۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۵۱
کد خبر: ۸۰۳۶۰۲
مظاهری سیف مطرح کرد؛

از معنویت راستین تا اعتراض مقدس

از معنویت راستین تا اعتراض مقدس
کارشناس حوزه معنویت پژوهی با بیان اینکه، فرقه ها و نحله های معنوی وادراتی، موجب تضعیف هویت می شوند، یکی از کارکردهای معنویت‌های راستین را اعتراض مقدس دانست.
اشاره: هویت، به مثابه هسته مرکزی و زیربنای فرهنگ، عنصری بنیادین در شکل‌گیری ساختارهای اجتماعی و فردی محسوب می‌شود. این مفهوم فراتر از یک مجموعه صرف از ویژگی‌ها، به «کلِ سازمندِ» خصوصیات فردی و اجتماعی، احساسات، اندیشه‌ها و تعاملات نمادین اطلاق می‌گردد. هویت از طریق فرآیند «کنش متقابل» با خویشتن و جامعه شکل می‌گیرد و پاسخی بنیادین به پرسش وجودی «من کیستم؟» ارائه می‌دهد. در واقع، هویت بازتابی از تعریف فرد از «خود» در تقابل با «دیگری» است که مستقیماً از جهان‌بینی، ایدئولوژی و نظام ارزشی حاکم بر ذهنیت فرد نشأت می‌گیرد.
 
در این میان، ادیان و نحله‌های فرهنگی به دلیل اتکا به نظام‌های معنایی و ارزشی مشخص، نقشی تعیین‌کننده در معماری جهان‌بینی و جهت‌گیری‌های ایدئولوژیک افراد ایفا می‌کنند و الگوهای کنش و رفتار اجتماعی را می‌سازند. با این حال، در معادله پیچیده هویت‌سازی، ورود «فرقه‌ها» و جریان‌های فرهنگی انحرافی می‌تواند تهدیدی جدی برای یکپارچگی هویت محسوب شود.
 
از رو خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، با مظاهری سیف، کارشناس حوزه فرق و ادیان، در خصوص نقش فرقه ها و نحله های فرهنگی در تضعیف هویت و هویت زدایی به گفت‌وگو نشسته که در ادامه ذکر می‌شود.
 
رسا: فرقه ها و نحله های فرهنگی چه نقشی در هویت زدایی ایرانی اسلامی ایفا می کنند؟
 
ظهور جریان‌های فرهنگی و معنویت‌های نوپدید، منجر به تحریف باورهای بنیادین افراد نسبت به هستی‌شناسی (خدا)، معنای زندگی و جهان‌بینی (نگاه به دنیا و آخرت) می‌گردد. تضعیف و انحراف این باورهای معنوی، زمینه‌ساز شکل‌گیری «خودگرایی» و «خودمحوری» به جای «خدامحوری» است. در چنین پارادایمی، فرد تنها محور ارزش‌های خویش تلقی می‌شود که این امر پیامدهای اجتماعی مخربی به دنبال دارد.
 
از منظر روان‌شناختی و جامعه‌شناختی، این رویکرد موجب می‌شود افراد در صورت دستیابی به فرصت‌ها و منابع، دچار بهره‌کشی و سوءاستفاده شوند و در صورت محرومیت یا عدم دستیابی به آن‌ها، با مشاهده موفقیت دیگران، دچار واکنش‌های عصبی، پرخاشگرانه و اضطراب شدید ناشی از حس رقابت‌طلبی و عقب‌ماندگی گردند. این وضعیت، فرد را به انجام انواع کنش‌های رفتاری نامطلوب برای جبران آن عقب‌افتادگیِ ادراک‌شده وامی‌دارد. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که تحریف و تضعیف باورهای دینی که منجر به جایگزینی خودمحوری با خدامحوری می‌شود، نقشی کلیدی و بنیادین در تضعیف هویت جمعی و فرسایش جامعه انسانی-اسلامی ایفا می‌کند.
 
تشییع باشکوه پیکر شهدای مدافع امنیت + فیلم
 
رسا: معنویت های راستین چه عناصر دینی و فرهنگی و هویتی را تقویت می کنند؟
 
در تقابل با «معنویت‌های کاذب»، «معنویت راستین» بر تقویت مؤلفه‌هایی همچون عبودیت، ذکر الهی، ارتباط متعالی با خداوند و عشق به ذات اقدس ربوبی استوار است. پذیرندگان این مسیر، به دلیل درونی‌سازی ارزش‌های الهی، به «ایثار» و «فداکاری» روی می‌آورند و حتی حاضرند برای نجات دیگران، از منافع شخصی خود بگذرند.
 
