۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۶:۰۱
کد خبر: ۸۰۲۵۵۳

بازیگر اسپانسر خطرناک‌تر از بازیگر تکراری!

بازیگر اسپانسر خطرناک‌تر از بازیگر تکراری!
بازیگر اسپانسر، نه‌تنها تکرار را تشدید می‌کند، بلکه شایستگی را حذف و آینده حرفه‌ای بازیگری را تهدید می‌کند.

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، بارها بازیگران شناخته‌شده از بسته بودن چرخه انتخاب بازیگر در تلویزیون و نمایش‌خانگی گلایه کرده‌اند؛ چرخه‌ای که هم در سطح بازیگران و هم در عوامل تکرار می‌شود. برخی کارگردان‌ها صراحتاً می‌گویند: «به ترکیب برنده دست نمی‌زنیم.» اما این محافظه‌کاری، بیش از هر جا، در انتخاب بازیگر به چشم می‌آید.

آن‌قدر برخی بازیگران – مثل مهدی سلطانی – در سریال‌ها و پروژه‌های مختلف تکرار می‌شوند که عملاً فرصتی برای فاصله‌گذاری و خلق تفاوت در نقش‌هایشان باقی نمی‌ماند؛ از نقشی به نقش دیگر، تغییرات گاه به رنگ ریش محدود می‌شود. این وضعیت در رئالیتی‌شوها حتی پررنگ‌تر هم هست؛ گویی جامعه بازیگری به اندازه انگشتان یک دست خلاصه شده است!

تکرار چهره‌ها؛ از قاب سریال تا صندلی مهمان

این چرخه بسته فقط به سریال‌ها محدود نیست. در برنامه‌های گفت‌وگومحور و مهمان‌محور تلویزیون نیز، نام‌ها و چهره‌ها مدام تکرار می‌شوند؛ تا جایی که شباهت‌ها و تکرارها بیش از خود محتوا به چشم می‌آید.

تهدید بزرگ‌تر: «بازیگر اسپانسر»

اما در کنار معضل تکرار، پدیده‌ای جدی‌تر هنر بازیگری را تهدید می‌کند: بازیگر اسپانسر.
بازیگران باسابقه‌ای چون رضا بنفشه‌خواه، داریوش ارجمند و در سال‌های اخیر فرحناز منافی‌ظاهر و محمد شیری، بارها نسبت به این پدیده هشدار داده‌اند.

این نگاه تلخ، یادآور حرف‌های قدیمی‌تر حسین خانی‌بیک و ابراهیم آبادی است؛ جایی که مسئله روشن می‌شود:
برخی افراد پول می‌دهند تا بازی کنند، نه این‌که به‌خاطر توانایی‌شان انتخاب شوند. از سوی دیگر، تولیدکننده‌ای که زیر بار هزینه‌های سنگین تولید خم شده، توان ساخت محصول باکیفیت را از دست می‌دهد. نتیجه روشن است: فرصت‌ها برای بازیگران حرفه‌ای کمتر و کمتر می‌شود.

وقتی پایان یک سریال از روی لیست بازیگران قابل پیش‌بینی است

کافی است نگاهی به ترکیب بازیگران یک سریال یا فیلم بیندازید؛ اغلب می‌توان سرنوشت آن اثر را از پیش حدس زد. نقش‌هایی مصنوعی، بازی‌هایی از هم گسیخته و آثاری کم‌جان که نه جذاب‌اند و نه ماندگار. آثاری که حتی انگیزه تماشای‌شان را از مخاطب می‌گیرند.

بازیگری؛ میان آموزشگاه‌های مشکوک و روابط تحمیلی

به نظر می‌رسد زمان آن رسیده که به‌طور جدی به وضعیت بازیگری فکر شود؛ از آموزشگاه‌های عجیب با وعده‌های فریبنده و دستمزدهای نجومی، تا سرمایه‌گذارانی که تهیه‌کننده را مجبور می‌کنند بستگان و آشنایان‌شان در پروژه‌ها حضور داشته باشند و حتی پدیده تازه‌تری که در آن برخی کارگردان‌ها حضور همسر یا اعضای خانواده‌شان را در آثار «ضروری» می‌دانند.

سؤال ساده اما اساسی است: با چه پشتوانه‌ای؟ استعداد؟ شایستگی؟ یا صرفاً نظر شخصی؟

در این میان، ده‌ها بازیگر مستعد و کاربلد در خانه نشسته‌اند؛ یا آن‌قدر پیشنهاد ندارند که ناچار به ترک حرفه و رفتن سراغ مشاغل دیگر شده‌اند. حتی ستاره‌ها هم پیشنهادهای دندان‌گیر دریافت نمی‌کنند. نتیجه، تکرار یک عده خاص و واگذاری میدان به منطق بیزنس و تجارت است؛ جایی که «بازیگر اسپانسر» به انتخاب اول تبدیل می‌شود.

از نمایش‌خانگی تا تلویزیون؛ یک مسیر نگران‌کننده

اگرچه این اتفاق ابتدا در شبکه نمایش‌خانگی پررنگ شد، اما حالا بسیاری از بازیگران پیشکسوت معتقدند همان روند، با همان الگو، به سریال‌های تلویزیونی نیز تحمیل شده است: بازیگران تحمیلی، بازیگران اسپانسر و چرخه‌ای که بیش از پیش، شایستگی را به حاشیه می‌راند.

ارسال نظرات