوانه علمی دینی محروم می‌شود.

نتیجه‌گیری

حوزه‌های علمیه اگر می‌خواهند:

· دینداری مردم را تقویت کنند،

· در جامعه مؤثر باشند،

· حافظ هویت اسلامی ایران باشند،

· همراه مردم بمانند،

· پشتیبان دین، دانش، عدالت، پیشرفت، عقلانیت، معنویت، عزت و کرامت در چارچوب حاکمیت دین باشند،

· و در تحقق تمدن نوین اسلامی سهمی داشته باشند،

چاره‌ای جز «کنش‌گری فعال سیاسی» ندارند.

این کنش‌گری یک سلیقه نیست، بلکه ضرورتی دینی، عقلی، تمدنی و تاریخی و بخشی از هویت حوزه پیشرو و سرآمد است. حوزه‌ای که از سیاست فاصله بگیرد، از رسالت و مأموریت خود فاصله گرفته و حوزه‌ای که در سیاست فعال باشد، می‌تواند موتور معرفتی و معنوی انقلاب اسلامی باشد.

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام ظله):

«دلواپسی امام بزرگوار از اینکه جریان تحجّر و تقدّس‌نمایی،حوزه‌ی علمیّه را دچار وسوسه‌ی جدایی دین از سیاست و فعّالیّت‌های اجتماعی کند و راه درست پیشرفت را مسدود سازد، آشکار است. این دغدغه ناشی از ترویج جریان خطرناکی است که دخالت حوزه در مسائل اساسی مردم و ورود در فعّالیّت‌های اجتماعی و سیاسی و مبارزه‌ی آن با ظلم و فساد را منافی با قدسیّت دین و حریم معنوی آن وانمود می‌کند و روحانیّت را به صلح کل بودن و دوری کردن از مخاطرات ورود در سیاست سفارش می‌کند.

ترویج این توهّم باطل، بزرگ‌ترین هدیه به عوامل استعمار و استکبار است که همواره از حضور و ورود علمای دین در معرکه‌ی مبارزه با آنان زیان دیده و در موارد متعدّد شکست خورده‌اند؛ و بزرگ‌ترین هدیه به عوامل نظام فاسد و فاسق و مزدوری است که با حرکت ملّت ایران به رهبری یک مرجع تقلید، ریشه‌کن و ازاله شد.

قدسیّت دین بیش از همه‌جا در میدان‌های جهاد فکری و سیاسی و نظامی بُروز می‌کند و با فداکاری و جهاد حاملان معارف دین و نثار خون پاک آنان تثبیت می‌شود. قدسیّت دین را در سیره‌ی پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) باید دید که در هنگام ورود به یثرب، اوّلین اقدامش تشکیل حکومت و تنظیم نیروی نظامی و یکپارچه کردن عرصه‌ی سیاست و عبادت در مسجد بود.

حوزه‌ی علمیّه برای حفاظت از اعتبار معنوی و وفاداری به فلسفه‌ی وجودی‌اش باید از مردم و جامعه و مسائل اساسی آن هرگز جدا نشود و جهاد را در همه‌ی گونه‌هایش در هنگام نیاز،وظیفه‌ی قطعی خود بداند.»

(۱۷/۲/۱۴۰۴)

وَأَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ (۴۹) أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (۵۰)

(سوره مائده)

عباس کعبی

۸ آذر ۱۴۰۴

ارسال نظرات