هم‌زمان با تثبیت رویکرد «خدامحوری» در این افراد، حساسیت نسبت به پدیده‌های ناصوابی چون ظلم و ناعدالتی اجتماعی یا خطاهای مدیریتی آسیب‌زا و فشار به اقشار ضعیف جامعه تشدید می‌گردد. انسان معنوی که با منشأ مطلق رحمت، عدالت و خیر انس گرفته است، در مواجهه با هر کجی و پلیدی، واکنشی فعالانه نشان می‌دهد و از بی‌تفاوتی مطلق فاصله می‌گیرد. چنین فردی نه تنها خود را از آلودگی به عوامل تاریکی و فساد مصون می‌دارد، بلکه با تلاش برای نجات دیگران از این دامن، مانع از ماندگاری آن‌ها در وضعیت سقوط می‌شود. حتی در صورت وقوع خطا یا سهو، سازوکار «توبه» و «اصلاح ذات‌البین» در او فعال می‌شود.
 
بنابراین، در معنویت حقیقی، فرد نسبت به عوامل ظلم و فساد هم از منظر درونی (گریز و پرهیز) و هم از منظر بیرونی (مقابله و حساسیت اجتماعی) موضعگیری می‌کند. این پیامدهای عملی و رفتاری، شاخص‌های تمایز معنویت اصیل از معنویت‌های انحرافی و فرهنگ‌های مبتذل دنیوی است.
 
بررسی نقش مخرب دراویش داعشی، فرقه ضاله بهائیت، ری‌ استارت و حلقه عرفان در آشوب‌های محله‌محور+ عکس
 
رسا: با توجه به آنچه گفتید، در واقع معنویت راستین، خودش زمینه ساز اعتراض است! در اینصورت نقش معنویت راستین در پیشگیری از آشوب‌ها، اغتشاشات و سوء استفاده‌های دشمن تروریست چیست؟
 
کارکرد حیاتی معنویت راستین، پیشگیری از جریان‌های آسیب‌زا، اغتشاشات اجتماعی و خنثی‌سازی زمینه‌های نفوذ بیگانه است. این پارادایم معنوی، مکانیزمی موسوم به «اعتراض مقدس» را در جامعه فعال می‌سازد. بدین معنا که شهروندان دارای رویکرد و هوشیاری معنوی، در مواجهه با پدیده‌های منفی و آسیب‌زا، واکنشی به‌موقع و پیش‌دستانه نشان می‌دهند و اجازه نمی‌دهند انباشت فساد و عوامل بحران‌زا، فضای اجتماعی را تا آستانه انفجار و فروپاشی پیش ببرد.
 
رسا: با یعنی معنویت اصیل، اولا ظلم را بر نمی‌تابد و نسبت به آن در هر کجا معترض خواهد بود، چنانچه امروز جامعه معنوی ایران، به صورت ویژه در برابر ظالمان و مستکبران جهان ایستاده و برای آن نیز هزینه می‌دهد. البته شاید در شرایط داخلی کمی شرایط متفاوت باشد زیرا ما از یکسو با کنشهای ظالمانه دشمنان خارجی همچون تحریم های آمریکا روبرو هستیم، از یکسو با کنشهای ظالمانه صاحبان زر یا مافیای اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنیم و در این سو نیز گاهی با تصمیمات یا اقدامات ناصواب برخی مسئولان مواجه می‌شویم که معیشت مردم، یا توان اقتصادی بخش خصوصی را زیر ضربه قرار می‌دهد. در خصوص این شرایط خاص در ایران عزیز، این مکانیزم «اعتراض مقدس» برآمده از معنویت اصیل و راستین چه نسخه‌ای پیش روی جامعه معنوی قرار می‌دهد؟
 
مفهوم «اعتراض مقدس» در اینجا به نوعی کنش انتقادیِ زمان‌مند اشاره دارد که پیش از وقوع بحران، در قالبی مصلحت‌جویانه، مسالمت آمیز و منطقی آغاز می‌گردد. این نوع اعتراض، برخلاف کنش‌های کورکورانه و پرخاشگرانه، از تبدیل شدن نارضایتی به خشونت، تجاوز یا ظلم مضاعف علیه دیگران جلوگیری می‌کند. هدف اصلی این کنش، رفع مظالم است، نه ایجاد هرج‌ومرج یا آسیب‌رسانی به جمعیت.
 
در واقع، اعتراض مقدس با بهره‌گیری از حساسیتِ ذاتیِ معنویت راستین، پیش از آنکه نارضایتی در میان لایه‌های خودمحور و دنیاگرا به بن‌بست انفجاری برسد، نسبت به هر نوع ظلم و فساد عمدی یا سهوی آغاز به ایستادگی در برابر ناعدالتی‌ها می‌کند. این کنش جمعی، ماهیتی پیش‌دستانه دارد و با اتکا به مؤلفه‌های ایثار، فداکاری، شجاعت و برنامه‌ریزی دقیق و مدون، به صورت پیگیرانه برای مقابله با هر نوع فساد و ریشه‌کنی عوامل تاریکی در جامعه گام برمی‌دارد.
 
فرقه‌های نوظهور در میدان بحران، پروژه آشوب با پوشش معنویت
 
به نظر می‌رسد حیاتی‌ترین کارکرد این جریان، ایجاد سازوکار ایمنی درونی است؛ به این معنا که ماهیت «مقدس» این حرکت، اجازه شکل‌گیری ظلم و فساد در درون بدنه خود را نمی‌دهد. به محض تلاش عوامل برای نفوذ و انحراف مسیر، «حساسیت‌های معنوی» به عنوان یک سپر دفاعی عمل کرده و مانع از تحقق این نفوذ می‌گردد. شاهد عینی این پدیده، مراحل ابتدایی جریانات اخیر است که در آن، تلاش عوامل نفوذی برای ورود به عرصه، با هوشیاری و مقاومت بخشی از کسبه و بازاریان مواجه شد و مسیر حرکت آن‌ها از مسیر متفاوت عوامل بیگانه تفکیک گردید.
 
با این وجود، جامعه هنوز به طور کامل به سطح مطلوب «هوشیاری معنوی» دست نیافته و در این زمینه دارای عقب‌ماندگی است. عدم بلوغ کامل این هوشیاری جمعی، ناشی از برخی موانع ساختاری و فرهنگی است که مانع از فعال‌سازی به‌موقع «اعتراض مقدس» در زمان مقرر گردید. این تأخیر در واکنش‌دهی مناسب، باعث شد که نارضایتی‌های اجتماعی به جای تخلیه در قالب اعتراضات مدیریتی‌شده و مسالمت‌آمیز، در قالب «اعتراض انفجاری» بروز کند.
 
عدم فعال‌سازی به‌موقع حساسیت‌های معنوی نسبت به رخدادهای ظالمانه و ناعدالتی‌ها، منجر به هم‌راستایی بخشی از اعتراضات با اغتشاشات گردید. این وضعیت، بستر لازم برای نفوذ عوامل بیگانه را فراهم ساخت و ماهیت اعتراضات را دگرگون کرد. اعتراضی که باید با هدف رفع ظلم و ریشه‌کنی فساد تداوم می‌یافت، متأسفانه تحت تأثیر نفوذهای مخرب، دچار انحراف شد و به سرعت به بن‌بست و مرگِ اجتماعی رسید.
 
راهپیمایی 22 دی؛ حماسه ای ماندگار و باطل السحر توطئه‌های استکبار
 
رسا: با این نگاه که شما گفتید، فکر میکنم آنچه ما در 22 دی ماه مشاهده کردیم همان کنش معنوی یا اعتراض مقدس جامعه نسبت به ظلم مضاعفی بود که تیم‌های تروریستی آمریکایی صهیونی و جمعی از اوباش و اراذل در شبهای تاریک 18م و 19م دیماه انجام داده بودند. البته این اقدام مؤمنانه، واکنشی علیه آن فساد و جنایت آشکار بود. به نظر شما راهکارهای ترویج معنویت راستین با هدف پیشگیری از آشوب‌ها و اغتشاشات چیست؟
 
به نظر می‌رسد ارتقای سطح «هوشیاری معنوی» در جامعه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. تقویت بعد معنوی و تعمیق «رابطه قلبی با خداوند» در شهروندان، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری کنش‌هایی همچون «قیام لِلّه»، اعتراض به‌موقع، پیگیری مستمر و شجاعت در مواجهه با مسائل گردد که در نهایت منجر به تحقق اصلاحات اجتماعی خواهد شد.
 
از این‌رو، تقویت هوشیاری معنوی و زنده نگه‌داشتن مفهوم «اعتراض مقدس» در افکار عمومی امری حیاتی است؛ زیرا سازش و مدارا با ظلم، ناعدالتی و فساد، با ماهیت «فطرت پاک» و اصول «معنویت راستین» ناسازگار است. در پارادایم معنوی، سکوت در برابر ظلم پذیرفتنی نیست. به ویژه در جامعه‌ای که بنیان‌هایش بر مدار معنویت استوار است و در امتداد انقلابی با هسته مرکزی معنویت حرکت می‌کند، انتظار می‌رود که در برابر پدیده‌های تاریکی و فساد، واکنشی منفعلانه وجود نداشته باشد.
 
بنابراین، تمرکز بر ارتقای هوشیاری معنوی، شرط لازم برای دستیابی به ثمرات مثبت و نتایج کارآمد در مدیریت بحران‌هاست. این رویکرد، جامعه را از سقوط در دام «اغتشاشات» و وقوع «ظلم بر ظلم» که نتیجه‌ای جز تخریب و تشدید بحران ندارد، نجات داده و مسیر را برای اصلاحات هوشمندانه و اثربخش هموار می‌سازد.
ارسال نظرات